جفرام گوندزیک، رئیس مؤسسه مطالعات اقتصادی شرق آسیا
گروه اقتصاد: مقامات آمریکا در طی دو ماه گذشته مکررا بر حل مسأله هستهای ایران از راه دیپلماتیک تأکید کردهاند، اما آنها به جای تلاش دیپلماتیک برای انجام مذاکره و گفتگو با ایران تمامی انرژی خود را در جهت متقاعد کردن کشورهای جهان برای تحریم ایران متمرکز کردهاند.
اما با توجه به مخالفت روسیه و چین با هرگونه تحریم ایران باید گفت، تحریم احتمالی ایران شامل گروه کوچکی از متحدان آمریکا و در خارج از چارچوب سازمان ملل خواهد بود.
این نوع تحریم ایران بیش از آن که به ایران زیان وارد آورد به ضرر کشورهای تحریم کننده تمام خواهد شد. تاکنون تلاشهای آمریکا برای تصویب قطعنامه برپایه فصل هفتم منشور سازمان ملل ناکام مانده است و حتی اگر زمانی این قطعنامه نیز به تصویب برسد هیچ تأثیری در پیشبرد اهداف آمریکا علیه ایران نخواهد داشت.
تحریمهای احتمالی علیه ایران گزینههایی از جمله مسدود کردن داراییها، عدم پرداخت اعتبارات صادراتی و بستن حسابهای دولت ایران را در برخواهد گرفت. صادرات نفت ایران در این بین قرار نخواهد گرفت. ایران همچنان میتواند نفت خود را به فرانسه، انگلیس، آلمان و ژاپن صادر کند. البته مشکلی در این زمینه وجود دارد و آن این است که در صورت مسدود شدن داراییهای ایران در این کشورها در صورت قطع صادرات نفت ایران به این کشورها درآمدی عاید دولت ایران نمیشود و لذا دلیلی برای دولت ایران باقی نمیماند تا نفت خود را به کشورهای مذکور صادر کند.
لذا میتوان گفت هرگونه تحریم اقتصادی ایران چه در درون چارچوب سازمان ملل و چه خارج از آن منجر به کاهش صادرات نفت ایران خواهد شد و تنها مسأله این است که تا چه حد صادرات نفت ایران کاهش مییابد. مسلماً هرگونه قطع صادرات نفت ایران به اروپا ضرری را متوجه این کشور نمیکند، چرا که چین نیز یکی از واردکنندگان نفت ایران است و با توجه به مصرف روزافزون خود فرصت پیش آمده را غنیمت میسازد و مازاد نفت ایران را خریداری خواهد کرد.
بدین ترتیب، ایران میتواند منبعی مطمئنتر برای نفت تولیدی خود پیدا کند و با توجه به اثر روانی ناشی از تحریم ایران قیمتی بالاتر برای این ماده دریافت کند. گذشته از آن با کاهش 50 درصدی صادرات نفت ایران، از میزان عرضه جهانی نفت 3/1 میلیون بشکه در روز یعنی معادل 5/1 درصد کل عرضه جهانی نفت کاسته خواهد شد. با توجه به این که در حال حاضر عرضه نفت کمتر از تقاضا است و با توجه به عملکرد بازار نفت در طی سه سال گذشته میتوان پیشبینی کرد در صورت وقوع این پدیده (کاهش 50 درصدی صادرات ایران) قیمت جهانی نفت به 100 دلار در هر بشکه برسد و بدین ترتیب درآمدهای نفتی ایران بدون تغییر باقی میماند، ضمن آن که نفت کمتری از چاههای ایران خارج میشود.
اما تحریم ایران میتواند رشد اقتصادی ایران را کاهش دهد، اما رشد اقتصادی کشورهای دیگر بسیار بیشتر کاهش مییابد و این مسأله به ویژه برای دولت بوش زیانبار خواهد بود، چرا که انتخابات پارلمانی ماه نوامبر در این کشور در راه است و با کاهش رشد اقتصادی آمریکا در اثر تحریم ایران شکست جمهوریخواهان در انتخابات ماه نوامبر قطعی خواهد شد. این مسأله در مورد حزب کارگر انگلیس و دولتهای فرانسه، ژاپن و آلمان نیز صادق است.
بنابراین آنچه مسلم است در کوتاه مدت جنگ تحریمها به نفع ایران تمام خواهد شد. اما در درازمدت چطور؟ در درازمدت نیز ایران برنده جنگ تحریمها خواهد بود.