ساخت استحکامات مرزى توسط ارتش
با شدت گرفتن اختلافات ارضى ایران و عراق بر سر مسئله مرز آبى و حقوق کشتیرانى دو کشور در اروندرود، سرانجام موافقت نامه الجزایر در سال 1975 م (1353 ش) به امضاى طرفین رسید و تقریبا اختلافات پایان یافت. اما از همان زمان، با توجه به اینکه اوضاع منطقه چندان ثباتى نداشت و عراق هم در دعاوى ارضى خود، بیشترین تاکید را در مورد اروند رود مىکرد، تدابیر دفاعى جهت جلوگیرى از تجاوزات احتمالى عراق در منطقه خرمشهر و اهواز مورد مطالعه قرار گرفت. پس از بررسى و مطالعات زیاد، سرانجام ایجاد استحکامات در آن منطقه مرزى و استقرار نیروهاى تامینى به منظور کند یا متوقف کردن دشمن و پیش بینى یک نیروى ضربتى کافى براى عکسالعمل سریع در مقابل نیروهاى دشمن متجاوز و انهدام آنان (به عنوان یک عامل بازدارنده) انتخاب شد و در اولین قدم، طرح ایجاد تاسیسات دژ طلائیه تا شلمچه تهیه گردید. بر اساس این طرح، سه خط دژ شامل خط اول به تعداد 29 دژ در فاصله سه کیلومترى از خط مرز بینالمللى دو کشور، خط دوم به تعداد 18 دژ در فاصله شش کیلومترى و خط سوم به تعداد 12 دژ در فاصله 9 کیلومترى از مرز احداث شد. هر دژ شامل دو سکوى جنگ افزار ضد تانک، یک موضع تیربار سنگین و یک پناهگاه براى نفرات بود و یک گردان ویژه به نام گردان دژ براى نگهدارى این موضع سازمان داده شد که قسمت اصلى این گردان هم شامل 120 دستگاه تفنگ 106 م م ضد تانک و حدود 1300 نفر نیروى انسانى بود.
اولین درگیرىهاى ارتش با نیروهاى عراقى در خرمشهر
از اوایل سال 1358، درگیرىهاى پراکندهاى بین پاسگاههاى مرزى ایران و عراق روى داد که گزارش این درگیرىها از طریق فرماندهان ارتش در آن منطقه به مقامات بالاتر ارسال مىشد. در اوایل شهریور ماه 1359، این درگیرىها شدت بیشترى یافت و این درحالى بود که نیمى از توان ارتش جمهورى اسلامى ایران در منطقه شمال غرب مشغول نبرد با عناصر ضد انقلاب و گروهک هاى مختلف بود و حوادث ناشى از انقلاب، تسویه نیروهاى نظامى بخصوص فرماندهان ارشد، کاسته شدن دوره خدمت سربازی، جابجایى نیروها و عوامل متعدد دیگر، قدرت دفاعى ایران را بسیار کاهش داده بود. در 16/6/1359 منطقه خان لیلى به تصرف ارتش عراق درآمد و چند روز بعد، منطقه میمک، پاسگاههاى رشیدیه، چیلات، بیات و ارتفاع گیسکه اشغال شد.(1)
با وقوع این حوادث که نشان از احتمال حمله سراسرى عراق بود، نیروى زمینى ارتش جمهورى اسلامى ایران، یک طرح عملیاتى پدافندى تهیه و به لشکر 92 زرهى خوزستان ابلاغ کرد که بر اساس این طرح، لشکر 92 زرهى در منطقه خوزستان مىبایست پدافند نموده، پیشروى دشمن را سد کرده و پس از وارد کردن لشکرهاى 21 پیاده از تهران و 16 زرهى از قزوین به منطقه جنوب، آفند متقابل علیه دشمن را آغاز مىکرد.(2)
لشکر 92 زرهى که در این زمان به دلیل درگیرى با مشکلات عدیده و اوضاع کشور، کارآیى رزمى آن تقلیل رفته بود، با دریافت ماموریت مذکور در 20 شهریور ماه، به گردان دژ که آن نیز در این زمان کارآیى خود را در سطح وسیعى از دست داده بود دستور داد دژهاى مرزى را از شماره 1 تا 19 اشغال کرده و تیپ یک زرهى خود را به همراه یک، یکان توپخانه 175 م م به منطقه عمومى خرمشهر تغییر مکان دهد. پاسگاه هاى مرزى ژاندارمرى نیز به وسیله پاسداران تقویت و دفاع از خرمشهر و آبادان به عهده منطقه سه دریایى ارتش جمهورى اسلامى ایران و نیروهاى مردمى مستقر در این منطقه محول شد. اما در مجموع، کلیه این اقدامات به هیچ وجه نمىتوانست جوابگوى تهدیدات وسیع دشمن باشد و در 31 شهریور ماه، درحالى که درگیرى در کلیه پاسگاههاى مرزى دو کشور در سراسر خط مرز ایران و عراق ادامه داشت، نیروى هوایى عراق به طور غیر منتظرهاى اکثر پایگاههاى نیروى هوایى ارتش جمهورى اسلامى ایران از غرب ایران تا خوزستان، فرودگاه مهرآباد و شهرهاى اهواز، آبادان، آغاجارى و خرمشهر را مورد حمله قرار داد و نیروى زمینى آن کشور نیز آفند عمومى خود را در اکثر مناطق مرزى ایران آغاز کرد.
درگیرىهاى همه جانبه ارتش با نیروهاى عراقى در خرمشهر
هجوم نیروهاى متجاوز عراقى به سمت خرمشهر از سه محور آغاز شد: 1 - محور تنومه، شلمچه، خرمشهر 2 - محور بصره، پاسگاه زید، ایستگاه حسنیه (کیلومتر 40 جاده خرمشهر - اهواز 3 - محور نشوه، کوشک طلائیه، جفیر. اما با همه اوضاع حاکم بر نیروهاى جمهورى اسلامى ایران در آن زمان، پایدارى تاریخى و سرسختانه این نیروها، تصرف خرمشهر براى نیروهاى عراقى با دشوارى مواجه شد و آنان مجبور گردیدند که براى تصرف خرمشهر، برخلاف سایر مناطق، بهاى سنگینى را بپردازند. با تلاش نیروهاى باقیمانده گردانهاى دژ و 165 مکانیزه و گردان 232، یکانهایى از دانشجویان دانشکده افسری، تکاوران نیروى دریایی، خلبانان نیروى هوایى و هوانیروز ارتش جمهورى اسلامى ایران، تلفات سنگینى بر نیروهاى دشمن که در حدود یک لشکر زرهى بسیار مجهز بودند وارد گردید و نیروهاى مهاجم توانستند فقط تا شش کیلومترى شمال و غرب خرمشهر پیشروى کنند. این وضعیت تا روز بیستم جنگ (19 مهرماه) ادامه یافت و نیروهاى عراقى که از رسیدن به اهداف بلند پروازانه خود یعنى اشغال خوزستان و پیشروى به سمت تهران و ساقط کردن نظام تازه تاسیس جمهورى اسلامى ایران بازمانده بودند، تصمیم گرفتند که خرمشهر را از سمت شرق هم مورد تهدید قرار داده و آبادان را تصرف کنند. لذا با استقرار پل شناور بر روى رود کارون از این رودخانه عبور کرده و جاده هاى بسیار مهم اهواز - آبادان و آبادان - ماهشهر را قطع کردند. با تلاش دلیرانه نیروهاى گردان 153 پیاده از لشکر 77 خراسان و کمک چشمگیر نیروهاى مردمی، نیروهاى متجاوز نتوانستند به تصرف آبادان بپردازند و رویاى تصرف این شهر از سوى عراقىها براى همیشه نقش بر آب شد. اما سرانجام با توجه به حجم انبوه نیروهاى دشمن، توان نیروهاى جمهورى اسلامى ایران در مقابل فشار روزافزون آنان رو به تحلیل رفته و با تحمل تلفات بسیار سنگین، در روز چهارم آبان ماه 1359، خرمشهر پس از 35 روز مقاومت به اشغال نیروهاى عراقى درآمد.
ارتش و آزاد سازى خرمشهر
پس از اشغال خرمشهر توسط نیروهاى متجاوز عراقی، از آذرماه نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران تلاش خود براى بیرون راندن دشمن از این منطقه را آغاز کردند. عملیات نصر که در 15 دى ماه انجام شد، اولین اقدام آفندى در مقیاسى نسبتا وسیع بود که با مشارکت لشکر 16 زرهى قزوین (دو تیپ زرهی) و عناصرى از لشکر 92 زرهى کرخه کور به مرحله اجرا درآمد و هدف آن بیرون راندن دشمن از مواضع کرخه کور و تصرف پادگان حمید بود. تقریبا همزمان با همین عملیات، عملیات آفندى دیگرى به نام توکل در منطقه سرپل دشمن در شرق کارون طراحى و اجرا شد که در 20 دى ماه با هدف بیرون راندن نیروهاى متجاوز به غرب کارون و رفع محاصره آبادان انجام شد. سپس در طول سال 1360 عملیاتهاى متعددى با مشارکت همه نیروهاى جمهورى اسلامى ایران در منطقه خرمشهر - آبادان طرح ریزى و اجرا گردید که معروف ترین آنها عملیات پیروزمندانه ثامنالائمه(ع) در مهرماه 1360 بود و منجر به شکست محاصره آبادان شد. با پیروزى نیروهاى جمهورى اسلامى ایران در عملیات ثامنالائمه(ع) و عملیات طریق القدس که در آذرماه 1360 در جناح شمالى منطقه اهواز- خرمشهر انجام شد و همچنین عملیات فتحالمبین در فروردین ماه 1361، برنامه ریزى جهت آزاد سازى خرمشهر آغاز گردید و سرانجام یگانهاى ارتش جمهورى اسلامى ایران، با مشارکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نیروهاى مردمى در دهم اردیبهشت ماه 1361، عملیات بیت المقدس را جهت رسیدن به هدف اصلى خود (آزادسازى خرمشهر)، اجرا کردند.
نیروهاى شرکت کننده ارتش جمهورى اسلامى ایران در این عملیات شامل یگانهاى نیروى زمینى به فرماندهى سرهنگ شهید على صیاد شیرازى (لشکر 21 پیاده حمزه، لشکر 16 زرهى قزوین، لشکر 92 زرهى خوزستان، تیپ 58 ذوالفقار، تیپ 55 هوابرد، تیپ 23 نیروهاى ویژه، تیپ سوم پیاده 23 نیروهاى ویژه، تیپ 37 زرهی، تیپ سوم پیاده لشکر 77، گروه 33 توپخانه (5 گردان)، گروه 22 توپخانه (5 گردان)، گروه مهندسى زرهى و ...)، نیروى هوایى ارتش جهت پشتیبانى عملیات و نیروى دریایى ارتش جهت تقویت امکانات عبور از رودخانه بودند که با ابتکار عمل شهید صیاد شیرازی، این نیروها با نیروهاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ترکیب شده، قرارگاه مشترک عملیاتى تشکیل دادند و توانستند با پیروزى کامل، خرمشهر را از دست متجاوزان آزاد کنند.
در پایان، جهت بیان گوشه اى از نتایج بسیار مهم این عملیات، به نقل بخشهایى از سخنان شهید سپهبد صیاد شیرازى که به مناسبت این عملیات بیان شده است مىپردازیم. امیر الشهداى نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران مىگوید: سوم خرداد سال 1361، یادآور تجلى اراده و غرور ملتى مسلمان و آزاده در آزاد سازى خونینشهر است... اهمیت فتح خرمشهر یا بهتر بگوییم شهرى که به تعبیر امام(ره)، خدا آن را آزاد کرد، در این است که به عمق این پیروزى عظیم پى ببریم. دلشادى امت اسلامى و نشاط رزمندگان اسلام، به اسارت افتادن حدود بیست هزار نفر از لشکریان کفر، دستیابى به غنایم فراوان جنگی، وارد کردن هزاران نفر تلفات به دشمن، افزایش عزت و اقتدار جمهورى اسلامى در رسانه هاى گروهى بین المللى و از هم پاشیدن شیرازه سپاه خصم، همه آثار ظاهرى این نصرت الهى بود و اهمیت این فتح بزرگ در این است که بدانیم چگونه قلت بر کثرت غلبه کرد... فوران اخلاصها در وجود رزمندگان اسلام اعم از ارتشی، سپاهی، بسیجی، جهادگر و مزین به حضور روحانیت، زمینه ساز نصرت خدا گردید....(3)