میثم محمدی: این دو واژه به محض ملاحظه و مطالعه، پرسشهای بسیاری را به ذهن خواننده، متبادر میکند. پرسشهایی از مقدمه تا ذیالمقدمه ناظر بر چیستی، چرایی و چگونگی این مسأله. هر ناظری که پای به میدان این بحث میگذارد، این پرسشها را در ذهن خویش مرور میکند: آیا تولید علم بحث معناداری است؟ لزوم طرح این بحث در ایران چه بوده است؟ لوازم و وسایل تدارک و تولید آن چیست؟ موانع کجاست و....
تازه بعد از این همه، نوبت به طرح پرسش از علم دینی میرسد، زیرا بحث تولید علم بر بستر تن دینی آرمیده و مقدمات و لزوم و نتایج، یکسره به سرشتی دینی آمیخته است.
از اینجا به بعد طرح مسأله مشکلتر هم خواهد شد، از آنرو که پس از تلاشهایی که در راه رفع مشکلات علمی صورت میگیرد، موانع و مشکلات معرفتی سر بر میآورد که عرصه را بر طرح منطقی این مسأله سختتر میکند.
ما در این مجموعه قصد داریم به قصد تولید علم با ذکر حواشی و موانع آن بپردازیم. این نکته گفتنی است که تاکنون به موضع تولید علم در ایران، بارها پرداخته شده و نظریات متعدد و متفاوتی از ناظران دینی و علمی در این باب منتشر شده است. ما در این نوشتار میکوشیم گزارشی از محصولاتی را که تا کنون در این زمینه تولید شده است، ارایه نماییم. بدیهی است، میتوان گفت این گزارشها حاوی نکات ناگفته و خواندنیهای بسیار است و شما را با زوایای جدیدی در موضوع تولید علم آشنا میکند و رهیافتهایی را به کار میگیرد که جملگی بکر بوده و از تکرار پرهیز داده شده است. اما مطمئن باشید که این گزاره، گزاره غلطی است، زیرا هر آنچه خواهیم نگاشت، پیشتر از نافه ارباب علم تراویده و ما جز بازخوانی آن همه، به کار دیگر نمیپردازیم. پس حرف جدیدی در میان نیست، مگر اینکه این جمع بندی فعلی شاید دو حسن را برای مخاطب به ارمغان آورد:
1- جمعبندی منظم و ساده شدهای از بحثهای عرضه شده ارایه میدهد.
2- امکان نقد و بررسی این متون و اندیشهها را هموارتر میسازد. این گزارشها در 5 محور مشخص تنظیم شده است.
1- فهم افراد را از موضوع تولید دانش نشان میدهد.
2- اصل تولید دانش و لزوم پرداخت به آن را بررسی میکند.
3- نمایی از وضعیت کنونی تولید علم را ترسیم میکند.
4- مشکلات و موانع پیشر رو را به تصویر میکشد.
5- راههای حل و رفع و بیم و امیدها را بیان میدارد.
در حقیقت، آنچه تاکنون در باب تولید علم از سوی اندیشمندان مختلف گفته شده، بدین صورت سادهسازی شده و ارایه میشود، اما پیش از ورود به بدنه گزارشها، ارایه مقدمهای در باب چگونگی شکلگیری موضوع تولید علم برای خالی نبودن عریضه، بدنیست!
با توجه به آمار رسمی منتشر شده و سطح علمی کنونی ایران در سطح جهانی، توجه بسیاری از شخصیتهای حاضر در این گزارش بشدت به چگونگی مدیریت و عملیاتی کردن پروژه تولید علم در سطوح عینی، معطوف شده است.
به گفته دکتر دیلمی، درصد جهانی تولید علم درایران در حوزه علوم انسانی 0/0026 درصد است و ایران در رده سیزدهم تولید علم جهانی قرار دارد. دکتر ساریخانی نیز میافزاید: ایران نسبت به جمعیت خود 22 برابر از قافله علم جهانی عقبتر است. تعداد محققان کشور یک میلیون نفر با احتساب دانشجویان تکمیلی، 824 نفر در سال 79 بوده که این تعداد در ژاپن، 4909 و در روسیه 3801 نفر بوده است. جالب اینکه درصد اعتبارات دولتی تحقیقات از 1/1 درصد در سال 77 به 1/4 درصد در سال 79 رسیده و تحقیقات مربوط به فرهنگ، آموزش و اجتماع در آخرین رده پژوهش در کشور قرار دارد. همچنین، متوسط جهانی تحقیقات، 105 هزار دلار در سال برای هر محقق است که این رقم در ایران 7600 دلار است. آمریکا، ژاپن و آلمان در این رقم در دنیا پیشتاز هستند. تولید علمی ایران نیز در سال 2000، 1/2 درصد بوده در حالی که این رقم در آمریکا 32/2 درصد است (هفته نامه فرهنگ و هنر، شماره 34)
همچنین آمارهای منتشر شده توسط سازمان مدیریت و برنامهریزی نشان میدهد که سهم ایران در پایان سده بیستم از کلیه مقالات علمی منتشر شده در نشریههای معتبر جهان 6% درصد بوده است. این درحالیست که به قول مدیریت دفتر هیأت امنا و شورای مرکزی دانشگاههای وزارت علوم، سهم پژوهش و تحقیقات کشور تنها 4 درصد تولید ناخالص ملی است. همه این آمار و اطلاعات حکایت از وخامت اوضاع در زمینه تولید دانش داشته و دارد. از همین رو بود که عدهای از طلاب نسل جدید حوزه که از تحصیلات دانشگاهی نیز بهره برده بودند دست به کار شدند و دغدغههای خویش را در زمینه بهره برده بودند دست به کار شدند و دغدغههای خویش را در زمینه تولید علم با رهبر انقلاب در میان گذاشتند. اما پیش از آن مقام معظم رهبری خود به نحوی دیگر جرقه این حرکت را زده بود و در دیدار اعضای انجمن قلم در هشتمین روز بهمن ماه 1381، به مسایلی در خصوص آزاداندیشی و ایجاد فضای نقادی علمی در دانشگاههها و حوزههای علمیه اشاره کرده و آزاداندیشی صحیح را به عنوان «نقطه تعادلی در میان مرز شکنی و تحجر در عرصه فرهنگ» دانسته بود.
5 روز پس از این دیدار، جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه در نامهای به ایشان، تشویق به نهضت علمی و آزاد اندیشی را یک «فراخوان تاریخی» از سوی ایشان دانستند و خواستار آن شدند تا رهبری در این زمینه عملاً راهنمایی و مساعدت نماید.
این نویسندگان در بخشی از نامه خود مینویسد: «یکی از عوامل اصلی زمینه ساز برای تولید علم و نظریه و نهضت نرمافزاری، سالمسازی گفت و گوها و سپس تضمین بقای این فضای سالم و علمی برای مباحثه و گفتوگوست، زیرا آنگاه که تعادل در کار نباشد، جمعه علمی و فرهنگی ما در نوسان بین سکوت و هرزهگویی خواهد پژمرد. حوزه و دانشگاه برای رشد، به فضایی دور از افراط و تفریط نیازمندند که در آن، از سوءظن و بدبینی و بیادبی و حریم شکنی، خبری نباشد. فضایی باز و اسلامی که در آن نه به محض شنیدن فکر تازه، به یکدیگر تهمت و افترا بزنیم و نه تحت عنوان «نواندیشی» مرزهای حقیقت و فضیلت را بر چینیم و ترک اصول کنیم....».
خواسته صریح نویسندگان در مورد «تحتالحمایه» بودن برنامههای تولید علم و همچنین هدایت آن توسط نظام و حوزه حاکی از آن است که این یک حرکت علمی در زمینه تدوین و تنظیم و حداقل «کشف علم» ذیل جمهوری اسلامی و کاملاً وابسته به آن است و حتیالامکان در چارچوب خطوط قرمز و مرزهای ایدئولوژیک و عقیدتی نظام، به فعالیت خواهد پرداخت.
این نامه که به امضای کسانی همچون علیرضا اعرافی، رحیمپور ازغدی، صادق لاریجانی، رسول جعفریان، سروش محلاتی، جواد محدثی، محسن قمی، حمید پارسانیا، سید عباس صالحی، عبدالرضا ایزد پناه و محمدتقی سبحانی رسیده بود، بیش از 3 روز در انتظار پاسخ مراد خویش نماند و موافقت تام و تمام ایشان با مضمون نامه، راهیان تولید علم را درپویش این راه راسختر ساخت.
بدین شکل نهضت نرمافزاری و آزاد اندیشی و تولید علم، رسالت خود را «تمدن سازی و جامعهپردازی» و مأموریت خود را «تولید علم و اندیشه دینی» و سیاست و راهبرد خودرا «بیدار کردن عقل جمعی و توسعه نشاط اجتماعی» بر شمرد و حاملان این جنبش را «نسل دوم حوزه و دانشگاه» خواند. نسل دومی که در حقیقت صاحب امضای نامه 13 بهمن به رهبری بودند.