حمیدرضا حاجی بابایی/ عضو هیأت رئیسه مجلس و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی
نظام بینالملل و تحولات منطقه و نقش جمهوری اسلامی ایران براساس جایگاه ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک آن نگاه اندیشمندان و سیاستمداران را در مجامع بینالمللی به خود معطوف داشته است. اهداف جمهوری اسلامی ایران در چشمانداز بیست ساله و ارتباط این کشور با کشورهای منطقه و جهان و هارمونی آینده جهان از چند منظر قابل بررسی است.
الف ـ جمهوری اسلامی ایران بعد از 27 سال حضور فعال و معنادار در صحنه بینالمللی تغییرات عمدهای در روند سیاسی و فکری جهان به وجود آورد به طوری که بعد از 27 سال شاهد تغییر اساسی در قطببندی فکری و سیاسی و تبدیل دو قطب شرقی و غربی به دو اردوگاه فکری، سیاسی و مذهبی یعنی اردوگاه غرب و اردوگاه امت اسلامی هستیم. ویژگیهای اردوگاه غرب این است که بر سه عنصر زر و زور و تزویر استوار است. این اردوگاه از طرفداری مردمی بیبهره است.
به همین دلیل در سالهای اخیر که آمریکا سعی نموده است، این نقیصه مهم را به شکلی جبران نماید؛ واقعه 11 سپتامبر نمونه بارزی از این تلاش غیرموفق بود که آمریکا با لابی صهیونیست فاجعه بزرگ 11 سپتامبر را کلید زد و در اولین ساعت این فاجعه و بدون مقدمه و بررسی رئیسجمهوری آمریکا مسلمانان را به باد تهمت و افترا بست و افکار عمومی جهان را علیه مسلمانان تحریک نمود تا بتواند در لوای جنگهای صلیبی مردم کشورهای غربی را به حمایت از افکار خود دعوت و بسیج نماید که خوشبختانه این ترفند با شکست مواجه گردید و آمریکا بعد از این عملیات روانی طرح جدید اختلافات امت مسلمان را در دستور کار خود قرار داد و بمبگذاری در حرم دو امام همام شیعیان (علیهالسلام) را در سامرا تدارک دید که با هوشیاری مقام معظم رهبری و نیز علمای نجف این توطئه نیز با شکست روبهرو گردید. افکار حاکم بر اردوگاه امت اسلامی با محوریت جمهوری اسلامی ایران و موج عدالتخواهی توجه به کرامت انسانی توانسته است با یک موضع تهاجمی و با استدلالهای محکم تنفس اردونشینان غربی را به شماره بیندازد و آنها را از موضع انفعال به اقداماتی عجولانه و ناپخته وادارد.
1- حمله به افغانستان به بهانه وجود طالبان که ساخته و پرداخته خود آمریکاییها بوده است و بعد از سالها بررسی و نیز عملکرد این گروهک صحت این تحلیل اثبات گردید.
2- حمله نظامی به عراق بعد از آن که تفکر امت اسلامی عراق را در نوردید و موج انقلاب اسلامی میرفت تا صدام را سرنگون کند، آمریکا پیشدستی نمود و برای به دست گرفتن قدرت سعی نمود که با اشغال عراق صدام را سرنگون و قدرت آینده را در عراق تعریف نماید. اما اوج هماوردی تفکر حاکم بر دو اردوگاه غرب با رهبری آمریکا و اردوگاه امت اسلامی به رهبری جمهوری اسلامی ایران به پیروزی امت اسلامی و شکست قطعی غرب منتهی گردید.
3- پیروزی حماس در فلسطین و ایجاد زمزمه سیاسی در خاورمیانه جدید بود که تاب تحمل از آمریکا و رژیم صهیونیستی را گرفت و آنها را برای طرح توطئه جدیدی ترغیب نمود. آن حمله به جنوب لبنان بود.
4- موقعیت منحصر به فرد حزبالله در جنوب لبنان و پیروزیهای پی در پی آنها تقریباً آمریکا و رژیم صهیونیستی را در یک موقعیت یأس و ناامیدی قرار داد تا در یک انفعال جدید جبران مافات کرده و رسواییهای بزرگ سیاسی آنها را پوشش دهد.
5- نهایتاً بحث حمله نظامی اسرائیل به جنوب لبنان که از آن به حمله آمریکا و غرب به امت اسلامی باید یاد کرد، بعد از 33 روز حمله وحشیانه همه امیدهای آمریکا و اردوگاه غرب را به یأس مبدل کرد و نتیجه آن شکستن باور شکستناپذیری اسرائیل و ایجاد باور مقاومت و مقابله با اردوگاه غرب بود که سرمایه بزرگ مقاومت حزبالله لبنان و دستاورد مهم آن میباشد. اما اکنون که آمریکا امید خود را در فشار به اردوگاه امت اسلامی از دست رفته میبیند و از طرفی اقتدار همراه با عقلانیت و تدبیر را در فناوری هستهای ایران شاهد میباشد و حتی با ابزار شورای امنیت سازمان ملل نیز نتوانسته است، جمهوری اسلامی ایران را مجبور به عقبنشینی کند و از طرفی شاهد موقعیت ممتاز ایران بعد از پیروزی حزبالله است و نیز تهدیدهای او درباره تحریم اقتصادی ایران راه به جای نخواهد برد، ناگزیر باید جایگاه و موقعیت ایران را بپذیرد یک بار دیگر شکست خوردن او در بحث هستهای خسارتی است که قطعاً برای آمریکا جبرانناپذیر خواهد بود و آمریکا در شکستهای پی در پی به ویژه جنوب لبنان شبیه کسی است که چهارپایش بار شیشهای را حمل میکرد و کسی به او رسید و با چوب محکم به بار شیشه زد و گفت: این چیست، صاحب شیشه گفت: یکی دیگر بزنی هیچ چیز.