سیدمرتضی خلخالی / حقوقدان
بعثیهای عراق حدود 40 سال با مشت آهنین و بهراه انداختن سه جنگ منطقهای، قتل و برپایی گورهای جمعی بر این کشور حکومت کردند. پیروان حزب بعث بر کلیه دستگاههای دولتی، نظامی، سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی مسلط و اکثر مردم عراق دستشان از قدرت کوتاه و حتی بدون اعلام وفاداری به حزب بعث حق تحصیل در دانشگاهها را نداشتند. مراکز آموزش عالی که در مجموع جنبههای فنی، تکنولوژی و فنآوری روز را دنبال میکردند، در اختیار پیروان این حزب بود.
به دنبال سقوط حکومت بعثی و کوتاه شدن سلطه آنها در این کشور ثروتمند، انحلال حزب بعث از طریق تصویب پارلمان، انحلال ارتش و انحلال گارد ریاستجمهوری دستگاههای وحشتآفرین امنیتی و اخراج دیپلماتهای بعثی از وزارت امورخارجه و پاکسازی وزارت کشور و موسسات عالی از اعضا حزب بعث و بالاخره نفرت عمومی از پیروان این حزب، آنها را در برابر مرگ و زندگی قرار داد. بعثیها خانه و کاشانه خود را به پایگاه مبارزه و انبار انواع اسلحه مبدل ساختند و با سلفیها و القاعده همدست شدند و در ظاهر بهعنوان دفاع از کشور خود را در صف مقدم مبارزه با اشغالگران قرار دادند. در صورتی که کشتار مردم بیگناه اعم از زن و مرد و پیر و جوان و اطفال طی چهار سال گذشته به شدت تمام ادامه دادند که حاصل آن تا به امروز حدود 150 هزار نفر میباشد که 95 درصد آنان از شیعیان و پیروان اهل سنت هستند که در زمان قدرت صدام حسین بهرهای از بعثیها ندیدند. بعثیها ابتدا دو راه بیشتر در پیش نداشتند: 1- اعدام و مصادره اموال و اخراج از کلیه دستگاه های دولتی 2- مبارزه با اکثریت مردم که به قدرت رسیدند. راه دوم را که فکر میکردند به صواب نزدیک است بهعنوان جنگ با کفار و اشغالگران آغاز کردند و در این رهگذر از حمایت کشورهای عربی که از حکومت جدید و به قدرت رسیدن شیعیان و کردها ناراضی هستند و بهطور کلی این حکومت با منافع آنها با شرایط و وضعتی که دارند وفق نمیدهد و چنانچه دو قدرت ایران و عراق و احتمالا سوریه متحد شوند، منطقه و نظامهای سیاسی مخالف به قدرت رسیدن اکثریت در عراق دچار تزلزل و مخاطره خواهند شد. طی چهار سال گذشته نیروهای اشغالگر که طبق موازین بینالمللی باید امنیت، خدمات و بهداشت این کشور را تامین کنند، همواره به غارت نفت و اتهام به کشورهای همجوار مبنی بر دخالت در امور داخلی عراق کار دیگری پیش رو ندارند و به هیچ وجه برای خروج از عراق و سر و سامان دادن به اوضاع داخلی این کشور اهتمام نمیورزند. کسینجر وزیر اسبق خارجه آمریکا که یهودیالاصل است، میگوید: آمریکا فقط در مناطقی که بحرانی و ناآرام است حضور مییابد. انحلال حزب بعث عراق که عملکرد دهشتبار و هولناکی طی 40 سال گذشته داشته بر همسایه این کشور که شاخه دیگر حزب بعث یعنی سوریه بر آن حاکم است بیتاثیر نبوده است. هرچند دو شاخه حزب بعث هیچگاه روابط حسنهای نداشتند و پس از 28 سال قطع روابط سیاسی در تاریخ 19/9/85 مجددا سفارتخانه دو کشور در بغداد و دمشق افتتاح گردید (امری که جمهوری اسلامی ایران نقش اساسی داشت.) دو کشور عراق و سوریه در دوران حکومت بعث در عراق اختلافات عمدهای داشتهاند که اهم آنها:
1- اختلافات عقیدتی حزبی.
2- ادعای رهبری حزب بعث در جهان عرب. عراق بهدلیل ثروت و جمعیت و قدرت برتر. سوریه بهخاطر اینکه حزب بعث اساسا در سوریه متولد و بنیانگذار آن میشل عفلق بود.
3- پناهندگی رهبران بعثی سوریه به عراق منجمله بنیانگذار حزب که بعدها غیابا در سوریه به اتهام خیانت به آرمان حزب بعث محکوم به اعدام شد. در عراق وی حرمت خاصی داشت و بهعنوان پدر امت ملقب گردید و حتی در مراسم رسمی و حزبی پیشاپیش صدام حسین حرکت میکرد. عفلق بارها سوریها را بهخاطر شکست 1967 ژوئن مورد سرزنش قرار داده بود و از رهبری عراق بر جهان عرب سخن میراند.
4- اختلاف در مورد مسایل خاورمیانه و بهخصوص مساله فلسطین. 5- سوریها، موافقتنامه 1975 م الجزایر بین ایران و عراق را، بهعنوان خیانت به اعراب و صدام حسین را بهخاطر امضا آن مورد سرزنش قرار میدادند.
6- مواضع دوگانه عراق و سوریه در لبنان.
7- مخالفت سوریه با سرکوب و کشتار شیعیان و اکراد توسط عراقیهای بعثی حاکم بر این کشور.
8- رفتار تبعیضآمیز حزب بعث با ایرانیان در عراق و هتک و آزار و اذیت و کشتار آنها توسط عوامل صدام حسین.
9- تجاوز به خاک ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و حمایت اکثریت کشورهای عربی از عراق از نظر مادی و معنوی و مخالف سوریه با این تجاوز و حمایت از ایران.
10- تجاوز به خاک کویت و قرار گرفتن نیروهای نظامی سوریه در این جنگ علیه عراق.
11- بالاخره سقوط نظام بعثی در عراق و به قدرت رسیدن شیعیان واکراد که اکثریت بودند.
12- عراقیها مدعی هستند، که عدهای از رهبران سیاسی و نظامی و امنیتی حزب بعث ساقط شده در سوریه بهسر میبرند و دست از فعالیت علیه حکومت عراق برنمیدارند و از طرفی تروریستها از خاک این کشور بهعراق رخنه کرده و به کشتار مردم و ارتش و پلیس نوپای عراق میپردازند. سوریها منکر این اتهام هستند.
13- عدهای از روسای عشایر و قبایل عراقی که در شهرهای فلوجه، رمادی، موصل و دیالی بهسر میبرند و با شیعیان در ستیزند و مورد حمایت صدام حسین بودهاند، اکنون به حمایت سوریه متکی شدهاند. جمهوری اسلامی ایران و سوریه مصمم هستند که با همکاری، ناامنیها و کشتار مردم بیگناه عراق که حاصل حضور اشغالگران و برخی از کشورهای عربی است پایان دهند. آمریکا و سایر دول ائتلاف احتمالا از استقرار آرامش در عراق منتفع نخواهد شد. تروریستها، بعثیها و سلفیها هرچند مدام حضور نیروهای ائتلاف را بهانه قرار میدهند ولی عملا در شهرهای عراق و بقاع متبرکه دست به کشتار و تخریب میزنند و رسما اعلام میدارند که نابودی و انهدام مراکز متبرکه ائمه معصومین را در دستور کار تخریبی خود قرار داده و قتل مراجع تقلید شیعه را تجویز نمودهاند. سوریها بر این باورند که انحلال حزب بعث و اخراج بعثیها از کلیه ارکان دولتی تبعات منفی برای استقرار حکومت دربر داشته و عکسالعمل آنان در عراق را که بسیار هولناک و خونبار است برای دفاع از خود میدانند. با انحلال حزب بعث عراق و برملا ساختن جنایات هولناک آنان در این کشور، تبعات سوئی در سوریه و سایر کشورهای عربی که حزب بعث فعالیت دارد مانند اردن، لبنان، یمن، سودان، موریتانی و مصر داشته است. عملکرد حزب بعث در سوریه و عراق طی 4 دهه گذشته بنا به دلایل زیر متفاوت بوده است:
- حزب بعث در سوریه سرکوبگر نبوده و در برابر اکثریت مردم این کشور که از غیر علویان هستند رفتار نمیکند.
- همیشه در برابر رژیم اشغالگر در صف مقدم ودر جنگ 1967 م جنگی تمام عیار را برای دفاع از فلسطین به راه انداخت.
- رهبران مهم حزب بعث سوریه از علویان هستند و خود را شاخهای از تشیع میداند و همواره بهترین روابط را با جمهوری اسلامی ایران داشتهاند و هیچگاه با نظام گذشته ایران نیز خصومت و عداوت نمیورزیدند. علویان به اهل بیت علاقمند و به بقاع متبرکه که در این کشور منبع درآمد است با احترام رفتار مینمایند.
- سوری ها یگانه کشور در میان 22 کشور عربی بودند که در جنگ تحمیلی علیه صدام حسین وحزب بعث عراق موضع گرفتند. مرحوم حافظ اسد شخصا علاقه خاصی به جمهوری اسلامی ایران داشت و فرزند وی نیز سیاست پدر را هنوز تداوم و استمرار میبخشد. -سیاست ایران و سوریه در مورد لبنان، مساله فلسطین و آمریکا تقریبا مشابه و هماهنگ است. هر چند دو کشور ایران و سوریه از زمان سقوط صدام حسین وانحلال قانونی حزب بعث در عراق سیاستی متفاوت دارند، ایران از سقوط صدام حسین و انحلال حزب بعث و تایید کامل دولت عراق استقبال و از آن حمایت کرده است و مظهر بارز آن سفر مکرر مقامات عالیرتبه عراق به ایران و گسترش روابط در تمامی زمینهها میباشد. چنانچه ارتش و پلیس عراق در نتیجه مسایل امنیتی توانایی مقابله با تروریستها را پیدا کنند و حاکمیت آنها در سراسر خاک عراق و استقرار یابد سه کشور یعنی ایران، عراق سوریه و پس از خاتمه اشغال این کشور، میتوان آینده عراق را روشن و امیدوارکننده دانست. البته عراقی ها نیک میدانند که فقط دوستی و برادری با ایران و سوریه به طور اساسی کلیه مسایل داخلی آنها را حل نخواهد کرد، لذا کلیه دول همجوار عراق باید با این کشور روابط دوستانه برقرار کند و مطمئن شوند که به قدرت رسیدن اکثریت مردم عراق هیچ خطر برای نظامهای سیاسی آنها ندارد و طبیعی است، همکاری نزدیک سه کشور ایران،عراق و سوریه و اضافه شدن کویت، اردن و عربستان سعودی، ثبات و آرامش و آسایش ملت ستمدیده عراق را به همراه خواهد داشت. سوریه نیز آگاه است که انحلال حزب بعث در عراق، خطری برای حزب بعث سوریه به همراه نخواهد داشت چون عملکرد سوریه در داخل و خارج این کشور به خصوص دوستی با تمامی دول عربی ممتاز و دو حزب را از یکدیگر متمایز نموده و امروز روز، حزب کمونیست روسیه منحل و نظام شوروی پاشیده شده ولی حزب کمونیست در چین، کره شمالی، کوبا و آلبانی هنوز حاکم است.