علیاکبر عبدالرشیدی
سرانجام "سندروم ویتنام" به کاخ سفید هم سرایت کرد. این اصطلاحی است که بعد از پایان جنگ ویتنام سالها در ادبیات سیاسی و اجتماعی آمریکا به کار رفت و حاکی از نوعی نگرانی مزن و وحشت در آمریکا از خاطره تلخ ویتنام بود. بسیاری از تحلیلگران از همان ابتدای اشغال نظامی عراق به وسیله نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش اعلام کرده بودند که عراق در نهایت ویتنامی دیگر و شاید مهیبتر برای آمریکا خواهد بود. حال به نظر میرسد که این کابوس چون بختکی هولناک بر کاخ سفید هم سایه انداخت.
جرجبوش رئیسجمهور آمریکا زیر سایه این کابوس سرانجام پذیرفت که آتشفشان عراق به عنوان ویتنام دیگری دهان گشوده است. روز پنجشنبه گذشته سخنگوی ارشد بوش اعلام کرد که رویدادهای اخیر در عراق نشان میدهد که سازماندهندگان جریانات جاری در عراق، که او از آنان به عنوان "تروریست" یاد کرد، مایلند همان بلایی را بر سر آمریکاییان بیاورند که "کمونیست"ها در سال 1968 در ویتنام نصیب افکار عمومی آمریکا کردند.
تونی شو در حقیقت بخشی از سخنان بوش را تحلیل میکرد که روز چهارشنبه ایراد کرده بود. بوش گفته بود "تروریستها" در عراق میکوشند با استفاده از ابزار رسانهای افکار عمومی آمریکا را نگران کنند، اما آمریکا این بار مصمم است که در عراق پیروز شود.
سخنان بوش پیش از آنکه تراوش ذهن خود او باشد، بازتاب نظر جامعتری است که چند روز قبل از بوش، توماس فریدمن در نیویورک تایمز مطرح کرده بود و خبر از استراتژی تازه نومحافظهکاران در قبال اوضاع جهانی میدهد.
به خاطر داریم که در جریان جنگ ویتنام هم کاخ سفید از پبروزی قریب الوقوع زیاد سخن میگفت؛ و حتی گفته ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا را هم فراموش کردهایم که میگفت: "آمریکا برای تحصیل صلح در ویتنام می جنگد". جمله نیکسون امروز هم در دکترین بوش مورد تأکید است و یادآور سخن آن گدایی است که میگفت "من برای بی نیازی از خلق است که گدایی میکنم."! بوش در همین سخنان روز چهارشنبه از ضرورت جنگ در عراق برای تحصیل آزادی سخن گفته که دقیقاً شبیه به ذهنیات نیکسون است.
نکته بسیار مهم در سخنان اخیر بوش و به میان کشیدن خاطره تلخ ویتنام از دو ویژگی برخوردار است. اولاً بوش "تروریسم" را معادل "کمونیسم" قرار داده است و سعی کرده نگرانی افکار عمومی را نسبت به بزرگی تهدید "تروریسم" تحریک کند. نکته دیگر اینکه بوش با این معادلسازی، افکار عمومی آمریکا را برای حضوری طولانی تر و جنگی گستردهتر در عراق آماده میکند. از سوی دیگر ضعف و ناتوانی خود را در قبال عراق ناشی از بزرگی بحران عراق توصیف میکند.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی و به گل نشستن کمونیسم، آمریکا خود را پیروز جنگ سرد وتقابل با کمونیسم معرفی کرد و حتی نظریه پردازانی چون فرانسیس فوکویاما از پایان تاریخ و ابدی بودن قطعی و بدون چالش لیبرالیسم در اداره امور جوامع سخن به میان آوردند. از سال 2000 و کمی قبل از آن آمریکا برای توجیه سیاست خارجی خود در قبال ملتهای دیگر، از دشمن فرضی "تروریسم" به جای "کمونیسم" استفاده کرد. مشخصات این دشمن جدید هم دقیقاً همان بود که آمریکاییان در دوران مک کارتیسم از کمونیسم ترسیم کرده بودند که صادر کننده مجوز اقدامات نظامی و اطلاعاتی آمریکا در چهارگوشه جهان بود.
فراموش نکنیم که در جریان مبارزات انتخاباتی جاری در آمریکا برای انتخابات میان دورهای قریبالوقوع کنگره، دموکراتها به طور جدی از نیاز به خروج نیروهای آمریکا از عراق سخن میگویند. تذکار آقای بوش در مقایسه کمونیسم و تروریسم و هم پایه نهادن عراق و ویتنام پاسخی است به دموکراتها که از این زاویه وارد مبارزات انتخاباتی نشوند؛ چرا که در دوران جنگ ویتنام دموکراتها و جمهوری خواهان همسو و یکسان عمل میکردند.
نظرخواهی اخیر نشان داده است که 35 درصد از آمریکاییانی که در انتخابات شرکت خواهند کرد، رأی خود را به دموکراتها خواهند داد و تنها 18 درصد، از سیاستهای بوش طرفداری خواهند کرد. نظرخواهیها در آمریکا همچنین نشان میدهد که افکار عمومی در این کشور به شدت نگران ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق است و این نگران بر نتایج انتخابات آینده تاثیر خواهد گذاشت. به نظر میرسد که جرجبوش با این سخنان کوشیده است که خود را با وضعیت جاری در عراق هست. اما در عین حال آمادگی خود را برای تغییر موضع در قبال سیاستهای جاری آمریکا در عراق اعلام کند.
نارضایتیهای اخیر ژنرالهای آمریکایی و حتی رئیس ستاد ارتش انگلیس از وضعیت جاری در عراق و برکناری تعدادی از فرماندهان نظامی آمریکایی در عراق خبر از تردید و نگرانی در صفوف نظامیان آمریکایی هم میدهد. ژنرال ویلیام کالدول سخنگوی ارشد نظامی آمریکا در عراق درست از آب در نیامده است و به همین علت است که "خشنوتها" در عراق همه را نگران کرده است.
دموکراتها برای رفع نگرانی مردم آمریکا و استفاده از فضای نارضایتی از ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق، خواستار برکناری دونالد رامسفلد از مقام وزارت دفاع آمریکا شده و اعلام کردهاند که برای تامین امنیت واقعی، طرحی در دست دارند که متضمن خروج تدریجی نیروهای نظامی آمریکا از عراق است. رامسفلد در آمریکا به مدافع سیاسهای توسعهطلبانه و جنگ طلبانه نو محافظهکاران در کاخ سفید نشین شناخته میشود. درخواست برکناری او به معنی اولی شدن مخالفت با نظام فکری نو محافظهکاری است.
در پاسخ به طرح دموکراتها بوش هم اعلام کرده است که بخشی از 145 هزار نیروی نظامی آمریکایی از ژانویه سال 2009 خاک عراق را ترک خواهند کرد. این سخن به لطیفهای مضحک بیشتر می ماند تا به یک طرح جدی و استراتژیک. همه این سخنان نشان میدهد که آمرکا وارد عرصه خطرناکی در بحران عراق شده است و این روزها لحظات و نقاط عطف مهمی در جریان تحولاتی است که از سال 2000 در سیاست خارجی آمریکا آغاز شده است.