به نظر می رسد یکی از دلایل طولانی شدن جنگ ایران و عراق برخورد جانبدارانه و یک طرفه اکثریت کشورهای جهان در قبال دو کشور ایران و عراق بود. در واقع عدم برخورد اصولی با متجاوز و کشور مورد تهاجم واقع شده در این جنگ از همان روز اول جنگ و برخورد نادرست شورای امنیت سازمان ملل متحد کاملاً نمود پیدا کرد. این برخورد و موضع جانبدارانه در تمامی سال های جنگ از سوی شورای امنیت به ویژه پنج عضو دائمی آن که مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بین المللی را به عهده دارند تا آخرین روزهای جنگ ادامه داشت. شورای امنیت در تصمیمات متخذه خود و قطعنامه های صادره برخورد اصولی با جنگ و متجاوز نکرد و حتی تا مدت ها و در زمانی که نیروهای عراقی در هزاران کیلومتر از سرزمین ایران مستقر بودند، خواستار عقب نشینی آنها به مرزهای شناخته شده بین المللی نشد. همچنین شورا در طول هشت سال جنگ هیچ گاه از عراق به عنوان آغازگر جنگ و متجاوز نام نبرد و مسئولیت آن را به رسمیت نشناخت.
اما در مقابل واکنش شورای امنیت به هنگام تهاجم عراق به ایران بسیار متفاوت از واکنش سریع، موثر و قاطعانه آن در قبال تهاجم عراق به کویت در 10سال بعد بود. در اولین روز از حمله سراسری عراق به قلمرو ایران در 31شهریور ،59کورت والدهایم دبیرکل وقت سازمان ملل به هر دو دولت ایران و عراق پیشنهاد کرد که مساعی جمیله خود را به کار بندند و از دو کشور خواستار خویشتنداری و مذاکره برای حل اختلاف شد.
روز بعد شورای امنیت اولین موضع گیری خود را نه از طریق یک قطعنامه قاطع، بلکه از طریق یک بیانیه که اهمیت بسیار کمتر حقوقی و سیاسی داشت، اعلام کرد. در این بیانیه تنها ضمن ابراز نگرانی به طور مبهم از طرفین خواسته شده بود تا به حل اختلافات خود از راه های مسالمت آمیز بپردازند.
نقش شورا
شورای امنیت قطعنامه (479) را (که اولین قطعنامه بود) 6روز پس از شروع جنگ تحمیلی علیه ایران صادر کرد. این قطعنامه تهاجم گسترده و همه جانبه عراق به ایران را تنها وضعیت بین ایران و عراق می خواند و با بی تفاوتی از ایران که هدف تجاوز صریح و وقیحانه قرار گرفته است، می خواست که بلافاصله از کاربرد بیشتر زور خودداری کند.
شورا خواستار برقراری آتش بس نشد و از عراق نخواست تا نیروهای خود را از خاک ایران عقب کشیده و به مرزهای شناخته شده بین المللی بازگرداند. همچنین تجاوز عراق به منزله نقض صلح و یک عمل تجاوزگرانه شناخته نشد و این عمل عراق محکوم نگردید. برعکس قطعنامه660که فقط چند ساعت بعد از حمله عراق به کویت صادر شد، تهاجم عراق به کویت را محکوم کرده و از عراق می خواهد تا بلافاصله و بدون قید و شرط تمام نیروهای خود را به نقاطی بازگرداند که در اول اوت 1990در آنجا مستقر بودند.
شورا می توانست تهاجم عراق به ایران را تهدید علیه صلح یا نقض صلح و یا اعمال تجاوز بداند و لاجرم به مواد 39تا 50منشور از فصل هفتم (مواد 39و40) مراجعه نماید. این دوگانگی برخورد شورا در قبال دو عمل تجاوزگرانه آن هم از جانب یک کشور بیانگر سیاسی و جانبدارانه بودن مواضع شورای امنیت در قبال مسائل مهم سیاست جهانی بوده و بیشتر از هر چیزی منافع کشورهای قدرتمند شورا را متجلی می سازد. در هنگام حمله عراق به ایران، فضای بین المللی خیلی موافق ایران نبود.
ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا و بازداشت 52دیپلمات آمریکایی به مدت 444روز فضای روابط ایران و آمریکا را به بدترین وضعیت خود کشانده بود. از طرفی رابطه ایران با دیگر کشورهای غربی و همچنین با شوروی در این مقطع چندان خوب نبود که این وضعیت قاعدتاً در روابط ایران با این کشورها و در معادلات جنگ و در تصمیمات شورای امنیت تأثیر می گذاشت. این در حالی است که رابطه عراق با شوروی و با آلمان بسیار خوب بود و در سال های میانی جنگ رابطه عراق با آمریکا نیز به تدریج بهبود یافت. در قضیه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، مسئولین این کشور قسم یاد کردند تا انتقام خود را از ایران بگیرند.
مطمئناً آمریکا آن روز هم تأثیر و نفوذ زیادی در شورای امنیت داشت و جنگ عراق با ایران نیز فرصت مناسبی برای تلافی آمریکا ایجاد کرد. آنتونی پارسونز، آخرین سفیر انگلیس در زمان شاه و سفیر وقت این کشور در سازمان ملل متحد، در مورد تمایل آن زمان شورا اظهار داشت: در شورای امنیت هیچ کس در ذهن خود شک نداشت که عراق دست به یک تهاجم گسترده در عمق خاک ایران زده است.
ولی اضافه می کند که هیچ کس مایل به پیروزی ایران انقلابی، این برهم زننده وضع موجود در منطقه نبود. بعد از صدور قطعنامه بسیار ضعیف و ناعادلانه ،479شورای امنیت در سکوتی بسیار سنگین فرورفت که این سکوت همزمان با پیشروی نیروهای عراقی در داخل خاک ایران و تحکیم مواضع آنها در مناطق تحت اشغال خود بود تا این که با آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ،1361شورای امنیت به درخواست اردن و حمایت آمریکا بعد از 21ماه و 15روز از صدور قطعنامه ،479تشکیل جلسه داد و قطعنامه 514را در 21تیر 1361به اتفاق آراء تصویب کرد.
در این قطعنامه شورا خواستار آتش بس و خاتمه فوری عملیات نظامی و نیز خواستار عقب کشیدن نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی شده و بعد از گذشت این مدت طولانی برای اولین بار احترام به حاکمیت، استقلال، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی کشورها مورد توجه شورا قرار گرفته است. این موارد آن قدر مسایل بی اهمیت و پیش پا افتاده ای نیستند که اعضای شورا در طول 22ماه گذشته سهواً فراموش کرده باشند.
عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی هنگامی در قطعنامه 514مورد گفت وگو قرارگرفت که قوای عراق از اکثر نقاط استراتژیک ایران بیرون رانده شده و در نقاط جنوبی نیروهای ایرانی به مرزهای بین المللی رسیده بودند. در واقع می توان گفت که قدرت نظامی ایران موجب تشکیل جلسه شورای امنیت و تصویب این قطعنامه گردید. علی رغم تأخیر بسیار سؤال برانگیز شورای امنیت در پرداختن به جنگ عراق علیه ایران در طول 8 سال درگیری، شورا در جنگ کویت در طول فقط 4 ماه اقدام به صدور 12قطعنامه کرد که از لحاظ قاطعیت، تسلسل، سرعت و تأثیرگذاری از تاریخ تأسیس سازمان ملل متحد بی سابقه بوده است. در جنگ کویت در طول 8 ماه، 37 قطعنامه علیه عراق صادر شد در صورتی که در جنگ ایران، در طول 8 سال فقط 10 قطعنامه صادر شد که غیر از قطعنامه 598سایر قطعنامه ها جنگ فوق، «وضعیت» بین ایران و عراق نامیده شده است و نه «جنگ» ایران و عراق که از نظر حقوق بین الملل و منشور ملل متحد بسیار مهم است. در جنگ کویت، اقدامات شورا با توجه به مراحل و تحولات جهان و متناسب با شرایط زمانی و بر اساس رفتار عراق صورت گرفت و شورا در هر موضوعی با تصویب قطعنامه ای به مقابله عملی با عراق پرداخت. در قطعنامه 678(مصوبه 29نوامبر 1990تا 15ژانویه 1991به عراق مهلت داد که خاک کویت را تخلیه نماید و در غیر این صورت اعضا را مجاز می دارد که از همه وسایل ممکن (نیروی نظامی) برای اجرای قطعنامه شورا استفاده نمایند.
نوع، ماهیت، قاطعیت و الزام آور بودن قطعنامه های جنگ کویت به هیچ وجه قابل مقایسه با جنگ ایران نیست و این در حالی است که آغازگر هر دو این جنگ ها، یک کشور، عراق بوده است. وانگهی فاصله قطعنامه های جنگ کویت بیش از چند روز نیست ولی در جنگ ایران تا 22ماه فاصله وجود دارد. مهم ترین قطعنامه شورای امنیت در جنگ عراق علیه ایران قطعنامه 598است که در 30تیر 1366به تصویب رسید. در این قطعنامه شورا برای اولین بار واژه منازعه یا مخاصمه را به کار می برد و از آغاز و ادامه جنگ بین دو کشور اظهار تأسف می کند.
در طول 7 سال اول جنگ، شورای امنیت همواره اصرار داشت از واژه وضعیت در قطعنامه های خود استفاده نماید. اساساً در قطعنامه های 479، 514، 522، 540، 582، 588 شورای امنیت جنگ خونین و ویرانگر دو کشور را تحت عنوان وضعیت بررسی می نمود. استفاده از واژه وضعیت حاکی از عدم توجه دقیق شورا به منشور است، زیرا منشور میان واژه وضعیت و مخاصمه تفاوت و تفکیک قائل است. وضعیت حالتی است که ممکن است به اصطکاک بین المللی و یا مخاصمه بیانجامد. بنابراین شورا واقعیت های موجود را نادیده می گیرد. تنها در قطعنامه 598بعد از 7 سال شورا بالاخره واقعیت را می پذیرد و این وضعیت را منازعه می نامد و بر اساس فصل هفتم و مواد 39و 40منشور اقدام می کند.
در این قطعنامه برای اولین بار اعلام شده که در جنگ ایران و عراق نقض صلح حادث شده و لذا بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد و مواد 39و 40منشور قطعنامه شکل گرفته است. لکن شورای امنیت هیچ گاه اعلام نکرد که کدام کشور ناقض صلح است و آن را معرفی نکرد. این امر یکی از نقاط اصلی ضعف قطعنامه است. همچنین شورا اظهار نداشت که نقض صلح از ابتدای شروع جنگ حادث شده یا در حوالی صدور قطعنامه 598. بنابراین سؤال پیش می آید که بنا بر حقوق بین الملل، شورای امنیت تا چه اندازه مسئولیت تداوم جنگ و خسارات جانی و مادی و خرابی های عظیم به وجود آمده را داشته است.
در کل، قطعنامه 598 درباره چگونگی آغاز جنگ و وقوع تجاوز ساکت است و به طور ضمنی این مطلب را القا می کند که در مقام تقسیم مسئولیت حقوقی جنگ، مسئول آغاز جنگ عراق و مسئول ادامه آن، ایران است. این در حالی است که ایران بر اساس ماده 51 منشور ملل متحد به حق ذاتی دفاع مشروع از خود دست زده است و آغاز کننده، گسترش دهنده و ادامه دهنده جنگ کشور عراق بوده است. طبق ماده 39 منشور اگر تجاوزی صورت گیرد شورای امنیت باید عمل تجاوز را احراز کرده و اقداماتی را بر طبق مواد 41 و 42 به عمل آورد. طبیعی است عدم متجاوز شناختن عراق از طرف شورا و به تبع محکوم نکردن آن، خود ناقض ماده 39است.
در مقابل برخورد شدید و قاطع شورای امنیت در خصوص حمله عراق به کویت میزان تأثیرپذیری این شورا از قدرت های بزرگ و منافع و مطامع آنها را بیش از پیش آشکار ساخت.