آقای مجتبی شاکری عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در جلسه هفتگی انصار حزبالله با اشاره به اینکه حرکت امام راحل حرکت در مسیر اندیشه دین و اهل بین و قرآن و اصول و ارزشهای اسلامی بود و همین موجب شد استقبال و بدرقهای برای ایشان صورت بگیرد که در تاریخ بیسابقه بوده است افزود: شاید در روی کره زمین استقبال و بدرقهای که از امام بزرگوار(ره) صورت گرفت، با این شکوه و عظمت برای هیچ انسانی اتفاق نیفتاده است. علت این موضوع را باید در حرکت ایشان در مسیر اندیشه قرآن، دین، اهلبیت و اندیشه انقلاب اسلامی و اصول و ارزشهای والای اسلامی جستجو کرد. اگر این موضوع را موشکافی کنیم که چرا حضرت امکان یکهتاز زمان خویش گردید و گفتمان امام را تحلیل کنیم به این حقیقت دست مییابیم که حضرت امام جامعه را در مقاطع مختلف و در فراز و فرودهای مختلف چگونه پیش میبرد و گفتمانهای دیگر قادر نیستند و سست و استحاله شدهاند و نمیتوانند با این انقلابی را که امام ایجاد کرد، حمل کنند و تنها گفتمان اصولگرایی است که میتواند این بار را به دوش بکشد.
موانع پنجگانه مقابل امام و امت
وی با بیان اینکه امام بزرگوار ملت را از خاکریزهای مهمی عبور دادند به پنج خاکریز مهم اشاره کر و گفت: اما بزرگوار برای اینکه گفتمان انقلاب اسلامی را به پیش ببرند، پنج مانع بزرگ را باید پشت سر میگذاشتند، موانعی که در زمان خودشان از گفتمانهای قوی آن زمان بودند ولی از نفس اماره بشر و اندیشههای نادرست و باطل برآمده بودند. اولین مانعی که مقابل امام بزرگوار بود اندیشهای لیبرال دموکراسی که طیف وسیعی از اندیشه سلطنتطلبان وابسته به غرب و چهرههای مذهبی ملیگرا که در قیافه نهضتآزادی ظهور بروز پیدا کرده بودند، بود. گفتمان انقلاب اسلامی باید بر این خاکریز پیروز بر میآمد تا بتواند راه خویش را پیدا کند.
مانع دوم خاکریز مارکسیستها و طیف اندیشه مارکسیستی بود که البته در زمانه ما موضوعیت ندارد چون با فروپاشی شوروی اسبق، اندیشه مارکسیستی هم رو به اضمحلال گذاشت و باید آن را در موزهها جستجو کرد. در کشور ما آن زمان حزب توده از قویترین و منسجمترین احزاب در کشور بود که مشی مارکسیستی داشتند. اینکه امام با گفتمان انقلاب اسلامی مردم را از این اندیشه عبور دهد، کار راحتی نیست. خیلیها گیر کردند و باقی و باقی ماندند و نتوانستند از این اندیشهها عبور کنند ولی امام عبور دادند.
سومین مانع و خاکریزی که امام پیشرو داشتند اندیشه التقاط بود. اندیشه التقاط با نفاق بدین معنی که شما چهره دین را میبینید و به ظاهر آیه قرآن و سخن اهل بیت میبینید ولی در پس این یک اندیشه منحرف و باطل خوابیده است. از گروهک آرمان مستضعفین تا فرقان مجاهیدن خلق همه در این بستر میگنجند. امام میبایست مردم را از این خاکریز عبور میداد و چقدر سخت و دشوار بود. اگر در روایات اسلامی آمده نفاق بدتر از کفر است، یعنی برخورد با نفاق و شناخت منافق و تاکتیکهای که به کار میبرند، کار مشکلی خواهد بود. منافقین (مجاهدین خلق) بسیاری از بزرگان را در قبل از پیروزی انقلاب فریب داده بودند.
خاکریز چهارم، خاکریز تحجر و قشریگری بود که انقلاب را به تمسخر میگرفتند و روحیه انقلابی را بر نمیتابیدند و اعتقاد داشتند باید بنشینم و منتظر باشیم تا منجی بیاید و به اصلاح بپردازد. امام مردم را از این خاکریز هم عبور دادند و بر گفتمان باطل قشریون غلبه کردند و در برابر جمعیتی عظیم ایستادند. خاکریز پنجم که بسیار مهم است، اندیشه سادهلوحی بود. در نامهی 6/1/68 حضرت امام خطاب به قائم مقام خودشان که از رفتار و پشتیبانی او از مهدی هاشمی انتقاد کرده بودند و از بیتی که کنترل نمیشد و محل عبور و مرور لیبرالها و ضد انقلاب بود، همچنین از مصرف وجوهاتی که باید رای اسلام و مسلمین خرج میشد ولی منافقین استفاده میکردند، امام یک به یک این موارد را بر میشمارند و در همانجا خطاب به منتظری میگویند: والله قسم، من با انتخاب بازرگان موافق نبودم، والله من به بنیصدر رأی ندادم، والله قسم من با انتخاب شما مخالف بودم. البته آن زمان هم افرادی نتوانستند با امام همراهی کنند و علیرغم اصرار اما مبنی بر انتشار نامه صدا و سیما نگذاشتند آن نامه در صدا و سیما خوانده شود.
عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در ادامه افزود: اما از خاکریزهایی مردم از عبور داد که خیلی از کسانی که قبل از او بودند، نتوانستند چنین کاری انجام دهند و خودشان در مهلکه گرفتار شدند. عبور دادن مردم توسط امام از این خاکریزهایی که در مقابل انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامی قد علم کرده بودند، مرحلهای بسیار، بسیار بزرگ و افتخارآمیز برای ملت ما بود.
ترفندهای دشمنان را در برابر گفتمان امام
ولی نباید تصور کنیم که استکبار که همه هویتش را انقلاب اسلامی به چالش کشیده است، به سادگی از این میگذرد و اجازه میدهد که گفتمان انقلاب اسلامی به پیش برود و همه موانعی که پیشرو دارد، درنوردد. آنها مقاومت خواهند کرد و این مقاومت به این شکل خواهد بود که در درون کسانی که در میدان انقلاب اسلامی هستند، بگردند و تفکرها و اندیشهها، راهبردها، رویکردها و رفتارهایی که نزدیکتر به خودش هستند، شکار کنند و از این شکار کردن برای خودش هاله امن درست کنند، یعنی گفتمان انقلاب اسلامی درگیر این موانع داخلی شود تا اینکه استکبار و تفکرش آسیب نبیند.
شاکری در ادامه به وقایع صدر اسلام اشاره کرد و گفت: آنچه که تاریخ اسلام اتفاق افتاد در فاصله پنجاه سالهای که از زمان ارتحال پیامبر عظیمالشأن اسلام تا قیام کربلا بود، بسیار مهم است. در زمان پیامبر اوسفیانها مظهر بتپرستی و شرک، نفاق و رویارویی مقابل ایشان بودند و پنجاه سال بعد از آن، همان کسانی که مظهر رویارویی مقابل پیامبر بودند، مظهر دین شدند و معاویه خودش را به عنوان امیرالمؤمنین در مقابل حسین بن علی (علیهماالسلام) میخواند. آنها که دین خویش را از طریق پیامبر و اهل بین عصمت و طهارت گرفتند، مگر میشود که بیایند و بگویند که امیرالمؤمنین معاویه و یزید شود و حضرت اباعبدالله هم بیاید و دین خویش را اثبات کند.
وی غفلت را جفا به امام، انقلاب و شهدا دانست و تصریح کرد: اگر غفلت کنیم، اندیشههای باطل و با پوشش لباس حق صحنهگردان میشوند و حقمداران، ولایتمداران و فرزندان راستین امام و مقام معظم رهبری باید انقلابی بودنشان را اثبات کنند. عبرت و آموزهای که در صدر اسلام اتفاق افتاد به ما میگوید که لحظه به لحظه باید توجه کرد انقلاب اسلامی که روی در روی کفر جهانی ـ که قرنها روی کره زمین حکومت کردند ـ ایستاده است، از مسیر منحرف نشود.
شاکری با اشاره به ترفندهای دشمنان در مقابله با گفتمان انقلاب اسلامی گفت: در غرب لابی صهیونیستها نشستهاند و جمعهای راهبردی تشکیل دادهاند و تحولات داخل کشور ما را رصد میکنند که چگونه حاشیه امن برای خود درشت کنند و در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمانسازی کنند تا اینکه بتوانند جلوی حرکت پرشتاب و حرکتی که میرود تا جهان را در نوردد و ملتها را بیدار کند و رو در روی استکبار قرار دهد، بگیرند. اما بزرگوار ما در زمان خویش این پنج خاکریز را طی کردند و محکم ایستادند و نگذاشتند انقلاب اسلامی آسیب ببیند.
عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران گفت: بعد از ارتحال حضرت امام(ره) اندیشههای پدید آمدند که این اندیشهها با زاویهای از گفتمان امام و انقلاب اسلامی قرار داشتند.
وی افزود: هیچ کس با سازندگی مخالف نیست، چون سازندگی از ابزار پیشبرد دین است و باید برای جامعه گشایش ایجاد شود و مسأله بهداشت، اشتغال، تحصیل، ازدواج، مسکن مردم باید حل شود ولی اینکه چگونه و با چه روشی و چه هزینهای این اتفاق بیفتد، مهم است. اگر شما آمدید روشی را اتخاذ کردید که در آن یک طبقه فن سالار درست شد و یک حزب (کارگزاران) به عنوان فنسالار در واقع از سرمایهدار، سرمایهگذار و کسانی که سرمایهشان را از کشور بردند، دعوت میکنند ولی با هزینهای که منجر به جا به جایی میشود. در حالی که تا قلب از این دوره مردان بزرگ جامعه رزمندگان، شهدا، جانبازان و کسانی که سینههایشان را در صحنههای خون و خطر سپر کردند، بودند.
شاکری تصریح کرد: ولی وقتی در دوره سازندگی قرار گرفتیم، اندیشه به صحنه آوردن سرمایهداران به گونهای دیگر رقم خورد و ما نتوانستیم آنها را به عنوان ابزاری جهت گفتمان انقلاب اسلامی به کار بگیریم.
افزایش فاصله طبقاتی از نتایج دوران سازندگی
وی افزایش فاصله طبقاتی را از نتایج دوران سازندگی دانست و گفت: آنها با ساز و کارهای که فراهم کردند، مرتباً از بدنه گفتمان انقلاب اسلامی تراشیدند و در جهات مختلف شرایط جامعه را به سمت و سویی بردند که فاصله طبقاتی عمیق و عمیقتر شد و هزینه رشد اقتصادی در کشور به قیمت فقیر شدن قشر عظیمی از اقشار جامعه شد و جامعهای که از دل هشت سال دفاع مقدس بیرون آمد، دچار یک بیهویتی در مقایسه با گفتمان مسلط گفتمان سازندگی از نوع معیارهای مقابل اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی بود، شد و جامعه به سویی رفت که شکاف طبقاتی اقشار ضعیف جامعه را تحت فشار قرار داد و بدین صورت شکاف طبقاتی جای عدالت اجتماعی قرار گرفت.
شاکری با بیان اینکه در این دوره سرمایهداران برای آوردن سرمایه خود برای ما شرط گذاشتند که به قول آنها سختگیریها را از جامعه برداریم افزود: سرمایهدارانی آمدند و برای ما شرط گذاشتند که ما به شرطی میآییم که وضعیت جامعه فلان بشود، رفت و آمد به خارج از شکور فلانطور باشد، سختگیریهای فلان نباشد و وقتی تعریف کاربردی از سختگیری ما میکردند، نوعاً معلوم میشد منظور همان ارزشهایی بود که در جامعه برای مردان دوران دفاع مقدس مطرح بوده است. آنها میخواستند همه آن ارزشها را فرو بریزند و شرایط دیگری را برای جامعه رقم بزنند.
حدیث ولایت، راهگشای تحلیل دوران سازندگی
عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با اشاره به حدیث ولایت و موضع مقام معظم رهبری گفت: من تحلیل هشت سال دوران سازندگی را ارجاع میدهم به بیان مقام معظم رهبری پس از گزارش آقای بشارتی از گشایش طرحهایی که در طول این مدت کلنگزنی شده و بخشی از آن انجام شده بود و بخش اعظم آن نیمهکاره ماند بود، عبارتی قریب به این مضمون میفرمایند که: همه این مطالبی که شما گفتید درست، ولی اگر عدالت اجتماعی محو بود، ارزنده است. عدالت اجتماعی مغر حرکت اقتصادی است. اگر عدالت اجتماعی از یک حرکت سازنده برداشته شود، دیگر چیزی باقی نمیماند. یعنی گفتمان انقلاب اسلامی ما که برای اجرای عدالت اجتماعی بود، در آن دوره متوقف شد و رو به افول رفت که چوب آن را هم خوردیم.
شاکری با اشاره به اینکه گفتمان سیاسی در دوم خرداد نتیجه هشت سال گفتمان سازندگی بود، افزود: دوره توسعه سیاسی، گفتمان بعدی بود که ایجاد شد و زاییده گفتمان سازندگی بدون عدالت بود و در واقع دوم خرداد زاییده حزب کارگزاران بود. حزب کارگزاران هم از دل دولت سازندگی بیرون آمد و آمد که بماند، چون حزبی نیست که از بیرون خود اعضای آزاد بگیرد و در واقع حزب بستهای است که فنسالاران در آن حضور دارند. مجموعه اینها برای مدیریت جامعه آمدند و آمدند که یقه سفیدهای جامعه باشند و از قبل این فنسالاری بتوانند جامعه را به سمت و سوی همان گرایشهایی که دارند ببرند.
وی با بیان اینکه دوم خرداد را کارگزاران بوجود آوردند، گفت: اگر در هشت سال دوره سازندگی عمق اندیشه فنسالاران کمتر آشکار شد، در هشت ساله دوره اصلاحات قویتر مشخص شد و کارگزاران سهم خود را از مدیریت دوم خرداد گرفتند و آنچه را که میخواستند دریافت کنند، گرفتند. بعدها از دل کارگزاران، حزب مشارکت بیرون آمد و دیگر احزاب دوم خردادی متولد شدند.
اندیشه جدایی دین از دولت زاییده تفکر کارگزاران
وی اندیشه جدایی دین و دولت را زاییده تفکر کارگزاران دانست و افزود: در واقع حزب کارگزاران، آن زاویه انحرافی را که در هشت ساله اول ایجاد شد، تکمیل کردند و گفتند که اصلاً اساس اینکه ما به سمت دولت مقدس برویم اشتباه است چرا که دین و دولت از یکدیگر جدا هستند و یک به یک اندیشههای سکولار، پلورالیسم و سیر کتابهای تئوریک ترجمه شده از خارج را آوردند و تمامی اینها شبهه در دین، معنویت، اندیشههای انقلابی وارد کرد.
شاکری گفتمانی را که افراطیهای دوم خرداد به وجود آورده بودند را جنگ تمام عیار با گفتمان انقلاب اسلامی دانست و افزود: یکی از تئوریسینهای آنها مبحث فتح سنگر به سنگر را مطرح کرد و به گونهای جنگ را آغاز کرد، آن هم یک جنگ تمامعیار مقابل گفتمان انقلاب اسلامی و آرمانهای امام و شهیدان. آنچنان گفتند فتح سنگر به سنگر که گویی به دشمن حمله کردهاند. منظورشان این بود که حالا که قوه مجریه را در اختیار داریم، بقیه مواضع قدرت را هم در دست خواهیم گرفت و مواضع قدرت را در شورای نگهبان، صدا و سیما، سپاه و بسیج و قوهقضائیه اعلام کردند. کمی که پیشتر رفتند، گفتند موضع اصلی قدرت اختیارات رهبری و قانون اساسی است و به سمت تغییر قانون اساسی گام برداشتند و با یک حرکت نرم و مخملی، یک دفعه از داخل جامعه و رأس قوه مجریه و مقننه حرفهایی زده شد که اینها تمام آرمانها را میتراشید و پایین میریخت و از انقلاب اسلامی چیزی جز یک پوست باقی نمیگذاشت و از آرمانهای امام و شهدا در آن خبری نبود.
شاکری با اشاره به پروژه نافرمانی مدنی در مجلس ششم گفت: کسانی که امروز تلاش میکنند در رأس قدرت قرار بگیرند و میخواهند انتخابات دهم را رقم بزنند، اینها در پزیسیون، اپوزیسیون اعمال کردند و خودشان در مجلس و دولت حضور داشتند ولی در جایگاه اپوزیسیون عمل میکردند. زمانی پروژه نافرمانی مدنی را رقم زدند، یعنی اینکه مردم بیایند و فشار بیاورند و با حرکتهای اجتماعی مخالف، اعتراض کنند که این آقایان بتوانند به خواستههایشان برسند و بدین ترتیب قوه قضائیه، شورای نگهبان، سپاه و بسیج و صدا و سیما و قانون اساسی را زمین بزنند و از دل قانون اساسی یک قانون اساسی بدون ستون فقرات یعنی بدون اصل ولایت فقیه در بیاورند.
تسخیر بالاترین قدرت، هدف دوم خردادیها
وی با اشاره به خیز دوم خردادیها و سنگر گرفتن پشت سر یک چهره موجه گفت: نباید تصور کرد که چهرهها عوض میشود. در گذر زمان اوقات و ایام به گونهای دیگر میشود و الان آنها خیز گرفتهاند برای اینکه بالاترین قدرت را به دست آورند. اینها باید بیایند و توبه کنند و بعد از توبه بروند و در کناری بنشینند، چون کسی که در آن جایگاه بلند با گفتمان انقلاب اسلامی این طور عمل کرد، لیاقت این را ندارد که در رأس قوه مجریه و در جایگاه مجلس بنشیند. انحراف خواص چیزی نیست که به سادگی بتوان از آن گذشت؛ به خصوص این که تکرار هم کردند. آنها پروژه خروج از نظام را کلید زدند و اینکه پروژهای طراحی بشود که همه مجموعه مدیران کشور فشار بیاورند به رهبری برای اینکه خواستههایشان عملی شود. یکجا استعفا بدهند و بگویند ما بار را زمین میگذاریم و به پیش نمیرویم الا اینکه شما به خواسته ما تمکین کنید. غائله 18 تیری که شکل گرفت و وزیر کشور وقت در آن بحبوحه تلفن همراهش را خاموش میکند و کسانی که باید این غائله را جمع کنند، تلاش ندارند که این غائله جمع شود. جماعتی را به راه میاندازند و شعار علیه حاکمیت و نظام و رهبری سر میدهند و حمایت هم میکردند، حاصل عملکرد آنهاست. شعار آزادی را آنقدر بسط دادند که عدهای شعار انهدام تمامی آرمانهای انقلاب را سر دادند. روزنامههای زنجیرهای آنقدر در اهانت به آرمانهای امام و شهدا و اصول و ارزشهای انقلاب دمیدند که حد را گذراندند و حتی با اهانت به حضرت سیدالشهدا و قضایای کربلا، به حضرت صاحبالزمان هم معترض شدند.
افشای چهره افراطیون با استفاده از کلام رهبری
شاکری افشای چهره واقعی افراطیون برای نسل جوان را در گروه مراجعه آنها به «حدیث ولایت» مقام معظم رهبری دانست و گفت: امروز که در گرماگرم انتخابات ریاست جمهوری دهم هستیم اگر بخواهیم برای نسل جوان چهره واقعی اینها را بازخوانی کنیم تا در صحنههای خطیر انقلاب آنان را بشناسند باید آنان را ارجاع دهیم به حدیث ولایت. جایی که مقام معظم رهبری در مصلای تهران، در اعتراض به رفتاری که اینها در روزنامههایشان در اهانت به اصول و ارزشهای انقلاب داشتند و اهانت به جایگاه رهبری و ولایت میکردند، چنین بیان فرمودند: اگر فکر کردید اینجا زمان امام حسن(ع) خواهد شد، چنین اتفاقی نخواهد افتاد، اگر اتفاقی بیفتد، کربلا خواهد شد. یعنی اگر فکر کردید شما میتوانید با این طراحی کودتای یلتسینی که آمریکا و صهیونیستها در شوروی سابق عمل کردند و آن مجموعه را فرو پاشیدند، بدین صورت که دستگاه اطلاعاتی و نیروهای نظامی آن را تضعیف کردند و رسانهها شرایط آشوب و آشفتگی ایجاد کردند، همان مدل را پیاده کنید، چنین چیزی نخواهد شد و من تا به آخر ایستادهام.
لزوم شفافسازی مهندس موسوی
عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران با بیان اینکه میرحسین موسوی باید موضع خود را مشخص کند، افزود: همین افراطیون دوم خردادی که الان در پس پرده تصمیمگیرنده اصلی هستند، آقای میرحسین موسوی باید موضعش را در قبال اینها مشخص کند. یا افراطیون دوم خرداد نمیدانند با چه کسی موافقت کردهاند، یا اینکه مواضع آقای میرحسین پنهان است و ما نمیدانیم، یا اینکه مواضع اینها با یکدیگر منطبق است. افراطیون دوم خردادی که گفتمان انقلاب اسلامی را منحرف کردند و به سمتی رفتند که دشمن را تحریض و تحریک کردند و تا آنجایی پیش رفتند که وزیر امور خارجه وقتشان برای بوش نامه نوشت که اگر شما به ما قطعات هواپیما بدهید و این تحریم ما را بردارید، ما در قضایای خلع سلاح حزبالله و حماس با شما همکاری میکنیم! با کدام اجازه؟! آمریکایی که امام او را به سگی تشبیه کرده که اگر جلوی آن ایستادی به عقب میرود ولی اگر فرار کردی دنبالت میکند. آنها با این کار به آمریکا جرأت دادند که بیاید برای ما شرط تعیین کند و آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا برای ما شرط بگذارد که برای مذاکره باید چند چیز را کنار بگذارید و قانونی اساسیتان را با قوانین بینالمللی تنظیم کنید. شورای نگهبان و قوه قضائیه و بسیج و صدا و سیما غیر دموکراتیک هستند. چه کسانی به آلبرایت جرأت دادند؟! شما که در مقابل آمریکا زبون بودید و مثل اینکه یقهتان را گرفته بودند، داشتید خفه میشدید، حالا میخواهید بیایید در این دورهای که کسانی مثل سید حسن نصرالله و احمدینژاد یقه آمریکا را گرفتهاند و دارند او را خفه میکنند، مردان این جامعه باشید!
وی با اشاره به نامه 135 نماینده مجلس ششم مشهور به جام زهر به مقام معظم رهبری، این نامه را مصداق خفت و زبونی عنوان کرد و گفت: اگر همین الان نامه جام زهری که هماهنگ کردی و امضاء کردید، برای مردم روی سایت قرار دهند مردم نگاهتان هم نمیکنند، چون لیاقت آن نگاه را هم ندارید. در آن نامه شما تحلیل کردید و گفتید آمریکا آمده و همسایه شرقی و غربی ما شده است و افغانستان و عراق را اشغال کرده است و صدام را هم تحت فشار قرار داده است. گفتید که در این مملکت استبداد است و استبداد از سوی نهادهایی است که زیر نظر رهبری هستند و اگر از اینها دست برنداریم، آمریکا تهدید کرده است که وارد عمل میشود و مردم هم از استبداد به متجاوز پناه میبرند، و بدین صورت رهبری جامعه اسلامی را با جامعه صدامی مقایسه کردید و بعد هم در ادامه نامهتان گفتید اگر تحلیل ما را قبول ندارید، همانطور که امام جام زهر را نوشید، شما هم به عنوان جام زهر تلقی کنید!
وی در ادامه افزود: اینها حالا میخواهند در رأس مملکت قرار بگیرند. مردم و بچههای انقلاب خون دلها خوردند تا دوم خردادی را که با شعار درود بر سه سید فاطمی مردم را گول زد فریب داد، تفکر باطل شما، آشکار شود و امتحان خویش را در مقابل آمریکا پس بدهید. شما که به عنوان شرمندگان رفتید با گروگانهای لانه جاسوسی آمریکا ملاقات کردید، از فلسطینیان و سیدحسن نصرالله دفاع نکردید بلکه او را محکوم کردید. بچههای انقلاب و فرزندان انقلاب خون دلها خوردند تا ابعاد و تفکر و گرایش شما برای مردم مشخص شود. حالا توقع دارید مردم بیایند غفلت کنند! از گفتمانی که ملت ما از عمق جان آن را آرزو میکند.
وی آغاز بازگشت مردم و جامعه را به سمت گفتمان صلی انقلاب یعنی اصولگرایی را از انتخابات شورای شهر دوم دانست و تصریح کرد: مردم ما به مظلومیت تفکر امام پی بردند و از شوراهای دوم شهر آرای مردم به سمت بچههای انقلاب سرازیر شد. در مجلس هفتم و هشتم، ریاست جمهوری نهم و شوراهای سوم، ملت به سوی گفتمان امام گام برداشت.
شاکری خطاب به اصلاحطلبان گفت: شما ادعا کردی رأی دارید و مانع شما نظارت شورای نگهبان است ولی این ادعایتان هم باطل شد و دیدیم که در انتخابات شورای دوم و سوم که طبق قانون، نظارت شورای نگهبان در آن نیست، مردم به شما رأی نداند. کاندیدای اختصاصی شما در انتخابات نهم ریاست جمهوری که توانست با حکم حکومتی مقام معظم رهبری جزو کاندیداها بماند، مگر چقدر رأی داشت؟ مگر چه چیزی در چنته دارید که به مردم عرضه کنید؟ در چهار سال خدمت ریاست جمهوری و شش سال مجلس اصولگرا، فهرست مطولی از خدماتی که بچههای معتقد آرمانهای امام و انقلاب انجام دادند، پیش روی ماست. ما امروز در مقابل دشمنان عزتمند و سرافرازیم.
گفتمان امام و انقلاب، مایه عزت و موفقیت
شاکری با اشاره به عزت و سربلندی و موفقیت انقلاب اسلامی در سراسر دنیا گفت: امروز ما یقه دشمنان را گرفتهایم، چه کسی امروز تردید دارد حزبالله لبنان که فرزندان امام و انقلاب هستند آنچنان یقه صهیونیستها را گرفتهاند که نمیتوانند تکان بخورند، امروز حماس برای رژیم صهیونیستی شرط تعیین میکند، امروز جمهوری اسلامی برای آژانس شرط تعیین میکند. گذشت آن زمانی که یک سفیر آمریکایی در این شکور بر شاه فرمان میراند. اینها همه ثمره گفتمان انقلاب اسلامی است که عزت را ایجاد کرد.
وی در پایان، انتخابات دهم را رویارویی گفتمانها دانست و افزود: باید شفافسازی کنیم و حرفهای اساسی بزنیم. برخی از افراطیون دوم خردادی گفتهاند اگر چهار سال دیگر احمدینژاد و گفتمان اصولگرایی ادامه پیدا کند، دیگر جایی برای ما نیست چون این ملت در صدد تحقق زمینه ظهور هستند و منتظرند تا منجی عالم بشریت بیاید و این را هر صبح و شام در دعای فرج با صدای بلند فریاد میزنند.
شاکری "زمزمه دولت وحدت ملی" را "سهمخواهی از انقلاب" دانست و گفت: "انقلاب اسلامی و آرمانهای آن قابل معامله نیست و اینها باید به خاطر عملکردشان که باعث تحریض دشمن شده، پاسخگو باشند؛ نه این که سهم هم بخواهند.
عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران درباره نامزدی "محسن رضایی" که سوال یکی از شرکتکنندگان جلسه بود، گفت: وقتی مجموعه اصولگرایان با وحدت میتوانند آرای بیشتری کسب کنند، کاندیدا شدن هر فرد با هر عنوان که از آرا بکاهد، عملی خبط، و خطاست و ایشان نباید در انتخابات ورود میکردند. چرا که ایشان از سرمایههای دفاع مقدس هستند و باید جایگاه خود را حفظ کنند.
شاکری در پاسخ به این سوال که نقش هاشمی رفسنجانی در انتخابات دهم ریاست جمهوری را چگونه ارزیابی میکنند، گفت: به مواضع حزب کارگزاران اشاره کردم و در این انتخابات هم همین مواضع وجود دارد و جا دارد که ایشان بخواهیم یک بار دیگر جریان دوم خرداد را تحلیل کنند.