تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۹۵۹۷۹
با رویکردی به جنگ ایران و عراق

راهکارهای گسترش فرهنگ دفاع

خسرو شاه‌محمدی‌نژاد اشاره: این مقاله تلاش می کند دیدی کلی درباره فرهنگ دفاع و چالش های پیش روی گسترش آن را با رویکردی اجمالی به جنگ ایران و عراق طرح کند. امید است این مقاله با توجه به کلی بودنش روزنه ای به سوی مباحث این چنینی در حوزه فرهنگ دفاع باشد. جنگ پدیده ای اجتماعی است و به دلیل وجود عناصر انسانی درون خود، ویژگی های پیچیده ای نیز دارد. مجموعه دانش بشری برای شناخت و آگاهی گسترده تر و ژرف تر از چنین پدیده هایی، رویکردهای گوناگون و روش مناسب با اهداف پژوهشگران را پیش روی آنان قرار داده است. اگرچه رویکرد فرهنگی- اجتماعی (با تعبیر کلی اش) به کمک علوم اجتماعی و روان شناسی، شناخت بهتری از پدیده جنگ ایران و عراق به دست خواهد داد، اما پرسش مهم این است که چنین شناختی چه ضرورتی دارد؛ به ویژه آنکه سال هاست جنگ ایران و عراق پایان گرفته و «تاریخی» شده است. شناخت فرهنگی- اجتماعی از جنگ ایران و عراق، مفهومی کلی و تعریف نشده است، مفهومی بدون عناصر و شاخص های معین که قابلیت بررسی، تجزیه و تحلیل داشته باشد. لذا پرسش کارکردی تر این است که دفاع مردم ایران در جنگ هشت ساله با عراق چه ویژگی ها، عناصر، شاخص ها و نمادهایی داشت که شناخت از آنها می تواند الگویی برای فرهنگ دفاع در مقابله با هر حمله و تهاجمی فراهم کند؟ پاسخ به چنین پرسشی مستلزم توجه به ملاحظات داده ها، داشته ها، چالش ها و ابزارهایی است که هم اکنون فاقد آن هستیم.عنوان چالش ها، ناظر به مسائل و موضوعاتی است که غفلت از آن، مانع از گسترش فرهنگ دفاع در اجتماع مردم ایران خواهد شد. در این مبحث به برخی از این چالش ها می پردازیم.

فرهنگ مجموعه نگرش ها، بایدها و نبایدهای ناشی از آن است که برای ایجاد رفتار در یک فرد یا افراد یک جامعه نسبت به موضعی خاص پیشنهاد می شود، مانند مجموعه فرهنگ اسلامی هرگاه فردی در اثر تجربه و تفکر شخصی و یا در تعامل با جامعه، چنین فرهنگی را برای رفتار خویش برگزیند، این تعریف ناظر به فرهنگ شخصی(موثر بر شخصیت فرد) خواهد بود، مانند فرهنگ مسلمان بودن؛ چنانچه گروهی یا همه آحاد (تک تک افراد جامعه) چنین فرهنگی را برای رفتار خود بپذیرند، آن فرهنگ جامعه است و به تعبیری جامعه به آن فرهنگ متصف می شود مانند جامعه اسلامی.
حال این پرسش مطرح است که آیا تاکنون تعریفی برای دفاع و فرهنگ دفاع به ویژه متکی به فرهنگ اصلی و محوری مردم (که دینداری آزادگی است) داشته ایم؟
جغرافیای فرهنگ دفاع
گفته شده، مفهوم فرهنگ در چارچوب تاریخی مشخص با رویکردی ملی گرایانه به عنوان نیرویی وحدت بخش و همگن ساز که در نهایت از حکومت حمایت خواهد کرد، پدید آمده است. ادعای وحدت برای فرهنگ بنیادین کشور، در مشروعیت بخشیدن و تقویت حکومت کارساز است. با گرامی داشتن آرمان های مشترک ملی و دید مشترک از زندگی، اختلاف درونی تضعیف می شوند. فرهنگ در اینجا به منزله پیوند مردم درون یک واحد سیاسی عمل می کند.  همچنین گفته شده حوزه فرهنگی ناظر به دو منطقه در یک سرزمین است که با وجود تفاوت های بین خود، از نقاط مشترک و ترکیب های فرهنگی مشابه فراوانی برخوردارند که هرگز این تشابه بین دو منطقه از سرزمین یا دو قاره مختلف دیده نمی شود.
در همین حال می دانیم که هیچ فرهنگی محصور به یک سرزمین نیست، یک فرهنگ، جزیره ای مجزا از فرهنگ های دیگر نیست. روابط افراد دو جامعه، فرهنگ ها را تحت تاثیر قرار می دهد و تحولات اخیر در مبادله اطلاعات، فرهنگ ها را با شتاب و عمق بیشتری نسبت به گذشته تحت تاثیر قرار داده است. همچنین می دانیم بسیاری از جوامع، پذیرای فرهنگی هستند که هم اکنون در حصر هیچ مرز جغرافیایی نیست مانند فرهنگ دینی در جامعه مسلمانان جهان، فرهنگ درمان انسان های بیمار در جامعه پزشکان بدون مرز، فرهنگ احترام به قهرمانان ورزشی فارغ از دین، ملیت، آیین و رفتار شخصی به هنجار یا ناهنجار آنان. در هر حال پاسخ به این پرسش که جغرافیایی فرهنگ کجاست و چه مرزی دارد؟ می تواند پاسخ به این پرسش را نیز فراهم کند که از چه باید دفاع کرد؟
عناصر و ترکیب‌های فرهنگ دفاع
کوچک ترین موضوع و واحد قابل تعریف و تشخیص فرهنگ را «عنصر فرهنگ» و چند عنصر هماهنگ و متناسب و همراه را «ترکیب فرهنگی» و مجموع ترکیب های فرهنگی را که در یک منطقه دارای شکل محدود و متمایز است «حوزه فرهنگی» می گویند.از نظریه مردم شناسان، می توان مناسک حج را یک ترکیب فرهنگی تلقی کرد که از عناصری چون نیت، لباس احرام، احرام، طواف، نماز خاص، سعی صفا و مروه، قربانی در منا و... تشکیل شده است. ما وقتی درباره فرهنگ ایرانی یا فرهنگ دفاع سخن می گوییم چه عناصر یا ترکیب هایی را مدنظر داریم؟ وقتی می گوییم فرهنگ ایثار، فرهنگ شجاعت، فرهنگ تلاش و پرکاری، آیا برای آنان عناصر، شاخص ها و نمادهای در نظر گرفته و تشخیص داده ایم که بتوانیم با بررسی آنها در «فرهنگ دفاع مقدس» جست وجو کنیم و سپس از آن الگویی برای «فرهنگ دفاع مردمی» استخراج کنیم؟
تبادل فرهنگی
همان طور که قبلا گفته شد هیچ فرهنگی جزیره مجزایی نیست، یا به تعبیری هر فرهنگی در مقابل فرهنگ دیگران آب بندی نشده است. همه فرهنگ ها در رابطه با یکدیگر تاثیرگذار و تاثیرپذیرند. بررسی ها نشان داده است، میزان بالایی از واردات خارجی درون هر فرهنگ وجود دارد که به مرور زمان ممکن است جزئی از خود فرهنگ شوند. اگرچه این تبادل هم در جنبه های مثبت فرهنگ کارکرد دارد و هم در جنبه منفی ولی روزنه قابل نفوذی است برای انتقال فرهنگ هایی که می تواند فرهنگ دفاع را دستخوش چالش های جدیدتری کند. به همین دلیل دشمنان برای تهاجم به هر کشوری، فرهنگ آن کشور را بهترین بستر برای اجرای اهداف خود می دانند و پیش از هر اقدام نظامی در مرزهای جغرافیایی، به مرزهای فرهنگی آن یورش می برند.
سیال بودن فرهنگ
فرهنگ ماهیتی سیال دارد، ثابت و لایتغیر نیست، دائما در جریان است، فرهنگ ها برای باقی ماندن نیازمند تغییر دائمی اند، اگرچه فرآیند آنها محسوس نباشد. تحقیقات نشان داده است که مردم وقتی فرهنگی (سنتی) برایشان مبهم به نظر برسد آن را پاکسازی می کنند یعنی دوباره تفسیر می کنند تا برای شرایطی که در آن هستند قابل درک و استفاده شود. می توان سنت خواستگاری و تعیین مهریه را از جمله شواهد این ویژگی فرهنگ بدانیم پرسش این است که فرهنگ جهاد و دفاع، فرهنگ ایثار و فرهنگ های دیگری که در مجموعه کلی فرهنگ «دفاع مقدس» تجلی پیدا کرد چه تعداد، به چه میزان و به چه شکل و صورتی اکنون باقی مانده است؟
و برای اینکه بتوان آنها را به فرهنگی پایدار، اما با مصادیق روزآمد تبدیل نمود چه باید کرد؟
ناظر بی‌طرف
باید توجه داشت ناامنی شغلی و جانی، محرومیت از برخی منافع اقتصادی و اجتماعی ملی، احساس مظلومیت در مشکلات حقوقی و قضائی و مسائلی از این دست که احساس تعلق فرد به جامعه، فرهنگ و مرز جغرافیای سرزمین را کاهش می دهد، می تواند احساس مسئولیت فرد را تحت تاثیر قرار دهد و از وی در برابر تهاجم و حمله، یک «ناظر بی طرف» بسازد. در این صورت فرد نه تنها خود فاقد فرهنگ دفاع است، بلکه می تواند به عنوان عنصری ناراضی در کاهش انگیزه فردی دفاع و در نتیجه جمعی فرهنگ دفاع موثر باشد.
انحصاری کردن فرهنگ دفاع در یک گروه خاص با عناوینی چون مدافعان، مبلغان دفاع مقدس، پرهیز دادن دیگر افراد جامعه برای ورود به مباحث مربوط به آن، بی توجه دانستند برخی از افراد نسبت به غرور ملی و دینی، کم انگاشتن انگیزه های دیگر آحاد مردم می تواند فرهنگ دفاع را به یک خرده فرهنگ و منحصر به برخی افراد و نهادهای خاص کند، چنین اتفاق ناگواری قطعا در کاهش انگیزه آحاد مردم برای دفاع از ملت و ملیت که بیشترین آن متصف به ویژگی های جمهوری اسلامی است بسیار موثر و امری بسیار زیان آور و مردم گریز است و این نتیجه ای جز مهجور شدن فرهنگ دفاع و احیانا کسانی که خود را تنها مدافعان آن می دانند، در پی ندارد.این چالش و زیان بزرگی است که فرهنگ دفاع و هر فرهنگی که نماد فرهنگ دفاع است (مانند فرهنگ بسیجی) با منحصر کردن آن در گروه هایی خاص، به خرده فرهنگ تبدیل می شود.
شکاف حکومت-ملت و فرهنگ دفاع
وظیفه دولت فراهم آوردن محیطی توان بخش است که ایجاد شکل های چندگانه فعالیت های انسان، افراد، خانواده ها، اجتماعات، پیشه ها و سازمان های داوطلبانه را حمایت و تشویق می کند.حکومت خوب به معنای وضع قوانین و ایجاد فضاهایی است که در آن خواسته ها و منافع گوناگون (و غالبا دارای هدف های متضاد) بیان شود و مذاکره و تحقق خواسته ها امکان پذیر باشد. باتوجه به این بیان و بیان های دیگری درباره وظایف حکومت ها می توان دریافت که تلاش هرچه بیشتر حکومت ها به منظور انجام این وظایف برای تامین منافع افراد موجب ایجاد همکوشی (Synergy) و توافق و رضایت متقابل بین حکومت و ملت می شود و در صورت عملی نشدن چنین وظایفی، می توان چشم انتظار شکاف میان حکومت و ملت بود و تحقیقا چنین اتفاقی می تواند تاثیری منفی بر فرهنگ دفاع مردمی داشته باشد.
نبود راهبرد در گسترش فرهنگ دفاع
تا هنگامی که فاقد برنامه ای راهبردی برای تعریف، هدف، موضوع، زمان و حوزه گسترش برای فرهنگ دفاع هستیم، قادر نخواهیم بود تمام نهادهای فرهنگی مرتبط را ساماندهی و برای آنان تعیین وظایف کنیم. در چنین شرایطی عموما چون اهداف نهادها خودتعریف هستند نمی توان توقع داشت که نتایج فعالیت ها در یک کل یکپارچه و واحد تجلی پیدا کند، به علاوه آنکه با توجه به ویژگی فرهنگ ها، گاه نبود هدف و برنامه مشترک، اجزای فرهنگ ها یا نتایج آنها را در تقابل و تعارض هم قرار می دهد.وجود طرح و برنامه های راهبردی در تعیین، اهداف و تقسیم کار میان نهادها برای دستیابی به آن اهداف بسیار موثر و کارساز است.
نبود پژوهش‌های اجتماعی در جنگ ایران و عراق
برای دستیابی به طرح و برنامه ای راهبردی با هدف گسترش یک فرهنگ خاص، پژوهش های اجتماعی در چند زمینه از اهمیت خاص برخوردار می شوند. یکی از زمینه ها، بررسی موقعیت مشابهی است که در آن فرهنگ خاص هدف، تجلی پیدا کرده و موجب رفتار در فرد یا افراد شده است؛ بدین خاطر پژوهش با ویژگی های فرهنگی-اجتماعی و روانی با توجه به برخی چالش های گروه اول که پیش از این شمرده شد، درباره جنگ ایران و عراق می تواند در تدوین یک راهبرد فرهنگی در این خصوص اثربخش باشد، آیا چنین پژوهش هایی انجام شده است و آیا نتایج آن در جایی منتشر شده است.
در این شرایط، سوال پیش می آید برای انتقال فرهنگ دفاع به نسل های آینده چه باید کرد، هنگامی که رزمندگان دیروز و شاهدان امروز، بالاخره روزی حتی پدربزرگ هم نخواهند بود و از مرز دنیا به عالم آخرت گذشته اند؟
برای روزی که نتوان جسم مبارک شهیدی را از زیرخاک های آوردگاه های بزرگ بیرون آورد و مفتخر به تشییع آن شد، چه باید کرد؟
مردمی که در دفاع مقدس شرکت نکردند، اما تجربه زندگی در جنگ ایران و عراق را داشته اند حتی به عنوان توصیف کنندگان زنده آن رخداد باقی نمی مانند، برای آن روز چه باید کرد؟
شاید بتوان گفت؛ نمادهای ظاهری دفاع مقدس پایان یافتنی باشند، اما فرهنگی را که چنین نمادهایی زاییده آن هستند چگونه باید ماندگار کرد؟
بدان امید که تصمیم گیران، تصمیمی جدی درباره شناخت فرهنگ دفاع و عناصر، ترکیب، شاخص ها و نمادهای آن گرفته، به ابزارهایی دست یابند که در ساری و جاری کردن چنین فرهنگی در آحاد مردم این نسل و نسل های دیگر کارساز و مفید باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات