تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۱  ، 
کد خبر : ۹۶۱۱۳

از کلنیالیسم تا استعمار فرانو


صالح اسکندری: حضرت امام خمینی (ره) از مرحوم آیت‌الله حائری یزدی خاطره‌ای نقل کردند که، «من (آیت‌الله حائری رحمه‌الله علیه) بچه بودم در یزد و تازه این لامپارا، لامپ‌هایی که آن وقت‌ها بود آورده بودند و یک جلسه‌ای درست کرده بودند، مردم جمع شده بودند آنجا و این لامپا را گذاشته بودند.... یک نفر فرنگی هم آنجا بود این هر چند دقیقه یا چند وقت یک دفعه از این پله‌ها می‌رفت بالا و آن ماشه لامپا را حرکت می‌داد، این یک قدری نورش می‌رفت بالا، مردم صلوات می‌فرستادند. بعد می‌آمد پایین یک قدری می‌ماند و مردم مشغول تماشا بودند دوباره می‌رفت بالا و آن را می‌کشید پایین مردم باز تظاهر می‌کردند. این از آن وقت‌ها مطرح بود که ما حتی نمی‌توانیم پیچ یک چراغ را بالا ببریم باید یک فرنگی این کار را انجام دهد» (صحیفه نور، جلد سیزدهم صفحه 283)
به تعبیر حضرت امام (ره) در همین سخنرانی مردم این گونه می‌پنداشتند که یک عمله فرنگی از رییس جمهور و پادشاه ایران برتر است و لیاقت حکمرانی بر ایران را دارد.
در واقع در استراتژی‌های استعماری از ابتدا تا به امروز عمل روان‌شناختی نقش قابل توجهی را در فرآیند استیلا برخوردار بوده‌اند به گونه‌ای که بروز برخی روحیات نژادپرستانه و ملی‌گرایانه افراطی در بین استعمارگران و به وجود آمدن روحیه پستی و ذلت در بین ساکنان مستعمرات تنها بخشی از عوامل استیلا بوده و هستند.
رشد، توسعه فراگیر و به تبع آن سیاست‌های استعماری اروپای غربی در بین سالهای 1760 و 1870 از چندین نقطه نظر مهم با استعمار (colonialism) و توسعه‌طلبی در قرن‌های گذشته متفاوت بود. انقلاب صنعتی اروپا تغییراتی کلیدی در استراتژی مبادله و به تعبیری اخاذی کالا با دنیای مستعمرنشین ایجاد کرد. در این سالها کشورهای اروپایی به تولید روزافزون کالاهای ماشینی و تلاش برای جستجوی بازارهایی بزرگ و فروش آنها در مستعمرات روی آوردند.
این تغییر استراتژی مراکز استعماری را واداشت تا مستعمرات خود را به سوی تولید اولویت‌ها و نیازهای اصلی کشورهای صنعتی هدایت‌‌ کنند که البته این تحمیل و وفق دادن تولیدات این کشورها با نیازهای مراکز استعماری مستلزم یک فروپاشی عمده در سیستم‌های اجتماعی موجود در اقصی نقاط کره زمین بود.
هرچند این تغییرات مخرب و اخلال‌گرانه در برخی جوامع مانند آفریقا و آمریکای جنوبی تا حدی ممکن شده بود اما اکثر سیستم‌های اجتماعی خارج از اروپا با پیشینه درازمدت فرهنگی پذیرای چنین اصلاحاتی نبودند.
این نوع جوامع تا حد زیادی خودکفا و متکی به کشاورزی محدود صنعتی و بومی خویش بودند. به همین علت بازارهای فقیر و کم‌رونق را برای توده عظیم کالاهای ماشینی اروپایی ایجاد کرده بودند. این سیستم‌ها در حالی که طبق استراتژی‌ جدید استعماری ناچار به تحویل غذا و مواد خام به کشورهای صنعتی بودند، قابلیت انعطاف کافی برای توسعه کشاورزی تجاری و بعدها استخراج کانی‌ها را نیز نداشتند.
شکل کلاسیک این نوع سیاست برای آخرین بار در هندوستان دیده می‌شود هندوستان برای قرن‌ها صادرکننده پنبه و کالاهای نخی بود به حدی که انگلستان برای مدت طولانی تعرفه‌های سنگین گمرکی در جهت حمایت از کارخانجات داخلی خود برای کالاهای هندی وضع کرده بود. اما در اواسط قرن نوزدهم هندوستان نه تنها بازارهای صادرات خود را از دست داده بود بلکه چیزی حدود 25 درصد صادرات نخی و پنبه‌ای انگلستان را نیز وارد می‌کرد.
قاعدتا چنین استحاله‌ای سیاست‌های خاص را از قبیل فراهم نمودن شرایط برای همکاری طبقه ممتاز جامعه و خواص محلی، تکنیک‌های موثر اداری و حفاظت از نظم و آرامش این جوامع که در معرض هجمه تغییرات بنیادی قرار گرفته بودند می‌طلبید.
در واقع اهداف استعماری با اتکا بر سیستم‌های جدید و به عبارتی استحاله سیستم‌های کهنه محقق می‌گشتند.
همراه با بروز تغییرات در روابط بین مراکز استعماری و مستعمره‌نشین‌ها تحت تاثیر انقلاب صنعتی تمایلات جدیدی نیز در اکتسابات ارضی و مستعمراتی در میان استعمارگران به وجود آمد. در حالی که در قرن‌های گذشته مراکز مهم خرید و فروش و به طور کلی اکثر مستعمرات به جز آمریکای جنوبی در امتداد سواحل و یا روی جزایر کوچک قرار گرفته بودند. در اواخر قرن هیجدهم و به خصوص در قرن نوزدهم تمایل اروپا به ماندن و استقرار در داخل مستعمرات شکل گرفت.
در بطن توسعه‌طلبی غربی یک شکاف ژرف تکنولوژیکی در حال رشد بین کشورهای اروپایی پیشرفته و سایر کشورها به وجود آمده بود که در اواخر قرن هیجدهم و علی‌الخصوص قرن نوزدهم شتاب ویژه‌ای یافت و موجب ایجاد حس فزاینده‌ای مبنی بر خود برتربینی، دشمنی و امتناع قدرت‌های استعماری از گسترش و انتشار صنعت مدرن گشته بود. مهمترین جنبه این شکاف و تفاوت، تفوق تکنولوژیکی تسلیحات غربی بود که به خاطر این برتری اروپا قادر بود خواسته‌هایش را به مستعمرات بزرگ تحمیل کند.
بدیهی است که توضیحات بالا بیان تقلیل یافته و مختصری از حوادث و وقایعی است که طی ده‌ها سال رخ داده‌اند. اما امروز که به نظر می‌رسد عصر کلنیالیسم به پایان رسیده است اما متاسفانه باید اذعان کرد که پایان کلنیالیسم و به تبع آن امپریالیسم ختم به استعمار فرانوای در تعاملات غرب با دنیای پیرامون شده است که برنامه‌ریزی‌های آن بسیار بی‌عیب و نقص‌تر از گذشته است. امروز همان عوامل روان‌شناختی در عراق و افغانستان تکرار شده‌اند. امروز بار دیگر آمریکایی‌ها و انگلیس خود را نژاد برتر می‌نمایانند و با القای حس پستی و ذلت در ملت‌ها دموکراسی دروغین خود را به رخ آنها می‌کشند. امروز نیز تفوق تکنولوژی نظامی اهرم سیاست‌های استعماری فرانو است و شکل و شمایی صریح‌تر یافته است. تنها راه نجات ملت‌های مستضعف دنیا همین تعبیر حضرت امام خمینی (ره) است که اگر به آنچه خود داریم بسازیم می‌توانیم خودمان همه چیز بسازیم و واقعا می‌توانیم همان طور که در تسلیحات نظامی، فناوری هسته‌ای، دانش پزشکی و.... نشان دادیم و ما می‌توانیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات