تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۲  ، 
کد خبر : ۹۶۰۱۸

خرد جمعی در تصمیم‌سازی


جلال خوش‌چهره
خرد جمعی و عقلانی شدن نخستین الزام تصمیم گیری به ویژه در عرصه سیاست خارجی است. از این رو دموکراسی های جهان می کوشند با خصلت دیوانی بخشیدن به تصمیم سازی ها در خدمت به منافع استراتژیک کشورشان عمل کنند.
در واقع تثبیت رویکرد بسنده جویی واقع گرایانه به جای بیشینه خواهی ایده آلیستی، دولت های جهان را پس از جنگ جهانی دوم به تشویق دیپلماسی پیشبرنده و راهبردهای واقعی برای تحقق منظور خود ترغیب کرده است. حتی جنگ نیز به عنوان ادامه سیاست اما با ابزار دیگر ـ و در واقع آخرین گزینه ـ تعریف شده است.
آنچه ضامن استمرار رفتار دموکراسی ها در عصر مدرن است کرد و کاری است که در اصطلاح «مانیتورینگ سیاسی» خوانده می شود. این رفتار در چارچوب فرآیندی از مرحله تصمیم سازی تا اقدام انجام می شود که دامنه آن کانون و نهادهای تحقیقاتی ـ مشورتی خارج از کنترل دولت ها تا دستگاه های تصمیم گیری رسمی را در بر می گیرد.اصلی ترین کار ویژه نهادهای مشورتی ارائه نقدی واقعی از استراتژی های اعلام شده و یا پیشنهادسازی های تازه برای دولت هاست. نهادهای مشورتی که الزاما فارغ از قواعد حاکم بر دیوانسالاری های رسمی عمل می کنند در تحلیل محتوایی استراتژی های اعلام شده از سوی دولت های متبوع خود پاسخ به چند سوال اساسی را مدنظر دارند:
الف ـ آیا استراتژی اعلام شده از دستاویز روانی لازم برای اجرا برخوردار است؟
ب ـ تا چه اندازه استراتژی اعلام شده بر عقل و تدبیر به جای احساسات متکی است؟
ج ـ آیا استراتژی یاد شده ـ به عنوان ـ بر اساس منازعه «بدون باخت» یا «باخت» بازیگر مقابل تنظیم شده است؟
د ـ آیا استراتژی اعلام شده بر مبنای امکانات واقعی و مراحل چندگانه تنظیم شده است؟ و در این پروسه قادر به تحقق اهدافش هست؟
ه ـ واقع گرایی تا چه میزان در استراتژی تعیین شده نقش داشته و سرانجام؛
ز ـ آیا اهداف اعلام شده در این استراتژی قابل دسترسی است؟
نهادهای مشورتی یا همان مانیتورینگ های سیاسی می کوشند با یافتن پاسخ به هر یک از سوال های بالا، کامل یا ناقص بودن استراتژی های برگزیده دولت ها را شناسایی و سرانجام در تصمیم سازی واقعی مشارکت کنند.
در حال حاضر غالب دولت های جهان با تکیه بر نهادهای مشورتی که عموما «ان.جی.او» هایی مستقل و گشاده دست در تحمل نظرات گوناگون هستند، به تصمیم سازی و سرانجام اقدام در عرصه بین الملل و حتی اجرای سیاست های داخلی خود عمل می‌کنند. آموزش، تحقیق و تمرکز بر موضوعات استراتژیک اصلی ترین وظیفه نهادهای مشورتی است. این نهادها علاوه بر نقد راهکارهای پیش روی دولت ها، با تبیین بدون تعصب موضوعات اعم از منازعه ها یا مسائل مبتلابه دولت ها و کشورها به ارائه پیشنهاد یا تصمیم سازی پرداخته و به این ترتیب نقش تصمیم سازان سایه را در همکاری با دولت ها به عهده دارند.
از این رو در حالی که دولت ها مشغول چانه زنی برای حل منازعات با دیگر بازیگران جهانی اند، نهادهای مشورتی با امکان تساهل و تسامح جاری در ماهیت کارکرد خود به وظیفه ای دیگر مشغولند؛ اینکه چرا وضع جاری پدید آمد؟ چه خطری را باید در آینده دفع کرد؟ درصدد کدام آینده باید بود؟ گذشته نزدیک و دور را برای توضیح زمان حال بررسی و سپس آینده ای که باید به تحقق آن کمک کرد را برگزید و سرانجام تلاش برای یافتن راه حل منطقی به منظور از میان بردن تضادها در خدمت به توافق.نتیجه کارکرد نهادهای مشورتی در دموکراسی جهان عموما به ارائه پیشنهادهایی می انجامد که دولت ها برای تصمیم‌سازی واقعی می توانند به آنها اعتماد کنند. دستمایه اصلی نهادهای مشورتی، خرد جمعی و عقلانی کردن تصمیم‌سازی در دوران مدرن است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات