قاسم روانبخش
حادثه خونبار جاده بم و قبل از آن در جاده زابل از رخدادهای بسیار تلخ و دردناکی به شمار میآید که قلب هر ایرانی غیرتمندی را جریحهدار ساخته است. بیگمان همه ملتخواهان برخورد قاطع و فوری با عوامل ناامنی و ریشه کن کردن باندهای مخوف تروریستی مستقر در شرق کشور هستند ما نیز به سهم خود از مسؤولان امنیتی و قضایی میخواهیم با قاطعیت بیشتری با عوامل ناامنی برخورد کرده ریشه آنها را بخشکانند. ولی پیش از هر چیز شایسته است به بررسی عوامل و ضرورت شناسایی ریشههای این گونه تحرکات بپردازیم.
1. یکی شبهههایی که این روزها تلاش میشود از طریق برخی مطبوعات مدعی اصلاحطلبی- مستقیم یا غیرمستقیم- در اذهان مطرح کنند این است که این گونه ناامنیها در دوران دولت اصول گرایی احمدینژاد اتفاق افتاده و قبل از آن در عصر دولت اصلاحات! امنیت بر سر مردم و همه مناطق کشور سایه افکنده بوده است! روزنامههای شرق، اعتماد، اعتماد ملی، کارگزاران و ... با تیترهایی همچون «قتل عام شهروندان در کرمان» و چاپ عکس بزرگ در صفحه نخست به بزرگ نمایی این ناامنی پرداخته و موضوع استیضاح وزیر کشور را در دستور کار خود قرار دادهاند. برخی از این روزنامهها مثل «اعتماد ملی» در صفحه اول با ترکیبی از عکس و تیتر، ناامنیهای عراق و ایرن را به یکدیگر مرتبط ساخته و بعضی مانند اعتماد سعی کرده است چنین القا کند که در آینده نزدیک ناامنیها به مرکز ایران نیز کشیده خواهد شد! لکن آن چه روزنامههای فوق درصدد القای آن هستند تا به گونهای وقوع ناامنیهای اخیر را معلول ناتوانی دولت معرفی کنند از مدتها پیش از تشکیل دولت اصولگرا قابل پیش بینی بود. زیرا مشابه آن در دوران صدر اسلام و در آغاز دهه شصت و سالهای اولیه انقلاب اسلامی به وضوح دیده شده است. تاریخ نشان میدهد قبل از تشکیل دولت عدالتگرای امیرالمونین (ع) یعنی در طول 25 سال حاکمیت بعد از رحلت پیامبر (ص) همه در کنار هم بودند و کمتر جنگ و جدال در میگرفت معاویه در شام به راحتی از بیتالمال مسلمین کاخ سبز میساخت و ولید در کوفه بسان یک شتر گرسنه بیتالمال مسلمین را چون علف بهاری میچرید! طلحه و زبیرها با ظاهری انقلابی و چهرهای مقدس نما از اموال مسلمین پشتهها ساختند و خوارج نیز در آن زمان که بر سر خوان معاویه و معاویه صفتان مینشستند هیچ گاه شعار «ان الحکم الا لله» سر نمیدادند ولی هنگامی که حکومت عدالت خواهانه تشکیل شد. قاسطین و مارقین و ناکثین به هم پیوستند و همه در برابر حکومت عدل علوی موضع گرفتند. کار به جایی رسید که خوارج شکم زنان بیگناه را میدریدند و مردم بیگناه را در کوی و برزن مثله میکردند و در عین حال برخی از آنها شعار «ان الحکم الا لله» سر میدادند! در آغازین سالهای انقلاب اسلامی نیز همین ماجرا تکرار شد. آن روز که لیبرالها و لیبرال مسلکها به ناحق بر اریکه قدرت تکیه زده بودند میکوشیدند این گونه وانمود کنند که همه گروههای چپ و راست، تودهای و منافقین (مجاهدین خلق سابق)، نهضت آزادی و جبهه ملی و مردم همه و همه در امنیت کامل به سر میبرند ولی به مجرد استیضاح بنیصدر و سقوط دولت لیبرال موج ترورها آغاز شد و دست انتقام دشمنان از آستین گروهکهای داخلی درآمد و نه تنها مسئولان نظام که با کارد و خنجر و گلوله مردمان کوچه و بازار را نیز به خاک و خون میکشاندند.
اما امروز ...
از گذشته قابل پیشبینی بود که تشکیل دولت عدالتطلب، زنگ خطری برای بسیاری از افراد و گروههای فرصتطلب به شمار میآید و قطعاً با سقوط دولت مدعی اصلاحات و به حاشیه رانده شدن ملیگرایان و دگراندیشان، بار دیگر ناامنی هر چند در اندازه کم برخی مناطق کشور را در برخواهد گرفت. تشکیل دولت اصولگرا و عدالتطلب، منافع بیگانگان را با خطر جدی روبهرو ساخته است و آنان را سنگر به سنگر به عقب میراند. طبیعی است در چنین شرایطی دشمنان قسم خورده عدالت و عدالتطلبی که از دخالت مستقیم و تهاجم نظامی ناکام مانده و احساس عجز میکنند.
دست به دامان گروههای داخلی و عوامل وابسته خود شوند تا اولاً دولت عدالتطلب را در جبهه دیگری مشغول ساخته، از کار و فعالیت و تلاش بازدارند و ثانیاً از مردم پابرهنهای که با آرای 18 میلیونی خویش دولت عدالت طلب را بر سر کار آوردهاند انتقام گیرند. کشتن مردم بیگناه در جادههای کرمان و سیستان دقیقاً کشتار مردم بیگناه را توسط گروهکهای بیکاری، منافقین و ... در آغاز دهه 60 در اذهان زنده میکند که مردم کوچه و بازار اعم از سبزی فروش و خیاط و ... به جرم رأی به شهید رجایی قربانی میشدند.
2. ایجاد ناامنیهای اخیر با ناامنیهای آغاز دهه 60 بسیار شبیه است ولی مهار آن نیز توسط نیروهای انقلاب، مهم و قابل پیش بینی است. در آن هنگامه که محاربان و منافقان با حمایتهای روزنامههای مجاهد، میزان، انقلاب اسلامی و ... مردم بیگناه کوچه و بازار را به خاک و خون میکشاندند و دولتهای غربی از لیبرالها حمایت آشکار میکردند فریاد مردم متدین و مؤمن ایران با شعار «حزب فقط حزبالله رهبر فقط روحالله» و اقدام به جای دستگاه قضایی بساط تروریستهای مزدور را در هم پیچید و حامیان سیاسی آنها را به انزوا با پناهندگی در نزد اربابانشان واداشت. اکنون نیز گروهکهای آدمکش و آدم ربا- نوکران بیگانه- و حامیان سیاسی آنها بدانند اگر کاسه صبر ملت لبریز گردد، درسی به آنها خواهند داد که برای دهها سال از دفتر خاطرات ذهن آنها و اربابانشان پاک نشود.