تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۹۵۸۷۴

پیرامون انتخابات شوراها


رضا طالب
متفاوت‌ترین و مهم‌ترین واقعه ای که بدون شک پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و چهار تاکنون در عرصه حیات سیاسی با آن روبه رو بوده ایم سومین انتخابات شوراهای شهر و روستا است که با دوره های پیشین خود تفاوت بسیار داشت. آنچه شاید این انتخابات را تا اندازه ای از دوره های پیشین متفاوت نشان می دهد، صرف نظر از نتایج آن که فراتر از تحلیل های سیاسی و پیش بینی پذیری براساس پارادایم های رایج و متعارف استدلال سیاسی است، گرایش بسیار شتاب یافته مناسکی شدن در فعالیت برخی از گروه های سیاسی در این انتخابات بسیار بارز بود چنان که این موضوع به گونه های گوناگونی در اعمال بسیاری از نامزدهای انتخاباتی به چشم می خورد. البته باید بپذیریم این روند تنها در انتخابات شورای شهر به چشم نخورد و در دیگر عرصه های انتخاباتی تا حدودی به چشم می آمد. اما آنچه در این میان قابل توجه است این امر بدیهی ست که تحلیل عمیق رفتارها و موقعیت های سیاسی در روزگار ما عمدتا از نقاط پیرامونی به سوی نقاط درونی و اساس رویکردی شبکه‌ای انجام می‌گیرد.
لذا اگر بپذیریم مناسکی شدن امر سیاسی به معنای نمایشی شدن و بارگذاری شدن معنایی زبان و رفتارها است که از میان تمرکز بر اشکال و زیر فشار گذاشتن آنها برای انطباق دادنشان با معانی موردنظر انجام می گیرد. قطعا به خوبی مشاهده کرده ایم که بسیاری از نامزدها در انتخابات اخیر تمایل به آن داشتند که با استفاده از عناصری مانند برخی از شعارها، حرکات و ژست ها دست به تعریف و بازتعریف خود بزنند که حاصل این امر نوعی تصنعی شدن امر سیاسی در همه ابعاد برای آنهاست. این گونه صحنه پردازی ها و مناسکی شدن های کاملا نمایشی اگرچه در هر انتخاباتی توسط برخی افراد دیده می شود، اما باید پذیرفت که چنین رویکردی در نوع فعالیت انتخاباتی اصلاح طلبان نسبت به دیگر گروه های سیاسی فعال در عرصه انتخابات به معنای واقعی کلمه به چشم می خورد. چرا که اصلاح طلبان با توجه به فعالیت ها و اقدامات بسیار ضعیفشان درگذشته در جریان انتخابات اخیر دقیقا همانند کسانی بودند که به شیوه بسیار ترحم انگیزی در میان یک جمع عظیم دست و پا می زدند تا حداقل کمی جلب توجه نمایند.
دست و پازدنی که در عین ترحم انگیز بودن گاهی چنان ملتمسانه به چشم می آمد که حتی مضحک به نظر می رسید. اما با همه اینها همین قواره نامتناسب با تمام ایرادها و اشکالات فاحش موفق شد درصدی از آرای مردم را به خود اختصاص دهد. اگرچه این درصد از آرا در مقایسه با آرای اصولگرایان بسیار ناچیز بود، اما نباید از این نکته بسیار مهم هم غافل شد که چرا باید حتی درصدی اندک از آرای اصولگرایان هم به جریانی اختصاص یابد که از مقبولیت بسیار پائینی در میان مردم برخوردار بوده اند؟ پاسخ به این سؤال علیرغم تمام پیچیده گی های موجود در این انتخابات آنقدرها هم سخت نیست. چرا که حکایت اصولگرایان در این انتخابات درست مانند کسانی بود که منار را ساخته بودند اما چاله را نکنده بودند. اصولگرایان منار در دست در به در به دنبال آن بودند که با محبوبیت و مقبولیتشان در میان مردم چه کنند؟ چرا که رقیب هر چند از کمترین مقبولیت ممکن برخوردار بود اما آقایان اصولگرا هم خود به اندازه کافی آنقدر بی برنامه، ناهماهنگ و فاقد انسجام رهبری بودند که در عمل مردم را با یک سردرگمی جدی مواجه کنند.
