* روند شروع و تداوم توهین به مقدسات را در غرب و به خصوص در مطبوعات غربی چگونه ارزیابی میکنید؟
** من عرایض خودم را به طور کلی خواهم گفت. چون اگر بخواهیم در مطلب دقیق شویم، مستلزم زمان زیادی است و باید تاریخ تحولات فرهنگی اروپا در بعد ژورنالیستی و شکلگیری مطبوعات کفرآمیز در غرب را بررسی کنیم در بعد از رنسانس در اروپا جریان شرکآمیزی پدید آمد که روز به روز توسط آژانس جهانی یهود تقویت شد. بدینوسیله فضای مناسبی برای انتشار مسایل وهنآمیز نسبت به پروردگار عالم، حضرت عیسی بن مریم و حتی خود حضرت مریم فراهم شد و بسیاری از مسایل مسیحیت را زیرسوال بردند. زمینه کامل مهیا شد. برای این که اولا مردم را نسبت به دین بیتفاوت کنند و در مرحله بعد آنها را بر علیه دین برانگیزانند. اگر به قانون اساسی اروپا که مبنای شکلگیری اتحادیه اروپا هم هست توجه کنید میبینید که تمام قیودات اخلاقی را از دست و پای مرد و زن اروپایی گشودهاند. مهذا در حال حاضر جامعه اروپا به سمت نوعی توحش و ضدیت با معنویت و خدا میرود و یک دست اهریمنی در کار است که از جوامع پیشرفته انسانی، جوامع دهشتآلود شیطانی درست کنند. حتی قواعد خانواده هم در بسیاری از کشورهای اروپایی مثل اتریش منحل شده و نهاد خانواده و ادامه حیات آن به طور جدی در معرض خطر قرار گرفته است.
البته در بلوک شرق هم، کمونیستها داعیه خدا ناباوری داشتند اما ضدیت آنها با خدا به کلی متفاوت است با ضدیت اروپاییها با خدا و به نظر من ضدیت اروپاییها خطرناکتر است. چون مارکسیسم فلسفهاش خدا را نمیپذیرفت ولی اروپاییها خدا را محدود میکنند، از تمام اضلاع و شئون زندگی بیرون میکنند.
* آیا نتایجی که از این لامذهبیها عاید غرب شده، خود یکی از علل مهم گرایش جوانان حقیقت طلب غربی به آیین مقدس اسلام نیست؟ سوالم از آن جهت است که به نظر من یک دلیل ارتکاب استکبار به جنایات موذیانه فرهنگی علیه دین اسلام، نظیر آنچه اخیرا روی داده است، احساس خطری است که آنها از رشد اسلامگرایی در بین جوانان غربی میکنند. نظر شما چیست؟
** بلی، شاید اسلام در اروپا به خاطر همین مسایل که عرض شد، در حال رشد چشمگیری است. به عنوان مثال از سال 1979 که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید تا الان، نزدیک به سه دهه است که سرعت اسلامگرایی بیشتر شده است. در همین فرانسه که حکومتش به شدت ادعای لائیزم دارد، میبینید که اقشار مختلف با چه رغبتی به اسلام مشرف میشوند. چندی پیش در همین مسجد بلال یک مهندس فرانسوی مسلمان شد.
در این حیث که اروپا وارد یک فضای لائیزم یا به قول خودشان "آزاد" که ما اسمش را میگذاریم "ولنگاری مطلق" میشود، یک مرتبه فریادی از کشورهای اسلامی بلند شده و دم از اسلام میزند که در راس آن نهضت عظیم عاشورا است. این اسلام همان اسلام ناب محمدی (ص) است؛ اسلام اعتراض؛ اسلام فریاد؛ اسلام ظلم و ستیز؛ اسلامی که برای آینده بشریت طرح دارد. اسلامی که سعی دارد تمام نیازمندیهای بشر را پاسخگو باشد. اسلامی که به مردم نوید طعم شیرین عدالت را در سایه توحید میدهد. اسلامی که با سرمایهداری و نظام طبقاتی سخت مبارزه میکند و برای همه مردم ارزش، عزت و عظمت قائل است.
چنین اسلامی خود به خود موقعیت پیدا میکند. چون ذات بشر اصلاحطلب و کمالجو است. لذا وقتی فریادی را میشنود که دم از اصلاح میزند، فطرتا به سویش متمایل میشود. انسان فی ذاته محرک و متحرک است. لذا وقتی با مکتبی برخورد میکند که او را به تحرک و تلاش فرا میخواند، تلاشی هدفمند و تضمین شده، از دل و جان به سوی او میشتابد. این که میگویم تضمین شده، حرف من نیست، حرف امیرالمومنین است در نهجالبلاغه که فرمود: "ذمتی قول رهینه و انا زعیم" مکاتب دیگر مثل همین مکتب مارکسیسم که در اول عرایضم اشاره کردم، تحرک داشتند اما ضمانت سعادت نداشتند.
* با تشکر از این که به سوال بنده به تفضیل پاسخ گفتند: اما باز به نظر من اگر بخواهیم دلایل ایجادی چنین عکسالعملهای منفعلانهای را از سوی غرب نسبت به اسلام عزیز به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم کنیم، فرمایشات قبلی شما ناظر به بخش دلایل درونی بود. خواهشم این است که در صورت ممکن قدری درباره دلایل بیرونی صحبت بفرمایید.
** اسلام امروز بسیار عزیز است. ما در اوضاع تاریخی بسیار مناسبی هستیم. نظر اسلام و رهبران اسلامی، اکنون برای سرنوشت منطقه و حتی مسایل جهان مهم و تاثیرگذار است. مخصوصا این که در رویدادهای سیاسی اخیر چه در ایران اسلامی، چه در فلسطین و چه در عراق موفقیت از آن حزبالله شد و البته اینها الطاف بیشائبه الهی هستند.
خب، استکبار جهانی از این وضعیت سخت عصبانی است. این پیروزیهای پی در پی به شدت خواب پوشالی استکبار را برآشفت و آنها را دچار دلهره کرد. حالا استکبار به این فکر میافتد که به گونهای انتقامگیری کند. این انتقالگیری در بدترین شکلهای عجولانه رخ میدهد. البته این حرکت اخیر روزنامههای اروپایی در جسارت به ساحت عظیمالشان پیامبر مکرم اسلام (ص) هم بعد انتقامگیری داشت و هم آزمونی بود برای غیرت دینی و همیت مذهبی جهان اسلام. آنها از شکستهایی که این روزها نصیب لابی صهیونیسم و استکبار جهانی شده به شدت ناراحتند و یکسری برنامههای طولانی مدت فرهنگی را پایهریزی کردهاند. این نهضت جدید فرهنگی را هم از مطبوعات شروع کردهاند.
* طی ماههای گذشته، بوش اعلام کرد که جنگهای صلیبی بار دیگر شروع میشود. ماهیت و شکل آنها جنگها نظامی بود. اما به نظر میرسد که سری جدید جنگهای صلیبی موردنظر رئیس جمهور آمریکا قالبی فرهنگی خواهد داشت. نظر شما در این باره چیست؟
** جنگ در دوران ما معنای حساستری پیدا کرده است. امروز جنگ به مفهوم دربر گیری آحاد بیشتری از انسانهاست. همه در پی این هستند که افکار عمومی را مطابق میل خودشان نظم دهند. استکبار ادوات بسیاری در جهت جذب افکار عمومی دارد. در برنامهسازی دست و بالش خیلی باز است و البته پایبند به هیچ قید اخلاقی هم نیست. استکبار جهانی تمام حواس خودش را متوجه یک هدف بسیار خطرناک کرده و آن زدودن غیرت دینی مردم است. اطلاعاتی که از اوضاع فرهنگی عراق، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان و عربستان در دست داریم حاکی از این واقعیت است. استکبار قصد دارد به مسلمین القا کند که اگر به پیامبر هم جسارتی شود، به قرآن هم اهانتی شد و... آب از آب تکان نمیخورد خلاصه میخواهد کمکم مسلمین را به جایی برساند که نسبت به دین و ارزشها و نهادهای دینی حالتی خشن پیدا کنند. الان در عراق شبکههای ماهوارهای زیادی فعالیت میکنند که به دست صهیونیستها اداره میشوند بنده خبر دارم که چندی پیش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، نامهای محرمانه به سازمانهای اطلاعاتی پاکستان و عربستان دادهاند با این مضمون که باید آیات مربوط به جهاد و شهادت، از کتب درسی دانشآموزان حذف شوند. آنها هم گردش کردهاند! بعد نامه دیگری آمده که اصلا عبارت "بسمالله" را از کتابها حذف کنید. این کار هم شده! به این حد هم قناعت نکردهاند و کتبا خواستهاند که هیچ آیهای از قرآن کریم در کتب نباشد، باز اطاعت شده است! استکبار دارد گام به گام پیشروی میکند چون از مفاهیمی نظیر جهاد و شهادت واقعا سیلی خورده و دارد همین الان هم میخورد.
* سپاه مسلمین در جبهه فرهنگی چگونه باید عمل کند؟
** یک واقعیت هست که آنها جنگافزار فرهنگی بیشتری نسبت به ما دارند. اما مشکل اصلی ما کمبود سخت افزار و نرم افزار نیست. مساله مهم این است که بسیاری از عناصر فرهنگی، متوجه این نیستند که ما در یک میدان جنگی هستیم و لذا اصلا آرایش جنگی ندارند.
متاسفانه آنها خیمههای خودشان را در کشورهای اسلامی برافراشتهاند و سرگرم یادگیری هستند. با کمال تاسف در کشور خود ما هم به جهت توجیه نبودن عناصر ایرانی بعضیها عملا آلت استکبار شدهاند. واقعا مایه تاسف است که کسی ایرانی باشد اما خودش را به صورت پلی برای عبور دشمن قرار دهد. جریانهایی که برای رسیدن به یک پیروزی محدود حاضرند سرمایه اصلی کشور را به خطر بیاندازند. بحث انرژی هستهای، یا بحث هتک حرمت مقدسات که دگر یک مساله ملی است، ربطی به جناح و حزب و گروه ندارد. هرکس دلش به حال ایران و اسلام میسوزد باید از این مسائل حمایت کند.
نکته بعد این که در جهت رسوا کردن دشمن یک سری عملیات منسجم و مبتنی بر اعتقادات صحیح انجام دهیم. در درجه اول، نیازمند انسجام هستیم و در اصول و روشهای نهایی مبارزه باید حرفمان با هم یکی باشد. مسایلی چون حفظ استقلال و تمامیت کشور جایگاه والای ولایت فقیه و تقویت نیروهای مقدم نظام و انقلاب و تضعیف نیروهای غیرانقلابی یک سری رویکردهای اساسی هستند که باید در این مواجهه فرهنگی داشته باشیم. اول باید مشترکات را با هم جمعبندی کنیم و سپس بلافاصله وارد عملیات شویم.
بحث دیگر تعمیق شناخت و معرفت دینی مردم است. شما این فریاد ما را به گوش همه برسانید. باید درباره کسی که امیرمومنان دربارهاش فرمود: "من یکی از بندگان محمد هستم" بسیار عمیق کار کرد.
اول نباید اجازه داد که چنین جسارتهایی صورت بگیرد. حالا که صورت گرفت. باید در مقابلش نیروهای وفادار و فرهنگی در جهت تعمق شخصیت رسول اسلام (ص) جدا فعالیت کنند. یعنی ارباب تبلیغ و مطبوعات، مداحان، اصحاب قلم، برنامهسازان و.... تماما تمرکز کنند بر شخصیت عصاره انسانیت یعنی نبی اعظم اسلام تا مردم هم متوجه شوند که اگر ما تا این اندازه نسبت به این حرکت دشمن حساس شدیم به چه دلیل است. دقیقا ما باید در جهت عکس دشمن حرکت کنیم. دشمن سعی دارد غیرت دینی را بزداید، پس ما باید در جهت تقویت آن حرکت کنیم. اساتید دانشگاه و دانشجویان عزیز و دلسوخته هم در این زمینه مسئولیت دارند و هم کار زیادی از دستشان برمیآید.
* با تشکر که وقت خود را به ما اختصاص دادید.
** من هم تشکر میکنم.