تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۸  ، 
کد خبر : ۹۶۰۲۲
تاجگذاری پهلوی

تاجی برای سقوط


امیرهوشنگ انوری
آنان که سخت در توهم توطئه فرو خفته‌اند و می‌پندارند که قدرت‌های خارجی کنترل سیاستمداران داخلی کشورمان را از طریق ریسمان‌های ناپیدا برعهده دارند و انقلاب‌ها و شورش‌ها و نابسامانی‌های اقتصادی و آمد و شد دولت‌ها و جنگ‌ها و قحطی‌ها و... را با جزییات طراحی و اجرا می‌کنند، در واقع به ارائه تبیین‌های ساده، سطحی و عامه‌پسند از پدیده‌های بسیار پیچیده اجتماعی می‌پردازند.
درباره چگونگی پیروزی انقلاب بهمن 57 و سقوط محمدرضا پهلوی که نقطه عطفی بزرگ در تاریخ معاصر سرزمین ما شمرده می‌شود، بازار چنین تحلیل‌ها و نظریه‌پردازی‌ها چنان رایج و پررونق است که گاه اهل نظر را دچار حیرت می‌سازد.
کسانی که تصور می‌کنند محمدرضا شاه با اشارتی از سوی صاحبان قدرت‌های سیاسی و اقتصادی جهان از صفحه تاریخ به کنار گذاشته شد،‌اغلب از رویدادها و جریان‌های شکل گرفته در طول سلطنت وی (1320-1357) آگاهی درستی ندارند.
گرچه این صحیح است که در دنیای جدید آمد و شد حکومت‌ها تحت تاثیر دسیسه‌چینی‌های قدرت‌های خارجی هست و یکسره با دنیای قدیم که توالی طلوع و غروب سلسله‌ها تابع نظمی منطقی آنچنان که <ابن خلدون> متفکر سده نهم جهان اسلام بدان می‌اندیشید با تفاوت اساسی و ماهوی دارد، اما فروافتادن در دام توهم توطئه و چشم فروبستن بر سایر عوامل دخیل در ظهور یا سقوط دولت‌ها پیامدی به غیر از انفعال و تسلیم برای جامعه آلوده به چنین تصوری در پی نخواهد داشت.
در مورد زمینه‌های پایان یافتن عصر پهلوی 1357713044) بویژه خلع محمدرضا شاه از سلطنت بدون تردید می‌بایست علل و عوامل درونی آن را با دقت فراوان واکاوید و به تحلیلی علمی از چنین رویداد بااهمیتی رسید، رویدادی که سرنوشت تاریخی را برای ملت ایران رقم زد.
چگونگی به پادشاهی‌رسیدن محمدرضا در پی خلع پدرش از سلطنت که هر دو با تاثیر سیاست‌های بریتانیا در ایران شکل گرفت، کودتای 28 مرداد 1332 که هر سبب از میان رفتن مشروعیت سیاسی شاه نزد افکار عمومی بویژه در میان نخبگان جامعه شد، تاثیرات مخرب و عمیق اصلاحات ارضی در 1342، حوادث خرداد 1342 که شاه را از آن پس علنا در مقابل روحانیت شیعی با آن پایگاه سنتی و ریشه‌دارش در میان توده قرار داد، انسداد سیاسی طولانی‌مدت و اعلام سیستم تک‌حزبی که منجر به دیکتاتوری محمد رضایی گردید، فساد اطرافیان و دربار پهلوی، تشکیل مجالس فرمایشی و از میان بردن سلطنت مشروطه، قلع و قمع شدید و اعدام‌های پی در پی مخالفان و... هر یک در سقوط محمدرضا نقشی فراوان ایفا کردند و چنین شد که در نهایت در سال 1357 همان متحدان قدیمی و حامیان همیشگی‌اش آمریکا و انگلیس دریافته بودند که عهد حکومت پهلویان در ایران به سر رسیده است.
در چهارم آبان 1346 جشنی بسیار پرهزینه و وسیع به مناسبت تاجگذاری محمدرضا پهلوی، فرح پهلوی و رضا پهلوی در کاخ گلستان انجام پذیرفت که بررسی آن خواننده امروز تاریخ را در شناسایی فضای ایران آن روزگار و همچنین برخی از زمینه‌های سقوط رژیم پهلوی یاری خواهد داد، هرگز نباید از خاطر برد که عبرت‌آموزی نخستین فایده تاریخ است.
جشن تاجگذاری به مثابه سایر جشن‌های شاهنشاهی با الگوپذیری از انگاره‌های غربی و به منظور نمایش قدرت و جلال و جبروت سلطنت ترتیب داده شد.
بیشتر امورات و نظم و سازماندهی این جشن برعهده فرح پهلوی بود.
فرح دیبا در مهرماه سال 1317 در یک خانواده متوسط از پدری آذربایجانی به نام سهراب و مادری گیلانی با نام فریده قطبی گیلانی در بخارست پایتخت رومانی به دنیا آمد و دست سرنوشت باعث شد تا در 29 آذرماه 1338 رسما به عقد شاه ایران درآید و لقب ملکه ایران گیرد. نقش سیاسی و فرهنگی بسیار بااهمیت فرح در جریانات و سیاستگذاری‌های سلطنت محمدرضا بویژه در دهه پایانی آنچنان که باید مورد پژوهش و تحقیقات تاریخی قرار نگرفته است شواهد و قراین حکایت از تاثیر پررنگ وی از جمله عزل و نصب‌های دولتمردان آن زمان می‌کند. فرح برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر این مراسم دست کم از یک سال قبل در تدارک بوده است. در نامه‌ای که به تاریخ 455339 با شماره 1332 از سوی <فضل‌ا... نبیل> پیشکار فرح به <احمد ظهیر> سفیر کبیر رژیم شاهنشاهی در لاهه نوشته شده چنین آمده است: <بنا به فرموده علیا‌حضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران خواهشمند است با مراجعه به مقامات دولتی کشور پادشاهی هلند اطلاعات جامعی راجع به تاجگذاری‌هایی که انجام شده و مراسم و تشریفات معموله کسب و گزارش فرمایید که به عرض پیشگاه مبارک برسد.> مشابه این نامه به شهریار، سفیر کبیر ایران در کپنهاک، پرویز عدل (متولد 1302) سفیر ایران در استکهلم و اردشیر زاهدی (متولد 1307) سفیر ایران در لندن ارسال شد.
به‌عنوان نمونه اردشیر زاهدی در نامه‌ای به تاریخ 4555522 چنین پاسخ می‌دهد: <عطف به مرقومه شماره 1858 مورخ 4555518 به استحضار می‌رساند. دو حلقه فیلم سیاه و سفید مراسم تاجگذاری و گشایش رسمی پارلمان در انگلستان به پیشگاه مبارک علیا حضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران تقدیم شد...>
طبیعی بود برای برپایی چنین جشنی می‌بایست تشکیلاتی وسیع نیز پدید آید، از این رو <شورای عالی تاجگذاری تهران> تشکیل و ریاست آن برعهده تیمسار سپهبد <یزدان‌پناه> گذارده شد. برای اینکه هزینه‌های کمرشکن جشن تا حدودی موجه به نظر آید، در نامه‌ای که دکتر <مهدی بوشهری (متولد 1316) با عنوان قائم نایب رئیس شورای مرکزی جشن شاهنشاه ایران به تاریخ 45512227 نگاشته، چنین آمده است:
<خواهشمندم به کلیه شوراهای جشن شاهنشاهی وابسته به آن منطقه ابلاغ فرمایید در این جشن بزرگ ملی که برگزاری آن از دیرباز آرزوی قلبی هر فرد ایرانی بوده است، مستقیما با شورای عالی تاجگذاری تماس حاصل و طبق معمول با نهایت صمیمیت برنامه‌هایی را که ابلاغ می‌شود، طوری به موقع اجرا بگذارند که موجبات افتخار و سربلندی همگی در پیشگاه مبارک ملوکانه فراهم گردد.>
درباره هزینه‌های نجومی این جشن که تمامی آن از بودجه عمومی کشور پرداخت شد. (عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران، ج 2، ص 210) خبرهایی که در آن زمان در مطبوعات داخلی و خارجی چاپ شدند، خواندنی است، از جمله روزنامه هفتگی آ.ب.ث چاپ استانبول مورخ 15 مهر 1346 نوشت: <تاجگذاری ملکه فرج دیبا در تهران به افسانه‌های هزار و یک شب شباهت خواهد داشت. در مراسم تاجگذاری که 20 روز دیگر انجام خواهد گرفت، فاصله بین کاخ سلطنتی و کاخ گلستان که در حدود 20 کیلومتر می‌باشد، با قالی‌های ایرانی مفروش خواهد گردید... ملکه فرح دیبا مایلند لباسی را که در مراسم تاجگذاری خواهند پوشید، به هیچ وجه با لباس ملکه‌هایی که در جشن‌های نظیر آن پوشیده‌اند، وجه تشابهی نداشته باشد، در وهله اول ایشان به طراحان مد فرانسه مراجعه نمودند و موسسه <ریور> برای تهیه این لباس از مدل‌های قدیمی ایران استفاده نمود. پوران درونجی، خیاط مشهور ایرانی به اتفاق 30 همکار از خردادماه تاکنون مشغول دوختن مروارید، یاقوت، زمرد، الماس و دیگر سنگ‌های قیمتی بر روی دامن شش متری ملکه فرح می‌باشد...>
همچنین روزنامه کیهان در روزهای 19 و 26 مهر 1346 درباره تاج فرح نوشت: <شماره گوهرهایی که در روی تاج پهلوی نشانده شده، به شرح زیر می‌باشد: 3380 قطعه الماس به وزن 1144 قیراط، 50 قطعه زمرد به وزن 199 قیراط و دو آنه و دو قطعه یاقوت کبود به وزن 19 قیراط، 368 حبه مروارید غلطان، وزن تاج از زر و گوهر و مخمل، روی هم 444 مثقال یعنی در حدود دو کیلو و هشتاد و تاج شهبانو، وزن تاج با کلاه 48009 و یک گرم مرصع به 36 عدد زمرد، 36 عدد یاقوت، 105 عدد مروارید، 469 و یک عدد برلیان و یک قطعه جواهر. تاجی که علیا حضرت فرح در روز جشن تاجگذاری بر سر خواهند گذاشت، تقریبا دو کیلو وزن دارد و جواهرات آن در میان طلا و طلای سفید کار گذاشته شده است، قیمت این تاج را به هیچ وجه نمی‌توان تخمین زد و یا حساب کرد. این تاج بیلیون‌ها دلار ارزش دارد...>
برنامه مراسم تاجگذاری به این ترتیب بود که 15 گردان از واحدهای مختلف ارتش شاهنشاهی از ساعت 9 بامداد چهارم آبان ماه به تناوب از باغشاه (میدان حر) حرکت خواهند کرد و پس از عبور از خیابان سپه در محل‌های تعیین شده مستقر خواهند شد. محمدرضا، فرح و پسر ارشدشان رضا در ساعت 10:10 دقیقه بامداد از کاخ مرمر با کالسکه تشریفاتی دربار حرکت و پس از عبور از خیابان‌های پهلوی، سپه، ضلع جنوبی میدان سپه، ناصر خسرو، خیابان شمالی کاخ گلستان از در شمال شرقی وارد محوطه کاخ گلستان شده و به تالار برلیان می‌روند. نیم ساعت قبل از ورود کالسکه خاندان سلطنتی با اتومبیل‌های مخصوص و اسکورت موتورسیکلت‌ها در کاخ حاضر بودند.
تالار موزه محل برگزاری مراسم است و تشریفات به عمل آمده عبارت بودند از ژنرال آجودان شاهنشاه در جلو، درفش شاهنشاهی در حالی که دو آجودان مخصوص در طرفین آن به حال شمشیر دوش هستند به تالار موزه آورده شده و پشت تخت سلطنتی (محل نشیمن شاه) قرار می‌گیرند. فرمانده گارد شاهنشاهی به حال سلام با شمشیر در جلو، ولیعهد در پشت او، دو آجودان مخصوص به حال سلام با شمشیر در عقب، شاه نشسته بر روی تخت و فرح در صندلی مخصوصی در سمت چپ تخت.
اغاز مراسم به وسیله شیپورچی‌ها که در خارج تالار هستند، اعلان و درفش شاهنشاهی بر فراز جایگاه به اهتزاز درآمد، در این هنگام یکصد و یک تیر توپ شلیک شده و از تمام گلدسته‌های مساجد بانگ اذان بلند شد. تمام حضار با صدای بلند جاوید شاه گفتند، سپس شاه تاج فرح را در حالی که در مقابلش به زمین زانو زده بر سر او گذاشت. در پایان ابتدا شاه، سپس ملکه و بعد ولیعهد تالار موزه را ترک گفته و به کاخ مرمر بازگشتند. بعد از مراسم تاجگذاری سلسله جشن‌هایی به مناسبت آن به ترتیب زیر منعقد شد. در پنجم آبان مراسم رژه، شام نخست وزیر در کاخ وزارت امور خارجه؛ ششم آبان نمایش‌های ورزشی در امجدیه، شب‌نشینی از طرف وزیر دربار شاهنشاهی در هتل هیلتون، هفتم آبان شام و شب‌نشینی ارتش در باشگاه افسران و مراسمی دیگر تا روز یازدهم آبان.
علاوه بر تهران، در تمامی شهرستان‌ها نیز آذین‌بندی و مراسم صورت گرفت. اسناد و مدارک حکایت از تامین هزینه‌های فراوان این جشن از محل بودجه عمومی کشور، همچنین مبالغی که از طریق مختلف تامین شد، دارد. به واقع خاندان سلطنتی دیناری از ثروت هنگفت خود را صرف این مراسم نکرد.
نتیجه‌گیری
از عجایب تاریخ تاجگذاری محمدرضا در کاخ گلستان است، کاخی که توسط سلاطین قاجار پی افکنده شد. او فراموش کرده بود از زمانی که جنبش مشروطه‌خواهی استبداد محمدعلی شاهی را در پس دیوارهای آن کاخ فرو خفته بود، زمان زیادی نمی‌گذشت. شاید مایل نبود بداند که زمانی نه‌چندان دور محمدحسن خان، واپسین ولیعهد قاجار طومار 132 ساله سلسله‌اش را با چشم گریان از همین کاخ بربست و دیگر هرگز بازنگشت، حتی ندانست که پدرش نیز در همین کاخ تاج سلطنت ایران را بر سر گذاشت و دست آخر در جزیره‌ای متروک درگذشت. در شرایطی که فقرفاقه در ایران بیداد می‌کرد و دلارهای نفتی محدود به چند شهر بزرگ و طرح‌هایی نمایشی می‌شد، چنین جشن پرهزینه‌ای فقط و فقط پایه‌های حکومتش را به لرزه خواهد انداخت.
محمدرضا چنین اشتباهی را چهار سال بعد در جشن‌های 2500 ساله در مقیاسی بسیار بزرگتر مرتکب شد و در نظر نگرفت که در سال‌هایی که هزاره دوم میلادی رو به پایان پذیرفتن است، چنین تجلیلی از مقام سلطنت نه در جهان و نه در ایران جای خواهد داشت. قدرت چشم و گوش او را فرو گرفته بود، چنان که صدای انقلاب مردم ایران را نیز زمانی شنید که دیگر دیر بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات