اساتید علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران گردهم آمدند و درخصوص راههای برون رفت از بحران هستهای و تاثیر برقراری رابطه میان ایران و آمریکا سخنرانی کردند. آنها معتقد بودند مادامی که مشکلمان را با آمریکا حل و فصل نکنیم مسائل و مشکلاتمان پایان نمییابد.
اساتید دانشگاه تهران اعلام کردند که آمریکا به دنبال ایجاد ارکستری جهانی برای برخورد با ایران است و اروپا در گزینش میان ایران و آمریکا طرف آمریکا را میگیرد. ابراهیم متقی، استاد دانشگاه و رئیس گروه علومسیاسی دانشکده حقوق و علومسیاسی دانشگاه تهران با حضور در سمینار ایرن- آمریکا که صبح دیروز در محل دانشگاه تهران برگزار شد گفت: مهمترین مسالهای که فضای لازم را برای تحرک استراتژیک آمریکا فراهم میکند بیگانه شدن گروههای اجتماعی از حاکمیت است.
متقی گفت: ارتباط میان ایران و آمریکا تنها یک بعد ندارد که منتهی به پرونده هستهای شود؛ واقعیت این است که رفتار آمریکا در برخورد با کشورهای مختلف به ویژه کشورهای رادیکال با استناد به ادراک الگویی سهبعدی است. وی با بیان این که همواره مجموعههایی متعلق به گروههای اپوزیسیون به عنوان یک هدف سیاست خارجی آمریکا مطرح میشده است، افزود: آزادسازی آمریکا و ایجاد حکومتهای ملی و جدال آمریکاییها با اسپانیاییها عمدتا براساس فعالسازی گروههای اپوزیسیون بوده است. متقی اظهار داشت: نگاه آمریکا مبنی بر تغییر رژیم در چارچوب رفتار استراتژیک، ایران را محور شرارت میداند. وی ادامه داد: بیشترین بودجهای که از سوی نهادهای حکومتی آمریکا علیه ایران استفاده میشود علاوه بر سیا و شورای امنیت آمریکا در حوزه دیپلماسی عمومی وزارت امورخارجه آمریکا صرف میشود. وی با اشاره به تحولات و رفتوآمدهای اخیر در منطقه تاکید کرد: سفر رایس و رامسفلد به کشورهای منطقه و همچنین استقرار هواپیماهای B1 آمریکا در پایگاههای ترکیه نشان میدهد که فضای منطقه بودی باروت میدهد.
حسین حمیدینیا، استاد دانشگاه نیز در سمینار ایران- آمریکا که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار میشد در باره ژئوپلتیک خاورمیانه و طرح خاورمیانه بزرگ گفت: خاورمیانه امروز از یک طرف چین، روسیه، هند، اتحادیه اروپا، صحرای آفریقا و بخشی از شبه قاره که پاکستان را شامل میشود بهطور غیرمستقیم با آمریکا هم مرز است. وی طرح خاورمیانه بزرگ را از بعد زمان براساس استراتژی امنیت ملی آمریکا دانست و افزود: تا سال 2025 آمریکا باید به اهداف خود در منطقه دست یابد. حمیدینیا اهداف طرف خاورمیانه بزرگ را نفت، گسترش دموکراسی، حاکمیت و حل بحران نفوذ در خاورمیانه، سلاحهای کشتارجمعی، نقشه سیاسی خاورمیانه، سرزمینی کردن تهدیدات غیر سرزمینی و بررسی جهانی شدن دانست و افزود: این اهداف براساس یک سری فعل و انفعالات صورت گرفته است که پس از فروپاشی شوروی سابق تا حادثه 11 سپتامبر را در بر میگیرد.
داود هرمیداس باوند، استاد دانشگاه نیز در این سمینار اظهار داشت: یکی از نقاط تیرگی روابط ایران و آمریکا در طی تاریخ کودتای 28 مرداد است.
باوند با بیان اینکه کودتای 28 مرداد دگرگونی عمیقی را در بین اندیشمندان و نخبگان سیاسی ایران نسبت به آمریکا به وجود آورد گفت: رفتار مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی بود که آمریکاییها مانع این حرکت شدند. وی ادامه داد: آمریکاییها از همان ابتدا نظام بازدارنده محدود را در خاورمیانه در مقابل هرگونه نفوذ شوروی سابق مطرح کردند؛ چرا که این منطقه را دارای منافع حیاتی برای خود میدانستند.
باوند در ادامه اظهارات خود به هژمون بودن و توانایی بازدارندگی آن اشاره کرد و افزود: در شرایطی که تمام کنوانسیونهای امنتیی و تسلیحاتی از سوی قدرتهای بزرگ پایهریزی میشود نمیتوان انتظار معجزه را در این کنوانسیونها و قطعنامهها برای ایران داشت.
وی با اشاره به برخی اظهارات عدالتطلبانه از سوی ایران و یا برخی کشورهای دیگر گفت: در هیچ جایی از منشور مللمتحد به جز فصل شش واژه عدالت را نمیبینید. این منشور براساس واقعیتهای بینالمللی طراحی شده است.
باوند تأکید کرد: حتی کشورهایی چون چین و روسیه با ملاحظاتی نسبت به قدرت هژمون برخورد میکنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اقدام شورای امنیت برای تصویب قطعنامهای علیه ایران گفت: آنها سعی میکنند قطعنامهای شبیه قطعنامه اتحاد برای صلح را در صورت به توافق نرسیدن در شورای امنیت داشته باشند و اینگونه القا میکنند که ما تمام راههای قانونی را رفتیم؛ اما ایران تبعیت نکرد. هم چنین از این مسیر مساله یکجانبهگرایی و تک روی را در بین خود حل میکنند.
وی تاکید کرد: معتقدم راههای زیادی برای رسیدن به مصالحه وجود دارد. گفتگوی مستقیم ایران و آمریکا مهمترین پیشنهاد است. استاد علوم سیاسی دانشگاه سوربن فرانسه در این سمینار گفت: آمریکا به دنبال ایجاد ارکستری جهانی برای برخورد با ایران است و اروپا در گزینش میان ایران و آمریکا طرف آمریکا را میگیرد.
احمد نقیبزاده در رابطه با نقش میانجیگری اتحادیه اروپا در مساله هستهای ایران گفت: این مساله که چطور اروپا در مساله میان ایران- آمریکا طرف آمریکا را گرفته و ایران را رها کرده بحث توطئه مطرح نبود، بلکه حکایت از حقایق کاملا روشنی داشت. نقیبزاده با بیان این که بسیاری از تنشها میان ایران و غرب به دلیل تفاوت نوع نگاهها میباشد، گفت: در کنار این اشتراکات فاکتور دیگری به نام رقابت که جزو لاینفک اقتصاد سرمایهداری است و هم در حوزه سیاست هم در حوزه اقتصاد جریان دارد، باید نام برد. این استاد دانشگاه با بیان این که اروپا و آمریکا در جاهایی با یکدیگر اشتراک دارند و در جای دیگر رقابت تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران زمانی تلاش کرد از این رقابت استفاده کند، ولی غافل از این که نه ما و نه هیچ کشور جهان سومی دیگر نمیتواند از این رقابت به نفع خود سود ببرد، چرا که این کار توان میخواهد، عبدا... رمضانزاده استاد گروه روابط بینالملل دانشگاه تهران نیز در این سمینار پیرامون اوضاع کردستان عراق پس از حضور آمریکا و تاثیر آن بر کردهای منطقه گفت: موضوع بینالمللی شدن تنشهای قومی پس از دهه 1990 مطرح شده است که به لحاظ داخلی برای بسیاری از کشورها و نیز به لحاظ بینالمللی و منطقهای قابل توجه بوده است. وی با اشاره به این مطلب که از حدود 200 کشور دنیا 5 کشور همگن محسوب میشوند اظهار داشت: در بقیه جوامع ما چند قومیتی و چند پارگی را شاهد هستیم، وقتی که جامعه قومی بین چند کشور تقسیم میشود؛ باید دید که چه عواملی باعث میشود تحولات در یک پاره و یا یک قوم از این جامعه بر جوامع قومی دیگر در آن کشور و یا کشورهای دیگر تاثیر بگذارد.
رمضانزاده افزود: واقعیت تاریخ این است که گروه کردها یکی از گروههای باستانی هستند که وارد فلات ایران شده و از بنیانگذاران ایران باستان میباشند.
سخنگوی سابق دولت اظهار داشت: نوع نارضایتیهای کردها در هر جامعهای متفاوت است؛ در حالی که در ترکیه کردها به رسمیت شناخته نمیشوند و اساسا ماهیت به نام کرد در ترکیه حذف شده است در عراق زبان و هویت کردی به رسمیت شناخته شده است.
وی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه دولت آمریکا از عوامل دیگری است که بر چگونگی زندگی قومیتها در منطقه تاثیر گذاشته است، افزود: دولت آمریکا از اواسط دهه 90 با برقراری یک منطقه امنیتی توانست از کردها حمایت کند و در حال حاضر بزرگترین پشتیبان کردها در منطقه است قبل از حضور فعال آمریکاییها، اروپاییها از آنها حمایت میکردند. وی ادامه داد: اما نوع حمایت آمریکا نشان داد که از یک تصمیم جدید برای حمایت از این گروهها برخوردار است. این تصمیم این است که دلیلی برای یکپارچه شدن عراق وجود ندارد، نوع رفتار مقامات آمریکا نسبت به این منطقه و ایران نشان میدهد که راهحلی برای این مشکل وجود ندارد.