تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۸  ، 
کد خبر : ۹۵۹۴۵
دیدگاه دبیرکل موتلفه درباره مبانی انقلاب اسلامی

انقلاب بدون مردم قابل تداوم نیست


محمد نبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی که حزب متبوعش از احزاب سابقه در روند انقلاب اسلامی محسوب می شود با تاکید بر این مطلب که انقلاب بدون پشتیبانی مردم قابل تداوم نیست، گفت؛ من به جمهوری غیراسلامی و مردمسالاری غیردینی معتقد نیستم. محمدنبی حبیبی، با بیان اینکه باید برای درک اصول کلی انقلاب به مفهوم واژه های استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی دقت و شرایط سالهای قبل از پیروزی انقلاب را بررسی کنیم، گفت؛ ممکن است عدم استقلال و وابستگی از دو ناحیه صورت پذیرد؛ یکی توسط یک حکومت مستبد داخلی که به اراده مردم بی تفاوت است.
مثلا در ایران پیش از انقلاب، استقلال مردم نادیده گرفته می شد. نگاه دوم، شرایطی است که در طول دهه های قبل از انقلاب توسط خارجی ها در فضای فکری فرهنگی و سیاسی کشور حاکمیت پیدا کرده بود. وی با اشاره به اینکه برخوردهای سرکوبگرانه اکثر حکومت های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی خواست ملت را برای مستقل بودن عمق بخشیده بود، افزود؛ شعار استقلال که از سوی مردم سر داده می شد یک پاسخ قاطع به حکومت های سرکوبگر داخلی و دنیای زورگوی خارج از کشور بود که با تمهیدات مختلف سعی می کردند حکومت های مورد نظر خود را در ایران برقرار کنند.
حبیبی خاطرنشان کرد؛ «یادم هست در بهمن سال 1341 رفراندومی به اسم انقلاب سفید شاه و ملت برگزار شد که یکی از شعارهای آن، اصلاحات ارضی بود. همان زمان عده ای از دلسوزان مردم اعلام کردند که اصلاحات ارضی با شیوه ای که آنها به کار گرفته اند جز وابسته کردن بیشتر کشور به محصولات کشاورزی نتیجه دیگری ندارد. حکومت پهلوی و حامیان خارجی اش به هیچ وجه به استقلال ملت ها رضایت نمی دادند. همین فشارها برای وابسته نگه داشتن ملت، باعث شد که استقلال یکی از اساسی ترین شعارهای انقلاب باشد».
دبیرکل موتلفه با تاکید بر اینکه استقلال فرهنگی مهمترین نوع استقلال است، افزود؛ اگر در فرهنگمان مستقل باشیم زمینه مستقل شدن در سایر امور فراهم می شود. حضرت امام (ره) هم برای استقلال فرهنگی ملت اهمیت ویژه ای قائل بودند. البته منظور از استقلال فرهنگی عدم رابطه با فکرها و فرهنگ های دیگر نیست، بلکه معتقدم شاخصه مهم قدرت یک فرهنگ مستقل غنی، در برقراری ارتباطات مفید و کارساز با بقیه فکرها و فرهنگ هاست.
وی در باز تعریف آزادی گفت؛ آزادی، فراهم شدن شرایط شکوفا شدن استعدادهای خدایی افراد بشر است و هر نوع مانع و انحرافی برای شکوفا شدن استعدادها، نوعی تقابل با آزادی است. عدم وجود قانون هم نوعی تهدید و تحدید برای آزادی است و برای آنکه قانونی که قرار است استعدادها را شکوفا کند مورد اطمینان واقع شود، باید از سوی مرجعی جامع الاطراف وضع شده باشد.
حبیبی در ادامه خاطرنشان کرد؛ «این مرجع نباید به محدودیت های ویژه بشری محدود باشد، چون محدود بودن مرجعیت صدور قانون به محدودیت های خاص بشری، می تواند موجب سلب آزادی ها شود. معتقدم توسعه بی بند و باری یک عامل مهم برای ایجاد محدودیت در شکوفا شدن استعدادهای بشری است. وی با اشاره به این نکته که به بهانه آزادی جنایات فراوانی علیه آزادی انجام شده است، ابراز عقیده کرد؛ سردمداران جهان سرمایه داری غرب برای مشغول کردن ملت ها، بی بند و باری را به عنوان آزادی ترویج کردند تا مردم را از حقوق واقعی فرهنگی و اقتصادی خود غافل نگه دارند. دبیرکل موتلفه گفت؛ مفهوم آزادی در انقلاب اسلامی، برخورداری مردم از نعمت اجرای احکام الهی است که در این زمینه پیشرفت چشمگیری داشته ایم. اگر آزادی را به معنای شکوفا شدن استعدادهای افراد جامعه در چارچوب احکام الهی تعریف کنیم، باید گفت که فاصله شرایط فعلی ما با نقطه مطلوب زیاد است. البته من روند فعلی را مطلوب می دانم و برای رسیدن به نقطه مطلوب نهایی، تلاش حکومت و مردم را مکمل تلقی می کنم و معتقدم که هم مسوولان حکومتی و هم عامه مردم به خصوص نخبگان فکری ملت مسوولیت مشترک دارند.
محمدنبی حبیبی در ادامه این گفت وگو با اشاره به مفهوم جمهوری اسلامی، گفت؛ تفکیک جمهوریت و اسلامیت بحث نادرستی است. اصولا این دو مفهوم قابل تفکیک نیستند.
وی افزود؛ در جمهوری اسلامی یک مفهوم مشروعیت داریم و یک مفهوم مقبولیت. عده ای از روشنفکران دینی و غیر دینی مفهوم مشروعیت و مقبولیت را یکی گرفته اند، اما از نظر من اینها دو مقوله جدا از هم هستند اما در موضوع حکومت ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند. وقتی با حکمی برخورد می کنیم که از طرف خدا صادر شده، برای این حکم مشروعیت قائل هستیم اما همین حکم «مشروع» چه بسا در ذهن یک فرد یا یک جامعه «مقبول» واقع نشود.
سوال اینجاست که اگر حکمی از طرف خدا صادر شده باشد، یعنی به تعبیری مشروع باشد، ولی به هر دلیلی مقبول یک فرد و یا یک جامعه قرار نگیرد آیا اعتبارش را از دست می دهد؟ ما معتقدیم صرف مشروع بودن یک حکم اعتبار ویژه خودش را خواهد داشت، حالا کسانی که به مشروعیت این حکم اعتقاد دارند در اینجا یک وظیفه مهم پیدا می کنند و آن این است که اعتبار این مشروعیت را با اتخاذ شیوه های آزاد به ذهن افراد و جوامع بشری وارد کنند و تلاش کنند این حکم مشروع مقبول واقع شود.
در این صورت یک حکم مشروع با فراهم شدن مقبولیت ضمانت اجرا پیدا می کند. بنابراین عکس این مطلب هم درست است که اگر حکمی مقبول مردم واقع شده باشد و به هر دلیلی با حکم الهی در تضاد باشد، این قانون مقبول که در تضاد با حکم الهی است فاقد اعتبار است. به عنوان مثال نوشیدن مشروبات الکلی با حکم الهی در تضاد است اما اگر فردی یا جامعه ای به استناد یک قانون نوشیدن مشروب الکلی را مجاز بداند، مقبولیت نوشیدن الکل اعتبار مشروع ندارد.
وی در ادامه افزود؛ رای اکثریت در صورت عدم تضاد با احکام الهی اعتبار دارد و من مفهوم جمهوری اسلامی را در همین راستا می دانم. من به جمهوری غیر اسلامی و مردم سالاری غیر دینی معتقد نیستم، اما برای مقبول واقع شدن احکام الهی یک کار وسیع و عمیق فرهنگی در تمام جوامع بشری مورد نیاز است.
وی با بیان اینکه در مسیر اصلی تحقق شعارهای انقلاب قرار داریم و منحرف نشده ایم، تاکید کرد؛ در اعتبار شعارهایمان جای هیچ تردیدی وجود ندارد؛ اما صرف معتبر بودن و حق بودن شعارها کافی نیست. علی القاعده در دستگاه های اجرایی قضایی و مقننه به مدیران کارآزموده ای احتیاج داشتیم که به طور طبیعی در ابتدای انقلاب نمی توانستیم از وجود این مدیران برخورداری لازم و کافی داشته باشیم. صرف وجود مدیران معتقد به اصول هم کفایت نمی کند. اینکه مدیران معتقد به اصول تجربه کافی مدیریتی هم داشته باشند از لوازم اصلی تحقق اصول به حساب می آید. اگر نواقصی هم در این رابطه وجود داشته نه مربوط به مردم است نه مربوط به رهبری، بلکه بیشتر این مشکلات متوجه مدیران اجرایی است.
حبیبی با اذعان به اینکه اکثریت چشمگیر مدیران در 27 سال گذشته پایبند اصول بوده اند، افزود؛ پایبند بودن به شعارهای اولیه انقلاب و توانایی بهترین شیوه اجرا، مستلزم استفاده از فرصت های پیش روی ماست. در صحنه نگه داشتن مردم یک وظیفه بسیار سنگین همه مسوولان کشور است. اگر موفق به حفظ در صحنه بودن مردم باشیم، از بهترین نوع فرصت ها استفاده کرده ایم. انقلاب بدون پشتیبانی مردم قابل تداوم نیست.
دبیرکل حزب موتلفه در پاسخ به این پرسش که کدام جریان فکری و سیاسی را به آرمان های امام (ره) نزدیکتر می داند؟ گفت؛ جریانی که اصول اسلام، جمهوری اسلامی، خط و سیره امام (ره) و ولایت فقیه را قبول داشته باشد نزدیکترین گروه به آرمانهای امام است. وی افزود؛ جریان های سیاسی و فکری را با همین معیارها می سنجم اما از اینکه اعلام کنم کدام جریان به تنهایی نزدیکتر به آرمانها و اندیشه های امام (ره) است خودداری می کنم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات