امیر محبیان
انتخابات خبرگان رهبری همواره از دو جهت مورد توجه قرار گرفته است؛ نخست، اهمیت ویژه و جایگاه برتر تاثیرگذاری این نهاد و از سوی دیگر، معضل میزان رای به دلیل عدم ارتباط مستقیم کارکرد این نهاد متشکل از نخبگان با مسائل روزمره در مقایسه با انتخابات شوراها و مجلس شورای اسلامی و یا ریاست جمهوری.
اهمیت خاص مجلس خبرگان، همواره ضرورت حضور بیشتر مردم در پای صندوقهای رای برای برگزیدن خبره مجلس مذکور را گوشزد کرده است. اما این معضل همواره در آستانه برگزاری انتخابات خبرگان مجددا به دغدغه ذهنی مسئولان کشور تبدیل میشود.
برای افزایش میزان آرای انتخابات خبرگان چه باید کرد؟
دو راه برای این منظور به ذهن میرسد؛ نخست آنکه با تجمیع انتخابات خبرگان و شوراها، انگیزه بیشتری را برای حضور پای صندوقهای رای ایجاد نمایند که این گزینه فعلا به ظاهر منتفی شده است، زیرا تاخیر در برگزاری انتخابات خبرگان ممکن است به سمت وضعیت ویژه این مجلس موجب بروز آثار منفی در شرایط پیشبینی نشده گردد. از سوی دیگر، به دلایلی شوراییان هم موافق انتقال زمان انتخابات خود به چند ماه جلوتر نبوده و گویا دولت نیز در این مسیر با آنها همسویی دارد. پس عملا گزینه تجمیع انتخابات حداقلی در دوره حاضر منتفی است.
راه دیگر آنست که رقابت در انتخابات خبرگان را اصل قرار داده و با بحثانگیز کردن رقابت میان گرایشهای مختلف یا کاندیداهای متفاوت توجه تودههای مردم را بدان سو جلب نمایند.
این گزینه نیز با مشکلاتی مواجه است، اولا: وزانت کاندیداها و نمایندگان مجلس خبرگان اساسا امکان ورود به چالشها و درگیریهای سیاسی جنجالی را برای آنها فراهم نیاورده و عرفا نیز تقلیل شان آنها صحیح به نظر نمیرسد، ثانیا: اهمیت جایگاه خبرگان نیز مانع از ورود کاندیداها به عرصههای تبلیغاتی که نوعی قدرتطلبی را در اذهان تداعی میکند، میباشد ضمن آنکه تبدیل مجلس خبرگان به میدان چالشهای احزاب، خردمندانه به نظر نمیرسد.
با منتفی بودن گزینههای فوق یک واقعیت باقی میماند و آن که باید پذیرفت جمعیت رایدهندگان در مجلس خبرگان از حد عرفی چندان بالاتر نرفته و این امر به مشروعیت مجلس هم صدمه نمیزند.
پس ضمن آن که از یک سو باید تلاش کرد در وضعیت منطقی و طبیعی حجم آماری رایدهندگان در مجلس خبرگان به حداکثر ممکن برسد، از سوی دیگر هم نباید رابطهای مستقیم میان تعداد رایدهندگان و مشروعیت یا مقبولیت مجلس خبرگان برقرار نمود.