تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۶  ، 
کد خبر : ۹۶۰۳۸
در میزگردی به مناسبت روز دانشجو بررسی شد

خستگی جنبش دانشجویی

ابراهیم گراوند مقدمه: فعالیت‌های سیاسی دانشجویان امروز در مقایسه با سال‌های گذشته به سوی رکود و سکون گراییده است و این مساله بی‌انگیزه شدن دانشجویان را برای تحرکات سیاسی سبب شده است. به مناسب 16 آذر، روز دانشجو، طی میزگردی این مساله را به فعالین سیاسی دانشجویی که در سال‌های گذشته به فعالیت‌سیاسی پرداخته‌اند به گفت‌وگو نشسته‌ایم.مهمانان این میزگرد عبارتند از: آقایان دکتر عبدالصالح جعفری دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان، دکتر ابراهیم شیخ عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و آقای دکتر عبدالرضا داوری عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و رئیس سازمان توسعه نوآوری دانشجویان.سوال اصلی این میزگرد این بود که ارزیابی شما از شرایط فعلی دانشگاه‌ها چیست؟ به نظر شما آیا دانشگاه‌ها دچار رکود سیاسی است یا خیر و چگونه می‌توان افق آینده جنبش دانشجویی را ترسیم کرد؟ ‌ حاصل این میزگرد را با هم می‌خوانیم:

جعفری: من گمان می‌کنم که از چند جهت می‌توان دانشگاه را بررسی کرد. مهمترین وجهی که من می‌بینم خستگی میان فعالان دانشجویی است و خستگی در هر دو دیدگاه که دیدگاه‌های اصلی دانشگاه‌ها بودند مشهود است. هم در دیدگاهی که زمانی بسیاری از مسئولان دولت با آن همراهی داشتند یعنی در قبل از انتخابات سوم تیر خستگی آنها به خاطر تشتتات مختلف و درگیری‌های داخلی بوده است. بین فعالین همراه با حرکت اصلاحات به حدی رسید که بعضی از فعالین دانشجویی به رفتاری غیرقابل دفاع روی آوردند مثل پناهنده شدن به آمریکا. وجه برجسته فعالیت دانشجویی وجه مبارزه با استعمار است و هرچقدر هم از نیروهای داخلی ناراضی باشد قابل توجیه نیست که به نیروهای خارجی پناه ببرد. من شنیدم که در بعضی از مناظرات بعضی از این افراد که با آنها آشنایی هم داشتیم تندتر از کسانی که سلطنت‌طلب هستند موضع می‌گرفنتد. به عنوان مثال مناظره‌ای که آقای اکبر عطری با رضا پهلوی داشتند.
تعارضات دیگری که در بین نیروهای جناح چپ بود کاملا دانشجویان را خسته کرد. احساس می‌کنم که شاید حتی دولت گذشته هم همسویی با نیروهای دانشجویی خودش را نداشت و مجموع این کارها حامیان دولت را در دانشگاه‌ها به بن‌بست رساند. از سوی دیگر نیروی فعال دانشجویی مقابل آنها بود، آنها هم دچار خستگی عمیقی شده بودند نیروهای فعال دانشجویی در مقابل دولت بیشتر به عنوان اصولگرا مطرح بودند و عملا موفقیتی که در انتخابات سوم تیر رخ داد به اسم اصولگرایی بود. اما شامل همه اصولگراها نشد بلکه یک قشر حداقلی از نیروهای اصولگرا را در برگرفت یعنی ارزیابی این بود که در انتخابات یا اصلاح‌طلبان و یا اصولگرایان به پیروزی می‌رسند و یک پوششی بر یکی از آنها داده می‌شود. در انتخابات اخیر علی‌رغم شعارهای اصولگرایانه‌ای که مطرح بود اما عملا پوشش دولت و موفقیت‌هایی که به دست آمده فقط برهمان نیروهای حداقلی فعال و همسو با دولت بود و به همین جهت بسیاری از نیروهای اصولگرایی که در دانشگاه فعالیت جدی می‌کردند با یک خستگی مفرط مواجه شدند که خستگی بعداز پیروزی است و من آن را سنگین‌تر از خستگی بعداز شکست می‌دانم چون یک احساس عمیق سرخوردگی در افراد ایجاد می‌کند.
‌ مثلا آقای احمدی‌نژاد در 16 آذر به دانشگاه نیامد یا وزرای علوم و آموزش و پرورش رویکردی به جنبش‌های دانشجویی و حرکت‌های دانشجویی ندارند اگر نگویم رویکردشان نسبت به نخبگان دانشگاهی هم کم بود یعنی قطعا نسبت به جنبش دانشجویی و دانشگاهی کافی نیست و اگر نگویم نسبت به نخبگان علمی هم فعالیت کافی نیست، در همان قشر حداقلی که همراهی سلیقگی با دولت دارند کاملا محسوس است که دولت نگاهی به دانشگا‌ها ندارد.
‌در این زمان خستگی و انفعال و رکود ایجاد می‌شود دانشجویان دیگر در برابر اتفاقات سیاسی فعالانه برخورد نمی‌کنند این فضایی است که دانشگاه‌های ما با آن مواجه است که البته برای بعضی خوشحال کننده است. برای کسانی که از کلیت فعالیت‌های دانشجویی احساس خطر می‌کردند. ولی برای کسانی که فعالیت دانشجویی را قبول دارند و به آن معتقدند و آن را در ایجاد نیروهای توانمند مثمرثمر می‌دانند این وضعیت را مناسب نمی‌دانند و می‌گویند فضای فعلی برای کسانی که اپوزیسیون نظام هستند موقعیت ایجاد کرده است و مجال تجربه اندوزی برای نیروهای معتقد به نظام را کاهش داده است.
داوری:‌ بنده از یک زاویه دیگری به بحث می‌نگرم، در دانشگاه هیچ وقت یک بدنه بزرگ درگیر بحث‌های سیاسی نمی‌شود. همیشه یک موتور کوچکی بود که محرک بدنه دانشجویی بود. معمولا یک جماعت 10 درصدی درگیر فعالیت‌های شدید سیاسی بودند و اینها براساس نیازهای بدنه بزرگتر که وجود داشت پیام‌های خودشان را منتقل می‌کردند هیچگاه جنبش دانشجویی در ایران نداشتیم. حرکت‌های دانشجویی داشتیم اگر به کارکردهای دانشگاه توجه کنیم، دانشگاه 3 کارکرد اصلی در یک جامعه توسعه یافته دارد <آموزش، پژوهش، کارآفرینی.>
اگر نگاه و رویکرد ما به کارکردهای دانشگاه باشد من اعتقادم این است که دانشگاه‌ها امروز وضعیت مطلوبی دارند. ما فعالیت‌های دانشجویی را نباید صرفا بر مبنای بعضی از حرکت‌های سیاسی ببینیم. امروز فعالیت‌های دانشجویی در دانشگاها متفاوت شده است. انجمن‌های علمی در دامنه وسیع‌تری شکل گرفته‌اند. دانشجویان زیادی با این انجمن‌ها همکاری می‌کنند. از سوی دیگر فضاهایی که در بیرون دانشگاه‌ها وجود دارد تمرین سیاسی را تا حد قابل‌توجهی امکان پذیر کرده است، نهادهایی مانند احزاب، تشکل‌ها و ... مکان‌هایی است که به ذائقه‌های دانشجویی، پاسخ می‌دهد.
ما هرچه نرخ توسعه یافتگی‌مان بیشتر می‌شود دانشگاه به کارکردهای اصلی خود نیز نزدیکتر می‌شود. ‌
دانشگاه‌نهادی نیست که کارکرد سیاسی داشته باشد. دانشگاه یک مخزن تولید فکر و علم است. اگر ما یک دانشگاه را به مثابه یک حزب و باشگاه تولیدی نیروی سیاسی ببینیم بزرگترین ضربه را به روند توسعه کشور وارد کرده‌ایم. امروز دانشگاه بسیار پویایی داریم. نوع توجه ما محدود به یک قشر محدود دانشجویان شده است که سیاسی بوده‌اند. بدنه دانشجویی، امروز بدنه تحلیل کنند، مسائل سیاسی کشور است،‌اما نحوه ورودشان به مسائل با آنچه که در گذشته عمل می‌کردیم متفاوت است، به طور مثال در سال 83 در دانشگاه عباسپور یک نظرسنجی انجام دادیم، برای تعیین نیازهای فرهنگی دانشگاه و تأمین بودجه فرهنگی دانشگاه، ما 60 عنوان برنامه کلی را لیست کردیم؛ از تریبون آزاد تا برنامه‌های مذهبی و تا برنامه‌های علمی.
فعالیتهای سیاسی مثل تریبون آزاد و نشست‌های سیاسی و همچنین برگزاری جلسات قرآن و نهج‌البلاغه با استقبال کمتر از 15 درصدی دانشجویان مواجه شدند. برنامه‌هایی مثل برگزاری کنکور کارشناسی ارشد، کلاس زبان، کامپیوتر، بازدیدها و ارتقای مهارتی بالای 60 تا 70 درصد اعلام نیاز شد. ذائقه‌های فرهنگی، سیاسی و علمی دانشجویان عوض شده است و این مساله به دلیل تحولاتی است که در لایه‌های زیرین دانشگاه اتفاق افتاده است این تحولات از تحولات کلی جامعه جدا نیست. ‌
یک پارادایمی در دانشگاه در حال شکل‌گیری است که به اعتقاد من خیلی هم بد نیست و نزدیک به بحث‌های توسعه است و آن اینکه دانشگاه وظیفه اصلی‌اش که آموزش‌و پرورش و کارآفرینی است. هر چه شتاب توسعه‌یافتگی بعداز انقلاب خیلی افزایش پیدا کرده و انتخابات سوم تیر یک گام در توسعه یافتگی است.
شیخ: وقتی یک اتفاق اجتماعی می‌افتد نمی‌توان تنها با یک متغیر اجتماعی آن را تحلیل کرد. متغیرهای بسیار زیادی باعث شده که یک پدیده به‌وجود بیاید، آیا این که دانشگاه خاموش است به این معنا است که ما به سمت توسعه حرکت می‌کنیم؟ یعنی چون پیشرفت کردیم دانشگاه‌ما این کارکرد را پیدا کرده است؟ این تحلیل کاملا یک متغیره است در صورتیکه در جامعه ما ده‌ها متغیر پیچیده برروی هم تأثیر می‌گذارد و آن چیزی که اتفاق می‌افتد حاصل این فرایندها است. حرکت در دانشگاه پاندولی است و این پاندول ممکن است بعدا هم ادامه پیدا کند. اگر این پاندول حرکت کند و به بالاترین حد خودش برسد پس ما بگوییم از توسعه دور شده‌ایم.
‌اساسا یکی از شاخصه‌های توسعه یافتگی میزان و سطح مشارکت افراد در جامعه است که دانشگاهی‌ها و فرهیختگان عضو آن هستند، شما دانشجو را به عنوان یک عنصر جامعه قبول دارید، وقتی 70 درصد جریان دانشجویی ما در انتخابات شرکت نمی‌کند پس مشارکت قشر فرهیخته به حداقل می‌رسد این عامل در تمام دنیا وجود دارد و در توسعه اقتصادی هم مشارکت انسان‌ها نقش ویژه دارد ما نمی‌توانیم با یک متغییر جامعه را اندازه‌گیری کنیم و بگویم چون کارکرد نظام توسعه یافته این است که دانشگاه کارآفرینی علمی و پژوهشی است پس جامعه ما توسعه یافته است و متغیرهای دیگری هم وجود دارد و دوم اینکه حتی اگر بخواهیم متغیرهای توسعه یافتگی را در دانشگاه‌ها بررسی کنیم جهش ویژه‌ای را در آن متغیرها نمی‌بینیم. در میزان ارائه مقالات <‌> ISI دانشجویان ایرانی و اساتید از قطر پایین‌تر قرار دارند. وقتی مشارکت سیاسی افول می‌کند بقیه مشارکت‌ها را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و وقتی زمینه‌های مشارکت‌جویی دچار آسیب می‌شود انواع مشارکت‌ها پایین می‌آید.
در اوج مشارکت سیاسی شاهد مشارکت مذهبی هم بودیم ولی اکنون زمینه‌های عمومی مشارکت دچار آسیب می‌شود شاهد این هستیم که مشارکت مذهبی دانشجویان هم کمتر می‌شود. مشارکت مذهبی دانشجویان را با 10‌سال پیش مقایسه کنید. زمینه‌های عمومی مشارکت برای دانشجویان زمینه‌های مناسبی نیست و این زمینه‌های نامناسب سبب شده که با یک دانشگاه با نشاط و پویا مواجه نباشیم. نمی‌شود دانشجویان را به فعالیت سیاسی تشویق کنند و دانشجوی ما که فعالیت سیاسی می‌کند را به جرم اخلال در امنیت کشور دستگیر کنیم. ‌
اگر دانشگاه را به فعالیت سیاسی تشویق می‌کنیم باید الزامات آن را بپذیریم، زمینه‌های عملی مشارکت دانشجویان فراهم نیست، ما نمی‌توانیم بگوییم نخبگان در کشور بمانند ولی کل ابزاری که برای این نخبگان فراهم کرده‌ایم نیاز آنها را تأمین نمی‌کند. ‌
من بستر فعلی دانشگاه را مناسب مشارکت نمی‌دانم، مشارکت یک پیوستار است اصلا فضا، فضای مشارکت نیست. ‌
جعفری: من روند کلی دانشگاه‌ها را مثبت می‌دانم فارغ‌از دوران خاتمی یا احمدی‌نژاد به هر حال جهان به سمت جلو است و جامعه ایرانی فعال و هوشمند و راه خودش را رو به جلو پیدا می‌کند و منظور من این نبود که دانشگاه روبه عقب رفته، بحث ما حالات بهینه است. جامعه و پیرو آن دانشگاه رو به توسعه یافتگی رفته است و این به دلیل ویژگی شخصیت جامعه ایران است نسبت به دوره اضمحلال دوره قاجار به وضعیت خوبی رسیده‌ایم، آقای دکتر داوری فرمودند که در سال 83 یک نظرسنجی کردیم که در آن حدود 15 درصد دانشجویان علاقه به کار سیاسی داشتند. ‌
وقتی ما از کار سیاسی در دانشگاه بحث می‌کنیم منظور ما این نیست که 100 درصد دانشجویان بیایند و شعار سیاسی بدهند، این پدیده شبیه به یک کوه یخ است. اگر 10 تا 15 درصد علاقه‌مند به کار سیاسی باشند برای محیط دانشگاه کافی است. مگر ما چند نفر رهبر و پیشرو در جامعه نیاز داریم. قرار نیست که همه شخصیت طراز اول احزاب بشوند. اتفاقا یک نوع گسترش سیاسی این است که فعالیت‌های سیاسی متمرکز شود. گسترش کمی احزاب و نیروهای سیاسی فایده ندارد. ما عینی کردن سیاست را پیشرفت می‌دانیم ولی خاموش کردن سیاست را نه، ما به سمت پیشرفت خواهیم رفت در صورتیکه کار سیاسی در دانشگاه‌ها جنبه علمی پیدا کند یعنی به جای اینکه تشکل‌های دانشجویی کانون‌های وقت‌کشی بشود، بدون آموزش و اطلاعات و فقط ماه عسل حضورش 7 سال 8 سال فعالیت‌های دانشجویی و 10 ترم مشروطی باشد و درس نخواندن باشد من هم این را تأیید نمی‌کنم ولی جامعه توسعه یافته باید به گونه‌ای باشد که فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی را به سمت پیشرفت‌های علمی پیش ببرد، نباید انتظار داشته باشیم که چون فعالیت سیاسی تعطیل شده پس جامعه به سوی مدرنیته پیش می‌رود. ‌
ما هیچگاه الگوهای غرب را در ایران ملاک توسعه نمی‌دانیم، یعنی اتفاقات ثابت کرد در اوج زمانی که فکر می‌کنیم به سمت مدرنیته پیش می‌رویم جامعه ایرانی واکنش برخلاف انتظار نشان می‌دهد. در سال 72 آنقدر فضای سیاسی خاموش بود که رهبر آمد و گفت دست‌هایی دانشگاه را به سمت غیرسیاسی بودن پیش می‌برند، پس اتفاقی که در دوم خرداد افتاد عقب گرد سیاسی همه جانبه بود؟ اصلا این طور نیست، شما لمپنیسم را چه می‌کنید، لودگی را چه می‌کنید؟ این که یک عده‌ای به همه چیز ایران بی‌اهمیت می‌شوند آن را می‌شود فراموش کرد؟ در جامعه خاورمیانه هم ملاک‌ها این طور نیست. در لبنان اگر مردم با چنگ و دندان از خودشان حمایت نکنند اسرائیل همه را می‌گیرد. در ایران هم همینطور، یکی از کارکردهای اساسی دانشگاه در جامعه ما کارکرد سیاسی است. مطلب دیگر اگر خاموش شدن سیاسی دانشگاه‌ها ناشی از روند توسعه باشد آن‌وقت باید مواجه باشیم با تمایل و گرایش حداکثری نیروهای سیاسی به دانشگاه، ولی امروز نیست و یک دانشگاه‌گریزی به وجود آمده و این نمی‌تواند محصول یک روند توسعه باشد. ‌
دکتر داوری: ما زاویه دیدمان متفاوت است، هر چه جامعه توسعه یافته‌تر می‌شود نهادهای مدنی مثل دانشگاه به کارکردهای خودش نزدیک‌تر می‌شود، سیاسی بودن دانشگاه به مفهوم اینکه دانشگاه در فرآیندهای اجتماعی نقش سیاسی ایفا کند یک بیماری است. چون نهادهای دیگر کارشان را درست انجام نمی‌دهند. دانشگاه به جهت فضای بازتر و افراد آزاده‌تری که دارد این بار را به دوش می‌کشد. نمی‌گویم که دانشگاه نباید به کار سیاسی انجام دهد ما باید نهادها و ساختارهایی را در جامعه ایجاد کنیم که در آن امکان سیاست ورزی باشد. در دانشگاه‌های غرب فعالیت‌های دانشجویی در قالب نهادهای علمی فرهنگی است و کلوپ‌ها و احزاب هستند که فعالیت سیاسی را ساماندهی می‌کنند. حرکت‌های پاندولی را من قبول ندارم. نمودار فعالیت‌های دانشجویی را از بعداز 28 مرداد ترسیم بکنید، همیشه یک فرازی داریم و یک فرود. بین 5 تا 7 سال و تا انقلاب. من معتقدم تندترین برخوردی که با دانشجویان شده 18 تیر است. آیا رکود امروز محصول دولت نهم است؟ من نه خستگی سیاسی را قبول دارم و نه رکود.
من برآوردم این است که در دانشگاه امروز عمق ایمان بیشتر است. ظواهر کم‌شده است ولی مفهوم و عمق بیشتر است. این یک روند تکاملی است از سال‌های 68 تا 72. هرچه فضای سیاسی جامعه بسته‌تر شده دانشگاه ما سیاسی‌تر بوده قبل از سال 76 فضای دانشگاه به مراتب سیاسی‌تر از زمان آقای خاتمی بود. اتفاقا ایشان وقتی آمدند گرایش‌های فرهنگی بیشتر شده و رفته به سمت کانون‌های فرهنگی و انجمن‌های علمی و توسعه یافته‌تر. بپذیریم نخبگان جامعه به آقای احمدی‌نژاد رای ندادند البته مشارکت فرهیختگان الزاما یکی از شاخص‌های توسعه نیست و البته من مشارکت را نفی نمی‌کنم. امروز دانشگاه در کشور ما توده‌ای شده است یک زمان دانشگاه خودش نخبه پرور بود. اما امروز به دلیل توسعه کمی‌اش دیگر جایگاه نخبگی بدان معنا را ندارد.
سوم تیر یک نقطه انقطاع بین نخبگان و مردم بود و نخبگان احساس کردند که از بدنه جامعه دور شدند طبیعی است که این خستگی را احساس کنند دانشگاه یک نهادی بوده که در فرایند طبیعی زاده شد. در انگلیس اکسفورد یک مدرسه دینی بوده اما در فرایند توسعه به یک نهاد آموزشی مدرن تبدیل شده است. در ایران رضاخان به جهت موضع‌گیری در مقابل حوزه علمیه دانشگاه را تأسیس کرد. آن بخش از دانشگاه که در سوم تیر و قبل از آن احساس کردند که با بدنه اجتماعی انقطاع پیدا شده این خستگی در آنها پیدا شده است.
جعفری: گسترش ایمان در دانشگاه را قبول دارم، اما این مهم است که افراد تعمیق دینی را مهم بدانند امروز ممکن است ظواهر افراد، غیرمذهبی‌تر به نظر بیاید ولی عمق آن افزوده شده است. افراد متدین آگاه‌تر شده‌اند. ‌
با شعارهای اصولگرایی که امروز توسط بعضی از افراد داده شده اگر در 25 سال پیش داده می‌شد تعداد بسیار زیادی را همراه می‌کرد. بسیار از اصولگرایان شعارهای بعضی دیگر از اصولگرایان را قبول ندارند. اگر افراد ظاهر بین بودند می‌گفتند این همان شعارهای ما است پس حمایت کنیم ولی این را درک کرده‌اند که الزاما شعار دادن به معنای عمل به آن نیست و این نشان دهنده تعمیق دینی است که صرفا به شعار توجه نمی‌شود. بحثی که اخیرا رهبری هم به آن توجه کردند که گرایش به ظواهر دینی کافی نیست باید معرفت دینی افزایش پیدا کند من این بحث را کاملا مثبت می‌دانم ولی باید برآیند نیروها را نگاه کنیم. شعارهای دینی و اصولگرایی به اندازه کافی داده شده و وظیفه دولت در عرصه دانشگاه تعمیق مبانی دینی است. ‌
احمدی‌نژاد باید با گسترش خرافات و گسترش تندروی مقابله کند نباید اجازه بدهد کتابی مثل ]...[ ما اگر به دین اعتقاد داریم این کتاب خلاف دین است نباید بگذارند که افراد تندرو دین را وسیله‌ای برای اهداف جاهلانه قرار بدهند. اهتمام دولت باید به دانشگاه افزایش پیدا کند، توجه و اعتقاد دولت به نخبگان باید افزایش پیدا کند، دولت باید این باور را پیدا کند که نخبگان نقش کلیدی در جامعه دارند البته ممکن است در پدیده توده‌ای اتفاقاتی بیفتد با توده مردم می‌شود رئیس‌جمهور شد ولی نمی‌شود جامعه را به سمت پیشرفت پیش‌برد، هدایت کنندگان این قطار چه کسانی هستند؟ مگر غیر از نخبگان هستند؟ رویکرد به علم رویکردی است که در رسول ا...(ص) وجود داشته. حضرت امیر(ع) می‌گوید: در زمان جاهلیت عالم لجام خورده و جاهل زبانش باز است، باید اجازه داد در عرصه اقتصاد دانشمندان نظر بدهند و همچنین در عرصه فرهنگ. ‌ ما باید اعتقاد پیدا کنیم که نظر یک کارشناس امر برنظر عالیترین مقام اجرایی ارجحیت دارد. ‌
شاید در گذشته ما یک اشتباهی انجام دادیم و اینکه واقعا دانشجو پرورش ندادیم همکاران ما در تشکل‌های سیاسی بیشتر فعالین سیاسی بودند نه دانشمندانی که در عرصه سیاست مسلط شدند. بیشتر وقت دانشجویان در این جریان تلف شد و بازده سیاسی ما مطلوب نبود.
شیخ: صحبت از دوموضوع مشارکت سیاسی و تحلیل سیاسی است، وقتی می‌گویم مشارکت مذهبی، صف نماز جماعت یک شاخص است وقتی می‌گویم مشکلات سیاسی، شرکت در انتخابات یک شاخص است. اینکه دانشجویان ما آدم‌های تحلیل‌مندی باشند و هم خیلی دیندار و معنوی این دو مفهوم با هم متفاوت است، مشارکت با این مولفه‌ها در دانشگاه کاهش پیدا کرده. این موضوع برمی‌گردد به زمینه‌ها و بسترهای مشارکت که فراهم نیست. ما یک فاعل مشارکت داریم، یک موضوع مشارکت و کسی که مشارکت را دریافت می‌کند. اینها همه موثرند، اینجا نقش موثری در زمینه های مشارکت دارد. ‌
کسانی که مشارکت را دریافت می‌کنند به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول مشارکت دانشجویان در سطح خرد که در شوراهای علمی و صنفی و فعالیت‌های سیاسی نمود می‌یابد و یک مشارکت در سطح میانی که در جامعه ما خیلی کمرنگ است مانند مشارکت دانشجویان در شهر و محل زندگی خود است و مشارکتی که دانشجویان در سطح ملی شرکت می‌کنند مانند سرشماری، بهداشت ملی و ... نقاطی که باید کمک کنند تا این مشارکت شکل بگیرد، باید مسئولان کشور اعم از مسئولان اجرایی و قضایی و قانونگذار زمینه و بستر لازم را برای رشد و بالندگی مشارکت دانشگاه‌ها فراهم کنند احترام به جامعه علمی و مشورت از انجمن‌های علمی بخواهند. ‌
مشکل جدی ما این است که مقرراتی برای فعالیت سیاسی دانشجویان نداریم. به شکل کلی دانشجویان تشویق به فعالیت سیاسی می‌شوند و وقتی فعالیت سیاسی می‌کنند با نوع بیانشان و نگاهشان آنها را تشویق می‌کنند ولی این تشویق معلوم نیست تاکجا باشد و بخشی از سرخوردگی دانشجویان ما به خاطر همین است، دانشجویان در ابتدای انقلاب لانه جاسوسی را گرفتند دو ساعت بعد امام آنها را تشویق کرد و بعد اینها به خاطر همان تشویق توانستند مناسب عالی حکومت را بگیرند. اما دانشجویان در سال 76 می‌آیند در انتخابات شرکت می‌کنند تا مشارکت سیاسی را در نظامی که عمیقا به آن نیاز دارند و از دغدغه‌های اصلی است به منصه ظهور برسانند، مورد سخت‌ترین تنبیه‌‌ها قرار می‌گیرند. درخواست من از دولت کریمه نهم این است که در دانشگاه‌ها مهرورزانه عمل کند در ابتدای سال تحصیلی امسال برای دانشجوها اتفاقی افتاد که نشان داد دولت مهرورزانه عمل نمی‌کند.
معتقدم در درجه اول مسئولان دانشگاه باید به مشارکت دانشجویان اعتقاد داشته باشند. اما متاسفانه مشارکت دانشجویان را دردسرساز می‌دانند، در درجه دوم باید ترغیب و تشویق کنند دانشجویان را به انجام مشارکت و در درجه سوم یک سری از اختیارات کادر اداری را به دانشجویان تفویض کنند به نظر من دانشجویان این توانمندی را دارند که در زمینه‌های علمی و اجتماعی نقش ایفا کنند باید مشتاقانه و شجاعانه مشارکت کنند و آن را حق خود بدانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات