مریم علینیا
*سیاستنامه: همانطور که میدانیم مقام معظم رهبری سال 87 را سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری کردند. با توجه به فراگیری و کلی بودن این عنوان به اعتقاد شما ایران در چه عرصههایی نیازمند نوآوری میباشد؟
**نوآوری حوزه و عرصه خاصی را نمیشناسد و باید در تمامی عرصهها این اتفاق بیفتد نوآوری در عرصه نظری، تحول در عرصه ساختارها را به دنبال داشته و با تحول ساختار، همه چیز، حتی وسایل و تجهیزات زندگی نو میشود.
*سیاستنامه: به نظر شما کدام عرصه از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار میباشد؟
**در صورتی که قائل به تقسیم نوآوری در عرصههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شویم میبینیم که ارتباط گستردهای میان فرهنگ و نوآوری میباشد. در حقیقت اصل نوآوری در فرهنگ نهفته شده است از سوی دیگر عوامل سیاسی همچون آزادی در یک جامعه زمینهساز نوآوری و عوامل اقتصادی مانع نوآوری میباشد. لذا به نظرم باید از فرهنگ، شروع کنیم.
*سیاستنامه: چگونه میتوانیم از رهگذر فرهنگ به نوآوری برسیم؟
**در ابتدای امر، باید ضعفهای کنونی در عرصه فرهنگی را برطرف کنیم، که این خود مستلزم بازشناسی فرهنگ عمومی و عوامل و مولفههای آن میباشد تا به اصلاح و برطرفسازی موانع موجود به نوآوری مطلوب دست یابیم. در حقیقت یک انسان زمانی اقدام به نوآوری میکند که از وضع موجود در عرصههای نظری و ساختاری رنج برده و از آن راضی نباشد. اگر فرهنگی، برای افراد جامعه فقر را توجیه کند و به او بقبولاند که باید وضع موجود را بپذیرد فرد یا افراد در حال ایستا باقی میمانند. اما فرهنگی که ایده و آرمان خاصی داشته باشد به طور حتم بر وضع موجود راضی نبوده و برای دستیابی به اهداف متعالی تلاش میکند.
*سیاستنامه: در میان صحبتهایتان از تغییر وضع موجود گفتید آیا تفاوتی میان نوآوری و تغییر وضع موجود میباشد؟
**این دو مقوله از هم جدا نبوده و به هم مرتبط میباشند. در حقیقت برای اینکه وضع موجود را تغییر دهیم باید دست به نوآوری بزنیم، که این خود مستلزم تغییر ایدههای موجود میباشد. در فرهنگ اسلامی ما به صراحت به این مسئله اشاره شده است، ما در سوره رعد آیه 11 میخوانیم که خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد، تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند. نمونه بارز آن را میتوان در انقلاب اسلامی دید. زمانی حرکتهای خودجوش مردمی شکل گرفت که در درون آنها احساس تحول ایجاد شده بود، در حقیقت امام خمینی(ره) فرهنگ ما را غباررویی و بازنمایی کرد و جامعه ایران با پذیرش پیام امام تحول پیدا کرد و ترسها فرو ریخت و نارضایتی آنها از شرایط موجود باعث شد تا انقلاب اسلامی ایران پا بگیرد.
*سیاستنامه: آیا فرهنگ ما، نوآور است؟ منظورم این است که مولفههای نوآوری در فرهنگ ما تا چه میزان است؟
**فرهنگ کشور ما که ترکیبی از فرهنگ اسلامی میباشد هموارها از عناصر نوآوری بهرهمند بوده است اما با مرور زمان و تحمیل یکسری فرهنگهای بیگانه، این قابلیتها مخدوش شده که البته میتوان با یک عملکرد دینی و فرهنگی و جامعهشناختی آن را بازبینی و عوامل تاثیرگذار را تقویت کرد یعنی همان کاری که بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری در طی این سی سال انجام دادند. وقتی به تاریخ انقلاب نگاه کنیم درمییابیم که امام خمینی(ره) چگونه با وابستگی و اختناق که از مهمترین موانع نوآوری میباشد مبارزه کرد. ایشان اعتقاد داشت کشوری که از لحاظ فرهنگی، صنعتی ـ اقتصادی و علمی به کشورهای دیگر وابسته باشد هرگز نمیتواند بر روی پای خود بایستد و در راستای اهداف و منافع ملی گام بردارد. در حقیقت شعار «جمهوری اسلامی ایران» الهامبخش مشارکت اجتماعی بود.
اصطلاح «جمهوریت» یعنی اهمیت نقش مردم در تحولات جاری کشور که در ایران دیدیم انقلاب و دفاع مقدس را مردم اداره کردند حتی مشاهده میکنیم که براساس اصل 44 قانون اساسی باید اداره اقتصاد کشور در دست خود مردم باشد.
*سیاستنامه: در همین راستا ضعفهای فرهنگی ما در مسیر زایندگی و نوآوریها چیست؟
** نتیجه اختناق و وابستگی ایران در دوره قبل از انقلاب ضعف مشارکت و اعتماد اجتماعی و متعاقب آن جلوگیری از کار جمعی باشد و ما باید سالها روی این مسئله که چرا ایرانیها بیش از آنکه در کارهای جمعی موفق باشند در کارهای انفرادی موفق هستند، کار کنی تا روحیه کار جمعی را که یک سرمایه اجتماعی میباشد فراهم کنیم.
*سیاستنامه: نقاط قوت آن چیست؟
**مسئله رقابت اجتماعی یا مان سبقت گرفتن در کار خیر یکی از عوامل فرهنگی است که میتواند ما را در ایجاد و گسترش علم و فناوری یاری کند. از سوی دیگر در حوزه علمیه همچنان باب اجتهاد باز است و مجتهد به عنوان کسی که با درگیر شدن در مسائل برای مجهولات ذهن خود پاسخی مییابد همچنان روحیه تحقیق خود را دارد. در فلسفه ملاصدرا نیز با واژهای به نام «حرکت جوهری» روبرو هستیم بر این مبنا، کل جهان در حال تحولات جوهری میباشد و ما هرگز نمیتوانیم در وضع موجود بمانیم و خودمان نیز به وضعیت سکون رضایت نمیدهیم. بنابراین باید یک حرکت انقلابی را پیگیری کرده و در جهت حذف موانع و تقویت عوامل موثر بکوشیم.
*سیاستنامه: مولفههای فرهنگ نوآوری موردنظر شما چیست؟
**بالا بردن میزان مشارکت و اعتماد اجتماعی در میان آحاد مردم، افزایش روحیه تعاون، وجدان کاری داشتن روحیه رقابت، اجتهاد و داشتن آزادی، تسهیل جریان اطلاعات و تحول در نظام تعلیم و تربیت و شکوفایی استعدادها چه در سطح آموزش و پرورش و چه در سطح آموزش عالی از مولفههای مهم دستیابی به نوآوری میباشد. علاوه بر آن افزایش شبکههای نرمافزاری و ارتباطات باعث افزایش و کاهش فاصلهها و همافزایی مراکز علمی میشود همچنین با افزایش حمایت مالی و تحول در قوانین دست و پاگیری که مشارکت مردم را در زمینههای علمی کاهش میدهد، میتوان یک جامعه نوآور داشت.
*سیاستنامه: به نظر شما برای دسترس به این اهداف کدام نهاد بیشترین کارایی را میتواند داشته باشد.
**اگر بخواهیم ساختار فکری کرده و نوآوری راد فرهنگ خودمان نهادینه کنیم باید نظام تعلیم و تربیت ما متحول شود، نظام آموزش و پرورش غیر از تکیه بر ارزشهای دینی که منشاء بسیاری از تحولها میباشد باید پایههای شکوفایی استعدادهای نسل جدی را ایجاد کندو به جای آنکه حفظ کردن درس را به آنها بیاموزد تحقیق و تحلیل کردن را یاد دهد تا نسل جوان بیاموزد که چگونه کار کند و مسائل و ابهامات علمی را با مشارکت جمعی حل کرده و با شناخت نیازهای علمی جامعه، به سازندگی در کشور شکلی نو ببخشد.