سیدمصطفی فرقانی
تا چند روز دیگر چهارمین دوره از انتخابات مجلس خبرگان رهبری و سومین دوره از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار میشود.
موسم انتخابات نقطه اوج فعالیتهای احزاب و سازمانهای سیاسی است. چرا که مجموعه تلاشها و فعالیت آنان با محک افکار عمومی و آرای مردم سنجیده میشود و در این سنجش آنانی که بیش از سایرین در جلب اعتماد مردم موفق بودهاند بار امانت ملت را در عرصه موردنظر بر دوش خواهند گرفت، در این میدان مهم و تعیینکننده همه میآیند حتی اشخاص، گروهها و با جریانهایی که درصدی ناچیز از موفقیت را برای خود متصور هستند. چرا که موسم انتخابات به جز انتخاب ملت موسوم شناسایی و یا مطرح شدن احزاب و جریانهای سیاسی جدید و یا قدیمی در حاشیه نیز میباشد، به همین خاطر اعلام حضور در صحنه ولو با درصدی تک رقمی از امید به موفقیت امتیاز مهمی است که در این فرصت به دست میآید تا افکار عمومی با ایدهها و راهکارها و برنامههای آنان آشنا شوند.
در این میدان تنها بریدگان از ملت و یا معاندان به صحنه نمیآیند و با تحریم و ترغیب افکار عمومی و جریانهای سیاسی به عدم حضور در انتخابات دموکراسی را در چارچوب به قدرت رسیدن بیچون و چرای خود ولو مخالف با آرمانها و ارزشها و آرای ملت و نظام باشد تعریف میکنند!
موسم انتخابات، فصل پررونق موضعگیریهای رسمی و غیررسمی کشورها، مجامع و شخصیتهای سیاسی خارجی نیز میباشد. در این میان اظهارات و اعلام مواضع دولتها و مقامات سیاسی خارجی مخالف جمهوری اسلامی ایران و از جمله دولت و مقامات سیاسی ایالات متحده آمریکا شنیدنی و قابل توجه است!
مقامات ایالات متحده آمریکا در هر دوره از انتخابات ملت ایران با دخالت آشکار در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران، ضمن اهانت به ملت ما، گزینشهای مردم را در عرصههای مختلف رد کرده و منتخبین ملت و در کل انتخابات ایران را فاقد مشروعیت و بار دموکراسی میدانند!!
در این دوره از انتخابات نیز همانند دورههای پیشین مقامات سیاسی آمریکا در اظهاراتی رسمی با اعلام نگرانی از وضعیت دموکراسی در ایران پیشاپیش مخالفت خود را با برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی ایران اعلام کردهاند!
محور عمده مانور تبلیغی آمریکا و جنگ روانی این کشور علیه نظام اسلامی و انتخابات ایران بر روی شورای نگهبان قانون اساسی و بررسی صلاحیت داوطلبان میباشد. ایالات متحده و بسیاری از همپیمانان غربی این کشور طی سالهای گذشته بررسی صلاحیت افراد داوطلب را که در همه جای دنیا امری مرسوم و رایج است محکوم نموده و این روند متداول را که در کشورهای دیگر در حکم مقدمات پذیرش داوطلبان است نشانه نبود دموکراسی در ایران میدانند!
در حالی که در اکثریت کشورهای غربی تایید صلاحیت داوطلبان از جنبههای اخلاقی و تطبیق شرایط آنان با قانون اساسی کشورمان گام مقدماتی حضور در صحنه انتخابات است و پس از آن فیلترهای متعددی برای طی نمودن مراحل تا رسیدن به مقصد نهایی و حتی پس از انتخاب از سوی ملتهایشان توسط حکام و زمامداران غربی تعبیه شده است که مانع از راهیابی افراد و یا جریانها و احزاب سیاسی مستقل به مراکز تصمیمگیر در حاکمیت میشود.
احزاب، جریانها و چهرههای سیاسی مستقل و یا مخالف سیاستهای حاکمیت در اینگونه کشورها مدعی دموکراسی به علت نداشتن تریبون عمومی و در انحصار بودن رسانهها، توان حضور در عرصه رقابت را نداشته و کرسیهای قدرت دائما بین اعضای ثابت دو حزب یا دو گروه سیاسی برخاسته از حاکمیت یا شریک در ساختارهای اقتصادی و سیاسی بطن حاکمیت جابجا میشود که در واقع همان ساختار تکحزبی حاکم بر جوامع استبدادی است منتها با دو عنوان جداگانه! استبداد حاکم بر اینگونه جوامع مدعی دموکراسی و انحصاری بودن قدرت در این جوامع تا حدی است که در صورت راهیابی اتفاقی اشخاص و گروههای مستقل و یا مخالف سیاستهای هیات حاکمه به مراکز تصمیمگیر، حاکمان اصلی و زمامداران پشت پرده اجازه حضور آنها را در صحنه قدرت نمیدهند حتی اگر با رای قاطع اکثریت مردم انتخاب شده باشند!
طی پنج سال گذشته سه انتخابات بزرگ و سراسری در سه کشور اروپایی مدعی دموکراسی برگزار گردید که حاکمان جهان غرب با آن مخالفت کرده و به جهت راهیابی افرادی که مخالف سیاستهای زمامداران جهان سرمایهداری بودند با ابطال آرای ملتهای غربی مانع حضور آنان در هیات حاکمه و یا اجرای سیاستهایشان شدند.
پنج سال پیش «یورگ هایدر» رهبر تندروی جناح محافظهکار اتریش به مخالفت با آمریکا و اسرائیل و اعتراض به تحمیل سیاستهای آمریکا به اتحادیه اروپا ناگزیر از استعفا شد و علیرغم کسب اکثریت آرای مردم اتریش و برنده شدن در انتخابات سراسری نتوانست به هیات حاکمه راه یابد و کنارهگیری کرد.
چند ماه «گرهارد شرودر» صدراعظم منتخب مردم آلمان که با شعارهای ضدآمریکایی توانسته بود اعتماد مردم آلمان را به دست آورده و به هیات حاکمه این کشور راه یابد به مخالفت شدید اتحادیه اروپا و رهبران در سایه جهان غرب مواجه شد و پس از چندین هفته بلاتکلیفی و عدم اجازه حضور در جایگاهی که ملتش برای وی تعیین کرده بود تا به عذرخواهی و پوزش از آمریکا و اسرائیل و پس گرفتن شعارهای انتخاباتی و پشت کردن به آرای مردم خود تن نداد نتوانست در کرسی صدراعظمی آلمان جلوس کند!
حدود چهار سال پیش نیز در فرانسه «ژان مارلی لوپن» رهبر جناح راست این کشور که در مرحله نخست برگزاری انتخابات فرانسه توانسته بود اکثریت آرای مردمی را به خود اختصاص دهد به جهت گرایشات ضدآمریکایی و ملیگرایی افراطی، آماج تهدیدها و تحریمهای سران اروپا و رهبران پنهان جهان سرمایهداری قرار گرفت و علیرغم موفقیت چشمگیر در مرحله نخست انتخابات در مرحله بعد ناگزیر از تعدیل در مواضع سیاسی خود شد که در نتیجه با از دست دادن اعتماد مردم نتوانست در مرحله نهایی به پیروزی برسد.
نکته درخور توجه اینجاست که این جوامع مدعی دموکراسی که تعیین صلاحیت افراد را حتی به بعد از انتخابات و گزینشهای ملتهایشان هم کشاندهاند، به بررسی صلاحیت داوطلبان در عرصههای مختلف انتخابات در ایران اعتراض کرده و تعیین صلاحیت آنان را از جنبههای اخلاقی و مالی و سیاسی و التزامشان به قانون اساسی کشور که منطقیترین و طبیعیترین راهکار برای برگزاری یک انتخابات سالم و برقراری دموکراسی حقیقی میباشد را دخالت حکومت در تعیین سرنوشت مردم میدانند و آن را ناقض دموکراسی قلمداد میکنند!
در ایالات متحده آمریکا که داعیه برافراشتن پرچم دموکراسی در جهان را دارد و پیجوی «انقلاب جهان دموکراسی» است! کرسیهای قدرت پیوسته بین اعضای دو حزب جمهوریخواه و دموکرات جابجا میشود. دو حزبی که با تبعیت از سیاستهای واحد هیات حاکمه در واقع همان یک حزب با دو عنوان جداگانه هستند که هنگام ضرورت و نیاز به تغییرات در سطح برای جلوگیری از شیوع و گسترش تغییرات به ساختارها و ارکان نظام آمریکایی برای تعدیل سیاستها یا به عبارت بهتر تصحیح مواضع در کرسیها جابجا میشوند!
حمایت و پشتیبانی از اسرائیل، کنترل و حاکمیت یافتن بر منابع نفت و انرژی جهان و برپایی جنگهای محلی و منطقهای برای پیگیری منافع نامشروع و تداوم فعالیتهای کمپانیهای تسلیحاتی ایالت متحده، سه اصل خدشهناپذیر است که هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات از آن تبعیت میکنند. این ساختار واحد در استراتژی مبنایی آمریکا و اتخاذ سیاست از بطن آن هیچ فرجهای را برای نگرش مستقل ارائه نمیکند. به همین جهت تاکتیکهای ظاهری در تغییرات سیاسی که اسما از سوی یکی دو حزب در مخالفت با حزب دیگر مطرح میشود و افکار عمومی را به سوی خود جلب میکند هیچ گاه به به اصول استراتژی مبنایی که هر دو حزب از آن تبعیت میکنند آسیبی نمیرساند. به عنوان مثال: چنانچه سیاست خروج نیروهای آمریکایی از عراق از سوی حزب دموکرات مطرح میشود، این سیاست نگرش مستقل حزب دموکرات در مخالفت با حزب جمهوریخواه نیست، بلکه تصمیم رهبران اصلی ایالات متحده است که تحت فشار افکار عمومی آمریکام و نیز ناتوانی در حل مساله عراق ناگزیر از تغییر تاکتیک شدهاند و برای آنکه این تغییر به ساختارهای نظام سلطه آسیبی نرساند اعمال آن را توسط حزب به اصطلاح رقیب به انجام میرسانند.
انتخابات در ایالت متحده آمریکا طی چندین نوبت بررسی صلاحیت از سوی کانونها و محافل قدرت صورت میگیرد. نخستین مرحله از تعیین صلاحیت داوطلبان حضور در انتخابات کنگره با سنا یا فرمانداریها و ریاست جمهوری داشتن سابقه فعالیت در یکی از چند بنیاد معروف آمریکا نظیر بنیاد راکفلر، بنیاد کارنگی ایندوفست، بنیاد فورد و بنیاد پاروین میباشد. از سال 1945 به اینسو هیچ یک از مقامات آمریکایی شاغل پستهای مهم سیاسی را سراغ نداریم که مدتی در این بنیادها کار نکرده و از آنها حقوق دریافت نکرده باشد. بنیادهای آمریکا را باید به منزله اطلاق رختکن برای ورود به مقامات عالی دولتی نامید زیرا که مهمترین مرکز بررسی صلاحیت داوطلبان حضور در کرسیهای قدرت و تصمیمگیری ایالات متحده هستند.
پس از بنیادهای مذکور تاییدیه به شورای روابط خارجی آمریکا و سازمان اطلاعات و امنیت (Cia) این کشور دومین کانون تایید صلاحیت مقامات آمریکایی است.
گردن نهادن به استراتژی مبنایی دو حزب اصلی آمریکا (جمهوریخواه و دموکرات) که همانا حمایت از رژیم اسرائیل و کمپانیهای نفتی و سازندگان سلاح میباشد، سومین فیلتر بررسی صلاحیت میباشد.
طی شصت سال اخیر هیچ یک از مقامات سیاسی آمریکایی را نمیبینیم که در نطقهای تبلیغاتی خود در رد حاکمیت نامشروع رژیم اشغالگر فلسطینی سخنی بر زبان آورده باشد و تمامی آنان حمایت از اسرائیل را در سرلوحه سیاستهای خود اعلام کردهاند!
کشوری که مدعی برافراشتن پرچم دموکراسی در جهان است با این فیلترهای متعدد در پذیرش داوطلبان و کاندیداهای حضور در عرصه سیاسی، فیلتر شگفتانگیز دیگری نیز برای انتخابات ریاست جمهوری دارد که در هیچ یک از کشورهای جهان وجود ندارد!
انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا برخلاف سایر کشورهای جهان، حتی کشورهای جهان سوم که داعیه دموکراسی ندارند به صورت مستقیم انجام نمیگیرد!
به عبارت بهتر ملت آمریکا رئیسجمهورشان را خودشان انتخاب نمیکنند!
این سازوکار که بیش از دو قرن است در ایالات متحده برقرار میباشد به میلیونها نفر از شهروندان این کشور که ملتی بزرگ را تشکیل دادهاند اجازه انتخاب مستقیم رئیسجمهورشان را نمیدهد!
در هر دوره از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رسانهها و شخصیتهای سیاسی و علمی مستقل با اعتراض به این نوع انتخابات خواهان تغییر در شیوه گزینش ریاست جمهوری در این کشور میباشند.
روزنامه نیویورک تایمز در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 طی گزارش مفصلی از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آن را غیرمردمی و غیردموکراتیک خواند و خواستار تغییر آن شد.
این روزنامه با اشاره به نحوه این انتخابات غیرمردمی که تنها پانصد نفر از اعضای دو حزب دموکرات و جمهوریخواه که با آرای «الکترال» رئیسجمهور را در این کشور برمیگزینند این نوع انتخابات و غیردموکراتیک خواند و خواستار تغییر آن شد.
در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان انتخابات ریاست جمهوری با مراجع به آرای مستقیم مردم انجام میگیرد. بدین صورت که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از احزاب و جریانهای سیاسی مختلف در عرصه گزینش ملی ظاهر میشوند و با معرفی خود و ارائه برنامهها و سیاستهای خویش در زمینههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و... که بعضا با حمایت تشکلهای حزبی و سازمانی نیز همراه است خود را در معرض انتخاب مستقیم مردم قرار میدهند. عنصر بنیادی و مورد توافق همگان برای گزینش یک نامزد انتخاباتی همانا اصل کسب اکثریت آرای مردم است.
اما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چنین شیوهای که از اساسیترین اصول دموکراسی در جهان است وجود ندارد و با شیوهای پیچیده و کاملا غیردموکراتیک افرادی خاص رئیسجمهور را برمیگزینند.
این شیوه که محصول دورانی است که بحث حقوق ایالات و تعادل میان آنها برای رسیدن به سیستم فدرالیسم مطرح بود پس از گذشت چند قرن هنوز در این کشور مدعی دموکراسی رایج است!
هر چند این شیوه در همان دوران نیز هیچ وقت نتوانست نامزدی را براساس آرای مستقیم شهروندان آمریکا به کاخ سفید بفرستد.
در سیستم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رئیسجمهور بر مبنای کسب اکثریت آرای ملت به کاخ ریاست جمهوری راه نمییابد و بعضا در بسیاری از موارد اتفاق افتاده است که نامزدهای حائز اهمیت آراء در پشت درهای بسته کاخ سفید ماندهاند!
بنابر قانون اساسی فدرال، رئیسجمهور و معاون وی میبایست از طریق کالج انتخاباتی انتخاب شوند! هر ایالات از کالج انتخاباتی خاص خود برخوردار است و تعداد اعضای آن برابر با تعداد نمایندگان آن ایالات در کنگره ایالت متحده میباشد. اما هیچ یک از سناتورها و نمایندگان مجلس آن ایالت یا هیچ فردی که دارای منافع و مسئولیت دولتی باشد نمیتواند به عضویت کالج انتخاباتی ریاست جمهوری در آید. بنابراین تعداد اعضای کالجهای انتخاباتی هر ایالات متفاوت از ایالت دیگر است.
این شیوه نخستین بار در تاریخ ایالت متحده آمریکا در ماههای ژانویه و فوریه سال 1789 انجام گرفت تا نخستین رئیسجمهوری این کشور و معاون وی را بر طبق قانون اساسی فدرال انتخاب کند.
بعدها تغییراتی جزئی در این شیوه داده شد اما طی نزدیک به دو قرن با همان ساز و کارهای اولیه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا برگزار میشود.
انتخابات ریاست جمهوری در ایالت متحده به دو بخش انتخابات اولیه یا Primary و انتخابات عمومی یا General تقسیم میشود.
در انتخابات اولیه که تنها احزاب سیاسی شرکت دارند در خصوص نامزد ریاست جمهوری انتخاباتی برگزار میشود. این انتخابات از حدود یکسال قبل از انتخابات اصلی برگزار میشود و از لحاظ عرفی معمولا از ایالت شرقی آغاز میشود. در این روش هر یک از احزاب جمهوریخواه یا دموکرات در هر ایالت انتخابات دوره حزبی برگزار میکند. مثلا نمایندگان حزب جمهوریخواه در ایالت تنسی فردی را از بین خود انتخاب میکنند. نمایندگان همین حزب در ایالت ویرجینیا نیز فردی را از بین خود انتخاب میکنند همینطور سایر ایالات هر یک نمایندگانی را انتخاب میکنند و سپس نمایندگان حزب جمهوریخواه در و... 50 ایالت به رقابت میپردازند تا اینکه یک نفر از آنان برگزیده شود. حزب دموکرات نیز به همین شیوه نمایندگان ایالتی خود را به رقابت وا میدارد تا یک نفر را برای انتخابات سراسری معرفی کند و... در این حالت مردم در انتخابات اولیه به نامزدهای خاصی موسوم به کمیته انتخاباتی یا «کالج الکترال» رای میدهند و نه منتخب ریاست جمهوری از دو حزب مذکور... سپس این کالج الکترال است که رئیسجمهور آمریکا را انتخاب میکند و مردم نقش مستقیم در این انتخابات ندارند.
هر فرد در این کالج الکترال دارای یک کارت الکترال است که در مجموع در کل آمریکا 538 کارت میباشد. نامزد هر حزب برای ورود به کاخسفید باید حداقل 270 رای کالج الکترال را کسب نماید.
بخش دوم انتخابات که انتخابات عمومی است چند روز قبل از انتخابات اصلی ریاست جمهوری آغاز میشود هر دو حزب در یک گردهمآیی کاندیدای خود را معرفی میکند که بیشترین جنبه سمبلیک دارد. در این گردهمایی مواضع سیاسی نامزدها و ایدئولوژی آنان بیان میشود. این عمل شروع رسمی انتخابات عمومی تلقی میگردد و سپس معتمدین آرای الکترال دور هم جمع میشوند تا از بین نامزدهای انتخاباتی یک نفر را انتخاب نمایند! در اولین روز سال جدید در جلسهای مشترک با نمایندگان کنگره رئیسجمهوری آینده آمریکا، رسما به مردم معرفی میشود!!
به راستی کشوری که بدین شیوه شخص اول مملکت خود را برمیگزیند، کشوری که دایعه مهد آزادی و دموکراسی را دارد و به این شکل با توهین مستقیم به صدها میلیون نفر از شهروندان خود آرای 538 نفر را ارجح بر آرای آنان میداند، چگونه میتواند تضاد و تناقض عمیق دموکراسی را در جامعه خود تحلیل کند و دیگر کشورها را به نقض دموکراسی متهم نماید؟!!