تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۱  ، 
کد خبر : ۹۵۸۸۶

انقلاب اسلامى ، تهدیدها و فرصت‌ها


بخش سیاسى خارجی
هرگونه تحول و دگرگونى به خودى خود واکنش برانگیز است. انقلاب، کودتا و.. جملگى مى‌توانند بنابر نوع و شدت خود حکم مولد یا بازدارنده را در مدار نامرئى توسعه روابط بین‌الملل ایفا نمایند. انقلاب‌ها از آنجا که ریشه در بنیان‌ها و باورها دارند، تاثیرات عینى‌تر و عمیق‌ترى را در مناسبات منطقه‌اى و فرامنطقه‌اى خود برجاى مى‌گذارند. به عبارت دیگر “انقلاب” همانند هسته‌اى است که حول خود تشکیل یک کانون یا جریان مى‌دهد. در صورت اینکه انقلاب شمایى ایدئولوژیک و مردمى داشته باشد این کانون با سرعت بیشترى در نظام بین‌الملل و افکارعمومى جهان تاثیر خواهد گذاشت.
براساس آنچه اشاره شد نمى‌توان ظهور یک انقلاب مارکسیستى یا صنعتى در جهان را بى‌تاثیر دانست. اما تاثیرگذارى آنها محدود بوده و معمولا با گذشت زمان سیرى قهقرایى طى خواهند کرد. با مطالعه‌اى تطبیقى میان انقلاب‌هاى فرانسه، روسیه، چین و آمریکاى لاتین در مى‌یابیم که “زمان” عامل و نقطه اتکایى جهت ثبات آنها براساس اصول تعریف شده انقلابیون اولیه نیست و زیربناى آنها همواره در حال تغییر وتحول است.
در انقلاب اسلامى ایران که بدون شک نقطه تحولى در انقلاب‌هاى جهان محسوب مى‌شود، شاهد عکس روند فوق‌الذکر هستیم. یعنى گذشت زمان موجب پررنگ‌تر شدن و حتى در مواردى باز تولید اصول اولیه انقلاب مى‌شود. رمز این روند را باید در عمق پیوندى دانست که میان اسلام و انقلاب برقرار است.
معمولا پس از وقوع هر انقلاب “تهدیدها” و “فرصت‌ها” در مقابل اصول، ارکان و عاملان آن صف‌آرایى کرده و سعى در انحراف آن از مسیر اصلى دارند. در خصوص سایر انقلاب‌ها شاهد هستیم که بنابر موقعیت ژئوپلیتیک یا ایدئولوژى نهفته در آن عده‌اى از کشورها و جریان‌ها در مقابل آن سنگ‌اندازى کرده و برخى دیگر نیز به دفاع و حمایت از آن مى‌پردازند. اما زمانى که انقلاب اسلامى ایران به وقوع پیوست دو بلوک شرق و غرب که شاهد بروز پدیده‌اى تازه در قالب پیوند میان دین و سیاست در کانون خاورمیانه بودند از زاویه‌اى مشترک نسبت به این موضوع نگریستند. آنها که با انقلابى عارى از وابستگى به شرق یا غرب مواجه شده بودند شروع به ایجاد فضایى کاملا تهدیدآمیز در مقابل ایران اسلامى نمودند. در سال‌هاى ابتدایى پیروزى انقلاب سعى مشترک مسکو و واشنگتن بر آن بود که به هر نحو ممکن از ادامه حیات پویاى ملت ایران در چارچوب نظام جمهورى اسلامى جلوگیرى کنند. از این رو فضاى “تهدید” اطراف ایران را فرا گرفت و فرصت‌ها کمرنگ‌تر شدند. انباشته شدن تهدیدات شرق و غرب در نهایت باعث شد تا جنگى 8 ساله بر انقلاب مقدس ایران تحمیل شود. اما تلاش مشترک کمونیسم و امپریالیسم و عمال وابسته به آنها در خاورمیانه نتیجه‌اى کاملا معکوس داد. با پایان جنگ، “ایران” به عنوان قدرتى اسلامى الگوى مسلمانان واقعى و نیز ملت‌هاى آگاه غیرمسلمان درسرتاسر جهان شد. ایستادگى ایران در مقابل شرق وغرب باعث شد تا بسیارى از “تهدیدها” از اطراف ایران کنار رفته و جاى خود را به فرصت‌ها بدهند.
در حال حاضر 28 سال از انقلاب اسلامى مى‌گذرد و هر روز شاهد هستیم بر وزن فرصت‌هاى موجود در اطراف ایران افزوده مى‌شود. امروزه شاهد هستیم که به دنبال پایدارى موفق انقلاب اسلامى ایران جریان‌ها و جنبش‌هاى اسلام‌گرایانه در سرتاسر خاورمیانه روح تازه‌اى یافته‌اند وعملا رخوت به‌وجود آمده پس از رشد جریان کمالیسم در ترکیه و ناصریسم در مصر جاى خود را به تحرکى غیرقابل توقف داده است.
مسلما نقطه گذار خاورمیانه از رخوت انقلاب اسلامى ایران بوده است. امروزه شاهد هستیم که سخت‌ترین مخالفان ایران در اروپا و آمریکا نسبت به قدرت تهران سر تعظیم فرود آورده‌اند و على‌رغم تهدیدات و فشار طیف افراطى سیاستمداران غربی، کلیت جریان‌هاى سیاسى در این مناطق پذیرش ایران قدرتمند و زندگى موثر و تعامل‌آمیز با آن را تنهاترین راه ممکن در برابر خود مى‌دانند.
ماهیت انقلاب اسلامى صرفا “دفع کننده تهدیدات” نیست بلکه تهدیدات را به فرصت تبدیل مى‌کند. حتى در مرتبه‌اى بالاتر شاهد “فرصت‌سازی” دست اندرکاران انقلاب در فضاى خاورمیانه و جهان هستیم. پیشنهاد اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامى مبنى بر تشکیل اوپک گازى نمونه‌اى بارز در این خصوص به شمار مى‌رود.
تهدیدات موجود در اطراف ایران به اندازه‌اى سبک و کم وزن هستند که به هیچ‌عنوان قدرت رقابت با فرصت‌ها را ندارند. سازماندهى و مدیریت بهینه این فرصت‌ها نیازمند حفظ نگرش انقلابى و رویکرد دینى نسبت به مسائل روز نظام بین‌الملل است. نگرشى که رمز اصلى بقاى انقلاب اسلامى در جهان امروز محسوب مى‌شود

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات