* برای ورود به بحث اجازه بدهید از کمیسیون فرهنگی مجلس آغاز کنیم. این کمیسیون دقیقا چه کار میکند؟
**- فعالیت کمیسیون فرهنگی از جنس هنر، سینما، کتاب، موسیقی، رسانه و ارتباط جمعی، مطبوعات و از این دست است. اینها عرصه فرهنگ و هنر هستند. عرصه دیگر، ارشاد است که همان تبلیغات دینی است. در واقع تقسیمبندی کمیسیون مجلس، دستگاهی است؛ البته به این معنی نیست که نمایندهها وارد کمیسیونهای یکدیگر نشوند؛ این تقسیمبندی به خاطر لایحههایی که فرستاده میشود صورت گرفته است.
* نگاه شما به عرصه فرهنگ در سالهای اخیر چگونه بوده و چه انتظاری از این عرصه دارید؟
**- قبل از هر چیز باید بگوییم بین فرهنگ یا تظاهرات فرهنگی و هیأتهای فرهنگی فرق است. هیأتهای فرهنگی، قسمت کوچکی از فرهنگ محسوب میشوند. ماه همیشه فرهنگ را با تظاهرات فرهنگی اشتباه میگیریم. در حالی که ممکن است جامعهای دارای تظاهرات فرهنگی خوبی باشد اما در واقع از فرهنگی خوبی بهره نگرفته باشد. فرهنگ میتواند خیلی خوب باشد اما تظاهرات آن خیلی دلچسب نباشد.
* فضای فرهنگی جامه ما چگونه است؟
**- دو نگرشی وجود دارد. یکی میگوید ما از وضعیت فرهنگی دهه 60 تا 70 خیلی فاصله گرفتهایم و از خیلی باورها عقب نشینی کردیم. گروه دوم میگویند در زمینه فرهنگ جوانان خیلی موثر بودهایم و در هیاتهای فرهنگی گامهای موثری برداشتهایم. آنهایی که میگویند عقبافتادهایم، از مؤلفههای فرهنگ به هیات فرهنگ و تظاهرات فرهنگی خیلی توجه میکنند و منظورشان از فرهنگ، باورهای دینیشان است. در حالی که فرهنگ دامنه گستردهتری دارد. ضمن این که آنها سنتها را با دین اشتباه میگیرند. البته باز جای بحث دارد که سنت میتواند در طول یک دهه تغییر پیدا کرده باشد یا خیر. آنها فکر میکنند وقتی سنتها جابهجا میشود، فرهنگ تغیر پیدا کرده است. در حالی که فرهنگ پیشینه تاریخی دارد و به همین راحتی تغییر پیدا نمیکند. آنچه تغییر میکند، تظاهرات فرهنگی است. گروه دوم که معتقدند پس رفت نکردهایم، به مبانی فرهنگ توجه دارند؛ یعنی به فرهنگ دین، مشارکت و شهرنشینی. آنها معتقدند ما در این زمینهها پیشرفت کردهایم. حتی در فرهنگ دینی- مدعیاند که مثلا مردم به سمت دعا گرایش پیدا کردهاند. مثل مراسم اعتکاف و عرفه؛ در صورتی که سالهای قبل این گونه نبوده است. ممکن است این توسعه کمی باشد و کیفی نباشد و از این لحاظ چالش برانگیز است.
* آیا شما نیز معتقد به تاثیرگذاری حاکمیت بر روند توسعه فرهنگ هستید؟ در این حالت حاکمیت چه کارهایی باید انجام میداده است؟
**- ما مساله را ریشهایتر میبینیم. ما صاحب چه فرهنگی بودهایم؟ در طول 27 سال چه قدر پس رفت و یا پیشرفت داشتهایم؟ من معتقدم بخشی از جامعه قبل از انقلاب متدین بودند. البته آنها قرائت خودشان را از دین داشتند که این قرائت میتوانست روشنفکری باشد و یا ایدئولوژیک، برداشت انقلابی از اسلام یا برداشت سنتی. دو گروه ممکن است از انقلاب دلخور شده باشند و کنارهگیری کنند، یکی از مومنین روشنفکر و دیگری مومنین سنتی.
آنها که اسلامشان سنتی بوده، خیلی موقع سنتهایشان بر باورهای دینیشان غالب بوده، یعنی برای مثال رسم خانوادگی آنها در روز عید قربان کشتن گوسفند بوده، که این خیلی چیز خوبی است اما ممکن است سنتهای بعضی ربطی به این نداشته باشد. چون انقلاب را میپذیرد و نگاهش به اسلام سنتی نیست، به همین دلیل معترض میشود که اسلام از دست رفته است.
* منظور شما از این که انقلاب، مدرنیته را در درون خود هضم میکند، چیست؟
**-سه اصطلاح وجود دارد. مدرنیزاسیون، مدرنیسم، مدرنیته. بعضی اوقات اینها را با هم اشتباه میگیرند. منظور از مدرنیزاسیون یعنی شهرسازی، منظور از مدرنیسم یعنی نوگرایی، یعنی آن چیزی که در ذات خود دین هست. در واقع انقلاب یعنی نوگرایی، یعنی اصلاحات. اصطلاح دیگر مدرنیته است به معنی روشنفکری.
من معتقدم روشنفکری بیمار در سالهای دور وارد کشور شده و جای بحث دارد. آنچه مد نظر است انقلاب است که با مدرنیسم هیچ مشکلی ندارد. آنها که اسلام سنتی داشتند معترض به این قضیه هستند. آنها دارای اسلام سنتی هستند ممکن است در بعضی موارد از اسلام واقعی دور باشند. به همان اندازه نیز آنها که معتقدند به اسلام ایدئولوژیک سوسیالیستی هستند؛ از اسلام واقعی دورند. مثل نگاه مجاهدین خلق به اسلام. به آن چیزی که از دین فهمیده بودند رنگ ایدئولوژیک زدند. اسلام پویایی دارد. چون با فکر همراه است. اسلامی که شما پذیرفتهاید با اسلامی که یک شخص اروپایی پذیرفته است، اگرچه در ذات یکی است، اما در تظاهرات فرهنگی متفاوت است. بنابراین قشر سنتی از این رو معترضاند که اسلام خودشان از دست رفته است.
* نگاه حضرت امام خمینی (ره) به این مقوله چگونه است؟
**- امام خمینی (قدس سره) برداشتی از تاریخ داد که با بقیه فرق میکرد. امام خمینی با مدرنیته مشکلی نداشت؛ یا ما قرائت امام خمینی را میپذیریم یا نمیپذیریم. اگر میپذیریم باید همه آن را قبول کنیم. همان زمانی که برخی علیه سینما قیام کردند امام فرمودند ما با سینما مشکلی نداریم؛ با فحشا مشکل داریم. ما میتوانیم سنتی عمل کنیم، اما نمیتوانیم در سنت بمانیم. برای مثال در حال حاضر دموکراسی محصول مدرنیته و مدل رژیم سیاسی است و ما آن را به عنوان یک تجربه بشری آن را میپذیریم.
* جهانی شدن میتواند به نفع ما باشد یا به ضرر ما؟
**- جهانی شدن کاربردی دو سویه دارد. هم میتواند به ضرر ما باشد، هم به نفع ما.
* آیا به نفع جمهوری اسلامی میتواند باشد؟
**-آنچه مسلم است جهانی شدن تبعات فرهنگی، سیاسی، تکنولوژیکی در پی دارد. من معتقدم جهانی شدن به نفع ماست چون ما صاحب یک فرهنگی غنی هستیم. منظور من محصولات فرهنگی همراه با تظاهرات آن نیست.
* از نگاه شما جمهوری اسلام تا چه میزان در تزریق فرهنگ اسلام ناب در جامه موفق بوده است؟
**- جمهوری اسلامی ربطی به اسلام ندارد. جمهوری اسلامی یک چیز است، انقلاب اسلامی یک چیز دیگر و اسلام جایگاهش متفاوت است. من ذات اسلام را میگویم.
* به نظر میرسد بر اساس تحلیل شما جمهوری اسلامی ایران جهانی شدن را میپذیرد؟
**- نمیپذیرد. بلکه بالاجبار در مسیر جهانی شدن قرار میگیرد. مثل اینکه هوای زمین گرم میشود؛ چه در سوئد باشی و چه در مراکش، هوای زمین گرم میشود و تو میپذیری. در واقع جهانی سازی اتفاق میافتد؛ مثل انفجار اطلاعات. اما آن چه مهم است فرق بین انقلاب اسلامی با جمهوری اسلامی است. این دو با هم متفاوت هستند. به عبارتی انقلاب اسلامی مکمل جمهوری اسلامی است. صاحب تئوری انقلاب اسلامی امام خمینی است که محصول جمع عقلی همه علمای قبل است.
زمانی که جهانی سازی اتفاق میافتد ما ضرر نمیکنیم، یعنی اسلام ضرر نمیکند؛ چون ذات آن با اندیشه و رشد همراه است. اسلام با قدرت و اقتدار رشد نمیکند، بنابراین از تقابل اندیشهها نمیترسد. اگر جهانی شدن اتفاق بیفتد، همه مرزها برداشته میشود؛ دین ما هم به همه نقاط عرضه میشود.
* اشاره شد که جهانی شدن برای اسلام مفید است. آیا جمهوری اسلامی ظرفیت برخورد و رویارویی با مقوله جمهوری اسلامی را دارد؟
**- این که جمهوری اسلامی عین انقلابی اسلامی نیست، به این دلیل نیست که ما میتوانستیم و فکر کردهایم؛ این همانندسازی زمان میبرد. ما مردم سالاری دینی را تجربه و اصلاح میکنیم. وقتی انقلاب اسلامی شکل گرفت، رژیم سیاسی عوض شد. آنچه اصل است حکومت اسلامی است که ما ناگهان به آن نمیرسیم. ما از بهمن 64 تا بهمن 86 از همه لحاظ پیشرفت کردهایم. اما شما از فرهنگ چسبیدهاید به یک سری از الوان کوچک تظاهرات.
* اما من فکر میکنم شما این گونه فکر میکنید. شما دعای عرفه را مثال زدید این هم یک تظاهر فرهنگی است.
* * - نه. این گونه نیست. رهبر انقلاب در یکی از سخنرانیهایشان اعلام میکنندکه من نسلی را میبینم که رویش دارد و انقلاب اسلامی را میفهمد و پرسشگر است. در اسفند و فروردین 83 و 84 دو میلیون و دویست هزار نفر از مناطق جنگی بازدید کردند. در حالی که بیست سال پیش یک دهم این رزمنده را داشتیم و کل آدمهایی که مستقیم و غیرمستقیم در جنگ شرکت داشتند 200 هزار نفر بوده؛ در حالی که یازده برابر از این مناطق با عشق بازدید میکنند.
من معتقدم توسعه فرهنگی از جنس باورهاست. فرهنگی یعنی ایمان، یعنی باور و با عدد و رقم نمیشود آن را فهمید.
* دیدگاه شما درباره تظاهرات فرهنگی جامعه ما چیست؟
**- مشکل شما این است که سنت را با دین اشتباه میگیرند. چون سنت شما عین دین است فکر میکنید به دین شما دهنکجی میکنند. ما هر چه ضربهای خوردیم از متحجرین خوردیم و از آنها که از جهانی شدن میترسند. پس ما به دنبال توسعه فرهنگی هستیم نه توسعه ابزار فرهنگی این که ما تعداد سینماها را زیاد کنیم ولی فیلم خوب نسازیم و یا تعداد روزنامهها را بیشتر کنیم اما مطبوعات قوی و خوبی نداشته باشیم، توسعه فرهنگی پیدا نکردهایم. در نهایت اینکه فرهنگ ما رشد پیدا کرده، اما رشد آن حاصل عملکرد نهادی به نام دولت و حاکمیت نیست، بلکه به وسیله نهادهای مردمی است. صددرصد جوانانی که اعتکاف میروند آن را از تلویزیون، روزنامه و مدرسه یا نگرفتهاند. جنس مردم ایران این گونه است که تا نظر حاکمیت را متوجه نشوند، نمیپذیرند.
*انتقاداتی نسبت به کارکرد فرهنگی سالهای اخیر مثل تدوین کتب مبتذل مطرح است نظر شما چیست؟
**- دو طرف این قضیه افراط و تفریط دیده میشود. من این افراد و تفریط را قبول ندارم. برخی مدعی هستند تمام آثار منتشر شده از نظر فرهنیگ خوب بوده است در صوتی که اکثر آثار مورد نظر آنها شامل قرآن و نهجالبلاغه بوده و آنها که مدعی هستند از 70 درصد کتب منتشر شده ناهنجاری دیده میشود، باید بدانید در دوره آقای خاتمی کتابهای مفید زیادی نیز چاپ شده است.
*آیا دغدغههایی که برای ورود به عرصه نمایندگی مردم داشتهاید حل شده است؟
**- قبل از ورود به هر کاری، تصویر هر انسانی این است که میتواند خیلی کارها را انجام دهد اما مساله به این سادگی نیست. اگر در طول نمایندگی چهار سال بر روی یک محور فعالیت انجام دهی، شاید جواب بگیری. برای من دغدغههایم همان گونه پابرجاست. من قبل از ورود فهرستی را تهیه کرده بودم که به بعضی از آنها رسیدگی کردهام، اما بعضی از آنها را نیز نتوانستم انجام دهم.
* سال 86 شما کاندیدا میشوید؟
**- حالا تا آن موقع! توزیع قدرت سیاسی اتفاق افتاده است. هیچ کس حرف آخر را نمیزند، فقط میتواند موثر باشد. تو تعیین کنده نیستی، فقط در جریان کارها میتوانی موثر باشی. آنچه مرا خوشحال میکند این است که جمهوری اسلامی سال 84 بیشتر به پیامهای انقلاب اسلامی شباهت دارد. منتها نه نماینده و نه وزیر و نه رییس جمهور، هیچ کدام تعیین کننده نیستند. باید صبر کرد. در جمهوری اسلامی ما آدمها را عوض کردیم. بعد از تغییر نگرشها مسیر توسعهها را باید عوض کنیم. ما از احمدینژاد، توقع تغییر نگرشها را داریم.