صدو بیست کرسی کنیسه (پارلمان اسراییل) میان احزاب مختلف اسراییل تقسیم شده است. «کادیما» با 29 کرسی، حزب «کار» با 19 کرسی، احزاب «لیکود» و «شس» هر کدام با 12 کرسی، «اسراییل بتینا» با یازده کرسی، «اتحاد ملی» با 9 کرسی، «مستمری بگیران» با هفت کرسی، «یهودیان متحد تورات» با شش کرسی، «ترنر» با پنج، «فهرست متحد اعراب» با چهار کرسی و احزاب «بلد» و «حدش» نیز هر یک با سه کرسی، کنیسه اسراییل را تشکیل خواهند داد. اما شکسته شدن منطقهای آرا نشان میدهد مولفههای اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی در این انتخابات تاثیرگذار بودهاند. به نظر میرسد که حزب کادیما توانسته است حمایت اسراییلیهای خشنود از شرایط فعلی را به دست آورد، اما در شهرهای کوچک و فقیر چندان موفق نبوده است. کادیما در عین حال توانسته است اکثریت آرای طبقه متوسط اسراییل را به خود اختصاص دهد.
حزب لیکود تقریبا در تمام مناطق اسراییل به یک شکل عمل کرده است و در شهرهای توسعه نیافته و نیز پیشرفته، درصد آرای یکسانی را به خود اختصاص داده است. آمار نشان میدهد که در بخشهایی از اسراییل که پیچیدگی سیاسی بیشتری دارند، رای دهندگان مسن اسراییلی از حمایت از مواضع سیاسی قدیمی خود دست شستهاند و به سوی هویت «غیر سیاسی» جدیدی که حزب «مستمری بگیران» ایجاد کرده جذب شدهاند. در مناطق دیگر اسراییل، رای دهندگان مسن اسراییلی هم آمادگی دست شستن از عقاید و هویت سیاسی قبلی خود را نداشتهاند و همان حزبی را انتخاب کردهاند که از سالها پیش به آن اعتقاد داشتند.
ائتلاف کادیما با چپها
ایهود اولمرت و حزب کادیما این بار در کنار امیر پرتز و حزب کار قرار گرفتهاند تا برای تشکیل کبینه جدید اسراییل ائتلاف کنند. در این شرایط، حزب کار، موقعیت برتر کادیما را به رسمیت میشناسد و کادیما نیز در مقابل، حزب کار را شریک اولیه و ارشد خود میداند. این دو حزب، اهداف کابینه جدی اسراییل را تدوین کرده و سپس راه را برای مشارکت احزاب اسراییلی دیگر هموار میکنند و این با توجه به کسب 29 کرسی کنیسه توسط کادیما 19 کرسی حزب کارگر، منطقی به نظر میرسد. احزابی که در این راستا با کادیما و حزب کارگر همکاری خواهند کرد، حزب «شاس»، «ارتدوکسهای افراطی» و «مستمری بگیران» خواهند بود. ائتلاف احزاب راست با کادیما و حزب کار میتواند نارضایتی احزاب مخالف را تا حدودی کاهش دهد حزب «اسراییل بتینا» هم تمایل دارد که به این ائتلاف بپیوندد، اما از آنجا که این حزب میخواهد حق شهروندی اعراب اسراییلی را از آنها بگیرد، چندان از سوی کادیما و حزب کار مورد استقبال قرار نگرفته است.
در همین حال، برنامه ایهود اولمرت یک محور مرکزی دارد و آن هم خروج اسراییل از اراضی اشغالی کرانه باختری است. در شرایطی که حماس در انتخابات فلسطین به پیروزی رسیده و کادیما هم نتوانسته کرسیهای زیادی را در کنسیه به خود اختصاص دهد، تأمین این هدف اولمرت هم کار دشواری به نظر میرسد. این برنامه، عقبنشینی یک جانبه از شهرکهای یهودینشین در اراضی کرانه باختری را مورد توجه میدهد و بدون برگزاری مذاکرات صلح و به صورت کاملا یک جانبه، مرزهای اسراییل را تعیین میکند. اما در همین حال، از آنجا که کادیما اختیار 29 کرسی از 120 کرسی کنیسه را در درست دارد و باید با احزاب دیگر ائتلاف کند، شاید این برنامه هم دچار تغییراتی شود. برخی از تحلیلگران نسبت به تشکیل ائتلاف در اسراییل خوشبین نیستند و میگویند از آنجا که تعداد کرسیهای حزب کار در کنیسه به کادیما نزدیک است، حزب ایهود اولمرت نمیتواند این حزب را از تصمیم گیری های خود کنار بگذارد. اعطای برخی از پستهای کلیدی به حزب کار نیز از اقدامات اجتنابناپذیر اولمرت خواهد بود که ممکن است نارضایتی اعضای کادیما را به همراه داشته باشد.
از سوی دیگر، احزابی مانند «اسراییل بتینا» و «سش» چندان علاقهای به برنامه یک جانبه خروج از اراضی اشغالی کرانه باختری ندارند و ایهود اولمرت هم کاریما و قدرت اعمال نفوذ لازم برای جلب رضایت تمام این گروهها را ندارد؛ در حالی که آریل شارون، سرانجام توانست برنامه خروج از نوار غزه را با موفقیت به اجرا در آورد. در عین حال خروج از غزه و کرانه باختری دو موضوع کاملا متفاوت هستند. خارج کردن 8500 شهرک نشین اسراییلی از غزه در زمان آریل شارون هم کار بسیار دشواری بود؛ چه رسد به خارج کردن شصت هزار شهرک نشین از کرانه باختری؛ آن هم بدون حضور آریل شارون.
تاثیرگذاری حماس
یکی از مهمترین عواملی که شرایط را برای اولمرت سخت و غیرقابل کنترل میکند، حضور حماس در راس تشکیلات خودگردان فلسطین است. سیاستهای حماس در فلسطین به طور مستقیم بر اسراییل تاثیرگذار خواهد بود. تحلیلگران مسایل اسراییل معتقدند حضور حماس باعث میشود ایهود اولمرت برای تجمیع آرای احزاب اسراییلی و اجرای برنامه خروج از کرانه باختری با مشکلات جدی مواجه شود. در عین حال، آمریکا هنوز موضع مشخصی در خصوص تخلیه شهرکهای یهودینشین کرانه باختری اختیار نکرده است؛ در حالی که برنامه خروج از غزه را مورد حمایت قرار داده بود و آن را گاهی به سوی اجرای «نقشه راه» ارزیابی کرده بود.
پیروزی حماس در انتخابات ماه ژانویه در فلسطین موجب شد اسراییلیها مدعی شوند دیگر شریکی برای مذاکره صلح ندارند. اسراییلیها در واقع از پیروزی حماس به عنوان بهانهای برای اجرای برنامههای یک طرفه خود استفاده کردند. اما خلاف پیشبینیها، پیروزی حماس در انتخابات فلسطین موجب نشد افکار عمومی اسراییل به سمت جناح راست چرخش کند.
تشکیل کابینه
در اسراییل وقتی قرار است دولت جدیدی تشکیل شود، رییس جمهور با نمایندگان احزاب منتخب برای کنیسه مشورت میکند و سپس تشکیل دولت را به یک عضو کنیسه میسپارد که این عضو معمولا رهبر حزبی است که از اکثریت در کنیسه برخوردار است و یا رهبر حزبی است که ریاست ائتلافی با بیش از شصت عضو را به عهده دارد.
از آنجا که هر دولت برای آغاز کار به رای اعتماد کنیسه نیاز دارد، دولت باید حمایت ائتلافی از حداقل 61 تا 120 عضو کنیسه را همراه داشته باشد. تاکنون هیچ حزبی کرسیهای لازم برای تشکیل دولت را به تنهایی کسب نکرده و تمام دولتهای تشکیل شده بر اساس ائتلاف احزاب مختلف شکل گرفتهاند آن عضو کنیسه که مامور تشکیل دولت شده است، 28 روزا برای تشکیل دولت در اختیار دارد. رییس جمهور میتواند در صورت لزوم مهلتی اضافی تا حداکثر 14 روز به او بدهد. اگر این زمان نیز سپری شود و عضو کنیسه موفق به تشکیل دولت نشده باشد، رییس جمهور میتواند ماموریت انجام این کار را به یک عضو دیگر کنیسه بسپارد. این عضو کنیسه 28 روز برای تشکیل دولت فرصت خواهد داشت. وقتی دولت تشکیل شد، نخست وزیر انتخاب شده آن را ظرف 45 روز از زمان انتشار نتایج انتخابات به کنیسه معرفی میکند. در این زمان او ترکیب دولت، اهداف و تقسیم کارها را توضیح میدهد و از کنسیه درخواست رای اعتماد میکند. اگر 61 عضو یا بیشتر از کنیسه به این دولت رای اعتماد بدهند، کار تشکیل کابینه تمام شده خواهد بود.
جهتگیریهای سیاسی
انتخابات پارلمانی اسراییل بیش از هر چیز دیگر، حاکی از تغییر جهت تعادل قدرت از سمت میانه راست به سمت میانه چپ بود. بلوک مذهبی راست در این انتخابات، بیش از بیست و پنج درصد از کرسیهای خود را از دست داد. در مقابل، بلوک میان چپ از جمله سه حزب اعراب، شصت کرسی در کنیسه را به خود اختصاص داد. در عین حال، مواضع سیاسی حزب «مستمری بگیران» هنوز کاملا مشخص نشده است؛ اما دلایلی هست که نشان میدهد این حزب یا حداقل اکثر اعضای آن در کنیسه، به سمت جهتگیریهای میانه چپ تمایل نشان خواهند داد.
قبل از اولین پیروزی حزب لیکود در انتخاب اسراییل (یعنی سال 1977 میلادی) تاکنون، هیچ گاه بلوک میانه چپ در چنین موضع محکمی در کنیسه اسراییل قرار نگرفته است. اهمیت این ارقام آنجا آشکار میشود که ایهود اولمرت برای جلب نظر اعضای کنیسه برای اجرای برنامه عقب نشینی از اراضی کرانه باختری وارد عمل شود. در چنین شرایطی، حتی اگر اعضای احزاب عرب نیز از اعلام رای خودداری کنند، باز هم اولمرت شانس خوبی برای جلب نظر اعضای کنیسه در حمایت از این برنامه خواهد داشت.
مفهوم جدیدی از انتخابات
به رغم آنکه پیروزی کادیما در این انتخابات چندان چشمگیر نبود و تنها به کسب 29 کرسی از 120 کرسی کنیسه اسراییل منجر شد، اما روشن شدکه اکثر اسرییلیها با تلاش اولمرت برای انجام اقدامات یک طرفه در روند صلح با فلسطین موافق هستند.
آنها فکر میکنند رسیدن به توافقی که مذاکرات حاصل شده باشد چندان محتمل نیست؛ و در عین حال، اشغال اراضی فلسطین هم نمیتواند تا ابد ادامه یابد. به همین دلیل است که برنامه اولمرت برای عقب نشینی از شهرکهای کرانه باختری، تقریبا در افکار عمومی اسراییل جا افتاده است. اما در عین حال، اولمرت که تلاش دارد مرزهای اسراییل را نیز به صورت یک طرفه تعیین کند، راه دشواری را در پیش دارد. چنین اقدامی نه تنها از سوی فلسطین و جامعه بینالمللی پذیرفته نیست؛ بلکه در داخل اسراییل هم نارضایتیهایی را به دنبال دارد که اولمرت باید خود را برای پذیرش آنها آماده کند.