تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۹  ، 
کد خبر : ۹۵۹۶۵

حکیم و دفع افسد به فاسد


بهراد فرهمند
بدون شک هیچ ملتی از اشغال نظامی کشور خود خشنود نمی‌شود حتی اگر اشغالگران آن ملت را از شر پلیدترین دیکتاتور نجات دهند.
مردم عراق نیز از این امر مستثنی نمی‌باشند. بر اساس تازه‌ترین نظرسنجی در عراق اکثر عراقی‌ها خواهان عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از کشورشان هستند. افزایش خشونت‌ها در عراق درخواست مردم این کشور برای خروج نیروهای آمریکایی را افزایش داده است.
نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که از هر 20 عراقی، 19 تن معتقدند که اوضاع امنیتی در زمان صدام بهتر بوده است و از هر 10 عراقی 9 تن در شرایطی که نیروهای آمریکایی در نزدیکی آنها هستند،‌ احساس امنیت نمی‌کنند.
دوسوم عراقی‌ها در این نظرسنجی جدید معتقدند که با ترک نیروهای آمریکایی از عراق اوضاع امنیتی بهتر خواهد شد و احساس امنیت بیشتری خواهند کرد.
بر اساس این نظرسنجی، تغییر در سیاست آمریکا در عراق از اهمیت زیادی برخوردار است،‌ چرا که اکثر عراقی‌ها خواهان ایجاد روند جدید در کشورشان هستند.
در برابر این نظرسنجی و اظهارنظر مردم مظلوم و تحت ستم عراق، این سوالات به ذهن متبادر می‌شود که اولا: آیا در زمان صدام اوضاع امنیتی بهتر از دوران سرنگونی آن است؟
ثانیا: آیا با ترک نیروهای آمریکایی از عراق در شرایط کنونی اوضاع امنیتی بهتر خواهد شد و مردم احساس امنیت بیشتری خواهند کرد؟
اینکه امنیت مهم‌ترین مقوله در زندگی خصوصی و اجتماعی افراد به حساب می‌آید شکی نیست، چرا که امنیت بستر توسعه و رفاه می‌باشد. اما مهم‌ نوع نگرش به امنیت است. آیا این مقوله با رفتار پادگانی می‌تواند موجب آرامش و امنیت یک ملت شود؟
به راستی صدام توانست با دیکتاتوری و سرکوب اقوام محروم عراق، امنیت را در این کشور به طور مطلوب و عادلانه برقرار نماید. آیا قتل‌عام انفال در کردستان عراق با 182 هزار کشته در سال 1988 و بمباران حلبچه و یا قتل‌عام شیعیان در الجدیل در سال 1991 و هزاران جنایات دیگر، دوران صدام را دوران امنیت و رفاه ساخته بود؟
از مارس 2003 که ایالات متحده به آن کشور یورش برد و آنجا را اشغال نمود، تاکنون صدها هزار کشته و مجروح عراقی بر جا مانده و بیش از 3000 سرباز آمریکایی کشته و هزاران مجروح حاصل این اشغالگری است. اقتصاد عراق نابود و زیرساخت‌های آن درهم کوبیده شد و نتیجه آن قرار گرفتن عراق در لبه پرتگاه جنگ داخلی و فروپاشی تمامیت ارضی آن می‌باشد.
ایالات متحده بیش از 300 میلیارد دلار تاکنون هزینه اشغالگری خود را از جیب ملت آمریکا پرداخته و این رقم روز‌به‌روز رو به افزایش است.
اینها ثمره تجاوز آمریکاست و به همین دلیل افکار عمومی عراق، آمریکا و سایر کشورهای جهان ضمن محکوم کردن تجاوز به سرزمین رافدین، خواهان خروج هرچه سریع‌تر آن کشور و متحدینش از این منجلاب ساخته کاخ سفید می‌باشند.
اینکه تجاوزگری آمریکا و متحدینش محکوم است و باید در اسرع وقت به آن پایان داده شود جای هیچ شک و تردیدی نیست و اگر امروز عراق دچار چنین مصیبتی شده است محصول سیاست خارجی دولت نومحافظه‌کار آمریکاست و کاخ سفیدنشینان باید پاسخگوی جنایات خود باشند. اما واقعیت امر این است که در شرایط پیش آمده و پیچیده کنونی خروج سریع نیروهای آمریکایی در حالی که نیروهای نظامی و امنیتی عراق شکل پایدار و مستحکمی نگرفته‌اند و اساسا اسیر فرقه‌گرایی می‌باشند نمی‌تواند حاصلی جز جنگ داخلی و فتنه داشته باشد.
امروز افراط گرایی در میان شیعیان و اهل سنت چنان بر فضای عراق غالب شده است که نیروهای معتدل هر دوسو توان اداره کردن شرایط را هر روز نسبت به روز قبل از دست می‌دهند.
گروه‌های افراطی سنی عراق همچون هیات علمای اهل سنت عراق به رهبری «حارث الضاری» مفتی حمایت شده از سوی کشورهای عربستان، اردن و سایر دولت‌های عربی مخالف قدرت‌یابی شیعیان در عراق، با پناه بردن به اردن هدایت جریان‌های سلفی را علیه شیعیان و اقدامات تروریستی در عراق را به عهده گرفته است و جریان جلوگیری از استقرار حاکمیت ملی عراق و به شکست کشاندن طرح‌های امنیتی در عراق را هدایت می‌کند.
پس از کشته شدن زرقاوی، وی عملا از سوی سلفیون به عنوان سمبل‌ ملی مقاومت در عراق یاد می‌شود و برای او دیدارهای ویژه با پادشاهان اردن و عربستان تدارک می‌بینند تا از او،‌ سمبلی در برابر شیعیان عراق درست کنند. چرا که او همان کسی است که از مواضع القاعده در عراق در عهد الزرقاوی برای شیعه‌کشی حمایت می‌کرد و پیوستن به القاعده در عراق را دارای مجوزهای دینی برایش قلمداد می‌کرد و این عمل را واجب می‌دانست.
او همان کسی است که در یک موضع‌گیری آشکار اعلام می‌کند که عهد صدام حسین بر حکومت فعلی عراق کاملا ارجحیت دارد. اکنون او از حمایت جدی عربستان و اردن برخوردار است و همین عامل کافی است تا نشان داده شود این کشورها چه نقشی در عراق داشته و دارند و اکنون چگونه برای حاکمیت اندیشه‌های سلفی و ایجاد فتنه داخلی در عراق تلاش می‌کنند.
عربستان برنامه‌های وسیعی را برای سرکوب القاعده در داخل کشور خودش پس از حوادث یازدهم سپتامبر آغاز کرد و برای جلوگیری از پا گرفتن این جنبش سلفی افراطی در عربستان و اقدامات ضد امنیتی آنان، تلاش کرد تا افراد منتسب این گروه را به سمت عراق و مبارزه با اشغالگران صلیبی و رافضیون (شیعیان) هدایت نماید. این کشور دست بسیاری از نیروهای سلفی و وهابی خود را برای ورود به عراق و سازماندهی جنگ‌های طایفه‌ای باز گذاشته است. بنابراین کافی است تا در این برهه زمانی و چنین شرایط بحرانی نیروهای اشغالگر خاک عراق را ترک نمایند تا با ایجاد جنگ داخلی، بهانه‌ای برای ورود احتمالی نیروهای نظامی عربستان و سایر دول عرب به نام دفاع از اقلیت اهل سنت، ایجاد شود و موجب فروپاشی عراق گردد.
فروپاشی احتمالی عراق موجی از طوفان بحران را به کشورهای همسایه عراق به‌ویژه ترکیه، ایران و سوریه، خواهد رساند و این مغایر با امنیت ملی و تمامیت سرزمین این کشورهاست.
بی‌دلیل نیست که آیت‌الله عبدالعزیز حکیم رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و از شخصیت‌های موثر شیعی در حاکمیت ملی این کشور، در دیدار با جرج بوش از وی می‌خواهد تا در شرایط کنونی خاک این کشور را ترک نکند. چرا که ایشان به خوبی واقف است حضور نیروهای اشغالگر در این برهه زمانی به منزله دفع «افسد به فاسد» است.
چنانچه جرج بوش توصیه کمیته مستقل مطالعات عراق به رهبری «جیمز بیکر و لی همیلتون» را مبنی بر مذاکره با ایران و سوریه در مورد اوضاع عراق بپذیرد و به نقش موثر این دو کشور در حل بحران پیش‌رو اذعان نماید و کشورهای مذکور نیز با درک واقعیت آنکه دولت آمریکا در شرایط ضعف قرار دارد و نمی‌تواند خطری بالفعل علیه امنیت ملی آنان باشد به مذاکره با آمریکا بپردازند، به خصوص با شرایط شکست در انتخابات اخیر کنگره و سنا، این کشورها می‌توانند مدیریت بحران را در دست گرفته و کمک نمایند تا با حل آن در زمان مقتضی، آمریکا را برای خروج از عراق و کل منطقه بدرقه نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات