تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۹۵۸۹۰

مشفقانه با دولت

مهدی محمدی

دیدگاه ها و عملکردهای دولت نهم این روزها مهم ترین سوژه محافل سیاسی ایران است. هر روز انبوهی از تحلیل ها می توان درباره دولت، اینجا و آنجا یافت که روی طیفی از تندترین انتقادها- چنانکه بوی تند کینه ورزی بی علت مشام آدمی را بیازارد- تا بی قواره ترین تحسین ها- به گونه ای که پهلو به غلو و چاپلوسی بزند- گسترده شده است. این فضا بی تردید قبل از هر کس به ضرر دولت خواهد بود چرا که آنچه در این میانه مفقود است و کمتر نشانی از آن می توان یافت «انصاف» است و این که کسی عینکی از بغض یا حب بی حساب به چشم نزده باشد و دولت را چنان ببیند که به واقع هست، نه بزرگتر و نه کوچکتر.
در یک سر طیف تحلیل ها درباره دولت، آشکارا می توان دید ماشین جاندار و عریض و طویلی از اصحاب قلم و دوات به راه افتاده و دولت را با دلیل و بی دلیل آماج حملات بی رحمانه قرار می دهد. بهانه جویی از دولت مهمترین وجه مشخصه و ممیزه این جریان است. هر روز سوژه ای علم می شود و کسانی که کارنامه خودشان مملو از رفتارهای نادرست و تصمیم های بی حساب و کتاب است از دولت، طلب اعجاز می کنند برای حل مشکلاتی که بسیاری از آنها را خود ایشان برای آن به میراث گذاشته اند. این بهانه جویی ها دامنه ای وسیع دارد از اقتصاد و فرهنگ بگیرید تا سیاست خارجی و رفتارها و سلیقه های شخصی این یا آن مقام دولتی. اگر کسی ادعا کند که این جماعت عوامل پروژه ای برای تخریب هماهنگ و سازماندهی شده دولت هستند، به زحمت بتوان ادعای او را رد کرد. فضایی به وجود آمده است که در آن اشکالات کوچک- ولو وارد- به نحو عجیب و گسترده ای بزرگ نمایی می شود و در عوض اقدامات مهم و مثبت دولت- که حتما وجود دارد- به طاق نسیان و فراموشی سپرده می شود. این یادداشت مجال عرضه شواهد موید این مدعا را ندارد اما نیم نگاهی سطحی به شماره های فقط یک روز روزنامه های منتقد دولت (از سایت ها و وبلاگ ها بگذریم) این ادعا را به آسانی مستند خواهد کرد. اگر فقط روزنامه خوان باشید روشن است که این فضا طبیعی نیست و منتقدان همگی ناصحانی مشفق نیستند که دلشان به حال ملک و ملت سوخته باشد. ظاهرا زمین خوردن دولت احمدی نژاد آرزوی خیلی هاست. امیدها بسته شده است که با زمین خوردن این دولت، تفکر اصولگرایی تا مدت ها دیگر کمر راست نکند.
این اما فقط یک روی سکه است، آن رویی از سکه که به بی انصافی ها و کینه ورزی ها و منفعت خود و دار و دسته خود را بر مصلحت مردم مقدم داشتن بازمی گردد. روی دیگر سکه را باید در خود دولت سراغ گرفت. دولت نهم بری از عیب و خطا نیست، برعکس ظاهرا مواردی در رفتار دولت هست که حالا دیگر پس از یک سال و نیم باید از دولت خواست درباره آنها بازاندیشی کند. دولت نهم با روی کار آمدن خود امیدهای فراوانی برانگیخته است. تا چند ماه پیش می شد ادعا کرد که دولت در حال سیستم سازی است و زمان می برد تا بدنه حجیم دستگاه اجرایی بتواند خود را با اهداف کلان (و بعضاً متفاوت) دولت نهم تطبیق دهد. تا آن هنگام این هم پذیرفته و مسموع بود که پرسش از دستاوردهای دولت «زود» تلقی شود و همگان خواهان آن باشند تا زمان بگذرد و آنچه دولت کاشته به بار بنشیند. اکنون اما در حالی که دولت نهم در حال به پایان بردن دومین سال از عمر چهارساله خویش است، مردم منتظرند تا علائمی از بهبود را مشاهده کنند اما آنچه می بینند با آنچه انتظار دارند ببینند چندان منطبق نیست. گرانی وسیع اکنون جان و تن مردم زحمتکش کوچه و بازار را می آزارد. در این وضع، توقع این است که مقامات محترم مسئول اگر گامی در جهت بهبود اوضاع برنمی دارند، لااقل گرانی را انکار نکنند و نمک بر زخم های سر باز کرده نپاشند. دولت باید خوب در این نکته بیندیشد که مردم با هیچ دولتی عقد اخوت نمی بندند و همواره خود را در جایگاه داور اعمال آن می بینند نه پیرو مطلق و بی چون و چرای اوامرش.
آنچه در این کشور امری مقدس است و تا پای جان باید پشت سر آن ایستاد فقط اصل نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه به مثابه قلب و جوهر آن است.فروتر از آن، هیچ نهادی از جمله دولت حق ندارد رفتارهای خود را در لفافی از تقدس بپیچد و هیچ اظهارنظر مخالفی را تاب نیاورد. ارتباط مستقیم با مردم و درافتادن با مافیاهایی که چون جانورانی خونخوار به دریدن مردم بی پناه مشغولند البته سرمایه بزرگ دولت نهم است اما دولت نباید به این بهانه که مستقیماً با مردم ارتباط گرفته خود را بی نیاز از تعامل با نخبگان و مشورت با آنها ببیند. دولت بخواهد یا نه به این نیاز دارد که گروهی از نخبگان غیردولتی هوادار آن باشند و از عقلانیت تصمیم هایش دفاع کنند.
از ظواهر امر پیداست که حتی در تعریف برخی مفاهیم هم باید بازنگری کرد. «مشورت» مسلماً مفهومی غیر از «امتیاز دادن»، «قاطعیت» امری متمایز از «قدبازی» و «اعتماد به نفس» ورای «خودمطلق پنداری» است. درآمیختن اینها با هم به مخدوش شدن مرز افراط و تفریط و گم و ضایع شدن فضیلت ارسطویی «حد وسط» خواهد انجامید.
دولت نباید از یاد ببرد که همزمان در صد جبهه نمی توان جنگید. ولو بنا باشد جریانی سابقه دار به هزاران دلیل از صحنه مدیریتی کشور کنار گذاشته شود، این کار را به تدبیر باید انجام داد ومافیایی که طی سالیان شکل گرفته و ریشه دوانده یک شبه و به زور و ضرب میدان خالی نمی کند، هوشمندی می خواهدو تدبیر و البته شجاعت و جسارت به موقع و به اندازه.
این بحثی دراز دامنه است و آنچه در اینجا آمد اشارتی بیش نیست. تفصیل آن را به تدریج و با ملاحظه جمیع جوانب باید جای دیگری جست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات