تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۷  ، 
کد خبر : ۹۶۱۹۴

تحزب و انتخابات


علیرضا صادقی سبزواری
برگزاری قریب‌الوقوع دو انتخابات مهم و سرنوشت ساز خبرگان و شوراها ازمهم‌ترین رویدادها و وقایع آتی کشور است که افکار و اذهان احزاب،گروه‌ها و فعالان سیاسی را به خود مشغول کرده است. گر چه بررسی ویژگی‌های هر کدام از این دو انتخابات بیانگر نوع مدل خاصی از دموکراسی است که ساختار جایگاه و روایت ذهنی آن با دیگری تفاوت اساسی و ماهوی دارد ولی جالب است که زمان برگزاری هر دو 24 آذر است. اگر دموکراسی را نوعی تعالی اجتماعی فرض کنیم که موقعیت شهروندان درابعاد مختلف سیاسی-اجتماعی فرهنگی و اقتصادی بهبود می‌یابد و فضای ترس وخشونت به مکانی برای مشارکت و رقابت تبدیل می‌شود می‌بایست علاوه بر بحث چرایی دموکراسی و ارتباط آن با ساختارها و نهادهای اجتماعی و مدنی بیش‌تر از چگونگی برگزاری آن یعنی روند اجرایی کردن آن نیز بحث و گفت وگو کنیم که این خود نیازمند تحلیلی خاص و جداگانه از فلسفه شکل‌گیری دموکراسی است که در این نوشتار نه مجال آن داریم و نه خیال آن. تحزب و انتخابات را علاوه بر این که می‌توان در چارچوب گفتمان ساختاری و نهادهای اجتماعی مدنی مورد مطالعه قرارداد همچنین می‌توان به عنوان محصول دموکراسی نیز مورد مداقه قرارداد. وی تصویر غالب ذهنی تحزب و انتخابات را از لوازم دموکراسی به شمار آورده در راستای عقلانیت ابزاری تفسیر می‌کنند. اما پرسشی مهمی که مطرح می‌شود و پاسخ گفتن به آن محتاج طرح چند مساله ظریف نظری است فواید یک انتخابات سالم حزبی در کشور چه می‌باشد. ‌ ‌ پرسشی که نه به تقدیر ارتباط دارد و نه به اسطوره پردازی، بلکه با گفتمانی فرهنگی و دموکراتیک مرتبط است. اگر به این ایده رایج که تا تک تک افراد جامعه دموکراتیک نشوند نمی‌توان به دموکراسی رسید را بپذیرم عملا از حوزه پراگماتیستی دموکراسی انتخابات و تحزب فاصله گرفتیم و به حوزه فلسفی و نظری نزدیک شده‌ایم در حالی که قرائت و برداشت از دو مقوله انتخابات و تحزب بیش از آن که نظری و فلسفی باشد اجرایی و کاربردی است که قالبی ابزار گرایانه برای استقرار دموکراسی دارند. بررسی حداقل صد سال اخیر تاریخ کشور نشان می‌دهد که تحزب و انتخابات واقعی که نوعی ساختار شکنی در سیاست قدرت ( توزیع و تقلیل و تعدیل) آن محسوب می‌گردد هنوز در مراحل آغازین و ابتدایی راه است و عملا عقلانیت انتخاباتی و حزبی که با اقدامی آگاهانه و موثر همراه است گامهای اول را برمی‌دارد . این ضعف تشکیلاتی که ریشه آن را نباید در ساختار حاکمیت بلکه در عرصه فرهنگ عمومی جستجو کرد به قدری در کشور نمایان است که حتی امروز با گذشت قریب یک قرن از عمر تحزب در کشور هنوز برخی از نخبگان و دولتمردان از این که عضوی گروه یا جریانات سیاسی شناسنامه‌دار معرفی شوند ابراز نگرانی می‌کنند. تجربه تاریخی دموکراسی لااقل در کشورهایی که از یک نظام دموکراتیک با ثباتی برخوردارند نشان می‌دهد. مدرنیته دموکراتیک علاوه بر اینکه شهروندان را به سوی یک فرض عقلانی و منطقی هدایت می‌کند که مردم نه به حکم ترس و اجبار حاکمیت بلکه بر مبنای رضایت درونی خود به دنبال تعیین سرنوشت خود هستند بلکه آن‌ها را برای اجرای و عملی کردن حقوق‌‌شان در ساختار نظام سیاسی به سوی یک انتخابات حزبی سوق می‌دهد. ‌ اگر بپذیرم برگزاری یک انتخابات سالم و منصفانه یک مکانیزم و متد اجرایی در فرایند منطقی جابجایی قدرت سیاسی به شکلی مسالمت‌آمیز و به دور از هرگونه خشونت و آشوب سیاسی است مسلما بر نقش یک انتخابات حزبی که مردم برای افزایش مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی نخبگان منتخب تاکید بیش‌تری می‌شود. تخرب به عنوان یکی از لوازم دمکراسی در قاموس سیاست و اجتماع، کارکردهای دارد که دیگر نهادهای مدنی و قانونی جامعه از عهده آن بر نمی‌آیند. اهمیت کارکرد حزبی علاوه بر اینکه روایتی روشنفکرانه دارد از یک روایت عمومی نیز برخوردار است. ‌ احزاب با برقرار کردن یک رابطه دو سویه و دو طرفه با حاکمیت و نظام سیاسی مستقر علاوه بر ثبات و سامان بخشیدن به آن، عاملی جدی برای تقویت وحدت،‌امنیت و منافع ملی هستند تخرب علاوه بر اینکه بسترسازی و آماده‌سازی جامعه برای مشارکت آگاهانه و هدفدار در فرایند توزیع و تعدیل قدرت سیاسی مداخله می‌کنند و با بالا بردن ظرفیت انتقادی جامعه از بنیادگرایی عقلی و دینی که روند تعامل و تعادل‌گرایی جامعه را کاهش می‌دهد ممانعت به عمل می‌آورد. آموزه‌های حزبی برای کسب و حفظ قدرت سیاسی گر چه محدودیت‌های را به اعضا تحمیل می‌کند ولی فرهنگ تعامل، و سازگاری و انعطاف‌پذیری را در شرایط سخت و بحرانی در وجود اعضاء نهادینه می‌کند که این مهم خود بسترساز سازش و آرامش ملی است. انباشت تجربه در کشورهایی که از یک نظام حزبی با ثبات‌تری برخود دارند نشان می‌دهد که ایجاد یکسری قواعد بازی پذیرفته شده رسمی تحت عنوان حزب که دارای یک ارگان رسمی و قالب‌بندی شده است در حوزه سیاستگذاری و اقدام و نظارت موثر از بی‌قاعدگی و نبودن آن است. بنابراین کسانی در جامعه تلاش می‌کنند مردم را نسبت به اهمیت تحزب و ارتباط تنگاتنگ آن با یک انتخاب واقعی و موثر بیگانه سازند علاوه بر اینکه به نوعی فریب عمومی دست زده‌اند در حقیقت خط بطلان بر تجارب کشورداری بشر زده‌اند.‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات