تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۲  ، 
کد خبر : ۹۶۱۴۰
نگاهی به جایگاه مشارکت عمومی مردم در حکومت اسلامی

مردم و حاکمان؛ کدام رابطه؟!

اکبر منفرد مقدمه: بحث پیرامون حکومت ومشارکت مردم در آن ، همواره در دو حوزه مطرح می شود: یکی از حیث مشروعیت حکومت که منبع مشروعیت ، صرفا جنبه ای وحیانی دارد و مردم دخالتی درآن ندارند و دیگر، از حیث تحقق حکومت. حوزه تحقق حکومت ، قلمرو و گستره دخالت و مشارکت مردم است که در آموزه های دینی هم بر آن تاکید فراوان شده است. اسلام همواره بر نقش و حضور فعال مردم در این زمینه جهت برپایی حکومت الهی تاکید داشته است و آن را در نظر داشته است. نوشته حاضر، بازخوانی تازه ای است از نقش مردم در تشکیل حکومت از منظر اسلام.

واژه مشارکت از جمله واژگانی است که تعاریف مختلفی پیرامون آن ارائه شده است. دایره المعارف بین المللی علوم اجتماعی ، مشارکت را این گونه تعریف نموده است : «مشارکت سیاسی فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیر مستقیم در سیاستگذاری عمومی است»
مشروعیت حکومت
ضرورت حکومت موضوعی است پذیرفته شده و با تشکیل حکومت اولین سوالی که مطرح می شود این است که چه دلیلی داریم بر این که مردم باید از این حکومت و کارگزاران آن تبعیت کنند؟ چه دلیلی بر حقانیت آنها وجود دارد؟ اصولا ملاک مشروعیت حکومت چیست؟
منبع مشروعیت در اسلام
برای تبیین این مساله باید قلمرو و گستره این دو موضوع را مشخص نمود. در مبانی دینی در دو قلمرو به تبیین مساله حکومت پرداخته شده: یکی مساله مشروعیت حکومت و دیگری مساله تحقق حکومت. هر یک از دو بحث در ظروف زمانی مختلفی بحث شده یکی زمان حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) دیگری زمان حضور امام معصوم (علیه السلام) و سپس در زمان غیبت.
آن چه مسلم است این است که بین مسلمانان هیچ اختلافی نیست که مشروعیت حکومت پیامبر(صلی الله علیه وآله) هیچ ارتباطی با نظر و خواست مردم نداشته ، بلکه مشروعیت آن صرفا از طرف خداوند بوده و خداوند شخصا و بدون آن که نظر مردم و تمایل آنها را خواسته باشد، همان گونه که آن حضرت را به پیامبری برگزید حق حکومت را به ایشان عطا فرموده است.
اما بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) بین شیعه تردیدی وجود ندارد که مشروعیت حکومت به نصب از طرف خداوند است و خداوند دوازده نفر را نصب و به پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور داده که آنها را به مردم معرفی کند.
اما در زمان غیبت اکثریت قریب به اتفاق فقهای شیعه بر این عقیده اند که مشروعیت حکومت مانند زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امام (علیه السلام) از طرف خداست ولی تحقق عینی و استقرار آن با پذیرش مردمی و اقبال عمومی است.بر این اساس منبع مشروعیت حکومت خداست و صرفا جنبه وحیانی دارد.
جایگاه مردم در حکومت اسلامی
ممکن است این سوال مطرح شود که اگر منبع مشروعیت در اسلام صرفا خداست، پس مردم در زمینه حکومت چه نقش و جایگاهی خواهند داشت؟
همان گونه که قبلا گفتیم بحث پیرامون حکومت در دو حوزه مطرح می شود: یکی از حیث مشروعیت حکومت که همان گونه که گفتیم منبع مشروعیت صرفا جنبه وحیانی دارد و مردم دخالتی نخواهند داشت و یکی هم از حیث تحقق حکومت.
این حوزه قلمرو و گستره دخالت و مشارکت مردم می باشد و در آموزه های دینی بر نقش و حضور فعال مردم در این زمینه جهت برپایی حکومت الهی تاکید فراوان شده است. قرآن کریم می فرماید: «خداوند به شما امر می کند که امانات را البته به صاحبانش باز دهید و چون حاکم بین مردم شوید به عدالت داوری کنید.»
در این آیه شریفه امانات جمع امانت است و به قرینه جمله «ان تحکموا بالعدل» مراد از آن اصل حکومت و حاکمیت است و ذات اقدس الهی مردم را به حضور و مشارکت فعلی جدی فراخوانده است.
در تفسیر مجمع البیان فرموده : «گفته شده در معنای این آیه چند قول است. ... دوم منظور از این آیه حکام می باشند که خداوند آنها را امر فرموده به رعایت حقوق مردم و این که آنها را به مسیری رهنمون شوند که موجب استواری دین آنها شود... بزرگان شیعه از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) روایت نموده اند که فرموده اند ذات اقدس الهی هر یک از ائمه (علیهم السلام) را امر نموده تا امر و امانت را به امام بعد از خویش تسلیم نمایند و آیه بعد که مردم را امر به اطاعت می فرماید همین معنی را تقویت می کند.
همان گونه که گفته شد این حوزه نیز می تواند در سه مقطع زمانی مورد بحث قرار گیرد یکی زمان حضور شخص پیامبر(صلی الله علیه وآله) که در این زمان ایشان مردم را به حضور و مشارکت جدی فرا می خواند و با تکیه بر همین نیروی مردمی دولت تشکیل داد و امت واحده ای به وجود آورد و »برای دولت تازه تاسیس خویش قانون اساسی تنظیم نمود که در تاریخ صحیفه نامیده شده است و روابط اجتماعی هر یک از مسلمانان و یهودیان ضمن 46ماده بیان شده است.»
دیگری زمان حضور امام معصوم (علیه السلام ) که هر کدام به نوبه خویش در این خصوص نقش داشتند مخصوصا علی (علیه السلام ) که مدتی عملا حکومت اسلامی تشکیل دادند ایشان ضمن کلامی بلند و پر معنی می فرمایند «کسی که مردم در اطاعت او نیستند حکومت ندارد».
یعنی تحقق حکومت و عینیت یافتن آن (نه مشروعیت آن) به واسطه مردم خواهد بود.همچنان که هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) قصد پذیرش دعوت اهل مدینه یا همان انصار را داشت این مساله را از طریق بیعت در عقبه دوم انجام داد که در آن حتی برخی زنان مسلمان نیز حضور داشتند.
یا صلح حدیبیه و همچنین بیعت رضوان که به امضای صلح با قریش منجر شد از طریق بیعت صورت گرفت که طی آن هزار و چهارصد نفر مرد زیر درختی در حدیبیه با پیامبر(صلی الله علیه وآله) بیعت نمودند که در راه دین وفاداری کنند قرآن کریم با اشاره به همین مطلب می فرماید: «ای رسول مومنانی که در حدیبیه با تو بیعت کردند به حقیقت با خدا بیعت کردند (چون تو خلیفه خدایی و همان دست تو) دست خداست بالای دست آنها پس از آنها هر که نقض بیعت کند بر زیان و هلاکت خویش به حقیقت اقدام کرده و هر که به عهدی که با خدا بسته است وفا کند به زودی خدا به او پاداش بزرگی عطا خواهد کرد.»
در آیه 18همین سوره نیز به این مساله اشاره شده است اصولا کارکرد اساسی و بسیار مهم بیعت با پیامبر(صلی الله علیه وآله) حل مشکلات اجتماعی و پیروزی مسلمانان در جنگها بود. در زمان غیبت نیز نقش مردم به این صورت تصور شود: که فقط یک نظریه صحیح است و آن اینکه اصل تشریع حکومت فقیه به نصب عام از طرف خدا و امام عصرعج ولی تعیین شخص فقیه و استقرار حکومتش بسته به رای مردم است.
زیرا همان گونه که گفتیم مردم همه مملوک خدایند و حکومت و حاکمیت لازمه اش تصرف در امور مردم است پس باید حاکم از طرف مالک حقیقی (خدا) ماذون باشد چرا که همچنان که کسی حق ندارد بدون اجازه دیگری در ملک او تصرف کند همچنان حق ندارد در ملک خدا بدون رضایت او دخالت کند پس ولایت از آن خداست و کسی حق عهده داری ولایت را بدون اذن خدا ندارد و براساس ادله فراوان، این اذن به پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) و سپس به فقیه جامع الشرایط داده شده است.
در آیه شریفه سوره احزاب خداوند پیامبر را از خود مومنین در شوون زندگی بر آنان مقدم می داند و نظر پیامبر را بر نظر مومنین مقدم می دارد؛ هنگامی که ولایت بر جان برای پیامبر و امام ثابت شده به طریق اولی بر اموال آنان نیز ثابت می شود «در تمامی امور دنیا و دین رسول خدا(صلی الله علیه وآله) اولی و اختیاردار است و این که گفتیم در تمامی امور دنیا و دین به خاطر اطلاقی است که در جمله النبی اولی بالمومنین... هست».
به طور کلی از منظر آیات قرآنی ، هدف ایجاد جامعه توحیدی است تا بستر مناسب جهت نیل به سعادت ابدی انسان ها فراهم شود و آن که در رسیدن به این هدف نقش اساسی دارد خود مردم می باشند و لذا قرآن کریم تمام توجه را به مردم مبذول داشته و آنها را به مشارکت در رسیدن به این هدف ترغیب می نماید در این خصوص می فرماید: «بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن این که دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید.»
مکانیزم مشارکت مردم
از مجموع مباحث قبل روشن شد که گستره مشارکت مردم صرفا در تحقق حکومت و عینیت یافتن حکومت است ، ولی در مشروعیت حکومت چه در زمان رسول الله (صلی الله علیه وآله) و چه ائمه اطهار(علیهم السلام) و چه در عصر غیبت نقشی نخواهند داشت.
با مراجعه به مبانی دینی در می یابیم که جهت مشارکت مردم مکانیزم خاصی پیش بینی شده که اولیای دین از این طریق مردم را به صحنه مسائل اجتماعی آورده یا بستر مناسب را برای حضور آنها فراهم می نمودند و امور اجتماعی را با نظرخواهی از آنان تنظیم می نمودند که معمولا راههای زیر بود:
بیعت
مفهوم بیعت از ریشه بیع به معنای فروش می باشد در آیه 111 سوره توبه این واژه به همین معنی استعمال شده است «بیعت پیمان فرمان برداری است مانند آن است که بیعت کننده نسبت به امیر (سر کرده) خود تعهدی می دهد تا مصلحت اندیشی درباره خود و شوون مسلمین را به او واگذار و با او درگیر نشود و در آن چه فرمان می دهد فرمان ببرد چه خوش آیند باشد یا ناخوش آیند و موقع بیعت دست خود را در دست امیر می گذارند مانند فروشنده و خریدار از این رو این گونه پیمان را بیعت نامیده اند که همانند معامله بیع انجام می گیرد همچنین مفهوم بیعت در عرف و لغت و شرع و نیز در مواردی که با پیامبر(صلی الله علیه وآله) بیعت انجام گرفته همین گونه بوده است».
بیعت ممکن است در زمان حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) و یا امام معصوم (علیه السلام) باشد در این صورت تنها نقش یک وظیفه و تکلیف شرعی در رابطه با فراهم ساختن امکانات لازم برای اولیای امور را ایفا خواهد کرد ولی در زعامت و رهبری و به عبارت دیگر مشروعیت حکومت نقشی نخواهد داشت و تنها در ایجاد توان و قدرت اجرایی برای رهبر قانونی شرعی نقش خواهد داشت به عبارت دیگر راهی است برای تحقق بخشیدن و عینیت دادن به حکومت مشروع و قانونی.
«ولی در زمان غیبت بیعت ممکن است دو کارکرد داشته باشد، اول شناسایی واجدین شرایط لازم جهت رهبری در سایه رهنمود عقل و شرع و دیگری انتخاب فرد اصلح و تعهد وفاداری نسبت به او و فراهم کردن امکانات لازم برای ایجاد توان و قدرت اجرایی دولت حاکم.»
به نظر می رسد مشارکت عمومی در عصر غیبت ضروری تر می باشد چرا که در عصر حضور پشتوانه رهبری مقام منیع عصمت است که حاکم را از هر گونه لغزش و خطا مصون می دارد و همین مایه اعتماد و اطمینان عمومی می شود و معنای آیه شریفه «اطیعواالله واطیعوا الرسول» و یا «ویسلموا تسلیما» تحقق پیدا می کند اما در عصر غیبت که رهبری غیر معصوم صرفا به خاطر عدالت شخصی پذیرفته می شود رهبری چگونه مورد اطمینان قرار می گیرد؟ این جاست که مشارکت در عصر غیبت ضروری تر به نظر می رسد.
امر به معروف و نهی از منکر
راهکار دیگری که در آموزه های اسلامی جهت تامین مشارکت عمومی پیش بینی شده امر به معروف یا نهی از منکر یا به عبارت دیگر نظارت و مسوولیت همگانی است این مساله بدان پایه از اهمیت است که جز اولین سفارشات قرآن کریم است.
در آموزه های اسلامی این وظیفه بر عهده شخص یا گروه خاصی نهاده نشده بلکه همه مردم مخاطب این سفارش مهم قرآنی اند از یک سو آحاد مردم نسبت به یکدیگر از دیگر سوی حکومت و کارگزاران نسبت به مردم و بالاخره از سوی دیگر توده مردم نسبت به حکومت و کارگزاران.
هیچ گاه نباید مردم نسبت به بی تفاوتی و انحراف کارگزاران نظام بی تفاوت باشند و لذا در آیات قرآن کریم به انجام این وظیفه مهم سفارش شده است؛ تا بدان پایه که انجام آن را نشانه دوستی و خیرخواهی افراد نسبت به یکدیگر دانسته است یا در جای دیگر رسما امر به اختصاص گروه ویژه ای جهت انجام این مهم می فرماید.
اصولا آیاتی که در این زمینه وجود دارد گاهی به پاییدن نفس شخص انسان به تنهایی امر می کند.
گاهی خود انسان و نزدیکانش و گاهی به پاییدن آحاد افراد جامعه که بارزترین آنها کارگزاران حکومتند تا ازاین طریق مردم بتوانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند همچنان که می فرماید: «باید از میان شما گروه و امتی باشند که به خیر و نیکی دعوت نمایند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند.»
یا در جای دیگر می فرماید: «و ما همچنان شما مسلمین را به آیین اسلام هدایت کردیم و به اخلاق معتدل و سیرت نیکوکار بیاراستیم تا گواه مردم باشید (و سرمشق درستی خلق) تا نیکی و درستی را سایر ملل از شما بیاموزند چنانکه پیغمبر را گواه شما کردیم تا شما از وی بیاموزید.»
خیرخواهی (نصح الائمه)
از دیگر راهکارهای تامین مشارکت عمومی خیرخواهی است که در قالب انتقاد دلسوزانه از کارگزاران نظام صورت می گیرد و در مبانی دینی تحت عنوان نصح الائمه مطرح شده.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: سه چیز است که طبیعتا هر مسلمانی از آن دریغ نمی کند اولا در کارهایی که انجام می دهد خدا را در نظر دارد ثانیا از هر گونه اندرز و انتقاد سازنده نسبت به اولیای امور دریغ نمیورزد ثالثا پیوسته خود را به انبوه مسلمانان پیوند می دهد.
طبیعی است که در جامعه ای که بین توده مردم و کارگزاران نظام رابطه ای عمیق و دوستانه حاکم است و کارگزاران در اندیشه و فکر امور مردم بودن را یک وظیفه شرعی و تکلیف الهی برای خود می دانند، جز صداقت و صمیمیت حاکم نخواهد بود و هر کس بدون ترس و دلهره موارد ضعف و کاستی ها را به اولیای امر تذکر خواهد داد و در نتیجه بستر مناسب جهت مشارکت عمومی فراهم خواهد شد و همین امر مورد نظر قرآن می باشد و لذا می فرماید:» و ما آینه دل های پاک آنها را از کدورت کینه و حسد و هر خلق ناپسند به کلی پاک و پاکیزه سازیم تا همه با هم برادر و دوستدار هم شوند و روبروی یکدیگر بر تخت عزت بنشینند.
«یا مانند آیات پیرامون امر به معروف و نهی از منکر که گفتیم بارزترین فرد آن امر به معروف و نهی از منکر نمودن کارگزاران نظام است و نصیحت و خیرخواهی کارگزاران و حاکمان بواسیطه مردم از این طریق اعمال می شود.
تامین حقوق عمومی و تساوی مردم
در قرآن کریم سخن از حقوق عمومی و تساوی مردم سخن به میان آمده است بدین معنا که اسلام دعوتی عام و همگانی دارد و همانند یهودیت منحصر به قبیله و نژادی خاص نیست تا مبادا هر کس به پشتوانه موقعیت اجتماعی یا خانوادگی خویش بهره ای بیشتر از بیت المال طلب کند بنابراین هر گونه عصبیت و باندبازی مردود است و همگان در جامعه برابر و مساویند.
در این خصوص می فرماید:ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید گرامی ترین شما در نزد خداوند با تقواترین شماست.
هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) پس از فتح مکه و پیروزی کامل اسلام تمامی قبایل عرب را فراخواند ضمن خطبه ای طولانی خطاب به آنان فرمود هر آینه خدای شما یکی است و همگی از یک پدرید.
امروز خداوند به برکت اسلام ننگ جاهلیت را که به پدران خود افتخار می کردید از شما پاک کرده و همه مردم همانند دندانه های شانه برابرند و کسی را بر کسی برتری نیست مگر به میزان تعهد و پای بندی که در راستای انسانیت دارد پس آیه فوق را تلاوت فرمود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات