رویداد اول
پیشنهاد مشوق با چشمها و گوشهای بسته
در پروسه شکلگیری رخدادهای مهم در چالش هستهای ایران و غرب باید دو عامل مؤثر را در تکوین پیشنهاد مشوقهای اروپا به عنوان نتیجه و باز خورد کنش و واکنش نیروها در عرصه معادله محاسبه قدرت و خلاقیت برای به کارگیری ابزارهای شکل دهنده بازی در نظر گرفت و آثار آنها را بر تحولات هستهای هفته اخیر مد نظر قرار داد.
آثار پنهان یک نامه
نامه محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران به همتای آمریکایی خود: اگرچه به ظاهر ارتباطی در محتوا با چالش هستهای میان ایران و ایالات متحده نداشت و سیاستمداران ارشد واشنگتن با برداشتی نادرست، ناشی از تفاوت بنیادی در ادبیات و فرهنگ سیاسی و تا حدی نیز هدفمند با اشاره به سطح این نامه که آثاری از تعامل در عرصه هستهای را دارا نبود، آن را نوشتهای فلسفی، تاریخی و فاقد ارزش دیپلماتیک در بحران یاد شده خواندند، اما گذشت تنها دو هفته از انتشار این نامه که به تصریح سخنگوی دولت ایران، دکترین جدیدی در ادبیات سیاسی و بینالمللی بود، تبعات و اثرات این نامه در عرصه دیپلماسی هستهای نیز نمایان شد و کاخ سفید را نیز در یک چالش بزرگ و فشار سیاسی مؤثر قرار داد.
تنگنایی که آمریکا و متحدان بر سر دو راهی مانده، آن را در مسیر چارهجویی دیپلماتیک برای خروج از فشار روانی و سیاسی افکار عمومی جهانی قرار داد تا تمامی خلاقیت خود را برای گریز از موقعیت کیش ایران در شطرنج هستهای برهاند و در نهایت، تنها راه بازگشت شاه مهره رقیب به خانه عقب بود.
تا آنجا که کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد، محمد البرادعی مدیر کل آژانس هستهای، برخی سران کشورهای غربی و بسیاری از سیاستمداران داخل ایالات متحده خواستار مذاکراه مستقیم آمریکا با ایران و چارهجویی دیپلماتیک برای حل مسأله و پرهیز از تنازع شدند.
اما آمریکا در این مسیر با دو راه مواجه بوده یا پذیرش مذاکره که در واقع تأیید تأثیر نامه رئیس جمهور ایران بود و یا رد کردن این ایده که کاخ سفید را در مظان اتهام خصومت سیاسی و در نتیجه شکسته شدن فضای روانی بینالمللی که با هزینههای گزاف طی ماهها علیه ایران ایجاد کرده بود، قرار میداد که در نهایت آمریکا را وادار میکرد، یک گام به عقب بردارد و چنین نیز شد. ایالات متحده از اتحادیه اروپا خواست، در دو هفته، بسته جدیدی از مشوقها را به ایران ارایه دهد تا به شکسته شدن بنبست حاصله (البته برای جبهه غربی) بینجامد. بازخورد دیپلماسی غیرمستقیم ایران و بازی ناشیانه جمهوری خواهان افراطی کاخ سفید را باید در اظهارات مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا پس از میهمانی بوش جستجو کرد و او تصمیمات واشنگتن درباره برنامه هستهای ایران را مبهم دانست و از بوش خواست که درباره موضعگیریهای خود در قبال تهران به طور کامل توضیح دهد و تصریح کرد: پاسخ به نامه احمدینژاد میتواند فرصتی برای توضیحات بیشتر در زمینه سیاستهای واشتگتن در قبال تهران باشد.
آلترناتیو شرقی
اما مؤلفه دوم در این معادله به شم قوی و مهارت دستگاه سیاست خارجی ایران در بازی با مهرههای پراکنده و آنچه برخی منتقدان آن را در دیپلماسی منطقهای نیمه پنهان میخوانند، باز میگردد که از قضا نشان دادند نه تنها بیاثر نیست که در طول زمان در اوج بحران، بسیار نیز کارگشا و ثمربخش است. سیاستی که آمریکا برای ترغیب اروپا به تکرار پیشنهاد مشوقها، وادار کرد؛ چرا که تأثیر این اقدامات ایران تا مرز درگیری شدید لفظی وزیر امور خارجه روسیه با کاندولیزا رایس در میهمانی شام در هتل والدورف نیویورک پیش گرفت و این جلسه را که قرار بود با مذاکرهای نیم ساعته پایان یابد به جلسه مشاجرهای دو ساعته تبدیل کرد. در تحلیل این رخداد البته باید چند عامل را مد نظر قرار داد و به آن توجه کرد. نخست، تشدید نگرانی کشورهای اروپایی از ورود و جولاندهی روسیه در ماجرای هستهای ایران که وجهه و پتانسیل اتحادیه روبه رشد و مدعی اروپا را با خاطرهای جدی مواجه میسازد.
دوم، ناهماهنگی ناشی از ناتوایی سیاست خارجی ایالات متحده در تنظیم استراتژی کلان خود در چند جبهه و اثبات این حقیقت که آمریکا به تنهایی قادر نیست همزمان در چند جبهه مختلف به رقابت بپردازد و امکانات لازم را برای تطمیع، ترغیب و توجیه دو عضو بزرگ و قدرتمند گروه پنج در کنار چالشهای مهمی که با چین و روسیه در عرصه اقتصاد و تجارت دارد، فراهم کند.
در نتیجه در پی اظهارات دیک چنی معاون بوش در لیتوانی در انتقاد و حمله به سیاستها و عملکرد روسیه آتش اختلاف در ضیافت شام رایس، شعلهور شد تا آنجا که داوروف در این جلسه با متهم کردن آمریکا به تلاش برای از بین بردن تلاشهای اروپا در حل بحران ایران تهدید کرد از حق وتوی خود در شورای امنیت استفاده میکند تا پیشنویس قطعنامه فرانسه، انگلیس و آمریکا برضد ایران رأی نیاورد. سوم، تأکید مکرر ایران برآمادگی برای از سرگیری مذاکرات هستهای با روسیه که موقعیتی وسوسهانگیز را برای سیاستمداران کرملین فراهم میآورد و چهارم، سطح بالای روابط اقتصادی و تجاری چین روسیه با ایران که موقعیت اقتصادی این دو کشور را در صورت اعمال تحریمها علیه ایران به مخاطره میاندازد.
به این مجموعه باید نگرانیهای روسیه از بسط حوزه نفوذ آمریکا که منطقه خاورمیانه، خلیج فارس و کشورهای حوزه دریای خزر را نیز افزود که حریم حوزه امنیتی روسیه را با تعرض مواجه کرده است. جمعبندی این فضا شرایطی را فراهم آورد که وزیر امور خارجه روسیه در بیان نتیجه جلسه هفته قبل وزرای خارجه گروه 1+5 تصریح کند: این گروه بنا دارد، برای حل مسأله هستهای ایران به طور مستقیم با تهران وارد مذاکراه شود و این تصمیم ایالات متحده آمریکا را نیز شامل خواهد شد.
بمب صوتی بزرگ برای طرحی با آینده آشکار فارغ از رخدادهای دیپلماتیکی که در هفته گذشته در اتحادیه اروپا برای پروراندن بسته جدید طی شد، کشورهای اروپایی، برنامه تبلیغاتی گستردهای را که بیشتر از به کارگیری فرمولهای پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی) یادآور شیوههای تجاری و بازرگانی است، با میدانداری خاورمیانه سولانا، مسؤول سیاست خارجی این اتحادیه آغاز کردهاند و هر روز بر حجم فضای این بالن تبلیغاتی که قرار است جمعه (فردا) بترکد، میافزاید: اما بیشک این بمب تبلیغاتی، نه ترکش و نه موج انفجار خواهد داشت و به نظر میرسد، باید آن را بمب مشقی تلقی کرد.
برای درک این تحلیل باید به تمایز میان بایگانی معانی و ارتباط آن با ادبیات سیاسی دو طرف پرونده توجه داشت، همان تفاوت معنایی که مانع از درک مفهوم و پیام نامه احمدینژاد به بوش شد.
در این سطح اما، جمع میان خواسته تهران و پیشنهاد اروپا ممکن به نظر نمیرسد و کلیدی که اروپاییها طراحی کردهاند با قفل پرونده هستهای ایران همخوان نیست و نخواهد توانست آن را باز کند. نکته حایز اهمیت اینکه طرف اروپایی به عنوان مدعی به دو پیش شرط ایران بعنوان رمز اصلی گشایش این قفل که در اختیار آنها گذاشته میشود، توجه کند. بنابراین در شرایطی که تهران به صراحت شرط موفقیت پیشنهاد تازه اروپا را تأیید و تمرکز برا اجرای ماده چهار NPT و تأیید و به رسمیت شناختن حق ایران در غنیسازی صنعتی عنوان میکند، طرفهای اروپایی بسته خود را حاوی طرحهای ترغیب کننده و وسوسهانگیز اقتصادی، سیاسی و امنیتی معرفی میکنند.
بیانیه این اتحادی نیز چهار روز قبل از ارایه طرح اصلی با وارد کردن اتهاماتی تکراری و فاقد مبنای حقوقی که موضعی غیر دوستانه در ادبیات دیپلماتیک و خلاف مسیر مصالحه تفسیر میشود با تکرار این الفاظ و حتی افزودن مسایل و اتهامات حاشیهای بیاساس همچون حقوق بشر قرار است زمینه ساز عرضه مشوقهای این قاره باشد. در چنین شرایطی نتیجه طبیعی کار غیرقابل پیشبینی نیست: «تکرار وضعیت ماه آگوست 2005» این در حالی است که آخرین خبرها از اختلاف نظر میان غربیها در خصوص محتوای بسته پیشنهادی و حتی احتمال تعویق ارایه آن پیشنهاد خبر میدهد. در هر صورت این گونه به نظر میرسد که اروپاییها از آب نباتی رنگین، سخن میگویند و مدعیاند که «نه» گفتن در برابر پیشنهاد آنها دشوار است اما به ازای آن، از ایرانیها جواهری را طلب میکنند که بالای سر آن تابلوی «فروشی نیست»، نصب شده است.
رویداد دوم
خبرگان سیاسی در تدارک انتخابات مجلس خبرگان
صفبندی و استقرار استحکامات سیاسی جریانها و احزاب مختلف سیاسی کشورها برای ورود به عرصه رقابت انتخابات مجلس خبرگان رهبری بویژه پس از اعلام زمان قطعی برگزاری آن (26 آبان ماه) با سرعتی بیش از آنچه انتظار میرفت، در حال انجام است دو طیف فراگیر عرصه سیاست کشور، جریان اصولگرا و اصلاح طلب نیز در این صفبندی حول دو جریان سیاسی روحانی کشور که هر یک دارای دو تشکل سازمانی و سیاسی است، قرار دارد. در یک سو جامع روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در طیف اصولگرا و در دیگر سو مجمع روحانیون مبارز و دیگری مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در طیف اصلاح طلب قرار دارند.
دیگر تشکلهای سیاسی و حزبی (غیرروحانی) کشور در این پروسه بنا بر ضرورت ناشی از ساختار و ترکیب مجلس خبرگان ناگزیر و منطقاً در بارگیری این دو جریان روحانی خود را سازماندهی میکنند و جالب آنکه توافق و همکاری آنها در سومین هفته از آغاز این جریان رو به نهایی شدن است.
مرز ائتلاف با تقابل و تفاهم
هفته گذشته، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز؛ یعنی غلامرضا مصباحی مقدم و از دیگر جناح، عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور سابق و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز اعلام کردند، فهرستهای انتخاباتی این دو تشکل (بهتر است بگوییم دو جناح) آماده شده و در حال نهایی شدن است.
در همین حال، جامعه روحانیت مبارز خود را متعهد به مشورت و هماهنگی با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دانست و مجمع روحانیون نیر اعلام کرد فهرست نامزدهای خود را با هماهنگی جامعه مدرسین تهیه کردهاند، اما مرحله حساس این تصمیمسازی در حوزه انتخابیه تهران قرار دارد که بنابر اخبار منتشر شده در طول هفته از جمله نهایی شدن فهرست نامزدهای جامعه مدرسین در همه استانها بجز تهران حاکی از اهمیت این گزینش در سایه تنازعات و رقابت سیاسی دو جناح است.
جامعه روحانیت مبارز، هاشمی را به دلیل اینکه از بنیانگذاران این تشکیل و عضو شورای مرکزی آن است از نامزدهای از پیش نهایی شده خود میداند و در این تصمیمسازی با هیچ اما و اگری مواجه نیست. اما آنچه این جریان را با چالشی تحریککننده مواجه میکند، جریانسازی و فضاسازی جناح رقیب با تمدید فضای انتخابات گذشته برای جلب نظر هاشمی و در صورت عدم توفیق حمایت آزاد و گنجاندن حساسترین نام در فهرست مورد حمایت خود است تا بدین طریق بتوانند شکافی را در میان جریان سنتی اصولگرایان و طیف آبادگران القا کنند. تا آنجا که یکی از نشریات شاخص جریان اصلاح طلب، حضور حسن روحانی در نشست هفته گذشته مجمع روحانیون را نشانهای از نزدیک شدن هاشمی به این جریان تفسیر کرد. تفسیری که رابطه منطقی آن نه تنها آشکار بلکه قابل درک هم نست. جبهه مشارکت نیز برای دامن زدن به این فضاسازی بیتوجه به تفاوت ساختاری و ماهیتی توزیع نیروها در این انتخابات، اعلام کرد در صورت حضور هاشمی در انتخابات این حزب از وی حمایت خواهد کرد.
جنگ رسانهای این جریان تا بدانجا پیش رفت که اظهارات سید محمد خاتمی درباره ضرورت حضور هاشمی در انتخابات خبرگان را مصادره به مطلوب کرده و آن را نقطه اوج همراهی اصلاحطلبان با هاشمی بنامند. بیآنکه به یاد آورند مشی خاتمی بویژه در دور دوم ریاست جمهوری وی، نقطه نزاع و محور خروج برخی از جریانهای تندرو اصلاح طلب از جبهه متحد اصلاحات و عامل ضربهپذیری ائتلاف آنان بود که منجر به ابراز تندترین نقدها از سوی این گروهها به خاتمی شد. بنابراین تلاش گروههای اصلاحطلب برای نزدیک شدن به هاشمی را باید تقلایی با جریان رقیب ارزیابی کرد، نه تفاهم با هاشمی.
در کنار این جریان اما اصلاحطلبان موج تبلیغاتی دیگری را هم مدیریت میکنند که متوجه دیگر چهره برجسته این عرصه یعنی مصباح یزدی است.
مصباح یزدی نیز به عنوان عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نیرویی مستقر در جایگاهی قوام یافته به شمار میرود که جریان اصولگرا قرار نیست هیچ فایلی را برای بحث درباره حضور او باز کند، اما جناح مقابل برای ضربه زدن به این وضعیت و شاید بهره برداری از قدری ناهماهنگی ملموس، اما قابل رفع میان دو جریان اصولگرا با خبرسازی درباره دیدگاه دو جریان سنتی و آبادگران این وضعیت را متزلزل نشان دهد.
اما فارغ از این جبههبندی، این نکته را در مورد هاشمی نباید از یاد برد که مشی معتدل او و توانایی ویژهاش در به کارگیری و هماهنگ سازی تمامی گرایشهای سیاسی در دو سوی عرصه سیاست کشور و نقشی که او در سه دهه گذشته ایفا کرده، وی را به واقع باید چهرهای فراجناحی خواند.
نظرگاهی متفاوت به درون
برخی تحلیلها از درون اصولگرایی در هفته اخیر نیز جالب توجه و شایان تأمل بود که خود بیانگر جایگاه فراجناحی هاشمی است.
مرتضی نبوی، قائم مقام دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین گفت که جریان سومی (مجمع روحانیون و جامعه روحانیت دو جریان دیگر هستند) میتواند شکل بگیرد که با محوریت هاشمی در حال بروز است. وی با اشاره به تاریخچه شکلگیری مجمع روحانیون از دل جامعه روحانیت مبارز و نبود امکان حذف هر یک از آنها از سوی دیگری افزود: هاشمی در هر مسئولیتی با رفتاری میانه از هر دو جریان سیاسی کشور استفاده کرده است. امیر محبیان، مؤسس حزب جدید نو اندیشان ایران اسلامی اما در اظهارنظری متفاوتتر از بقیه، با بیان اینکه جریانهای جدیدی در انتخابات خبرگان شکل میگیرند و ترکیب خبرگان را تغییر میدهند، گفت: البته برخی از روی کار آمدن این افراد احساس خطر میکنند و برخی آن را فرخنده میدانند. وی افزود: این گرایشهای جدید به آیةالله مصباح یزدی تمایل دارند و با توجه به نوع اختلافاتی که میان طرفداران ایشان با هاشمی دیده میشود، این تصور به وجود میآید که انتخابات خبرگان بصورت دوقطبی با محوریت طرفداران هاشمی و مصباح برگزار خواهد شد.
مهلت یک هفتهای به دولت
مهمترین و شاید غیرمنتظرهترین خبری که به شکلی ناباورانه بدون هر گونه زمینهسازی در حوزه اجرایی انتخابات البته در عرصه شوراها مطرح شد، اعلام مهلت یک هفتهای به دولت برای ارایه لایحه تغییر مرجع نظارت بر انتخابات شوراها از زبان محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی بود.
وی اعلام کرد که درغیر این صورت نمایندگان مجلس طرحی را در این باره ارایه خواهند داد. این تأکید در حالی صورت گرفت که لایحه اصلاح قانون انتخابات شوراها هنوز در کمیسیون سیاسی دولت در حال بررسی است و حتی به هیأت وزیران ارایه نشده است. از سوی دیگر سخنگوی دولت، در نشست هفتگی خود با بیان اینکه هیچ بحثی برای واگذاری مطلق نظارت انتخابات شوراها به شورای نگهبان در دولت مطرح نشده است و این تصمیمی نیست که در دولت اتخاذ شده باشد، بار دیگر بر موضع مخالف دولت که همسو با دیدگاه شورای نگهبان است و غلامحسین الهام نیز بعنوان یکی از شش حقوقدان در آن عضویت دارد، تأکید کرد. عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان نیز در گفتگو با خبرگزاری ایسنا، گفت: تا زمانی که مصوبه مجلس در این باره نرسد، نمیتوانیم نظر رسمی خود را اعلام کنیم. وی دوام نظر قبلی شورای نگهبان (در مخالفت با این جا به جایی) را به نوعی یادآوری کرد و افزود: در نهایت این جابهجایی نیازمند تأیید شورای نگهبان نیز هست و باید به موضع این شورا توجه کرد.
رویداد سوم
قتل عام اشرار دردارزین
هفتهای که به پایان رسید، با رویداد تلخی آغاز شد که در آن دوازده تن از مردم بیدفاع و شهروندان عادی توسط اشرار به شهادت رسیدند.
در این حادثه که شنبه شب در جاده کرمان-بم و در منطقه دارزین روی داد، اشرار مسلح خودروهای شماری از مردم عادی را در بیابان متوقف کرده و آنها را در کنار جاده رگبار بستند و به شهادت رساندند. تنها شاهد این حادثه نوجوان چهارده سالهای بود که از حادثه جان سالم به در برد.
با شنیدن این اتفاق که شباهت زیادی با حادثهای دیگر در منطقه تاسوکی سیستان و بلوچستان داشت، موجی از انتقاد و تا حدی آمیخته به عصبانیت ناشی از این خدشه احساسی را متوجه دستگاههای امنیتی از جمله وزارت کشور و نیروی انتظامی کرد. شماری از نمایندگان منطقه در مجلس بلافاصله از ارایه طرح استیضاح وزیر کشور سخن به میان آوردند و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز جلسهای ویژه را برای بررسی این حادثه تشکیل داد و هیأتی تشکیل داد و هیأتی را برای بررسی ابعاد این حادثه و عملکرد نیروی انتظامی به منطقه گسیل کرد. اما در این میان، همگان در دستگاهةای نظارتی و امنیتی بر یک نکته وحدت نظر داشتند؛ دخالت و حمایت دستهای بیگانه در این حادثه و کوتاهی و قصور دولت پاکستان به واسطه ایجاد حریمی امن برای اشرار .
علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز اعلام کرد، با اقداماتی که در بررسی بودجه داشتهایم، متأسفانه تخصیص بودجه مرتبط با بخش امنیتی هم در بخش بسیج و هم در بخش قرار گاه شرق کشور دچار کاستی شده که دولت باید آن را در قالب متمم اصلاح کند.
تندترین موضع گیری در این میان که با واکنشهای زیادی نیز مواجه شد و بیشتر از روی عصبانیت به نظر میرسید از سوی محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس که در مجلس هفتم از حوزه کرمان حضور داشت، ابراز شد.
باهنر در روز بعد از حادثه اظهار داشت: اگر نیروی انتظامی در کنترل حوزههای شرقی کشور ناتوان است، میتوانیم این امر را به نیروهای بسیج و سپاه واگذار کنیم. این اظهارات باهنر با واکنشهای مختلفی روبرو شد، اما یک روز پس از آن سخنگوی دولت از موضع رسمی قوه مجریه با تأکید بر اینکه نهادهای امنیتی وظایف خود را به طور معمول انجام میدهند و نیازی به بکارگیری نیروهای بسیج و سپاه در این زمینه احساس نمیشود، فقدان ارزش عملیاتی در این حادثه را یادآور شد. بدین معنا که این حمله تروریستی کور به مردم عادی در جادهای بیابانی و دور افتاده که میتوانسته توسط هر گروهی از اشرار انجام شود، به لحاظ اطلاعاتی و عملیاتی ارزشمند و هدفدار نیست. در همین حال نیروهای انتظامی با مسدود کردن معابر و مرزهای شرق و جنوب کشور و عملیات گسترده هوایی با کمک هوا نیروز به درگیری و شکار اشرار مسبب این حادثه کردند و در چند عملیات ده تن از آنها را به هلاکت رساندند.