امیررضا پرحلم
پس از سالها کشمکش سیاسی ـ بینالمللی حول موضوع پرونده هستهای ایران، اروپا که تمایل چندانی به دوری از ایران و قطع رابطه با این کشور ندارد برای پایان دادن به ماجرای طول و دراز و بیش از حد کش شده ایران قدم در راهی نهاد که مدعی است تمام خواستههای ایران را مدنظر دارد.
در این میان گرچه مقامات سیاست خارجی، این اقدام اروپا در ارایه بسته پیشنهادی غرب را منفی قلمداد نکرده و حتی آن را نشانه خوبی از علاقه به حل تفاهمآمیز ماجرا دانستند اما باید دقت داشت که در بررسی این موضوع حساسیتهای خاص منافع ملی کشور را باید مدنظر داشت.
همان طور که تاریخچه روابط دیپلماتیک در موضوعات حساس به خوبی نشان داده اروپا و به طور کلی کشورهای غربی هیچگاه در رسیدن به تفاهم اصولی با ایران صادق نبودهاند.
راهکارهای مکارانه اروپا به مراتب زیانبارتر از برخی تهدیدات به ایران ضربه وارد ساخته و اکنون نیز به نظر میرسد که جعبه روبان بندی شده شکیل اروپایی ـ آمریکایی درصدد است با وارد کردن ایران به قبول اشتباهات گذشته به جهانیان اعلام کند که از ابتدا ایران مقصر این ماجرا قلمداد میشده است. در حالی که چند روز از ارایه بسته پیشنهادی اروپا میگذرد، چند رخداد و کنش دیپلماتیک در دو جبهه ایران و غرب بسیار حایز اهمیت گردیده است؛ نخست فشار فزایندهای است که از جانب اروپا به ایران وارد میشود و به تناوب آن مقامات آمریکایی مستمرا با لحنی اولتیماتوموار فرصت ایران را رو به اتمام میدانند.
در تبیین این رفتار به نظر میرسد که بیش از هر چیز آمریکا و غرب به دنبال به اشتباه انداختن ایرانیها برای پذیرش فوری و بیقاعده مشوقهایی هستند که در اصل نوعی دستورالعمل به حساب میآید چرا که در بررسی، قبول یا رد هر مشوق یا پیشنهادی باید ابتدا سازوکارهای پذیرش آن منوط به برخی عوامل به خوبی شناخته شود. حتی در دنیای غیرسیاسی و غیردیپلماتیک نیز هنگامی که به کسی به دلایلی مبهم پاداش پیشنهاد میشود، عقل سلیم ایجاب میکند که انسان اندکی شک کند و به سادگی هر پیشنهاد جذابی را قبول نکند.
نکته دوم در این راستا، تحرک دیپلماتیک فوقالعاده ایرن برای رایزنی با جهان اسلام است. در این راستا متاسفانه کشورهای عربی مسلمان نیز آنچنان که در هیچ مقطعی از تاریخ همسویی خردمندانهای با ایران نداشته اندف دیپلماسی مشخص و شسته رفتهای را در قبال ایران در پیش نگرفتهاند.
بیانیههای متعدد علیه ایران در موضوع جزایر سهگانه، ترس موهوم از هستهای شدن ایران و ادعای ناپاک بودن فناوری هستهای ایران ملاحظاتی است که در توجیه این دیپلماسی غیراصولی کاربرد یافته است.
با این حال، دیپلماسی ایرانی که مبتنی بر ارایه هرگونه تضمین به کشورهای عرب همسایه و اسلامی است، با قدرت، ارایه هرگونه راهکاری را برای رفع ترس و نگرانی کشورهای دوست و مسلمان همسایه اتخاذ نموده است.
دیدار اخیر لاریجانی از مصر و به خصوص تلاش دیپلماتیک سعودیها تنها موقعی قابل قبول است که عربها صرفا از ارایه نقش پیغام رسان صرف که پیامهای دیکته شده دیگران را جابهجا میکند، دوری کرده و فعالانه و واقعبینانه مسایل منطقه را مورد کنکاش قرار دهند.
نکته حایز اهمیت بعدی که شاید نکتهای فرعی و خارج از چارچوب سیاست به نظر رسد، بحث جام جهانی فوتبال و ابعاد و پیامدهای سیاسی آن است.
صرف نظر از تحلیلهای روانشناسانه فوتبال در حوزه سیاست باید گفت که به باور برخی تحلیلگران سیاسی حساسترین رقابت ورزشی تا حدودی ابعاد دیپلماتیک بررسی پرونده هستهای ایران را تحتالشعاع قرار داده است.
اما واقعیت این است که برخلاف این گمانهزنی سیاسی ـ ورزشی، بیشترین حجم روند دیپلماتیک ماجرای هستهای ایران در همین خلال اتفاق افتاده است.
دیدارهای سعودیها از ایران و ایرانیها از همسایگان و دیگر کشورها و سفر رییس جمهور به چین از یکسو و سفر ناگهانی بوش به عراق نشان داد که سیاست در کنار پدیدهای جهانی به نام فوتبال همچنان به ایفای نقش مستقل خود میپردازد.
فلذا چنین تصوری که فوتبال بتواند مسایل ایران را به حاشیه براند، تصوری اشتباه است.
در مجموع باید توجه داشت که در بررسی بسته هستهای سولانا و به عبارتی پاسخگویی به غرب نباید فارغ از بررسیهای همهجانبه عمل کرد.
توجه در آنچه که داده میشود و آنچیز که گرفته میشود و بررسی چند بعدی پیامدهای هرگونه پذیرش یا رد، باید در ملاحظات ایران در پاسخ به پیشنهاد اروپا مدنظر واقع شود.
تنها در چنین صورتی است که میتوان گفت منافع ملی، خواست مردم و پرستیژ بینالمللی کشور در اتخاذ هرگونه تصمیم مدنظر واقع شده است.