مهدى بستانآبادى
در قسمت اول این نوشتار، به معرفى استعمار قدیم و استبداد نوین به رهبرى آمریکا و قالبهاى جدید استعمارى اعمال شده از سوى این کشور پرداختیم. در این مقاله، به معرفى ایدئولوژى انقلاب اسلامى و تضاد ذاتى و مبنایى آن با ایدئولوژى استعمار و استبداد مىپردازیم. مقام معظم رهبری: "سیاست جمهورىاسلامى ایران در عدم مذاکره و ارتباط با آمریکا تا هنگامى که سیاستهاى این دولت استکبارى تغییر نکند به قوت خود باقى است... آنهایى که خیال مىکنند جمهوری اسلامى سیاست مستحکم، منطقى و صددرصد قابل دفاع خود را در نفى مذاکره با آمریکا عوض کرده است اشتباه مىکنند؛ چه مذاکرهای؟! مذاکره با دولت مستکبر، زورگوی، توسعهطلب و استعمارگر آمریکا"(1) انقلاب اسلامى ایران با استفاده از آموزههاى اسلام ناب محمدى و مبتنى بر اعتقادات خالص شیعى به رهبرى مرشدى شجاع، آگاه به زمان و سلطهستیز، آزادیخواه و عدالتخواه در 22 بهمن 1357 در تقابل با رژیم مستبد، زورگو و وابسته به آمریکا، به پیروزى رسید.
روح استکبار ستیزی، آزادیخواهى و صلحطلبى حاکم بر آموزههاى اسلام ناب شیعى که با روح و جان مردمان این سرزمین ممزوج شده است، زمینه پذیرش هرگونه استبداد و استثمارى را از سوى رهبران و مرشدان دینی، مسئولان متعهد حکومتى و مردم از بین برده است. در کنار این ویژگى منحصر به فرد (به جهت بهرهمندى از اندیشه ناب شیعی) در جهان، ایران از ویژگىها و خصوصیات قابل تاملى برخوردار مىباشد. این کشور در زمینه نیروى انسانى از نیروهاى جوان، متفکر، تیزهوش و متعهد برخوردار بوده، از لحاظ فرهنگى داراى تاریخى چند هزار ساله و به تبع آن فرهنگى غنى بوده و از منابع و ذخایر مادى سرشار سود مىبرد. ایران به جهت برخوردارى از این امور، داراى استعداد و زمینه لازم جهت جهش بزرگ علمى و اقتصادى و تبدیل شدن به قدرت اول منطقهاى و قدرتى جهانى مىباشد.
ایران اسلامى با توجه به وجود ویژگىهاى فوقالذکر در ایدئولوژى حاکم بر رهبران و مردمش و نیز توانمندىها و پتانسیلهاى گسترده، بهطور طبیعی، در تضاد کامل با سیاستهاى استعمارگرانه و سلطهجویانه آمریکا در منطقه و جهان بوده و تقابل آمریکا با این کشور، امرى بدیهى و حتمىالوقوع مىباشد. این تقابل از سالیان دور در ابعاد و قالبهاى گوناگون و از زمان کودتاى 28 مرداد 1332 و سرنگونى دولت مصدق توسط دولت آمریکا و بازگشت محمدرضا پهلوى به ایران آغاز گردیده و پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز در ابعاد گستردهترى چون جنگ تحمیلی، تحریم گسترده اقتصادی، سیاسى و علمی، تحریک قومیتها و مذاهب داخلی، تهاجم فرهنگى و حمایت از معاندین انقلاب اسلامى و فراریان خارجنشین پیگیرى شد.
بدیهى است که برقرارى هرگونه ارتباط قابلتوجه و در ابعاد گسترده، منوط به رفع تضاد ایدئولوژیکى حاکم در ساختار سیاسى هر دو کشور مىباشد. چرا که از دیدگاه ایران، برقرارى ارتباطى دوستانه و برابر، توام با نتایج مثبت براى هر دو کشور منوط به کنار گذاردن ایدئولوژى سلطه و استبداد از سوى آمریکا و کرنش و قبول حقوق مسلم ایران و تمامى مستضعفین جهان در تمامى زمینهها بوده و از دیدگاه آمریکا منوط به صرفنظر ایران از اهداف و آرمانهاى انقلابی، آزادیخواهانه و استکبار ستیزانه و تسلیم در برابر امیال و خواستههاى سلطهجویانه آمریکا مىباشد.
رهبر معظم انقلاب در اسفند 1380 طى سخنانى به این تضاد ایدئولوژیکى اشاره نموده و در خصوص ارتباط با آمریکا عنوان داشتند: "مذاکره با که؟ و بر سر چه؟ مذاکره براى رسیدن به یک قدر مشترک است. دو طرف باید همدیگر را قبول داشته باشند. یک حد وسطى هم وجود داشته باشد تا به این حد وسط برسند. آن طرفى که اصلا شما را قبول ندارد و با اصل وجود شما بهعنوان جمهوری اسلامى طرف است، با او چه مذاکرهاى مىتوانید داشته باشید؟ او صریحا مىگوید که با نظام دینى مخالف است، با نظام جمهورىاسلامى بخصوص مخالف است، چون منشاء حرکت بیدارى مسلمانان در دنیا شده است. "اکنون پس از گذشت بیست و هفت سال از پیروزى انقلاب اسلامى و مخالفتها و دشمنىهاى بىپایان ایالاتمتحده آمریکا و ایادى وى در سراسر جهان با آرمانها و اهداف ایران اسلامی، شاهد اعلام نیاز و درخواست غیررسمى آمریکا از ایران براى شروع مذاکرات مىباشیم.
آمریکا در هزاره جدید، به سبب خوى استکبارى و متجاوزانه خویش و با هدف غارت ثروت و منابع ملى دیگر کشورها به دو کشور همسایه ایران یعنى عراق و افغانستان حمله نظامى نمود. اکنون پس از گذشت چهار الى پنج سال از این حملات، به سبب اتخاذ سیاستهاى مستبدانه و سودجویانه و عدم شناخت کافى آمریکا از بنیانهاى اعتقادى و فرهنگى مردمان این دو کشور، شاهد تبدیل شدن این دو کشور و بالاخص عراق به باتلاقى عمیقتر و وسیعتر از ویتنام براى آمریکا گشته، به نحوى که خلاصى از آن، منوط به همکارى و همیارى کشورى مانند ایران که داراى منافع مشترک منطقهاى با عراق است، مىباشد.
در این میان در داخل کشور شاهد بروز برخى رفتارهاى سیاسى متناقض با اهداف و آرمانهاى انقلاب مىباشیم. برخى از گروههاى سیاسى که منتسب به جبهه مدعیان اصلاحات بوده و در طى سالیان اخیر، اصولگرایان را متهم به تابوسازى روابط ایران و آمریکا و نیز متهم به فرصتسوزى در از سرگیرى روابط و مذاکرات با آمریکا مىنمایند، با ابراز شادى و خوشحالى زایدالوصفی، شروع "مذاکرات"!!! میان ایران و آمریکا را تبریک گفته و آن را سرمنشاء حلوفصل بسیارى از مشکلات داخلى و خارجى ایران معرفى مىنمایند.