طی سه ماه گذشته، وقفهای طولانی در کشتارهای فجیع عراق بوجود آمد؛ آمار حملات انتحاری علیه نظامیان و غیرنظامیان بصورت کلی تقلیل یافت. طبق اعلام منابع عراقی، اوضاع امنیتی این کشور 70درصد بهبود یافته است.
در تمامی مناطق بغداد، جایی که بدترین نوع حملات بوقوع میپیوست، عطر زندگی جاری شده است. مغازهها و رستورانها که تا چندی پیش به علت فقدان امنیت بسته شده بودند، دوباره کار خود را از سرگرفتهاند و زندگی در بغداد جریان دارد.
مردم بغداد در خیابانهای شلوغ این شهر قدم میزنند. خیابانهایی که تا چندی پیش درهای بسته خانهها را نظارهگر بودند و گرد خاموشی که هر از چند گاهی با صدای انفجاری مهیب درهم میآمیخت، چهره بغداد را حزنانگیز جلوه میداد. همگان با این موضوع موافقند که اوضاع بهتر شده است.اما سؤال اینجاست که آیا امنیت به پوسته شکننده عراق نفوذ کرده است و یا این امنیت، امنیتی سطحی است؟
آیا با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور، باز هم امنیت حکمفرما خواهد بود؟
طی چند هفته، گذشته تحولات شگرفی در بدنه سیاسی عراق بوجود آمد و بسیاری از سران شیعه و سنی با توافق یکدیگر، آینده جدیدی را برای عراق رقم زدند.
سایه وحشت
سکوت نسبی حاکم بر عراق با انفجار در یکی از شهرهای شیعهنشین این کشور یعنی کربلا، در هم شکست و به دنبال آن انفجار در یک بازار در مرکز شهر بغداد، تلنگری دوباره به سطح امنیت شکننده عراق زد. با کمی تأمل میتوان دریافت که ردپای تندروهای داخلی در این جریانها کاملا هویداست. بعد از توافق نسبی ارتش مهدی به رهبری مقتدا صدر با مقامات عراقی و آمریکایی و استفاده از نفوذ ارتش مهدی در عراق، آمار حملات بسیار کاهش یافت، اما عراق در تب رادیکالهای مذهبی میسوزد و برون رفتی برای این معضل در کوتاهمدت متصور نیست.
با این وجود، عراق در حال دگردیسی سیاسی فرهنگی است. بسیاری از شورشیان دست به دست نیروهای امنیتی عراق دادهاند و یکپارچه فریاد مرگ بر القاعده و مرگ بر افراطگرایی سر میدهند. زن و مرد، کودک و جوان، دست در دست یکدیگر، آزادی و امنیت عراق را فریاد میزنند. آنها از دیدن برادرکشی خسته شدهاند و شعار آنها عشق به همنوع و عشق به کشور است.
این موضوع حتی تا چند ماه پیش هم نمیتوانست اتفاق بیفتد، چون در آن زمان ارتش مهدی با قدرت و نفوذ خود و به صورت یکجانبه، دست به اقدامات تحریکآمیز میزد.
چند روز بعد از توافق مقتدا صدر با مقامات عراقی، او به همه طرفداران خود دستور داد که سلاحها را بر زمین بگذارند و در نطق خود در نماز جمعه شهر کربلا، صریحاً اعلام کرد که هر کس سلاح خود را بر زمین نگذارد و به روند آشتی ملی در عراق نپیوندد، از ما نیست. این یک نقطه عطف در تاریخ عراق محسوب میشود.
رایحه شادی
سه هفته گذشته، تعدادی از سنیهای ساکن سامرا در شمال بغداد، در اقدامی بیسابقه و شجاعانه به یکی از مواضع گروه تروریستی القاعده حمله کردند که این حمله به کشته شدن دست کم 18 تروریست و دستگیری 16 تن دیگر انجامید.
یک هفته بعد، گروه سنی دیگری در حملهای مشابه به مواضع القاعده در منطقه «البوحریز» دیاله، 60 عضو این گروه را اسیر کرد و آنها را به مقامات قضایی عراق تحویل داد.
اینها تماماً مسائلی هستند که تا چند ماه پیش عملی نمیشدند. در حال حاضر شبهنظامیان سنی همراه با نیروهای امنیتی عراق، دست در دست یکدیگر با تروریستهای القاعده میجنگند.
ضربه به شورشیان
موج همکاری شبهنظامیان سنی با نیروهای عراقی و اشغالگر برای بیرون راندن عناصر القاعده رو به گسترش است. جرقه این اقدام میهنپرستانه از استان «الانبار» زده و دامنه آن تا شرق بغداد کشیده شد. دشمن مشترک عراقیها، القاعده است و این مبارزه در مرزهای نژادی و مذهبی عراقیها نمیگنجد.
آمریکاییها با تکیه بر تاکتیک و راهبردی خاص، توانستند در میان قبایل سنی عراق گروههایی را تحت عنوان «الصحوه» یا جنبش بیداری، مسلح و به موتوری برای به حرکت در آوردن روحیه مبارزه با عناصر تروریست در عراق تبدیل کنند.
در بعضی از استانها، هر عضو قبیله ماهانه 600 دلار برای حفاظت از هم قبیلهایهای خود دریافت میکند و این موضوع، فاکتور تشویقی بسیار خوبی برای تامین امنیت عراق محسوب میشود.
این حرکت به سرعت با پوست و گوشت و خون مردم عراق عجین شده است و حتی مردم پایتخت هم به مبارزین پیوستهاند.
نیروهایی مثل جنبش بیداری با بیرون راندن عناصر القاعده از کشور، فضای خالی بوجود آمده را پر میکنند، اما این پر کردن کاملاً در جهت مثبت صورت میگیرد.
نیروهای آمریکایی جوانان را به استخدام در میآورند و به آنها یونیفرم میدهند و حقوق 300 دلاری برای آنها در نظر گرفتهاند. عنوان شغلی آنها «محافظان همسایه» است. بدین معنی که هر عراقی از همسایه خود دفاع میکند. تأمین امنیت در عراق به یک شغل تبدیل شده و از آنجایی که موقعیتهای شغلی در عراق بسیار کم و متزلزل هستند، مردم این کشور با روی آوردن به این کار، خواسته و یا ناخواسته، امنیت را برقرار میکنند.
نیروهای دولتی بصورت مجازی بر تمام عراق اشراف دارند و با استفاده از محافظان همسایه، نبض نقطه نقطه این کشور در دستان آنهاست. نیروهای مشترک دولتی - آمریکایی به تمامی «محافظان همسایه» یک خط تلفن همراه مستقیم ماهوارهای اعطا کردهاند که این کار، امر اطلاعرسانی را به مراتب تقویت میکند.
نوری مالکی، نخستوزیر عراق، در حال حاضر صراحتاً به پیروزی علیه القاعده اذعان میکند و در این میان، فرماندهان نظامی آمریکایی بسیار محتاطانه با این موضع مالکی برخورد میکنند. شاید آنها اطلاعات دقیقتری از القاعده و وابستگان این گروه دارند؟! در عینحال یکی از فرماندهان نظامی آمریکایی مستقر در بغداد میگوید: دیگر هیچ پایگاه محکمی برای عناصر القاعده در داخل بغداد نمانده است.
کاهش بمبگذاریها
شکی نیست که بمبگذاریها در بغداد به داستانی قدیمی و کهنه تبدیل شده است. تا چند ماه پیش، روح سرگردان القاعده در کوچههای خاکی بغداد پرسه میزد و این عفریت، عراقیها را به شدت میآزرد. چه تعداد از کسبه شیعه بغداد که در حملات ناجوانمردانه القاعده کشته شدند. شبنامههایی که عناصر این گروه تروریستی در داخل مغازهها و منازل میریختند، خواب را از دیدگان خسته عراقیها فراری میداد. در این شبنامهها از عموم مردم دعوت شده بود که لباسهای مسلمانان! را بپوشند و ریشهای خود را نتراشند و اگر اینگونه عمل نکنند به حکم خدا کشته خواهند شد! همه وحشتزده میشدند. حتی بعضی اوقات که اهالی با اجساد کسبه محل روبرو میشدند و این موضوع را به اطلاع پلیس میرساندند، پلیس جرأت ورود به آن محدوده را نداشت، اما اکنون از تروریستهای افراطگرا خبری نیست. مغازهها بازگشایی شدهاند و دختر بچههای عراقی با کیفهای کوچک خود در کوچههای بغداد به سمت مدرسه میدوند. گویی وحشت از بغداد رخت بر بسته است. یکی از مقامات عراقی اظهار داشته است که ما از ماه جولای هیچ گزارشی مبنی بر کشته شدن حتی یک نفر در بغداد دریافت نکردیم و این یک موفقیت بزرگ است.
عقبنشینی القاعده مرهون همکاری سنیها و شیعههاست.
بمبگذاریهای یکسره و پیوسته، جان هزاران شیعه را گرفت و حال علتشناسی حملات علیه شیعیان عراق، خود مبحث دیگری است که در این مقاله به آن پرداخته نمیشود.
ارتش مهدی به عنوان با قدرتترین و با نفوذترین گروه مسلح، در مقابل تروریستهای القاعده قد علم کرد و سازش این گروه با دولت، از یک سو و گردش 180 درجهای سنیهای عراق و از سوی دیگر، کاهش تنشها در این کشور را به دنبال داشت.
قدرت شورشیان
ساکنان شیعه بغداد میگویند که پستهای متعدد بازرسی در بغداد، هرگونه مانور شبهنظامیان مسلح شورشی را به حداقل رسانده است.
حتماً همگان به یاد دارند که بعد از حمله به اماکن متبرکه شیعیان عراق، به تلافی این کار، چند هزار سنی عراقی کشته شدند. در حال حاضر این موضوع بسیار کمرنگ شده است. ادامه دارد...