ابوالقاسم قاسمزاده
در فاصلهای کمتر از ده روز سه اقدام و رویکرد درباره موضوع انرژی هستهای ایران، بار دیگر خبر آن را در صدر اخبار سیاسی و بینالمللی نشانده است. این سه اقدام عبارتند از پاسخ ایران به پیشنهادهای گروه موسوم 1+5 در پایان آخرین روز از مرداد ماه و اعلام آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای آغاز مجدد مذاکره از روز اول شهریور ماه جاری. دوم، پایان یافتن مهلت پاسخ ایران به قطعنامه 1696 شورای امنیت که درآن از جمهوری اسلامی ایران تقاضا شده است تا کلیه فعالیتهای هستهای خود را متوقف کند. روز نهم شهریور ماه، روز پایان ضرب الاجل شورای امنیت برای پاسخ ایران بود، و سوم، انتشار گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی با عنوان (گزارش دبیر کل آژانس) درباره موقعیت کنونی فعالیتهای هستهای ایران و چگونگی بازرسیهای آژانس و پاسخ به پرسش اینکه، آیا ایران به تعلیق غنیسازی پاسخ مثبت یا منفی داده است؟
این سه خبر به اصطلاح اهالی انرژی هستهای، چرخه سیاستمداری و اعلام نظر رهبران و مسئولین سیاسی در شرق و غرب عالم را خبرساز کرده است. هفته گذشته زمینههای جدید برای اعلام رویکردهای تازه از مذاکره تا مقابله با جمهوری اسلامی ایران از سوی کشورهای اروپایی، آمریکا، چین، ژاپن و روسیه بازگو شده است. کشورهای اروپایی با پاسخ ایران به پیشنهاد آنها به رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا آقای خاویر سولانا ماموریت دادهاند ضمن مذاکره با دبیر شورای عالی امنیت ملی، آقای دکتر علی لاریجانی، بستر ادامه مذاکره برای حل سیاسی تفاوتها و اختلاف نظرها را فراهم آورند. در تهران و بروکسل گفته شده است این دیدار اوایل هفته جاری انجام خواهد گرفت و آن را آغاز مذاکرات ایران با کشورهای 1+5 پس از ارائه پاسخ تهران محسوب میکنند. دیپلماتهای دو طرف گفتهاند، این دیدار برای انجام گفتوگوها درباره برخی ابهامات و تعیین شرایط مناسب برای آغاز مذاکرات با کشورها 1+5 بر سر بسته پیشنهادی است.
ایران اعلام کرده است، در مسیر مذاکرات معقول هر چیزی قابل بحث است و موضوع تعلیق یکی از این مباحث است.
واقعیت این است که اتحادیه اروپا روش مذاکره را بر شعارهای مقابله جویانه دولت جرج بوش ترجیح میدهد و نمیخواهد خود را اسیر مواضع تهاجمی دولت آمریکا درباره ایران سازد. در حالیکه سیاست جنگی دولت نومحافظهکاران واشنگتن درباره خاورمیانه، تاکنون زیانهای بسیاری را ببار آورده است.
دو کشور فرانسه و ایتالیا بطور آشکار و بخصوص پس از فاجعه جنگ لبنان، و شرایط بحران زده عراق و افغانستان به نقد سیاستهای خاورمیانهای دولت جرج بوش میپردازند و فاصله گرفتن از این سیاستهای تخریبی را به نفع اتحادیه اروپا میدانند. اگرچه "بلر" پس از شکست در لبنان عدم موفقیت سیاستهای جنگی جرج بوش را نقد کرده و خواهان تجدیدنظر درباره طرحهای غرب درباره خاورمیانه شده است، اما همچنان خود را موظف به حمایت از "جرج بوش" و سیاستهای خشن او میداند. اکنون آقای بلر برای روش سیاسی سوخته خود شریکی نیز پیدا کرده است که اگر چه با تردید، اما همان نتها حمایت از "جرج بوش" را مینوازد. این شریک در آلمان و خانم مرکل است.
خانم مرکل صدور قطعنامه جدید در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و شروع مسیر تحریم را خواهان شده است! البته این اعلام نظر صدر اعظم آلمان در داخل مجلس این کشور و از سوی شخصیتهای سیاسی و احزاب مخالف دولت و یا ائتلافی با دولت خانم مرکل مورد مخالفت قرار گرفته است. به هر حال انتخاب خانم مرکل حمایت سیاسی از "جرج بوش" و مواضع بحران آفرینی دولت کنونی آمریکا در خاورمیانه شده است. روش سیاسی که "تونی بلر" در دو دوره از ریاست جمهوری جرج بوش طی کرد و اکنون هزینه آن را با شکست سیاسی در انگلستان و پایانی تلخ، اندک، اندک پس میدهد.
درباره سیاستهای ضد جمهوری اسلامی ایران از سوی دولت آلمان بخصوص در دوره جدید از صدر اعظمی خانم مرکل در نوشتههای آینده مطالبی خواهد آمد، اما اعلام نظرهای سیاسی خانم مرکل در این روزها، تنها تنور سیاستهای خشونتآفرین و جنگ طلبانه "جرج بوش" درباره خاورمیانه و علیالخصوص در مورد ایران را افروختهتر میسازد و این رفتار بدون تردید از سوی مردم و جمهوری اسلامی ایران واکنش خود را خواهد داشت. به کنار از مواضع دولت بلر و خانم و مرکل در انگلستان و آلمان، اغلب کشورهای اروپایی از ادامه مذاکره با ایران و یافتن راه حل سیاسی برای مشکل، حمایت میکنند و مذاکره آقای دکتر لاریجانی و سولانا میتواند مسیر خوبی باشد. مسکو، با مخالفت با مواضع آمریکا، اعلام کرده است که اولاً آمریکاییها بیش از ظرفیت و اندازه، موضوع انرژی هستهای ایران را بزرگ کردهاند و آن به یک مشکل جدی و فوری بینالمللی تبلیغ کردهاند. ثانیاً طرح دولت جرج بوش، مسدود سازی راههای مذاکره و پیش کشیدن روش مقابله است. در حالیکه روش تحریم نه تنها جواب نمیدهد، بلکه موجب تشدید بیشتر و پیچیدهتر شدن مشکل خواهد شد. روسیه تلاش دارد تا همچون اتحادیه اروپا مسیر مذاکره مسدود نگردد و بجای صدور قطعنامهها در شورای امنیت، با مذاکره مستقیم، دو طرف به توافق برسند. همچنین مشابه این پیغام و سیاست را چینیها نیز در پیش گرفتهاند و خواهان روش مذاکره و ادامه آن میباشند. دولت چین میخواهد درهای مذاکره همچنان باز بماند. اما "جرج بوش" و دولت او، گویا در آستانه انتخابات سراسری کنگره در آبان ماه و در سالهای پایانی دوران ریاست جمهوری خود، نیاز به کلید زدن بحران جدید و درگیرسازی همه در آن را دارد. آمریکاییها همه همت سیاسی خود را بکار گرفتهاند تا در آینده نزدیک، حداکثر تا پایان شهریور ماه، با نشست مجدد شورای امنیت سازمان ملل بر اساس منشور 7 که الزامآور است، قطعنامهای با پیشنهادهای آغاز مسیر تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران را به تصویب برسانند. از هم اکنون نماینده دولت آمریکا در سازمان ملل، "جان بولتون"میگوید که پیش بینی قطعنامه جدید را آماده کرده است و "جرج بوش" نیز که سخنرانیهای تبلیغاتی انتخاباتی خود را برای سراسر ایالتهای آمریکا آغاز کرده است محور اصلی سخنان خود را، نمایش از مواضع تند، پرخاشگرانه و انتقامجویانه علیه جمهوری اسلامی ایران قرار داده است. ظرفیت سیاسی بینالمللی برای شعارهای جنگ طلبانه و بحران آفرین دولت جرج بوش و همراهان او پر شده است و صحنه بینالمللی واکنشهای منفی به آینده سیاستهای تنشآفرین آمریکا، بخصوص در خاورمیانه دارد، بطوری که وزیر خارجه ایتالیا بطور رسمی و علنی گفته است" رویکرد تهاجمی آمریکا در خاورمیانه شکست خورده و زیانهای جدی به بار آروده است. "آقای"ماسیمودالما" وزیر خارجه ایتالیا این جمله را در مصاحبه با روزنامه مشهور اسرائیلی "هارتص" گفته است. این اعلام نظر را اغلب سیاستمداران اروپایی و بسیاری از دولتمردان در جهان قبول دارند و با جملات مشابه و در سخنرانیها و مصاحبهها میگویند. آینده نزدیک نشان خواهد داد که مسیر پرونده انرژی هستهای ایران در راستای مذاکره و تفاهم جهتگیری پیدا خواهد کرد و با حل سیاسی، پیامآور صلح و تفاهم خواهد شد و با چکش سیاستهای جنگی "جرج بوش" در حک روش " مقابله"، دولتهای اروپایی را وادار به تمکین و پذیرش بحرانی جدید و زیانبار در حوزه خاورمیانه خواهد ساخت.