اصولگرایان در این انتخابات بی شک از سلاحی برخوردار بودند که هیچ جناحی در این واحد از آن برخوردار نبود؛ حمایت عمومی، محبوبیت و استقبال بی شمار مردم به مثابه پشتیبانی جدی پشتگرمی مناسبی برای اصولگرایان محسوب می شد. اما یک دست نبودن و یک خط نبودن اصولگرایان در این انتخابات موجب شد که اصولگرایان نتوانند از تمامی حمایت مردمی و محبوبیت خود به طور کامل بهره مند شوند. بی نظمی و ناهماهنگ بودنی که اگرچه با درایت و هوشیاری مردم نتوانست تاثیر خاصی بر روند و نتیجه انتخابات داشته باشد اما همین بی نظمی و ناهماهنگی خطری است که همیشه اصولگرایان را با مشکلات جدی مواجه کرده و بعید نیست که تداوم همین یک دست نبودن ها و تکروی ها خصوصا بی نظمی ها و ناهماهنگی های اصولگرایان پس از این به همین راحتی ها به خیر بگذرد. انتخابات شوراها به اعتقاد نگارنده از این منظر می تواند زنگ خطری برای اصولگرایان به حساب آید. و این در حالی است که هر داور منصفی عملکرد اصولگرایان خصوصا دولت احمدی نژاد را در این مدت سپری شده بسیار موفق و مطلوب ارزیابی می‌کند.
که این خود مرهون حاکم شدن گفتمان اصولگرایی در کشور و به دنبال آن توجه ویژه اصولگرایان خصوصا رئیس جمهور به مباحثی همچون عدالت اجتماعی بوده است که بحمدالله دولت اصولگرا تاکنون بسیار خوب به آن پرداخته که همین نکات خود باعث شده تا اصولگرایان با استقبال روزافزون مردمی در سراسر کشور مواجه شوند استقبالی که بی شک روز به روز بر آن افزوده خواهد شد اما همین واقعیت هم نمی تواند آنقدر اصولگرایان را مشعوف و مطمئن سازد که خویشتن را در حصار امنی تصور کنند که از باد و باران گزندی نبیند و از هول و مهابت حیله دشمنان نهراسند این نکته همان موضوع بسیار مهمی است که متاسفانه تاکنون کمتر به آن اشاره شده، چرا که حتی برخی از اصولگرایان درکی ناصواب از آن دارند. در این میان باید عنایت داشت که آنچه در اصل با اصولگرایی منافات دارد بی توجهی به اصول و قدرت جویی است؛حتی قدرتی که داعیه اصولگرایی دارد. هیچ اصولگرایی نباید تصور کند که مغزش منبع فرار حقایق است و هرچه از آن بیرون می ریزد حقیقت ناب است که قطعا تصور چنین فکری خسارت عظیمی به جریان اصولگرایی خواهد زد.
اصولگرایان باید بدانند زمانی پیروزند که وحدت و همدلی و خدمت صادقانه به مردم را فراموش نکنند. همدلی و وحدتی که تنها در پرتوی خدمت واقعی و خالصانه به مردم پدید می آید. اگر چنین وحدتی حاصل شود قطعا فریبکاری، دروغ بافی، شخصیت شکنی و توهین و تخریب توسط دشمنان اصولگرایی نه تنها کارگر نمی افتد که به بهترین شکل ممکن از جانب مردم پاسخ داده می شود و لذا آنچه که ما اصولگرایان به آن حاجت مبرم داریم این است که همدلی و یکپارچگی خود را حفظ کنیم و بر سر مسائل پیش پاافتاده و بیهوده به جان یکدیگر نیفتیم که آزمون های بزرگتری در پیش است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات