گروه بینالملل- در آستانه برگزاری انتخابات کنگره آمریکا، تلاش حزبهای جمهوری خواه و دمکرات برای به دست آوردن اکثریت کرسیها به بحثهای زیادی در مورد سیاست آمریکا در عراق منجر شده است و طرفداران حزب دمکرات که سیاست بوش در عراق را شکست خورده میپندارند در صدد تصاحب اکثریت کرسیها در کنگره هستند. انتخابات میان دورهای کنگره در آمریکا 16 آبان ماه برگزار میشود. این انتخابات برای تمام 435 کرسی مجلس نمایندگان، 33 یا 34 کرسی از یکصد کرسی مجلس سنا و انتخاب 34 فرماندار از 50 فرمانداران ایالتهای آمرکیا میباشد.
هماکنون 231 کرسی مجلس نمایندگان در اختیار جمهوریخواهان، 202 کرسی در اختیار حزب دمکرات و یک کرسی در اختیار گروههای مستقل است یک کرسی نیز خالی است. از یکصد کرسی مجلس سنا، جمهوری خواهان با در اختیار داشتن 55 کرسی در برابر 44 کرسی اکثریت را در مقابل حزب دمکرات دارا هستند. یک کرسی به گروههای مستقل تلعق دارد.
در انتخابات پیش رو برای 33 کرسی مجلس سنا رایگیری میشود که 15 کرسی آن در مجلس فعلی به حزب جمهوری خواه، 17 کرسی به حزب دمکرات و یک کرسی نیز در اختیار گروههای مستقل است. در همین رابطه روزنامه فیگارو در سرمقاله خود با عنوان شرطبندی بازنده بوش نوشت: در حالی که یک هفته به انتخابات میان دورهای در آمریکا باقی مانده، آمار کشتهشدگان آمریکایی در عراق در ماه اکتبر بیشترین تلفات از آغاز جنگ بود و از مرز صد کشته گذشت.
هر چند برای بسیاری از رایدهندگان خاورمیانه فاصله بسیاری با آمریکا دارد و انتخاب نمایندگان و سناتورها امری محلی است اما این آمار بیش از پیش سنگین سربازان کشته شده در عراق انتخابات را به نزاعی دموکراتیک در زمان جنگ تبدل کرده است. حتی اوضاع وخیمتر از زمانی است که جان کری به عنوان سرباز سابق جنگ ویتنام سعی داشت با مطرح کردن عراق راهی برای شکست دادن بوش برای راهیابی به کاخ سفید بیابد.
این بار اکثریت آمریکاییها متقاعد نمیشوند که کشورشان در نزاع خیر در برابر شر، مبارزه با تروریسم و برقراری دموکراسی در کشورهای عربی درگیر باشد.
در سال 2004 جورج بوش توانست این تصور را به آمریکاییهایی که تحت شوک حملات یازده سپتامبر بودند القا کند. ادامه سیاست بوش در عراق تاکنون به این علت است که وی معتقد است شرطبندی انتخاباتی مغایر با دیدگاه کری دوباره کارساز خواهد بود اما با گذشت دو سال، عراقی که او در نظر داشت با واقعیت بسیار فاصله گرفته و خشونتهای روزمره به رئیس جمهور آمریکا فرصت نمیدهد واقعیت را به گونهای دیگر جلوه دهد.
مخالفت جورج بوش با هرگونه عقبنشینی زود هنگام از عراق، تاکید بر ارادهاش برای حفظ نیروها تا به دست آوردن پیروزی است. سه سال و نیم پس از براه انداختن جنگ بحث بر سر شیوه پیشبرد جنگ در واشنگتن آغاز شده است. دیگر بحث از تغییر جهان نیست بلکه بحث مربوط به آن است که چگونه آمریکا میتواند بغداد را در وضعی که قرار دارد حفظ کند و اوضاع بدتر از این نشود. دولت نوری مالکی نخست وزیر عراق برای اتخاذ تدابیر لازم به منظور مبارزه با درگیریهای قومی، انحلال شبه نظامیان شیعه و در اختیار گرفتن امکانات لازم برای کنترل امنیت کشور با کندی عمل کرد. هر چند در واشنگتن درباره تعیین جدول زمانی برای عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق سخنی گفته نمیشود اما مسوولیت مقامات عراق برای رسیدن به این هدف در دستور کار قرار دارد به این ترتیب آنها امیدوارند با این وسیله روی دولتی فرمان بر و حمایت احزاب شیعی که کنترل شبه نظامیان را در دستگاههای دولتی در اختیار دارند فشار وارد کنند و شاید روزی مسوولیت این شکست را به دوش آنها بیندازند. نتایج انتخابات هفتم نوامبر در آمریکا هر چه باشد باعث شد بحثهای انتخاباتی دست کم امکان تحول به سوی واقعگرایی را در شیوه برخورد با عراق فراهم کند اما مذاکرات در این زمینه بسیار محدود محدود باقی مانده و به نظر نمیرسد تغییرات اساسی رخ دهد، مخالفان دموکرات که اشتباهات کاخ سفید را گوشزد میکنند نیز کوچکترین راه حلی برای پیشنهاد و خروج از این بحران ندارند از هم اکنون تا انتخابات ریاست جمهوری دو هزار و هشت آمریکا، باید به جمهوری خواهان فرصت داد چارهای برای اوضاع آشفته عراق بیندشند.