حشمتالله فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
سفر آنگلا مرکل صدراعظم آلمان به آمریکا، بار دیگر مورد توجه رسانههای بینالمللی قرار گرفته و این بیشتر به دلیل آن است که وی در نزدیک به 7 ماه پس از انتخاب خود، برای دومین بار است که به آمریکا سفر میکند؛ آن هم در شرایطی که بحثهای زیادی پیرامون پرونده هستهای ایران و مسایل حاشیهای آن مطرح است. ارتباطهای ویژه آمریکا با دولت آلمان با این هدف صورت میگیرد که در پرونده هستهای ایران همراهی بیشتر این کشور را جذب کند، بویژه این که آلمان همواره جزو یک یا دو کشوری بوده که بیشترین معادلات تجاری را با ایران داشته و اگر احیاناً موضوع تحریم ایران مطرح شود، آمریکاییها برای شکلگیری ائتلافی جدا از شورای امنیت، به آن نیاز دارند.
پیشبینی آمریکاییها این است که تحریم فراگیر ایران پاسخگو نباشد، چون احتمال اینکه کشورهایی مثل چین و روسیه رأی ممتنعی برای تحریم ایران داشته باشند بسیار زیاد است؛ یعنی عملاً تحریم را انجام ندهند. به علاوه اینکه ایران با 14 کشور دنیا دارای مرز است و همین موضوع نیز احتمال تحریم آن را با مشکل مواجه میکند.
آمریکاییها سعی میکنند در تحریم ایران همراهی کامل اتحادیه اروپا را با خودشان داشته باشند. به همین دلیل، در این اتحادیه روی آلمان حتی بیش از فرانسه حساب باز کرده و سعی میکنند مواضع این کشور را در تحریم ایران و پیشبرد سیاستهای دیگر در قبال جمهوری اسلامی، به انگلستان نزدیک کنند.
در نشست 1+5 هم با وجود اینکه عملاً نقشی برای آلمان نباید قایل شد و مذاکرات کشورهای اروپایی در مورد ما به پایان رسیده، باز هم آمریکاییها در مطرح شدن نام آلمان در کنار فشار شورای امنیت، صاحب نقش هستند.
از آن سو، آلمانها نیز از این میدانی که یافتهاند خوشحالند، چون در رقابت برای عضویت دایم در شورای امنیت سازمان ملل متحد، میتوانند از آن به عنوان یک ابزار تسهیلکننده استفاده کنند. اما اینکه برخلاف روند کلی سیاستهای اروپا گام برمیدارند، انتقادهایی را در داخل آلمان به دنبال داشته است. به هر حال، چند کشور اروپایی اکنون ظلم بزرگی را حتی به شرکتهای اروپایی روا میدارند.
آمریکاییها از سال 1995 میلادی با تصویب قوانین تحریمی، سعی کردند تحریم ایران را فراگیر کنند. این موارد مثل قانون «هلمزبرتون» و بعد «داماتو» قوانینی بودند که در آمریکا به تصویب رسید، منتهی آنها اهمیت فرامرزی برای آن قایل شدند تا کشورهای دیگر هم ایران را تحریم کنند؛ ولی شرکتهای اروپایی به این قوانین نپیوستند و همواره دولتمردان آمریکایی زیر این فشار بودند که قوانین تحریم ایران در واقع قانونهای تحریم شرکتهای آمریکایی بوده و در عوض بهترین مجال برای توسعه روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با ایران پیش آمده است.
الان آمریکاییها با زیرکی خاص سعی میکنند با آوردن بحث هستهای ایران به شورای امنیت و مطرح کردن موضوع تحریم ایران، از یک قانون فرامرزی آمریکا به یک قانون ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد برسند و کشورهای اروپایی را نیز با خود همراه کنند.
لذا باید سفر خانم مرکل را بازی وی در جهت سیاست دلخواه آمریکا ارزیابی کرد.