ابراهیم متقی/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران
وزیر امور خارجه آمریکا در ارتباط با بسته پیشنهادی کشورهای 1+5 به ایران اعلام داشت که «دیپلماسی تاکتیکی» در روابط آمریکا و ایران آغاز شده است. وی تلاش دارد تا زمینههای لازم برای متقاعدسازی ایران در ارتباط با فعالیتهای هستهای فراهم سازد. نامبرده به عنوان محور دیپلماسی آمریکا درصدد است تا بنبستهای دیپلماتیک ایران و آمریکا را از طریق پیروزی اولیه ترمیم نماید.
فضای سیاسی حاکم بر آمریکا بیانگر آن است که ساختار اجتماعی و سیاسی آن کشور بعد از ماجرای تسخیر سفارت آمریکا در تهران در شرایط «شوک و ابهام» به سر میبرد. در چنین شرایطی، نخبگان سیاسی تلاش میکنند تا از طریق پیروزی اولیه، مبادرت به بازسازی فضای تحقیرآمیزی نمایند که پس از حادثه سفارت آمریکا در نوامبر 1979 به وجود آمده است. محافظهکاران سیاست خارجی آمریکا، هرگونه ترمیم و بازسازی روابط را براساس پیروزی اولیه مورد سنجش قرار میدهند. چنین پیروزیای میتواند زمینه را برای تعادل در رفتار استراتژیک به وجود آورد. مقامات آمریکایی تحقق چنین شرایطی را در ارتباط با توقف، فعالیتهای غنیسازی اورانیوم در ایران میدانند، در حالی که مقامات عالیه جمهوری اسلامی ایران، فضای سیاسی و استراتژیک کاملا متفاوتی را پیگیری میکنند. ایران بر این نکته تاکید دارد که فعالیتهای هستهای آن کشور براساس «پادمان هستهای» بوده و در نتیجه، هیچگونه تخلفی در فعالیتها و اقدامات ایران به چشم نمیخورد. این امر بیانگر آن است که ایران و آمریکا در دو فضای استراتژیک کاملا متفاوت قرار داشته و خانم رایس تلاش دارد تا از طریق «دیپلماسی تاکتیکی» اهداف سیاسی و امنیتی آمریکا را تامین نماید. در این شرایط، ایران نیز تلاش دارد تا از طریق «دیپلماسی سازنده» به راهحل میانه دست یابد.
در این شرایط، سوالی که وجود دارد آن است که راهحل میانه دارای چه شاخصهایی میباشد؟ چگونه ایران و کشورهای گروه 1+5 میتوانند به راهحل میانه دست یابند؟ از سوی دیگر، چه تغییراتی باید در مفاد پیشنهادی اتحادیه اروپا انجام شود؟ مجموعهای که دارای طیف گستردهای از پیشنهادات تشویقی و هچنین تهدیدآمیز میباشد. به این ترتیب، دیپلماسی و راهحل میانه عهدهدار نقشی میباشد که زمینه ایجاد تعادل بین گزینههای متضاد بسته پیشنهادی را فراهم آورد. در متن پیشنهادی ایران متعهد به تعلیق فعالیتهای مربوط به غنیسازی و بازفرآوری اورانیوم گردیده است. توقف فعالیتهای غنیسازی اورانیوم به عنوان پیششرط اعطای مطلوبیتهای تشویقی تلقی گردیده است. بنابراین گروه 1+5 موضوعی را به عنوان اقدام اولیه در دستور کار قرار داده است که تحقق آن با اهداف استراتژیک ایران مغایرت دارد. این امر به مفهوم آن است که ایران در اولین گام باید ریسک تغییر در الگوی رفتار استراتژیک خود را مورد پذیرش قرار دهد. طبعا تحقق چنین هدفی با آموزههای استراتژیک ایران و همچنین با مفاد معاهده منع گسترش مغایرت دارد.
الگوی رفتار کشورهای اروپایی در روند مذاکرات پاریس و همچنین توافقنامه سعدآباد، بر این امر قرار داشت که تعهدات ایران میبایست در زمان محدودی به مرحله اجرا درآید. در حالی که توافقات انجام شده در مورد اقدامات تشویقی کشورهای اروپایی شامل مرور زمان و اقدامات تکمیلی ایران میشد. آنچه در مفاد متن پیشنهادی گروه 1+5 مشاهده میشود، ادامه بازی اروپاییها با ایران است. طبعا چنین روندی به بنبست دیپلماتیک منجر میشود. این امر در حالی انجام میگیرد که تمامی نهادهای بینالمللی و همچنین مقامات اجرایی کشورها بر راهحل دیپلماتیک (Dipomatic Solution) تاکید دارند. تحقق چنین شرایطی، صرفا از طریق راهحل میانه حاصل خواهد شد. شاخصهای این الگوی رفتاری در روند همکاریهای دیپلماتیک ایران با کشورهای گروه 1+5 میتواند به شرح ذیل میباشد.
1- در مرحله اول، کنش ایران میتواند براساس رویکر همکاری سازنده تنظیم شود. این امر به مفهوم آن است که مقامات مسئول در شورای امنیت ملی کشور، کلیات طرح را مثبت اعلام نمایند. اما چگونگی اجراییسازی آن را براساس قواعد جدیدی ارائه دهند.
2- رویکرد ایران برای چگونگی اجراییسازی متن پیشنهادی گروه 1+5، در قالب اولویت بخشیدن به اقدامات تشویقی ارائه شده تنظیم شود. به عبارت دیگر، گروه یاد شده میبایست در اجلاسیه آتی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اقداماتی را در جهت تایید آژانس در مورد فعالیتهای هستهای ایران انجام دهد. این امر به معنای آن است که هیچگونه انحرافی در اقدامات هستهای ایران وجود نداشته و نگرانی بینالمللی از فعالیتهای ایران پایان یافته است.
3- طبعا در چنین شرایطی، پرونده هستهای ایران از دستور کار شورای امنیت خارج گردیده و در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار میگیرد.
4- در ازای اقدامات یاد شده که تماما در متن پیشنهادی گروه 1+5 ارائه شده، جمهوری اسلامی ایران نیز اجرای پروتکل الحاقی را از سر گرفته و مفاد آن را با نگرش مثبت اجرا خواهد کرد. این امر به مفهوم آن است که تمامی فعالیتهای هستهای ایران تحت نظارت نهادهای بینالمللی قرار خواهد گرفت و از سوی دیگر، زمینه مشارکت بینالمللی ایران فراهم میشود.
5- در صورتی که روند یاد شده به مرحله اجرا درآید، طبیعی است که نگرانی کشورهای غربی پایان خواهد یافت. این امر زمینه اعتمادسازی متقابل را فراهم میآورد. طبیعی است که در چنین شرایطی، ایران متعهد به پاسخگویی در برابر مسائل باقیمانده و نگرانیهای بینالمللی از طریق همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود.
به طور کلی، باید تاکید داشت که راهحل میانه میتواند زمینههایی لازم برای مصالحهگرایی را فراهم آورد. بدون فرآیندهایی که به تعادل استراتژیک منجر میشود، نمیتوان صلح و ثبات را در خاورمیانه ایجاد کرد. راهحل یکسویه زمینهساز جدال بوده و در این ارتباط، تمامی بازیگران از ابزار و اهرمهایی لازم برای ایجاد بازدارندگی برخوردارند.