1- دولت فلسطین با محوریت حماس، با تحریم کشورهای غربی مواجه شده است؛ این تحریمها شامل انزوای سیاسی و قطع رابطه دیپلماتیک با دولت اسماعیل هنیه و مهمتر از آن قطع کمکهای اقتصادی به کشوری است که همه زیرساختهای اقتصادی و زیربنایی آن، به واسطه عملکرد رژیم صهیونیستی از بین رفته است. تا این زمان، تشکیلات خودگردان فلسطین، حقوق معلمان مدارس، پرستاران، مددکاران، پلیس و دیگر کارکنانش را از محل کمکهای اروپا تأمین میکرد و دست کم به یک میلیارد دلار بودجه نیاز دارد تا حقوق معوقه کارکنان و کارمندانش را بپردازد. آمریکا و دیگر کشورهای غربی درصدند تا با کارشکنی و اخلال در فعالیت دولت برآمده از جنبش حماس، آن را ناکارآمد جلوه دهند و ملت فلسطین را از انتخاب حقیقیشان پشیمان سازند.
2- به نظر میرسد رویارویی جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده آمریکا، صورتی منطقهای و فراملی به خود گرفته است. در سه سال گذشته، شاهد وقوع «انقلابهای نارنجی» در کشورهای ققفاز و آسیای میانه (گرجستان، اوکراین و قرقیزستان) به طرفدارای از منابع آمریکا بودهایم که طی آن گروه های سیاسی طرفدار غرب به قدرت رسیدهاند، همچنین، در دو سال گذشته شاهد وقوع «انقلابهای سبز» در خاورمیانه اسلامی، در عراق، فلسطین و مصر بودهایم که به پیروزی گروههای اسلامگرا در یک فرایند دموکراتیک و به دست گرفتن قدرت منجر شده است؛ گروههایی که یا از انقلاب اسلامی سال 57 متأثر بوده و یا از سیاستهای منطقهای ایران تأثیر پذیرفته و از حمایت معنوی دولت ایران برخوردار بودهاند.
3-آمریکا برای به قدرت رسیدن طرفدارانش در آسیای میانه از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است. آنها بیش از یک دهه پس از فروپاشی شوروی سابق، در این جمهوریها به فعالیت فرهنگی و اجتماعی روی آوردند و نسلی از مردم این کشورها را متناسب با ارزشهای غربی پرورش دادند و برای روی کار آوردن احزاب سیاسی متمایل به خود، با فشار سیاسی به دولت در این کشورها، زمینه بحرانی شدن شرایط سیاسی- اجتماعی در این کشورها و بهرهبرداری از آن را فراهم آوردند و هنوز نیز مصرانه از آنها در عرصه بینالمللی حمایت میکنند. آمریکا با حمایت اتحادیه اروپا، میلیاردها دلار- به صورت کمک بلاعوض، وام و سرمایهگذاری- در اقتصاد این کشورها وارد کردهاند تا زمینه موفقیت گروههای سیاسی حامی خود را فراهم آورند.
جنبش حماس در فلسطین، ائتلاف شیعیان در عراق و مجاهدین در افغانستان، نیروهای سیاسی متمایل به ایران در این کشورها هستند. آنها در مصاف دوگانه ایران- آمریکا در خاورمیانه اسلامی، حامی آرمانها و منافع ایران هستند. بنابراین تعامل ایران با این گروهها در راستای تأمین منافع ملی ایران از این گروهها که قدرت را در اختیار گرفتهاند و به شدت تحت فشار آمریکا و متحدانش هستند، قابل توجیه بوده و حمایتهای مادی و معنوی ایران را میطلبد.
4- دولت برآمده از حماس، یک از همان مواردی است که دولت ایران، باید مجدانه در راه حمایت از آن بکوشد. پیروزی حماس در فلسطین، پیش از آن که مسألهای داخلی برای این کشور باشد، مسأله منطقهای است که به طرز مستقیم با آرمان جهان وطنی اسلامی و نیز منافع ملی ما پیوند خورده است.
در واقع، شکلگیری حماس و دیگر گروههای جهادی اسلامگرا در فلسطین و جهان اسلام، یکی از نتایج اصلی وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تداوم سیاستهای بیگانهستیزانه ایران در طول 27 سال گذشته بوده است. بر این اساس، پیروزی حماس و البته دشواریهایش در ادامه راه، بیش از دیگر کشورها به ایران مرتبط است و باید برای آن چارهای اندیشید. موضع روشنگرانه رهبر انقلاب در کنفرانس بینالمللی حمایت از آرمان ملت فلسطین نیز ناشی از درک همین واقعیت است و حجت را بر مردم و مسؤولان برای حمایت از حماس تمام میکند.
دولت باید فارغ از هرگونه احتیاط دیپلماتیک! مسأله تحریم حماس را به مسأله جهان اسلام و حتی مسأله بینالمللی تبدیل کند؛ در این راه میتوان از طریق نهادهای اقتصادی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی، گروه دی- هشت اسلامی و حتی سازمان اکو و جنبش غیرمتعهدها، به ایجاد صندوقی برای کمک مالی به دولت فلسطین اقدام کرد. دولت میتواند از برخی پتانسیلهای جهانی، از جمله کشورهای چپگرای آمریکای لاتین برای کمک به دولت فلسطین یاری گیرد و این راه پا به پای فلسطینیان حرکت کند.
در داخل نیز، اختصاص بخشی از وجوه شرعی برای کمک به فلسطینیان، یک پیشنهاد ارزنده است که همراهی مراجع دینی را میطلبد؛ استفاده از پتانسیل کمکهای مردمی- با ایجاد مراکز ثابت دریافت کمک- میتواند مهمترین راه برای کمک به فلسطینیان باشد تا از این مرحله دشوار گذر کنند.
5- این سنت تغییرناپذیر الهی است که به مستضعفان را بر مستکبران پیروز گرداند. وعده الهی استوار و حتمی است و تنها، عزم و اراده مؤمنان لازم است تا در مراحل دشوار و سخت با حفظ همبستگی و برادری دینی، زمینه پیروزی بر خصم ستم پیشه را فراهم آوردند.
انشاءالله