جامعهشناسان معتقدند که پایههای هر جامعه، ریشه در ارزشها و نظام عقیدتی آن دارد. بنابراین برای تضعیف هر جامعه، کافی است تا فرهنگ آن را تضعیف کرد. با این کار افراد جامعه از خود بیگانه شده و برخلاف آنچه که حقیقت فرهنگی آنها را تشکیل میدهد، رفتار میکنند.
دشمن برای حملات فرهنگی، نیاز به ابرازها و وسایل کار آمد داشت. بنابراین همانطور که لازمه حملات نظامی ابزار و آلات جنگی است، لازمه تهاجم فرهنگی نیز وسایلی است تا گلولههای زهرآگین فرهنگی دشمن از ماهوارهها گرفته تا اینترنت، رادیو و توزیع کتابهای ضد فرهنگی و دگراندیشی به براندازی نظامهای مخالف و تضعیف و آنها مبادرت ورزد. میتوان گفت خانواده کانون توجه حملات ابزارهای مدرن تهاجم فرهنگی است و با تضعیف آن بسیاری از اهداف تهاجم فرهنگی محقق میشود. با نگاه به کارکردهای گوناگونی را بر عهده دارد که البته چگونگی این کارکرد و شدت عملکرد آنها در فرهنگهای گوناگون متفاوت است. محورها و مفاهیم کلیدی این مقاله عبارتند از، تعریف تهاجم فرهنگی و مفاهیم آن، ابزارهای تهاجم فرهنگی، حوزههای تاثیر تهاجم فرهنگی و حجم سرمایهگذاری دشمن در این زمینه.
تعریف تهاجم فرهنگی
این کلمه از سه قسمت تشکیل میشود، یکی تهاجم به معنای هجمه، شبیخوان، هیاهو و غوغا که به وسیله «مهاجمین فرهنگی» صورت میگیرد و دیگری فرهنگ که واژهای فارسی و مرکب از دو جز «فر» و «فرهنگ» است «فر: پیشوند و بر معنای جلوه و شکوه و «هنگ» به آن مکتبی گفته میشود که دسته و گروهی به مجموعه آن معتقدند و انجام آن را برای خود لازم میدانند. البته مقوله فرهنگ مقوله وسیعی است که در اطراف آن بسیار بحث شده است. اما به صورت اجمالی میتوان فرهنگ را این گونه تعریف کرد: «فرهنگ عبارت است از مجموعه مایههایی که رفتار او را از رفتار حیوانات مشخص و ممتاز میسازد» و دارای سه بخش اصلی است:
شناختها و باورها، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها.
به طور کلی حرکتها و مجموعه اقدامهای آگاهانه و هدفمند دشمنان نظام برای تغییر آگاهیها، گرایشها، تمایلات و رفتار اغلب اکثریت مردم جامعه را با هدف دورسازی این آگاهیها، تمایلها و رفتارها در حوزه جهانبینی اسلامی به حوزه جهانبینی دشمن را تهاجم فرهنگی مینامیم.
ابزارهای تهاجم فرهنگی
1ـ خرده نظامهای تشکیل دهنده نظام اجتماعی غرب 2ـ علوم انسانی که در لابهلای مباحث خود جهانبینی و ارزشهای خاص آن نظام نهفته است 3ـ تکنولوژی که بیشتر از جنبه عدم حضور متعادل علمی در تامین کالاها و خدماتی اعم از نیازهای مادی و معنوی مطرح است 4ـ کالا و خدمات از آن جهت که عامل به هم زدن تعادل در تخصیص منابع انسانها در حوزه نیازها و تحرک نیازهای جسمی 5ـ نظام اطلاعرسان، اطلاعرسانی جهتدار بوده و در خدمت گسترش جهانبینی مادی است 6ـ نظام تبلیغاتی که نقش تهدیدی و بحرانآفرین آن در جوامع در حال توسعه به خوبی آشکار است.
ابعاد تهاجم فرهنگی
گر چه در ابتدا به نظر میرسد تاثیرات مخرب تهاجم فرهنگی در محدوده تخریب فرهنگ جامعه اثر خواهد گذاشت اما از آن جهت که حوزه فرهنگ مثل خاک در کشاورزی بستر عمومی رشد گیاهان مختلف است فرهنگ نیز بستر رشد و تحول در تمامی حوزههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی است لذا باید از رهگذر تاثیرات مخرب فرهنگ مهاجم روی مسائل مختلف جامعه و آثار مختلف آن را مورد ارزیابی قرار داد. آثار این پدیده همانطور که در بالا اشاره شد در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که به اختصار به بررسی برخی موارد آن اشاره خواهد کرد.
بعد اجتماعی فرهنگی
جامعهای که درصدد استقرار یک نظام فکری جدید است باید نظامهای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... را طراحی و به اجرا در آورد و به موازات آن بستر فرهنگی جامعه را برای استقرار این نظامها آماده سازد و لذا ناچار است بهترین و بالاترین استعدادهای انسانی جامعه را به حوزههای نظریهپردازی و طراحی این نظامها بویژه حوزههای علوم انسانی شاخههای فرهنگی هدایت نماید اما به واسطه مجموعه کارکردهای تهاجم فرهنگی که یکی از نتایج آن برجسته شدن نقش تامین نیازهای مادی و جسمی انسانها از رهگذر نشان دادن نمادهای ظاهری جامعه پیشرفته غربی است.
معمولا در جوامعی که تهاجم فرهنگی آثار خود را تثبیت نموده جامعه موجود به رشتههایی که پاسخدهنده نیازهای جسمی و مادی است پاداش بیشتری میدهد و لذا استعدادهای درخشان بیش از اندازه نیازها است و این تخصصها به سمت رشتههای فنی و مهندسی و پزشکی هدایت میشوند این پدیدهها همه کشورهای جهان سوم آسیب وارد میکند و چون این جوامع مسیر توسعه منطقی خود را نمیتواند طی کنند استعدادهای درخشان امکان جذب در جامعه را پیدا نکرده و زمینه برای مهاجرت آنها به کشورهای توسعه یافته فراهم میگردد و دور توسعه سریعتر کشورهای پیشرفته و کاهش سرعت تحولات توسعه یافته فراهم میگردد.
اما این پدیده برای جامعه و انقلاب اسلامی که نیازمند تعریف و تبیین نظامهای جدید اجتماعی است بسیار خطرناکتر و مجذوبتر است نمود واقعی عملکرد این پدیده در جامعه پر شدن خلاء عدم حضور شخصیتهای بزرگوار چون شهید بهشتی، استاد مطهری و دکتر شریعتی است و این در حالی است که به دلیل مازاد نیروهای فنی مهندسی پزشکی، بحث خدمات پزشکی و فنی و مهندسی به سایر کشورهای جهان سوم را مطرح کردهایم و تعداد زیادی از نیروهای متخصص کم تعهد زمزمه رفتن به کشورهای پیشرفته را مطرح میکنند.
مدرکگرایی و کاهش انگیزه کسب دانش و مهارت نیز یکی دیگر از آثار تهاجم فرهنگی میباشد مدرک تحصیلی 48 درصد از شاغلین بخش صنعت هیچ ارتباطی با شغل آنها ندارند و 45 درصد نیز ارتباط بسیار کمی با شغل آنها دارد و کمتر از 25 درصد فارغالتحصیلان دانشگاهها هم اکنون در رشتههای مربوط به تخصص خود اشتغال دارند. روحیه بیعلاقگی به تحصیل و آموزش در دانشگاهها هم اکنون مسئلهای عمومیت یافته است دانشجویان عموما با کمبود حجم درس و ساده بودن آن به پایین بودن کیفیت موافقت دارند و در برابر چنین امری نه تنها مخالف بر نمیخیزند بلکه در صورت امکان گذراندن همان درس با استادی دیگر ولی با کیفیت بالاتر، توجه نشان نداده انتخاب شغل نیز از بدو ورود دانشگاه در درجه دوم و سوم در بعد زمینه آموزشی در دانشگاه قرار دارد.
تاثیر تهاجم فرهنگی بر الگوی مصرف
بر خلاف روزگاری که مصرف کالاهای خارجی ضد ارزش به شمار میآمد اکنون به گونهای مصرف آنها رواج یافته که حتی کالای بنجل یا فاسد خارجی بابهای گران از سوی مصرفکننده خریداری شده و مصرف آن بر کالای مشابه تولید داخلی و ترجیح داده میشود. واردات نزدیک به 30 میلیون کالا به کشور در هر سال علاوه بر نشان دادن گسترش مصرف داخلی و رای امکانات تولید درونی و اقدامات گوناگون بخش تجاری کشور برای تداوم واردات کالاهای خارجی بیانگر ترجیح مصرفکننده به آن نیز میباشد مقدار مصرف کالاهای وارداتی نیز نشان میدهد که مسئله فقط مربوط به خانوادههای اشرافی و پولدار و سرمایه دار نیست بلکه لایههای اجتماعی گستردهای که گاه خانوارهای واقع در زیر خط فقر در آن مشاهده میشود نیز چنین رفتار مصرفی دارند.
ابعاد اقتصادی تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی در بعد اقتصادی موجبات آسیبرسانی به توسعه پایدار در کشور میشود. توسعه پایدار به معنای تداوم بلند مدت رشد و توسعه اقتصادی بدون تخریب محیط زیست و توجه به نسلهای بعدی است. وقتی در جامعهای رشد بلند مدت اقتصادی حاصل میگردد که دو عنصر امنیت و ثبات برای تصمیمگیران اقتصادی تامین شود و ثبات سیاستها در تمامی حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی تجلی پیدا کند که جامعه با تکیه بر اصول مکتب اسلام این نظامها و حوزهها را تعریف عملیاتی میکند.
نقش آسیب تهاجم فرهنگی این است که آمادگی و همراهی را برای استقرار نظامهای متکی به اصول اسلامی از جامعه و بخصوص نسل جوان گرفته و اجازه نمیدهد این نظامهای اجرایی مستقر شوند و تصمیمگیران اقتصادی تکلیف خود را بدانند و براساس آن بین منافع شخصی و منافع اجتماعی تعادل برقرار سازند. در چنین شرایطی مردم در جستجوی فعالیتهای با بازده کوتاه مدت میروند و سرمایهگذاریهای بلند مدت تولید کاهش پیدا میکند و چون از یکطرف متاثر از تهاجم فرهنگی توقعات مردم از دولت بالا میبرد و از سوی دیگر اقتصاد جامعه دچار تورم و رکود میگردد، نارضایتی مردم از مسئولین افزایش یافته و خطر سست شدن رابطه مردم با عناصر کلیدی نظام فراهم میگردد.
روابط اقتصادی مجموعه روابط انسانها با هم و منابع طبیعی و ابزارهای تولیدی کالاها و خدمات مورد نیاز و مصرف جامعه را در بر میگیرد، در واقع روابط اقتصادی چیزی نیست جز جنبههای مادی فرهنگ که از جمله ابزار ـ فنون ـ وسایل ارتباطی و وسایل خانگی و... که تمام جنبههای زندگی ما را به شدت و به طور بیسابقهای احاطه نموده و باعث تغییراتی در فرهنگ ما گردیده است اما امروز چنین عناصری به عنوان بخشی از تهاجم فرهنگی غرب نادیده گرفته میشود. رواج فرهنگ سرمایهداری که شامل تحملگرایی، فزونخواهی، مالاندوزی، گرانفروشی، احتکار، خالی کردن بازارها و انباشتن انبارها، فریزرها، یخچالها، اجناس و اوراق عمومی و... از آثار اقتصادی تهاجم فرهنگی میباشد. آری!
در تهاجم فرهنگی منظور تسلط بر تن نیست بلکه شکار قلب و دل است. تهاجم فرهنگی در محدوده لباس، آرایش، وسایل زندگی، مسافرت و رسم ازدواج معمول جامعه خلاصه نمیشود بلکه تهاجم فرهنگی در جهت تغییر اصل زندگی است. در تهاجم فرهنگی منظور تنها تهیه بردن سرمایه مواد خام به کشورهای صنعتی نیست و باز هم تنها تهیه بازار مناسب فروش محصولات و مصنوعاتشان نیست، مقصود تغییر فضای فکری جامعه است. پس تهاجم فرهنگی مسئلهای است کلیدی و دفاع در برابر آن مسئولیتی است همگانی بخصوص دولت اسلامی، گسترش فرهنگ به زیباترین و بهترین صورت میباشد، اسلام آموزش دانش و علم را بر هر فرد مسلمان لازم دانسته و دولت اسلامی را نسبت به تهیه مقدسات آن ملزم ساخته است.
در اینجا این پرسش پیش میآید که با این همه تاکید اسلام بر تحصیل علم و گسترش دانش چرا مسلمانان در این مسئله دارای انحطاط و در این مرحله از عقبماندگی قرار دارند؟ با مراجعه و دقت به تاریخ مسلمانان روشن میشود که مبداء عقبماندگی مسلمین از هنگامی است که از پیروی دستورات سازنده و حیاتبخش اسلام سرباززده و اصالت خود را فراموش کردند و با غرق شدن در دنیای مادیات و انحطاط فکری، فرهنگ درخشان خویش را زیر پا نهادند تا قبل از بروز انحرافات فکری در آنان به اعتراف دانشمندان و محققین تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلام بر جهان سیطره داشت و دیگر کشورها را تحتالشعاع قرار داده بود.
حتی در مقایسه کتاب، کتابخانه، مدارس و دانشمندان آن زمان، بویژه با در نظر گرفتن وسایل و امکانات در آن روزگار، بر مدارس و کتابخانه و دانشمندان امروزی برتری داشت و اگر مسلمانان به گسترش فرهنگ اصیل اسلامی توجه بنمایند دوباره آن عظمت و شوکت از دست رفته باز خواهد گشت. در این راه مسلمانان میتوانند با تاسیس مدارس، روزنامهها، مجلات، رادیو، تلویزیون، سینما و همچنین با استفاده از وسایل جدید روزنامه مانند اینترنت و... در محدوده مقدرات اسلام، دور از مفاسد بیبندوباری و پاک کردن آلودگیها و تاسیس مراکز مختلف فرهنگی و تبلیغاتی سطح جامعه را بالا برند.
نتیجهگیری
دشمنان در طول دههها، صدها و هزارههای متمادی همیشه کوشیدهاند تا دین، مذهب، وطن ما را از طریق مختلف گاه به اسم اهل تشیع و تسنن رسوا و بدنام نموده و آن را از ما بگیرند، گاه به اسم طالب و ملا و زمانی هم به نام تمدن غرب و دموکراسی. پس بر ماست تا آگاهانه در راه خنثی سازی پلانهای شوم دشمنان وطن و اسلام که با حیله و نیرنگ و فراتر از آنچه که من و تو تصور میکنیم و شکل بسیار مرموز در پی از بین بردن هویت اسلامی، فرهنگی و انسانی ما هستند، دست به کار شویم.
هر چند همه ما مسائل ذکر شده را در اجتماع خویش احساس نمودهایم و با چشمان خود دیدهایم و از طریق رسانههای نوشتاری، صوتی و بصری مطلع هستیم اما وجیبه ملی، اسلامی و انسانی همه ما است تا حقایق را به سمع همگان رسانیم تا باشد از نارساییهای جامعه جلوگیری نماییم. البته نه از طریق توسل به زور، تفنگ، خشونت ویرانگری، بلکه از راه مسالمت و غنامندی فرهنگی و آگاهی سیاسی و اجتماعی که به عقیده من این معقولترین راه برای رسیدن به اهداف بر حق ما است.
1ـ کشورهای اسلامی باید با همکاری یکدیگر امکانات مشابهی را در خصوص خرید ماهوارهها، تولید برنامه و پخش اخبار فراهم آورند.
2ـ باید کشورهای اسلامی با همکاری هم بنگاههای بزرگ انتشاراتی را در سطح بینالمللی ایجاد کنند تا فرهنگ اسلامی را به مردم معرفی کنند و با این آشنایی نسل جوان را بیمه کنند.
3ـ عامل دیگر که سبب گرم شدن بازار فرهنگ غربی در رسانههای غربی میشود ضعف رسانههای جهان سوم است که باید این رسانهها هر چه بیشتر به سوی استاندارد شدن قدم بردارند.
4ـ کشورهای جهان سوم و از جمله کشور ما بیشتر تابع سیاست هستند حتی اخبار آنها نیز بیشتر سیاسی است و باید به اخبار فرهنگی و علمی هم توجه کرد.
5ـ آگاهی دادن و هوشیاری به مردم بخصوص پدران و مادران و آشنا کردن آنان به تمامی شیوههای تهاجم فرهنگی دشمن.
6ـ تقویت هر چه بیشتر باورها و اعتقادات مردم بویژه جوانان
7ـ تاکید بر کیفیت برنامههای تلویزیونی جذاب و متنوع و توجه به ضرورت این اصل که جوانان نیاز به شادی و نشاط دارند تا به سمت ابزارها و وسایل ارتباط جمعی بیگانگان نروند.