تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۸  ، 
کد خبر : ۹۶۶۳۵

مارکت ـ لنینیسم و خواست دموکراسی


حزب کمونیست در قدرت‌های اقتصادی آسیا، با انطباق و انعطاف‌پذیری خود توانسته است که تحولات سیاسی و اجتماعی را مدیریت کند، روزنامه‌های نیویورک‌تایمز و وال‌استریت جورنال از دو منظر متفاوت این مدیریت را ارزیابی می‌کنند.احزاب کمونیست در ویتنام و چین توانسته‌اند با انعطاف‌پذیری در مقابل تحولات بیست سال گذشته و سازگار ساختن خود با معیارهای زندگی مدرن نمونه موفقی از حکومت‌های سرمایه‌داری تک‌حزبی به وجود آورند. شاید به وجود آوردن این ترکیب پیشتر غیرقابل جمع، بین اقتصاد بازار باز سرمایه‌داری از یک طرف و نظام حکومتی بسته و سرکوب‌گر سیاسی تک حزبی از طرف دیگر، راهی است که راجر کوهن، در مقاله روز دوشنبه خود در روزنامه نیویورک تایمز، از آن با نام قدرتی برای مقابله با خطر «تحولات آرام» در این کشورها نام می‌برد.به نوشته کوهن آنچه معماران «مارکت ـ لنینیسم» از آن واهمه دارند دیگر نه شورش‌های انقلابی بلکه نفوذ قطره‌ای لیبرال دموکراسی در کشورهای آنها است.
از پکن تا هانوی، بیست سال پس از اتفاقات میدان تیان‌آن‌من، انقلابی‌گری دیگر به خواب زمستانی رفته و دانشجویان دیگر آرام و حرف‌شنو شده‌اند. این برآورد نویسنده روزنامه نیویورک تایمز است چراکه به باور او دانشجویان ممکن است که خواهان آزادی بیشتری هم باشند، اما حاضر نیستند مانند نسل تیان‌آن‌من کار به مقابله با سیستم سیاسی حاکم بکشد.هدف اصلی در چین اکنون «توسعه» است، در ویتنام هم همینطور، در این دو کشور دغدغه نسل کنونی آن است که موتورسیکلت‌ها هر چه سریع‌تر به اتومبیل شخصی تبدیل شوند. در هر دو کشور به نوشته راجر کوهن عمل‌گرایی یک احساس و تفکر غالب است.در خاطره جمعی هر دو کشور جنگ‌های داخلی در نیمه دوم قرن بیستم هنوز زنده است. از همین رو «ثبات» امری ارزشمند است، به ویژه از آن جهت که با خود افزایش روزافزون سطح زندگی را به ارمغان آورده است.نه ویتنام کشور آزادی است و نه چین، در عین حال نبود آزادی در این کشورها به گونه‌ای نیست که شهروندان آنان برای به دست آوردن آزادی بی‌تابی و بی‌صبری کنند.
شی‌گو لیانگ از دانشکده علوم سیاسی دانشگاه جوانان چین در این باره به روزنامه فایننشال تایمز می‌گوید «در اینجا دانشجویان دیگر تحصن نمی‌کنند، بلکه وبلاگ می‌نویسند و از تیوتر استفاده می‌کنند».طبقه متوسط در حال ظهور در ویتنام و چین، هر روز توقع بیشتری نسبت به آنچه مصرف می‌کنند، پیدا می‌کنند و در عین حال توقع آنها نسبت به حکومت نیز بالاتر می رود. شهروندان خواهان شفافیت بیشتر، قوانینی با پیش‌بینی‌پذیری بیشتر، خدمات سلامت و بهداشت بهتر، فساد کمتر، امکان تحصیلات فرگیر بیشتر، آزادی بیشتر بیان، و خطوط قرمز کمتر خواهند بود.حکومت تک‌حزبی برای تأمین این خواسته‌ها تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت و با نتیجه‌گیری راجر کوهن در روزنامه نیویورک تایمز، ربع قرن دیگر شاهد دموکراسی و آزادی بیشتر در پکن و هانوی خواهیم بود که از طریق تحولات صلح‌امیز حاصل خواهد شد.اما این خوش‌بینی تنها منظر ممکن برای رصد و پی‌گیری تحولات این قدرت‌های اقتصادی آسیا نیست.
پری لینک و جاشوآکورلانتزیک در مقاله‌ای با عنوان «اقتدارگرایی مدرن چین» در روزنامه روز دوشنبه وال استریت جورنال، اظهار نظر می‌کنند که هدف نهایی حزب کمونیست ماندن در قدرت است و نه آزادی بیشتر.در این مقاله آمده که امروز محبوبیت حزب کمونیست پبیش از پیش است، و این به دلیل ملغمه رشد اقتصادی فوق‌العاده و نوعی ناسیونالیسم تقویت شده است. نویسندگان این مقاله در ادامه به تنوع اجتماعی ـ اقتصادی امروز چین و این تصور که رژیم حاکم روزی در مقابل خواست آزادی درهای نظام بسته خود را به رو تحولات اجتماعی و سیاسی را خواهد گشود، اشاره می‌کنند، و این تصور را خطرناک می‌دانند.نویسندگان این مقاله وال استریت جورنال عقیده دارند که اولویّت نخست حزب کمونیست مانند همیشه در دست داشتن قدرت سیاسی مطلقه در کشور است. حزب کمونیست از بازار به عنوان اهرمی برای کنترل سیاسی بهره می‌گیرد، به عبارت دیگر حزب کمونیست اقتدارگرایی خود را برای انطباق با زمان حاضر مدرن ساخته است.حزب کمونیست به عقیده نویسندگان این مقاله راهبرد پیچیده‌ای را برای خود برگزیده و به‌رغم رشد اقتصادی کشور، سهم عمده‌ای از ثروت تولید شده را در دست طبقه‌ای از نخبگان متشکل از رهبران تجاری و صاحبان صنایع قرار داده است، کسانی که به بهای ثروت بیشتر با کمال میل حکومت اقتدارگرا را می‌پذیرند.
این الگوی حکومت که به «الگوی چینی» معروف شده امروز در حکومت‌های مختلف جهان از سوریه تا ویتنام مورد تحسین و تقدیر گرفته و از آن دنباله‌روی می‌شود. رژیم‌هایی که به دنبال سرمایه‌گذاری و کمک‌های مالی، پشتیبانی در سازمان ملل و سازمان‌های دیگر بین‌المللی هستند. بنا به برآوردهای بانک جهانی، چین اکنون بزرگترین وام‌دهنده به کشورهای آفریقایی محسوب می شود.هرچند مقاله وال استریت جورنال از منظری متفاوت از روزنامه نیویورک تایمز به تحلیل تحولات در این قدرت اقتصادی آسیا پرداخته است اما هر دو به یک نتیجه می‌رسند.مقاله وال استریت جورنال با این عبارات خاتمه می‌گیرد، پس از قتل‌عام تیان‌آن‌من چین اقتصاد کشور و اقتدارگرایی خود را مدرن و به روز کرده است، اما چالش‌های آن با دموکراسی حل وفصل نشده و نخواهد شد و این در حالی است که تحولات آینده می‌تواند این چالش‌ها را عمیق‌تر کند، این شاید همان ربع قرنی باشد که در نظر راجر کوهن، نویسنده نیویورک تایمز، باید برای تحقق دموکراسی و آزادی بیشتر از طریق تحولات صلح‌امیز، در انتظار آن باقی بمانیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات