تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۹۶۲۲۵

مغز متفکر لاریجانی‌ها

عباس پازوکی اشاره: مطابق معمول روزهای پنج‌شنبه، به نقد و بررسی عملکرد و مواضع چهره‌های خبرساز سیاسی هفته می‌پردازیم. مرد خبرساز این هفته صفحه سیاسی کسی است که از او به عنوان مذاکره‌کننده احتمالی ایران و آمریکا نام برده می‌شود یعنی محمدجواد لاریجانی. شاید کسانی که در طول هفته گذشته اخبار سیاسی مطبوعات را پیگیری کرده‌اند، زیاد نام محمدجواد لاریجانی را مشاهده نکرده باشند. اما به نظر می‌رسد که این روزها خبری مهمتر از مذاکرات ایران و آمریکا در مطبوعات منتشر نشده باشد. هرچند این اخبار جسته و گریخته و بعضاً غیررسمی و یا از طریق رسانه‌های غربی و منطقه‌ای بوده است اما به هر حال اینکه چه کسی طراح این ایده است و چه کسی قرار است پس از 27 سال پشت میز مذاکره با آمریکائی‌ها بنشیند، از اهمیت زیادی برخوردار است.

 عباس پازوکی، abaspazook@yahoo.com
محمدجواد اردشیر لاریجانی فرزند آیت‌االله میرزاهاشم آملی از مراجع تقلید و روحانیون مشهور نجف و قم است. او برادرانی دارد که همگی آنها مشهور و بانفوذند. حجت‌الاسلام صادق لاریجانی عضو فقهای شورای نگهبان، علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و دکتر باقر لاریجانی که برخلاف سایر برادرانش در زمینه فلسفه مطالعه قابل توجهی نداشته، به تحصیل در رشته پزشکی پرداخته و از مسئولان وزارت بهداشت درمان و‌ آموزش پزشکی است. گفته می‌شود مغز متفکر برادران لاریجانی کسی نیست جز محمدجواد اردشیر لاریجانی.
دیپلمات لاریجانی‌ها
پیش از آنکه در سال 1371 علی لاریجانی بر کرسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زند، این محمدجواد لاریجانی بود که به دلیل حضور در وزارت‌خانه و معاونت علی‌اکبر ولایتی وزیر وقت خارجه، دارای شهرت بود. محمدجواد پس از وزارت خارجه نیز به عنوان عضو ارشد کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجالس چهارم و پنجم در بسیاری از مذاکرات خارجی شرکت کرد و اظهارنظرهای او در مورد روابط بین‌الملل از او، چهره یک دیپلمات را به نمایش گذارد.
پس از آنکه علی لاریجانی از وزارت ارشاد روانه صداوسیما شد تا کلید دفتر ریاست بزرگترین رسانه جمهوری اسلامی را از محمد هاشمی تحویل بگیرد، محمدجواد لاریجانی تبدیل به پای ثابت میزگردهای کارشناسی شبکه‌های سیمای جمهوری اسلامی شد. تقریباًدر اکثر برنامه‌هایی که با موضوع روابط بین‌الملل تهیه می‌شد محمدجواد لاریجانی حضور داشت.
بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی اعتقاد داشتند در صورتی که جناح محافظه‌کار بتواند در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری علی‌اکبر ناطق نوری را روانه کاخ ریاست جمهوری کند، علی‌اکبر ولایتی بازنشسته خواهد شد و سکان هدایت دستگاه دیپلماسی ایران به دست محمدجواد لاریجانی خواهد افتاد. چرا که به نظر می‌رسید محافظه‌کاران چندان هم به تخصص و رشته تحصیلی افراد در سپردن پست به آنها اهمیت نمی‌دهند و اینکه محمدجواد لاریجانی در رشته فیزیک تحصیل کرده مانع از انتخاب وی به عنوان وزیر خارجه نمی‌شود. کمااینکه علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه 16 سال گذشته دولتهای جمهوری اسلامی هم متخصص اطفال بود.
انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری
پس از آنکه سیدمحمد خاتمی وزیر مستعفی فرهنگ و ارشاد دولت هاشمی و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز قبول کرد وارد مبارزات انتخاباتی هفتمین دوره ریاست جمهوری شود، مردم ایران یکی از داغ‌ترین رقابت‌های سیاسی سالهای پس از انقلاب را تجربه کردند. رقابت میان جناحی که تصمیم داشت با کنار رفتن هاشمی رفسنجانی، عنان دولت را در دست بگیرد و برای اولین بار حاکمیت یکپارچه محافظه‌کاران را به نمایش گذارد و جناح دیگری که از انتخابات بحث‌برانگیز مجلس چهارم در اعتراض به رفتارهای شورای نگهبان، از کلیه مناصب حکومتی کناره‌گیری کرده بود و به نوعی قهر سیاسی را تجربه می‌کرد.
رقابت شدید انتخاباتی میان سیدمحمد خاتمی و علی‌اکبر ناطق نوری سبب شد که هیچ یک از دو جناح از پیروزی خود مطمئن نباشند و تصمیم بگیرند از تمام ابزارهای موجود برای غلبه بر رقیب بهره گیرند. اما نظر‌سنجی‌ها نشان می‌داد سیدمحمد خاتمی در حال پیشی‌گرفتن از رقیب بانفوذ خود است.
لذا گروههای مختلف جناح محافظه‌کار همه تلاش خود را برای پیش انداختن ناطق نوری به کار بردند. در این میان برخی گروههای تندرو و با انتشار شب نامه به تخریب خاتمی پرداختند و برخی دیگر هم...
مذاکره در انگلیس
اما وظیفه محمدجواد لاریجانی چه بود؟ او تنها چند ماه با کرسی وزارت خارجه فاصله داشت و باید تمام تلاش خود را به کار می‌برد. شاید هم مسئولیتی در زمینه مساعد کردن شرایط بین‌المللی به لاریجانی سپرده شده بود. به هر حال او رهسپار لندن، پایتخت انگلستان شد. کشوری که از دیدگاه برخی ایرانیان در طول قرون اخیر خسارات زیادی به ملت ایران وارد کرده است و مظهر مکر و حیله است. شاید همین تصور از انگلستان بود که سفر محمد لاریجانی به لندن در آستانه انتخابات ریاست جمهوری را با حساسیت دوچندان مواجه کرد.
هرچند محمودجواد لاریجانی ادعا کرد در این سفر به دنبال کارهای شخصی خود و در رابطه با بیماری فرزندش بوده است اما انتشار مذاکرات محرمانه وی با نیک براون که یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه انگلیس بود، سبب شد حرف و حدیثهای بسیاری پیرامون این مذاکرات در سطح جامعه مطرح شود.
روزنامه "سلام" و نشریه "عصر ما" که تنها تریبونهای جناح چپ محسوب می‌شدند دست به افشاگری‌های گسترده‌ای در زمینه مذاکرات محمدجواد لاریجانی با نیک براون زدند. برخی از فعالان سیاسی جناح چپ نیز در سخنرانی‌های خود بویژه در دانشگاه‌ها به شدت بر لاریجانی تاختند. وی از جانب هواداران خاتمی متهم شده بود که برای پیروزی نامزد موردنظرش دست به دامان انگلیسی‌ها شده است. مطابق متن‌هایی که به گفته چپ‌ها، از وزارت خارجه دریافت شده بود، لاریجانی در مورد آنچه که تندروی جناح چپ می‌خواند، مسائلی را مطرح کرده بود. وی در مورد احتمال پیروزی چپ‌ها به انگلیسی‌ها هشدار داده بود و...
این در حالی بود که جناح محافظه‌کار، سیدمحمد خاتمی و هوادارانش را به غربزدگی و وابستگی به محافل بیگانه متهم می‌کرد و در برخی شب‌نامه‌ها بدترین عناوین ممکن را به خاتمی نسبت داده بودند. آنها خود را مدافع راستین ارزشها معرفی می‌کردند و از مردم می‌خواستند به کسی رأی دهند که از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مورد تأیید باشد. اما انتشار متن‌های منسوب به مذاکره لاریجانی با نیک براون، جناح محافظه‌کار را در حالت انفعال بی‌سابقه‌ای قرار داد.
سکوت پس از مذاکره
انتشار مذاکرات محرمانه با انگلیسی‌ها، محمدجواد لاریجانی را برای مدتی تبدیل به موضوع روز محافل سیاسی و دانشجویی کرده بود. بسیاری پیش‌بینی می‌کردند با انتشار این مذاکرات شانس لاریجانی برای رسیدن به پست وزارت خارجه دولت ناطق تقریباً به صفر رسیده است. اما این پیش‌بینی خیلی خوش‌بینانه بود چرا که ناطق نوری شکست خورد و اوضاع کاملاً فرق کرد. حالا دیگر برخی اصلاح‌طلبان در پستهای معاونت وزارت خارجه قرار داشتند و اثبات برخی ادعاها در مورد متن دقیق مذاکرات کار آسان‌تری بود. لذا جواد لاریجانی ناچار شد مدتی سکوت پیشه کند تا آبها از آسیاب بیفتد.
گفته می‌شد به دستور یک مقام عالی رتبه جمهوری اسلامی وی از حضور در برنامه‌های صداوسیمای تحت مدیریت برادرش نیز محروم شده بود. به هر حال دوران سکوت محمدجواد لاریجانی پس از سالها تلاش در زمینه سیاست خارجی فرارسیده بود و شاید هیچ چیز سخت‌تر از این نباشد که یک سیاستمدار که حرف برای گفتن دارد نتواند حرف بزند.
از محمدجواد لاریجانی تنها چند گفتگو و سخنرانی در طول سالهای 1376 تا 1380 می‌توان یافت. هرچند احتمالاً او همچنان در محافل داخلی به عنوان تئوریسین برجسته جناح محافظه‌کار پیشنهادات و راهکارهایی ارائه می‌داده است. او در پنجم بهمن ماه 1378 و در حالی که بحث قتلهای زنجیره‌ای داغ بود به عنوان نماینده مجلس پنجم پشت تریبون قرار گرفت و در مورد پخش فیلم مربوط به این جنایتها در جلسه غیرعلنی گفت: "انتظار ما این بود که با پخش این فیلم همه ابهامات موجود برطرف شود، اما این‌گونه نبود» لاریجانی ایجاد درگیری بین گروههای سیاسی و نفوذ دستهای بیگانه در این قتل‌ها را از نکاتی دانست که در فیلم مطرح شد. وی همچنین در مورد معرفی متهمان اصلی این پرونده ملی گفت: "با توجه به تاکید مقام معظم رهبری و پیگیری ریاست جمهوری باید این پرونده ملی تا هرجایی که ریشه داشته باشد، دنبال شود. عملا هیچ منعی برای این پیگیری وجود ندارد. نماینده تهران، پخش این فیلم از سیما را در مقطع کنونی مغایر با مصالح نظام دانست و گفت: "از نظر من وزارت اطلاعات و دادگاه باتوجه به روند سالم و رسیدگی و پیگیری پرونده و نیاز اطلاعاتی مردم اگر پخش آن را در مسیر پرونده مفید دیدند، این کار را انجام دهند، در غیر این صورت این اقدام، مشکل‌زا می‌باشد. "شاید اظهارات لاریجانی در مورد قتلهای زنجیره‌ای نیز تنها به واسطه اهمیت این موضوع بود. اما چندی بعد خود به مقامی رسمی در قوه قضائیه دست یافت و در پاسخ به سوالات هیات‌های حقوق بشری به عنوان یک فرد مطلع از روند رسیدگی، پاسخهایی را ارائه داد. اما هیچگاه نگفت که آیا همه ریشه‌ها شناسایی و محاکمه شدند؟‌
آرای خاتمی کم می‌شود
شاید علی‌رغم همه ایمانی که محافظه‌کاران به نظریات محمدجواد لاریجانی دارند. بتوان ادعا کرد غالباً پیش‌بینی‌های وی به ویژه در عرصه‌های داخلی درست از آب درنمی‌آید.
او در بیست و ششم فروردین ماه 1380 و در آستانه هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در همایش "آسیب‌شناسی حکومت دینی" در دانشگاه امام صادق (ع) در پاسخ به سوالی در مورد انتخابات ریاست جمهوری گفت: "به نظر من خاتمی در این انتخابات شرکت کرده، و رأی خواهد آورد، اما میزان آرای وی نسبت به دوره اول ریاست جمهوری کاهش خواهد یافت." این در حالی بود که خاتمی موفق شد آرای بیشتری نسبت به دور قبل به دست آورد.
و حالا در قوه قضائیه
پس از آنکه آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی به ریاست دستگاه قضایی کشور منصوب شد زمینه برای بازگشت مجدد لاریجانی به عرصه دیپلماسی فراهم شد. نشست با اعضای هیات‌های حقوق بشر اتحادیه اروپا و گفتگو با آنها بر سر مسائل مربوط به حقوق بشر از وظایف جدید لاریجانی بود. او سعی می‌کرد در این نشست‌ها، از عملکرد جمهوری اسلامی در زمینه حقوق بشر دفاع کند. لاریجانی پس از دیدار با یک هیات حقوق بشر اتحادیه اروپا به خبرنگاران گفت: "دیدار با این هیات براساس سیاستی که دستگاه دیپلماسی ما از یکی دو سال قبل تحت عنوان سیاست گفت‌وگو با اتحادیه اروپا در زمینه حقوق بشر آغاز کرده انجام شد، ما در مورد حقوق بشر علاوه بر سطوح چندجانبه، در سطح دو جانبه نیز مذاکراتی با کشورها داریم و در این زمینه با سازمان ملل نیز گفت‌وگو می‌کنیم. "لاریجانی از جمله اهداف این گفت‌وگوها را رفع شبهات، معرفی نظام اسلامی ایران و شناسایی زمینه‌های پیشرفت عنوان کرد و ادامه داد: نه تنها ملت ما بلکه همه ملل دنیا به دنبال عدالت که یک تجربه بشری است، هستند، بنابراین این گفت‌وگوها می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد، ما با دید مثبت به این گفت‌وگوها نگاه می‌کنیم و امیدواریم بتوانیم آنها را نیز به این سمت سوق دهیم. لاریجانی با بیان این که "ما مسیر توسعه کشور را با گزارش‌های دیگران تغییر نمی‌دهیم" ادامه داد: "چون ما در یک مجموعه جهانی زندگی می‌کنیم، باید نظر بقیه افراد این جامعه را به حساب آوریم و با آنها تعامل داشته باشیم و رابطه‌مان را با همه تنظیم کنیم".
در همین سال 1380 بود که مجدداً محمدجواد لاریجانی به عرصه فعالیت سیاسی، اظهارنظر، سخنرانی و مصاحبه بازگشت. البته این اتفاق دو دلیل مهم داشت. اول اینکه سمت جدید او در قوه قضائیه سبب شده بود نتواند سکوت کند و دوم اینکه احتمال می‌داد با گذشت حدود چهار سال، آبها از آسیاب افتاده است. اما شروع فعالیت علنی جواد لاریجانی مصادف شد تا برخی اتفاقات مهم در کشور.
حد زدن در ملاء عام
یکی از اتفاقاتی که سبب شد برای مدتی جنجال در عرصه رسانه‌های داخلی و خارجی ایجاد شود حد زدن مجرمین در ملاءعام بود. این موضوع نه تنها به جنجالی رسانه‌ای تبدیل شد، بلکه مورد انتقاد شدید برخی نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم نیز قرار گرفت. محمدجواد لاریجانی در همایش "رقابت‌های سیاسی و امنیت ملی" که سیزدهم شهریورماه 1380 از سوی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری برگزار شده بود می‌گوید: "با توجه به اینکه براساس گزارشهای منابع رسمی، فساد در کشور در برخی از مظاهر افزایش پیدا کرده بالطبع این موضوع نگرانی‌هایی را در میان مسئولان ایجاد کرده است و قوه قضاییه هم شاید مشکلات را ناشی از عدم برخورد جدی ارزیابی می‌کند و لذا به اجرای جدی احکام مبادرت می‌ورزد ولی همین مساله با عکس‌العمل مجلس روبرو می‌شود و نتیجه این می‌شود که یک عده در ملاءعام تعزیر می‌شوند بعد هم "هو" می‌شویم و هیچ فایده‌ای هم برای ما ندارد، در حالی که ما باید در مراجع مربوطه مانند شورای عالی امنیت ملی این مساله را به بحث می‌گذاشتیم و یک چارچوب ملی پیدا می‌کردیم زیرا بالاخره هیچ‌کس در کشور نمی‌خواهد فساد رواج یابد."
اظهارات لاریجانی در این همایش نشان می‌دهد او هم با این اقدام چندان موافق نبوده چرا که به دلیل مسئولیت خود بیش از هر چیز با تبعات بین‌المللی این موضوع آشنا بود. اما اینکه باید موضوع در شورای عالی امنیت ملی مورد بررسی قرار می‌گرفت نیز نشان از نوعی نگاه امنیتی وی به بسیاری از مقولات از جمله حقوق شهروندی افراد دارد.
قطعنامه 598 را دیر پذیرفتیم
یکی دیگر از مباحثی که در طول سالهای گذشته از جانب گروههای مختلف سیاسی و صاحبنظران مورد بحث و بررسی قرار گرفته کالبد شکافی جنگ هشت ساله ایران و عراق و اظهارات مخالف و موافق درباره زمان پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران بود. برخی اصلاح‌طلبان معتقد بودند باید زودتر از این قطعنامه پذیرفته می‌شد و مخالفان معتقد بودند زودتر از آن امکان نداشت. محمدجواد لاریجانی که آن زمان مسئولیت معاونت بین‌‌الملل قوه قضائیه را برعهده داشت می‌گوید: "رقابتهای سیاسی می‌تواند حتی منافع حیاتی کشور را تعطیل کند. به عنوان مثال ما با تاخیر در پذیرش قطعنامه 598 دچار ضرباتی به منافع ملی خود شدیم که چه بسا اگر شجاعت حضرت امام (ره) نبود منافع ملی، به شکلی حیاتی به خطر می‌افتاد، در حالی که اگر چندی قبل این قطعنامه را می‌پذیرفتیم با تکیه بر هزاران کیلومتر مربعی که از اراضی عراق در اختیارمان بود حرفهای زیادی برای گفتن داشتیم." وی یکی از دلایل این تاخیر را رقابت‌های سیاسی عنوان کرده و افزود: "در آن زمان برخی جناح‌ها فکر می‌کردند 598 همچون قطعنامه‌ای در خصوص فلسطینیان است که پذیرش آن به معنای پذیرش حاکمیت یهود است و حتی نزدیکی به برخی از کشورهای منطقه را بد می‌دانستند و اینها از مسایلی بود که به منافع حیاتی ما ضربه زد."
انتخابات مجلس هفتم
یکی دیگر از مهمترین اتفاقات سیاسی سالهای اخیر در ایران انتخابات مجلس و رد صلاحیت گسترده اصلاح‌طلبان در این انتخابات بود. محمدجواد لاریجانی در همین زمینه پس از گفتگو با یک هیات از پارلمان اروپا به خبرنگاران می‌گوید: "نظارت استصوابی و شورای نگهبان فعلی، همان شورای نگهبانی است که تاکنون شش دوره انتخابات مجلس را برگزار کرده و در نتیجه آن جناح‌های مختلف توانسته‌اند در مجلس، اکثریت آرا را کسب کنند و آقای خاتمی دو دوره به عنوان رییس جمهور ایران انتخاب شود." وی سیستم انتخاباتی در ایران را مطمئن و مطلوب ارزیابی و خاطرنشان کرد: «لیبرالهای غرب باید آگاه شوند که مردم سالاری تنها مبتنی بر لیبرالیسم نیست و دموکراسی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر عقلانیت اسلامی و معقول است." وی در خصوص قانونی یا غیرقانونی بودن تحصن نمایندگان در مجلس اظهار داشت: "اگر نمایندگان بعد از وقت کاری خود در زیرزمین مجلس بنشینند، تحت هر عنوانی که باشد تحصن یا جلسه، خیلی کار بدی نیست."
وی در خصوص تحصن 100 نفر از نمایندگان مجلس آلمان به عنوان همبستگی با متحصنان ایران اظهار داشت: "این حساسیت به اوضاع سیاسی ایران بسیار قابل توجه است و نشان می‌دهد که ایران در دنیا کشور بی‌اعتباری نیست که هر اتفاقی در آن بیفتد، جهانیان نسبت به آن بی‌توجه باشند."
ریاست جمهوری
شاید یکی دیگر از اشتباهات استراتژیک این استراتژیست برجسته جناح محافظه‌کار را بتوان به راهنمایی‌های وی در ایام انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نسبت داد. او توانست برادرش علی را قانع کند تا در انتخابات نامزد شود، شاید به این دلیل که پیش‌بینی می‌کرد با توجه به سوابق علی لاریجانی در صداوسیما و مشهور بودنش بتواند بر رقبای خود چیره شود. او در سخنرانی‌های تبلیغاتی‌اش "علی لاریجانی" را بهترین گزینه می‌خواند و در گردهمایی جامعه انجمن‌های اسلامی اصناف و بازار می‌گوید: "بهترین گزینه برای ریاست جمهوری آینده دکتر علی لاریجانی است و اگر او مسئولیت ریاست جمهوری را برعهده گیرد یادگار خوبی از خدمت‌رسانی به مردم در تاریخ ایران ثبت خواهد شد. یکی از ویژگی‌های علی لاریجانی تدین اوست که همانند تدین علمای بزرگ اسلامی است.
وی گفت: "دکتر علی لاریجانی در تفکر دینی تحت تأثیر دو عالم بزرگ اسلامی یعنی مرجع تقلید آیت‌الله میرزاهاشم آملی و شهید مطهری بوده است."
اظهارات هسته‌ای
پس از شکست سنگین علی لاریجانی در انتخابات ریاست جمهوری، وی از سوی رئیس جمهور احمدی‌نژاد به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد و در واقع از این پس این علی لاریجانی بود که باید به عنوان مقام ارشد هسته‌ای ایران پای میز مذاکرات می‌نشست و تصمیم می‌گرفت. خیلی‌ها معتقدند در روند چند ماه اخیر پرونده هسته‌ای ایران محمدجواد لاریجانی برادر ارشد علی لاریجانی به عنوان تئوریسین، هدایت اصلی پرونده را برعهده داشته است.
محمدجواد لاریجانی ابتدا در اظهاراتی تند و عجیب گفت: "ما غلط کردیم با اروپایی‌ها مذاکره کردیم." وی که سه کشور اروپایی طرف مذاکره با ایران را وحشی خوانده بود ادامه داد: "هیچ دولتی حق ندارد راجع به تصمیم داخلی ما مبنی بر اینکه آیا تکنولوژی هسته‌ای را گسترش خواهیم داد یا خیر، اظهارنظر کند یا به ما دستوری بدهد. «رئیس مرکز تحقیقات فیزیک نظری گفت: "توصیه من این است که روابطمان با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را مثل سابق در چارچوب تحولات بین‌المللی خود نگه داریم و با قدم‌های ثابت و حساب شده و دقیق و علمی بسوی پیشرفت هسته‌ای گام برداریم. "لاریجانی در پاسخ به این سوال که چرا اروپا مهلت خواست و ایران این درخواست را نپذیرفت ابراز عقیده کرد: "این مهلت خواستن به نحوه مذاکرات پیشین و موضع‌گیری‌های احمقانه دولت‌های اروپایی نسبت به ملت و ناشی از یک تفکری است که این مذاکرات را برای محروم ساختن ما از حق‌مان در نظر می‌گیرد که از نظر ما کاملا رد شده است." وی همچنین گفت: "نباید به مذاکرات هیچگونه اعتمادی داشت."
مسافرت به چین
برخی کارشناسان مسائل سیاسی ایران، اظهارات تند محمدجواد لاریجانی علیه اروپایی‌ها، پیشنهادات وی و تحقق این پیشنهادات را ناشی از اعتماد جدی علی لاریجانی به برادر ارشدش می‌دانستند و تقریباً مطمئن شده بودند که مشاور عالی و البته غیررسمی علی لاریجانی کسی نیست جز محمدجواد لاریجانی.
این در حالی بود که برخی خبرگزاریها خبر دادند محمدجواد لاریجانی به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور احمدی‌نژاد به چین رفته و در مورد مسائل هسته‌ای ایران مذاکراتی محرمانه با مقامات چینی داشته است. هرچند بعداً برخی اخبار حکایت از آن داشت که گویا افرادی چون محمدجواد لاریجانی به این نتیجه رسیده‌اند مذاکره با چین، مذاکره با بازیگر اصلی میدان نیست و باید تدابیری جدی اندیشیده شود.
مذاکره‌کننده احتمالی ایران با آمریکا
چندی بعد علی‌ لاریجانی در گفتگو با خبرنگاران از مذاکره رسمی مقامات ایرانی و آمریکادر مورد عراق خبر داد. برخی پایگاه‌های خبری به نقل از روزنامه‌های غربی نوشتند در صورتی که این مذاکرات موفقیت‌آمیز باشد، ممکن است درباره موضوعات هسته‌ای نیز مذاکراتی صورت گیرد. این در حالی است که هنوز نماینده عالی ایران در این مذاکرات مشخص نشد و علی لاریجانی حضور سردار جعفری در این مذاکرات را تکذیب کرده است. در همین حال برخی پایگا‌ه‌های خبری نزدیک به جناح حاکم خبر دادند احتمالاً نماینده ایران در این مذاکرات محمدجواد لاریجانی است.
گفته می‌شود رئیس جمهوری با انتخاب محمدجواد لاریجانی به این سمت موافق است و استفاده از وی به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور در ارسال پیام به مقامات چینی، موید این نظر است.
به نظر می‌رسد محمدجواد لاریجانی بر این باور است حال که دولت ایران موفق شده چرخه سوخت هسته‌ای را تکمیل کند می‌تواند به عنوان یک طرف با آمریکائی‌ها مذاکره کند و آنها را به داشتن چرخه سوخت قانع کند. در مقابل هم برخی امتیازات از جمله در عراق به آمریکائی‌ها داده شود. اما به هر حال تابوی مذاکره با آمریکا شکسته است و به نظر می‌رسد مغز متفکر لاریجانی‌ها قصد دارد مأموریتی که دوست داشت هشت سال پیش و به عنوان وزیر خارجه کابینه ناطق نوری انجام دهد، به اتمام رساند. در همین زمینه تحلیل یک وبلاگ نویس مقیم تورنتو نیز جالب به نظر می‌رسد. او می‌گوید: "من او را شخصا نمی‌شناسم. حتی او را ندیده‌ام، اما فکر می‌کنم که او مثال خوبی از یک محافظه‌کار معتدل است. نظرات معتدلی نسبت به غرب دارد و در غرب درس خوانده. او از لحاظ شخصی و سیاسی یک آدم معتدل است. اگر اسلام‌گراهای افراطی اجازه دهند که این افراد میانه‌رو به قدرت برسند، وضعیت ایران بهتر می‌شود.»
این وبلاگ نویس در توضیح می‌گوید، من خیلی دوست دارم آدمهایی مثل شیرین عبادی رئیس جمهور ایران شوند اما می‌دانم ساختار قدرت به چنین افرادی اجازه کار نمی‌دهد، پس بهتر است که توسط نیروهای معتدل همین جناح تابوها شکسته شود تا راهی برای خروج از بن‌بست بیاییم. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات