شاید اگر از بسیاری از افراد که مبتلا به اعتیاد شدهاند علت اعتیادشان را بپرسید، این پاسخ را میشنوید که برای رهایی از دردهای جسمی و روحی به سمت مواد مخدر کشیده شدند و بعد از مدت کوتاهی به استفاده از این مواد عادت کرد و به عبارتی معتاد شدند. مواد مخدر به دلیل خاصیت تسکینبخشی که دارند در بسیاری از موارد از جمله افسردگی یا بیماریهای جسمی این توهم را در بیمار ایجاد میکنند که درد آنها به واسطه این مواد درمان میشود، اما این موضوع تنها یک توهم است، چرا که شمار فراوان معتادان نشان میدهد مواد مخدر نه تنها درمان نیست بلکه بعد از مدتی خود تبدیل به درد میشود. در تعریف پزشکی، مواد مخدر به ترکیبات شیمیایی گفته میشود که مصرف آنها باعث دگرگونی در سطح هوشیاری مغز میشود. مثل حالت سرخوشی، لذت، خوابآلودگی و سستی. مواد مخدر انواع مختلفی دارد، گروهی از آنها واکنشهای مغز را آهسته میکنند (depress ant). این گروه موجب کم شدن سرعت تنفس و ضربات قلب، کم شدن فشار خون و خواب در فرد میشوند. هروئین، تریاک و مورفین از این دسته هستند.
گروه دوم، مواد مخدری هستند که به سیستم عصبی بدن سرعت میبخشند (Stimulant) و اثراتی چون بیشتر شدن سرعت تنفس، ضربات قلب، فشار خون را در پی دارند. این مواد برای ایجاد احساس هیجان و جلوگیری از خواب استفاده میشود. کوکائین و نیکوتین از این دسته مواد مخدر هستند.
گروه سوم، مواد مخدری هستند که باعث حالتهایی مثل هذیان میشود (hallucinogen) و اثراتی چون از دست دادن حافظه، لرزش، حالت استفراغ و عوض شدن اخلاق را در پی دارند. LSD و PCP از این دسته هستند.
گروه چهارم، مواد مخدری هستند که از طریق استنشاق (توسط دماغ) استفاده میشود. (inhalant) آهسته شدن فرآیند مغز بیشتر شدن ضربان قلب و سردرد از عوارض این مواد است. ماریجوانا از این دسته از مواد مخدر محسوب میشود. بزرگترین کشور تولیدکننده مواد مخدر جهان افغانستان است. همان طور که میدانید این کشور در همسایگی ایران واقع شده است و متاسفانه کشور ما به دلیل واقع شدن در راه ترانزیت این مواد شمار بالایی معتاد دارد و تقریبا از هر 20 نفر در ایران یک نفر معتاد است.
آثار مواد مخدر بر بدن
مهمترین محل اثر مواد مخدر بر مغز است. در مغز گیرندههایی وجود دارد که این مواد بر آنها اثر میکنند. این گیرندهها به 3 گروه تقسیم میشوند: اثر بر گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد میشود. اثر برگیرندههای دوم سبب کاهش احساس درد، افزایش حجم ادرار و ایجاد حالت آرامش میشود. اثر مواد مخدر بر گیرندههای گروه سوم سبب کاهش احساس درد میشود. حدود بیست و پنج سال پیش مشخص شد که در بدن انسان موادی شبیه مواد مخدر [مرفین] تولید میشود که مهمترین آنها به نام آندورفینها و آنکفالینهاست. به طور طبیعی وقتی بدن دچار آسیبهای دردزا و حوادث ناراحتکننده میشود مغز این مواد را ترشح میکند و سبب کاهش احساس درد و ناراحتی میشود.
اثر مواد مخدر روی سیستم پاداش
در شرایط معمولی وقتی بشر از انجام دادن کاری لذت ببرد و به عبارتی دیگر پاداش بگیرد، از مناطق پایینی مغز او موادی به اسم دوپامین و نوراپی نفرین ترشح میشود و بر روی قشر و سایر مراکز حیاتی آن اثر میکند و احساس لذت و پاداش به او دست میدهد و سعی در تکرار آن عمل دارد. یکی از آثار مهم مواد مخدر فعال کردن همین سیستم است. بنابراین کسانی که یک بار با این مواد آشنا میشوند چون سیستم پاداش در مغز آنها تقویت شده، تمایلی شدید به تکرار مصرف آنها پیدا میکنند. از بین مواد مخدر هروئین خیلی راحتتر در چربی حل میشود. مغز انسان مقدار زیادی چربی دارد، بنابراین در مقایسه با مرفین و مشتقات آن، هروئین پس از مصرف در طی زمان کوتاهتری روز مغز اثر میکند، بنابراین آثار پاداشدهنده و خوشیآور و ضد درد سریعتری دارد. کدئین که از مشقات تریاک است به آسانی در سیستم گوارش جذب شده و در بدن تبدیل به مرفین میشود. در یک مطالعه روشن شده که در معتادان، یکی از آثار مصرف مواد مخدر کاهش جریان خون در بعضی از نواحی مغز است.اما گذشته از آثار ثابت شده مواد مخدر، مردم ممکن است به دلیل باورهای غلط اقدام به مصرف آنها کنند.
برای تسکین درد: این مواد واکنش انسان را نسبت به حس درد کاهش میدهند و روی عامل اصلی ایجاد درد هیچگونه اثری ندارند. بسیاری از بیماریهای بشر با درد همراه است، از جمله اضطراب، افسردگی، بیماریهای استخوان و مفاصل، سرطانها و بیماریهای عفونی، اما مصرفکنندگان و توصیهکنندگان به مصرف مواد توجه ندارند که نسبت به اثر ضددرد این مواد تحمل ایجاد میشود. یعنی مثلا در پنجمین مصرف برای اینکه همان درد اولیه کاهش یابد باید مقدار بیشتری مصرف شود که این مقدار گاهی تا 30 برابر مقدار مصرف اولیه لازم میشود.
عقیده غلط دیگری که وجود دارد، اثر این مواد بر روی بیماریهایی مثل قند یا دیابت است. به نظر میرسد چنین باورهای غلطی توسط قاچاقچیان دامن زده میشود تا درآمد مالی بیشتری کسب کنند یا مصرفکنندگان این ادعا را مطرح میکنند تا خود را گناهکار جلوه نداده، بگویند ما برای پیشگیری یا درمان این بیماریها، مواد مصرف میکنیم. در هیچ تحقیق علمی اثر پیشگیریکننده و درمانی برای این مواد ثابت نشده است.
گاهی افراد بیاطلاع توصیه میکنند که مصرف مواد مخدر برای کاهش آلام روحی و اضطراب و افسردگی و سایر بیماریهای روانی که نسبتا شایع و به شدت آزاردهنده هستند، مفید است. اضطراب معمولا با تنگی نفس، احساس خفگی، تپش و احساس ناراحتی در قلب، سنگینی سر، احساس درد و ناراحتی در شکم و درد در سایر قسمتهای بدن همراه است. تفکر غلط اثر تسکینی مواد مخدر بر بیماریهای روانی و اضطراب از آنجا ناشی شده که این مواد دارای اثر تسکینبخش و آرامبخش هستند، هر ماده آرامبخشی علائم ظاهری اضطراب را کاهش میدهد، اکثر بیماریهای روحی همراه اضطراب هستند، افسردگی که بیماری قرن است در بسیاری از موارد همراه با اضطراب است.
بنابراین در اوایل مصرف، شخص که به هر علت دچار اضطراب و ناآرامی روحی است ممکن است با مصرف مواد احساس آرامش کند، اما این پدیده ثابت شده که در افراد مضطرب و ناآرام پس از نخستین مصرف، خطر اعتیاد بسیار بالاست و مواد اعتیادآور قطعا پس از مدتی، خود افسردگیزا و به تبع آن اضطرابآور خواهند بود، یعنی در نهایت نه تنها با مصرف مواد مخدر افسردگی، اضطراب و آلام روحی انسان کاهش نمییابد، بلکه تشدید هم میشود زیرا تغییر خلق و ایجاد حالت شادی کاذب توسط مواد مخدر فقط در اوایل مصرف ایجاد شده است. نوجوانان و جوانان در مقطعی از زندگی خود هستند که بحران و ناآرامی روحی و اضطراب فراوانی دارند و به همین دلیل است که با نخستین آشناییها خطر اعتیاد در آنها زیاد است. نوجوان؛ روابط اجتماعی و خانوادگی آرام و حمایتکنندهای لازم دارد تا آلام روحی او کاهش یافته و به سمت اعتیاد نرود.
توصیه دیگری که ناآگاهان برای مصرف مواد مخدر دارند در مورد مشکلات روابط جنسی مردان به خصوص مردان جوان است، مشکلات جنسی در آنان معمولا ریشه در هیجانات و اضطراب شخص دارد. اگر این مواد در موارد نادری از مشکلات فوق بکاهد، در طولانی مدت باعث ایجاد افسردگی و کاهش میل جنسی میشود.
مواد مخدر مشتقات مرفین حرکات پیش برنده رودهها را کند میکند و ترشحات آن را کاهش میدهد. دردهای دستگاه گوارش میتواند ناشی از افزایش حرکات دودی رودهها باشد. در اسهال این حرکات سریع و گاهی دردناک میشود. در بسیاری از هیجانات و اضطرابها حرکات لوله گوارش مختل شده، افزایش یا کاهش مییابد. مثلا در رودههای تحریکپذیر عصبی، دل درد، دلپیچه یا اسهال و یبوست متناوب وجود دارد. اگر مبتلایان به این بیماریها با مواد مخدر آشنا شوند، خطر اعتیاد جدی است. مثلا در مورد اسهال که همراه با افزایش حرکات رودهای است، اگر مشتقات تریاک در دسترس شخص بیمار قرار بگیرد با توجه به کندکردن حرکات پیش برنده روده و بهبود ظاهری اسهال، خطر اعتیاد بعدی را دارد.
متاسفانه بعضی از کسانی که پس از رانندگی ممتد دچار خستگی میشوند پس از چند بار مصرف و احساس رفع خستگی و سرخوشی کاذب، در دام اعتیاد گرفتار میشوند.
این مواد حالت خمودگی، ابرگرفتگی شعور و آگاهی ایجاد میکنند یعنی میتوانند بیداری بیش از حد بشر را کاهش دهند. زندگی پیچیده امروز، نیاز به کار فکری زیاد و گاهی خستهکننده دارد. در واقع آدمهای پرکار و آنهایی که در زندگی روزمره با مسائل پیچیده برخورد میکنند مجبورند با تمام قوای فکری و ذهنی خود وارد میدان شوند. یعنی بشر امروز برای تطابق با شرایط روزمره، بیش از حد بیدار و شاید دائم در حال جنگ فکری است، در حد اعلای این پدیده بعضی آدمها همانند خروس جنگی دائم هوشیارتر از مردم دیگر هستند. مواد مخدر و الکل این حالت بیداری بیش از حد را کاهش میدهد. بنابراین آنهایی که کار فکری شدید، یکنواخت و خستهکننده میکنند با نخستین آشناییها در معرض ابتلای به اعتیاد هستند و مواد مخدر و الکل ابتدا آنها را آرام میکند، اما پس از مدتی قدرت مبارزه، کار و ثمربخشی را از آنها میگیرد.
قسمت اعظم دردهای بشر روانزاد است، انواع کمردردها، پشت درد، سردرد، دل دردهای مزمن، دردهای عضلانی و استخوانی، میتواند جنبه روانی داشته باشد. کسانی که با مراجعه به پزشکان مختلف و استفاده از روشهای مرسوم فرهنگی، تسکینی برای درد خود نمییابند، در مقابل مواد مخدر بسیار آسیبپذیر هستند. این مواد اصل درد و عامل ایجادکننده درد را از بین نمیبرند فقط شخص را نسبت به درد بیتفاوت میکنند. مثلا اگر کسی شکستگی داشته باشد، درد ایجاد شده سبب کم حرکتی یا بیحرکتی عضو شکسته شده شود و فرصتی برای محل شکسته ایجاد میشود تا استخوانسازی صورت گرفته و محل شکستگی ترمیم یابد، اما مواد مخدر واکنش انسان را به درد که همان بیحرکتی و کم حرکتی است از بین برده و عضو حرکت کرده میتواند جوش خوردن شکستگی را به تاخیر بیندازد.
در مسیر اعتیاد بتا آندورفینها که مواد شبه مخدر درونزا هستند کاهش مییابد، زیرا با ورود مواد مخدر خارجی به بدن، سلولهای مغز شخص معتاد تنبل شده و این مواد درونزا را ترشح نمیکنند و مرفین خارجی جای شبه مرفینهای مفید و تولید شده در بدن شخص را میگیرد. بنابراین پس از ترک اعتیاد و در حین آنکه مواد مخدر خارجی به بدن نمیرسد و مغز، دیگر مواد شبهمرفین درونزا ترشح نمیکند، درد و حالت روحی ناخوش و اضطراب و بیقراری در شخص زیاد است که البته پس از مدتی که از ترک بگذرد مجددا مغز مواد لازم را ترشح خواهد کرد.
با کاهش آندورفینها [مواد شبهمرفین درونزا] در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصیت دشمنکشی مونوسیتها که از سلولهای دفاعی بدن هستند کاهش مییابد. بنابراین شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونتها حساستتر است و زودتر مبتلا میشود. مواد مخدر آن دسته از سلولهای دفاعی بدن را که مسئول از بین بردن مهاجمان به بدن هستند، کاهش میدهند و نیز با کاهش فعالیت آنها میتوانند سبب رشد سلولهای سرطانی شوند.
اعتیاد و اثر مواد مخدر بر دستگاه عصبی مرکزی
موادی که دستگاه عصبی مرکزی را تغییر میدهند مواد روانگردان هستند (الکل؛ نیکوتین؛ کوکائین) و موادی امثال اینها که اعتیاد به آنها مشکل بزرگی بعضی از جوامع امروزی است. همچنین کافئین که در قهوه و نوشابهها یافت میشود از جمله مواد روانگردان هستند. تمام این مواد میتوانند باعث وابستگی روانی مصرفکننده شوند و مهمتر از آن این است که باعث وابستگی جسمی نیز میشود.
اعتیاد پاسخی فیزیولوژیک است که مصرف پیدرپی مواد مخدر موجب آن میشود و عملکرد طبیعی نورونها و سیناپسها را تغییر میدهد. هنگمی که عملکرد نورون یا سیناپسی توسط مواد مخدر تغییر کرد از آن پس آن نورون یا سیناپس به طور طبیعی به کار خود ادامه نمیدهد مگر با بودن مواد مخدر.
شخص با مصرف پیدرپی مواد مخدر به آن معتاد میشود و بدن او نسبت به آن ماده مخدر عادت میکند. شخص معتاد باید با گذشت زمان مقدار ماده مخدر مصرفیاش را افزایش داده تا نیاز بدنش تامین شود. نیکوتین مادهای اعتیادآور است که در برگهای گیاه تنباکو یافت میشود. این ماده بسیار سمی است و حدود 60 میلیگرم از آن برای انسان مرگآور است. نیکوتین سریعا وارد جریان خون شده و در بدن به گردش در میآید. عملکرد نیکوتین در مغز شبیه به عملکرد انتقال دهنده عصبی استیل کولین است.
نیکوتین به دلیل شباهت ساختاری با استیل کولین به محلهای مخصوصی در سلول عصبی که به طور طبیعی محل گیرندههای استیل کولین هستند متصل میشوند. این جایگاهها از مراکز کنترل مغز هستند که بسیاری از فعالیتهای مغزی را کنترل میکنند. اتصال نیکوتین به سلولهای عصبی موجب تغییرات بسیاری میشود پس از مدتی بدن فرد سیگاری تنها در حضور نیکوتین به جای استیل کولین به طور طبیعی کار میکند و در حضور حذف نیکوتین حالت طبیعی بدن مختل میشود. هنگام به دست آمدن این حالت تنها راه برگشت بدن به حالت طبیعی، کشیدن سیگار است. در اینجا است که میگوییم فرد سیگاری معتاد به کشیدن سیگار است.
داروهای روانگردان نوعی مواد مخدرند که در تسکین درد و القای خواب نقش بسزایی دارند. بسیاری از این مواد از گیاهان تیره خشخاش به دست میآیند. مواد مخدری که از تریاک استخراج میشود شامل: مورفین، هروئین و کدئین هستند. پزشکان برای تسکین درد بیماران گاه کدئین تجویز میکند. مورفین نیز یکی از موثرترین تسکیندهندههای درد میباشد که امروزه در پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد. گیرندههای درد، محرکهایی که باعث درد میشوند را شناسایی میکنند. درد در بدن نقش اهمیتزایی دارد درد به ما میگوید که یکی از بافتهای بدن ما زخمی و یا آسیب دیده شده است. وقتی عضوی آسیب دیده میشود از انتهای اعصاب آسیب دیده آن پیامهایی انتقال داده میشود که باعث احساس درد میشود. پیامهای عصبی حامل، درد را به نخاع و سپس به مغز انتقال میدهند. پس از رسیدن پیام عصبی درد به طناب عصبی؛ پیام درد به وسیله گروهی از انتقالدهندههای عصبی به نام انکفالینها سرکوب میشوند. زمانی که انکفالینها به نورونهای نخاع میپیوندند از انتقال پیام به مغز جلوگیری میکنند. مواد مخدر عملکردی مشابه به انکفالینها دارند و به گیرندههای پروتئینی درد در طناب عصبی میپیوندند و از انتقال پیام درد به مغز و احساس درد جلوگیری میکنند.