تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۶  ، 
کد خبر : ۹۶۷۴۳

عملکرد مبلغان مسیحی در ایران دوره قاجار

اشاره: زمانه شماره 43 ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی معاصر (زمانه ) با عناوین زیر منتشر شده است : سرزمین مهر ، ایران شناسی ، شریک آمریکایی فروغی ، کنسول گری های خارجی در خراسان ، دروازه شرق شناسی ، عملکرد مبلغان مسیحی در ایران دوره قاجار ، خانم کودتا و تعدادی عناوین دیگر. در ذیل بخشی از مقاله « تبشیری ها » در ایران (عملکرد مبلغان مسیحی در ایران دوره قاجار) را که نوشته احمد رهدار می باشد ، از نظر خوانندگان می گذرانیم : هنری مارتین ، ژوزف ولف ، و رابرت بروس از جمله مبلغان کارآزموده و سرشناس مسیحی بودند که هرکدام دوره ای از فعالیت تبلیغی خود را در ایران سپری کردند و در گسترش جنبش نوین مسیحی در ایران سهم عمده ای داشتند. آنان علاوه بر فعالیتهای دینی و فرهنگی و انجام خدمات رفاهی مانند کمکهای پزشکی و آموزشی در ایران ، با نگارش سفرنامه های خود در شناخت ایران برای دنیای غرب سهیم شدند. مطالعه در مورد انگیزه ها و شیوه های تبلیغی آنان در ایران ما را در باور متداول درباره سکولاربودن تمدن غربی دچار تردید می کند; چراکه به خوبی معلوم می شود مبلغان مذکور تحت حمایت اشخاص و نهادهای سیاسی استعمار در کار خود موفقیتهایی به دست می آوردند و این می تواند موجب این سوال شود که چرا استعمار و مسیحیت دست در دست یکدیگر به سیاحت و نفوذ در شرق می پرداختند و چه رابطه تنگاتنگی میان آنها وجود داشته است تفصیل جالبی پیرامون این موضوع در مقاله زیر فراهم گردیده است که تقدیم شما می گردد.

سرزمین ایران از دیرباز شاهد حضور مسیحیان (به ویژه نسطوریان ) بوده است . تا پیش از پنج سده قبل ، تعامل ایرانیان با مسیحیان که بسیاری از آنان خودشان ایرانی بودند بیشتر اقتصادی و معیشتی و کم تر سیاسی دینی بود. اما از آن پس ، به ویژه به تبع شکل گیری عملی استعمارگری ، که ارتباط بیشتر ملل و نحل ضرورت یافت ، مذهب و عقاید دینی در این ارتباط از جایگاه ویژه ای برخوردار شده اند تاجایی که در قرون اخیر ، استعمار تلاش کرده است از همین محمل ، برای پیشبرد اهداف استعماری خود بهره ببرد. به همین دلیل ، نهادهایی که مذهب و عقاید را نمایندگی می کردند از جمله دستگاه کلیسا بیش ازپیش رنگ سیاسی به خود گرفتند و به موازات توسعه و گسترش استعمارگری ، فعالیت آنها نیز پیچیده تر شد. این نوشتار در صدد است پس از بررسی کلی ماهیت ، شیوه و گستره فعالیت مبلغان مذهبی سیاسی از سه قرن پیش تاکنون ، به معرفی سه تن از موثرترین این مبلغان : هنری مارتین ، ژوزف ولف و رابرت بروس بپردازد.
نگاهی کلی به فعالیتهای مبلغان مسیحی در ایران
1 ترجمه و پخش انجیل:
مقارن سالهای پایانی قرن .18 م .13، ق ، و با تاسیس و سازمان یافتن انجمنهای تبلیغی در اروپا ، به ویژه در انگلستان ، و به دنبال گسترش اهداف توسعه طلبانه و استعماری این دوران در مشرق زمین ، سیل مبلغان پروتستان به سراسر جهان و به ویژه به سرزمینهای شرق ، سرازیر شد. در آن بین ، به سبب سیادت سیاسی انگلستان در هندوستان ، این سرزمین به عنوان یکی از مهمترین مراکز فعالیت مبلغان مذهبی انگلستان انتخاب شد. اما زبان هندی تنها زبان رایج در این سرزمین نبود ، بلکه زبان فارسی به عنوان زبان ادبی ، زبان مشترک در سراسر هندوستان و زبان محاکم اسلامی و دادگاههای قضایی بریتانیای کبیر در هندوستان بود. نظر به اهمیت زبان فارسی ، مبلغان مسیحی که در هندوستان فعالیت می کردند ، در صدد برآمدند برای پیشبرد مقاصد تبلیغی خود ، متن کتاب مقدس را به زبان فارسی ترجمه کنند و نسخه هایی از این کتاب را در اختیار عام مردم هندوستان قرار دهند.
مهمترین و فعال ترین این مبلغان هنری مارتین بود. وی طی سفر به ایران کتاب عهد جدید انجیلهای چهارگانه را ترجمه کرد و پس از مرگ او نیز این ترجمه ها با کمی اصلاحات سه بار تجدید چاپ شد و از حدود سال .1827 م ـ.1243 ق به مدت نیم قرن بهعنوان تنها ترجمه از انجیل در این سرزمین مورد استفاده قرار گرفت.
بیست وشش سال پس از ترجمه انجیل هنری مارتین ، یک مبلغ اسکاتلندی به نام ویلیام گلن که در قفقاز با هیات تبلیغی بازل همکاری می کرد ، کار ترجمه کتاب عهد عتیق را بر عهده گرفت . درواقع ، کتاب عهد عتیق نیز یکی از ابزارهای کار مبلغان مسیحی بود; چراکه با ورود به قرن نوزدهم میلادی ، سیزدهم هجری قمری و رشد آرا و عقاید عقل گرایانه ، برخی مندرجات کتب مقدس مورد انتقاد قرار گرفت.
بدین ترتیب و به قول گورنفلد محقق آلمانی اگر تاریخی بودن موضوع های این دو کتاب مقدس مردود شمرده می شد ، مسیحیت نیز بی اعتبار تلقی گردید. ازاین جهت مبلغانی مانند گلن درصدد برآمدند با ترجمه نسخه هایی از کتاب عهد عتیق که در شرق موجود بود ، هم درباره این کتاب تحقیق به عمل آورند و هم ابزار تبلیغ مبلغان را تکمیل کنند. گلن « مزامیر » و « کتاب امثال » را نیز به فارسی ترجمه کرد. مبلغان منفرد ، بازرگانان و نمایندگان سیاسی کشورهای اروپایی ، این دو کتاب و دیگر کتب و رسالات انجمنهای تبلیغی را پخش می کردند.
سرانجام رابرت بروس پس از ورود به هندوستان و اقامت در ایران ، در ترجمه کتاب عهد جدید هنری مارتین و عهد عتیق گلن تجدیدنظر به عمل آورد و آنها را دوباره تصحیح کرد. ترجمه جدید بروس از عهد جدید ، از حدود سال .1891 م ، .1309 ق تا به امروز آخرین ترجمه از این کتاب است . بروس به سبب ترجمه این دو کتاب ، از سوی « انجمن انجیل برای بریتانیا در خارج » به عنوان نماینده انجمن در ایران انتخاب شد. پس از او نیز این انجمن و انجمن تبلیغی کلیسا نمایندگانی را برای نظارت بر ترجمه کتب و ادعیه مذهبی به ایران فرستادند که فعال ترین آنها مبلغی به نام تیزدال بود.
مراکز اصلی انجمن تبلیغی کلیسا و انجمن انجیل برای بریتانیا در خارج ، در تهران و اصفهان متمرکز بودند و تقریبا در فاصله زمانی حدود صد سال از آغاز تا پایان دوره قاجاریه هفده هزار وچهارصد ودوازده جلد حاوی بخشهایی از تورات ، بیست هزار جلد انجیل ، شصت وچهارهزار جلد عهد جدید ، به همراه عهد عتیق و مزامیر را چاپ و برای استفاده عامه مردم در ایران منتشر کردند; حال آنکه در آن زمان تعداد جمعیت باسواد ایران از ده هزار نفر بیشتر نبود.
2 ــ انتشار کتب مذهبی در کنار کتاب مقدس:
مبلغان مذهبی در سفرهای تبلیغی خود ، همواره شماری از کتب مذهبی را نیز به همراه داشتند و با تکیه بر مندرجات آنها موعظه می نمودند. آنها پس از موعظه نسخه ای از این کتابها را به شنوندگان اهدا می کردند تا در صورت لزوم با مطالعه آن به پاسخ سوالات خود دست یابند به عبارتی کتب و رسالات مذهبی مسیحی در تاریخچه فعالیت مبلغان مسیحی اهمیت قابل توجهی داشتند و نگارش ، چاپ و انتشار آنها از جمله فعالیتهای اصلی هیاتهای تبلیغی مسیحی محسوب می شد. دراین بین ، تالیف کتابهایی درباره زندگینامه مبلغان معروف و فعال در تاریخچه تبلیغ مسیحیت نیز بخشی از این فعالیتها بود. بسیاری از مبلغان مسیحی اگر نمی توانستند در کشورهای شرقی کتابهای مورد نظر خود را چاپ و منتشر کنند ، آنها را در اروپا به چاپ می رساندند. البته چاپ این کتابها در داخل کشورهای شرقی مورد تبلیغ ، بهتر و سیاسی تر بود و لذا آنها علاقه بیشتری داشتند که این کار را در خود این کشورها انجام دهند.
3 ـ چاپ و نشر سرودهای روحانی مسیحی:
با ورود تیزدال به جلفا ، دوران طلایی خلق آثار ادبی در انجمن تبلیغی کلیسا آغاز شد. وی با خرید یک دستگاه تایپ و یک دستگاه چاپ که به دستگاه چاپ هنری مارتین معروف بود ، چاپ و نشر کتب مختلف را آغاز کرد. از جمله وی نسخه اصلاح شده ای از یک کتاب دعا را به زبان فارسی چاپ نمود. پس از این تاریخ ، هیات انجمن تبلیغی کلیسا با همکاری هیات تبلیغی مبلغان امریکایی ، کار ترجمه کتب سرود مذهبی را در سطح وسیع تری آغاز کرد که نتیجه آن چاپ سه دوره از سه کتاب سرودهای مذهبی با عنوان سرودهای روحانی مسیحی بود. اهمیت ترجمه سرودهای مذهبی به حدی بود که تمامی مبلغانی که حتی اطلاع کمی نیز از ادبیات فارسی داشتند ، در کار ترجمه همکاری می کردند و با توجه به سرودهای ترجمه شده ، درکل باید گفت بازده کار ترجمه در سطح قابل توجهی خوب بوده است . مبلغان ، علاوه بر مراسم عبادی ، این سرودها را در بیمارستانها برای بیماران نیز می خواندند و موجب تعجب بیماران می شدند. به خاطر تناسب این سرودها با آهنگهای اروپایی ، شنیدن آنها برای شنوندگان شرقی تا حدی نامانوس بود. ازاین رو انجمن تبلیغی کلیسا در سال .1928 م .1347، ق ، یعنی مقارن سالهای پایانی دوره قاجاریه ، کتابی مشتمل بر سی ویک سرود را به زبان فارسی و متناسب با آهنگهای شرقی چاپ و منتشر کرد و بدین ترتیب ، یکی از مهمترین ابزار تبلیغ مبلغان این هیات را در اختیار آنان قرار داد.
4 ـ سفرنامه‌ نویسی:
بیشتر مبلغان مسیحی ، گزارش اقامت چندساله خود در ایران و دیگر سرزمینهای شرقی را به صورت سفرنامه نوشته و تنظیم کرده‌اند.
این اسناد تنها در حیطه امور تبلیغی مبلغان مورد استفاده قرار نمی گیرند ، بلکه یکی از مهمترین منابع برای تحقیق و پژوهش در ادوار تاریخی جهان و ایران محسوب می شوند. سفرنامه های مبلغانی مانند سانسون (کتاب دو جلدی وقایع نگار کرملیت ها که تاریخچه فعالیت مبلغان مذهبی کاتولیک در ایران را براساس یادداشتها و گزارشهای آنان در حد فاصل قرون 17 و .18 م بیان می کند) ، نامه های بازن (پزشک مخصوص نادرشاه ) نامه های کشیشانی که در حد فاصل دوره صفویه تا پایان دوران افشاریه در ایران اقامت داشتند ، از جمله این موارد هستند.
سفرنامه های مذکور ، راهنمای مناسبی برای مبلغان تازه کار و داوطلب انجام امور تبلیغی در سرزمینهای شرقی مانند ایران بودند که از اولین و مهمترین آنها می توان به خاطرات و یادداشتهای هنری مارتین اشاره کرد. این یادداشتهاکه پس از مرگ هنری مارتین به گونه ای تصادفی به انگلستان رسیدند را اعضای انجمن تبلیغی کلیسا ، چاپ و منتشر کردند. همچنین یادداشتهای پیتر گوردون با عنوان بخشی از دفتر روزانه سفر در ایران در .1830 م ، تالیفات جان کیتو با عناوین « نظری به دربار ایران با توجه به کاربرد کتاب مقدس » و « کشور و مردم ایران » و « شرح سفرهای ژوزف ولف » در سه کتاب ، آثار کلارا رایس با عناوین « ماری برد در ایران » و « زنان ایرانی و رسوم آنها » ، اثر ناپیر مالکم از مبلغان و معلمان انجمن تبلیغی کلیسا در یزد) با عنوان « پنج سال در یک شهر ایرانی » و اثر اسقف لینتون که سر پرسی سایکس مقدمه ای بر آن نوشته است ، با عنوان « شرحهای خلاصه ایرانی » از این جمله می باشند.
فهرست برخی از انتشارات انجمن تبلیغی کلیسا درباره ایران را به شرح ذیل می توان برشمرد : نامه های اسقف لینتون با عنوان « پیشرفت ایران » ; « نظری اجمالی به ایران » درباره تاریخ ، جغرافیا و رسوم متداول ; « پزشکان در ایران » اثر امیلین استوارت که شرح هیات پزشکی انجمن تبلیغی کلیسا در ایران را دربردارد; « ایران قدیم و جدید » ، اثر ویلسون کش ; « گریه یک کودک » ، گزارشی درباره قالیبافان کرمان که یکی از پرستاران انجمن تبلیغی کلیسا نگاشته است ; « کلوچه ایرانی » ، کتابی با جداول ، بازیها ، تصاویر و داستانهای ایرانی ; « حسن پسر یک راهزن . »
5 ـ فعالیت پزشکی:
مبلغان مسیحی معتقد بودند یک پزشک مبلغ ، باید نسخه زنده انجیل باشد ، چون پزشکان می توانند با التیام بخشیدن به دردهای بیماران ، تاثیر عمیقی در روحیه آنها ایجاد کنند. براین اساس ، آنان بر این باور بودند که پزشک هیات تبلیغی نباید هیچگاه فراموش کند که وی در وهله ول یک مبلغ است تا یک پزشک . طبیعی است برخلاف یک معلم مبلغ که تنها با کودکان سروکار دارد ، یک پزشک مبلغ ، می تواند با تمامی قشرهای مختلف اجتماعی ارتباط برقرار کند و در شرایطی که بیمار شدیدا به کمک وی احتیاج دارد ، به نوعی مقدمات تبلیغ و تبشیر وی را فراهم سازد درواقع همان گونه که در مجمع جهانی امور تبلیغ مسیحیت در سال .1910 م .1328، ق اعلام شد ، مراقبتهای پزشکی ، بخش درست و ضروری کار تبلیغ است.
هنگامی که مبلغان انجمن تبلیغی کلیسا در ایران مستقر شدند ، اگرچه از میزان جنگهای داخلی و خارجی کاسته شده بود ، ولی شیوع امراض واگیر و قحط سالی های مکرر ، روزبه روز بر شمار جمعیت بیمار در ایران می افزود . تنها در حد فاصل سالهای 1835 ـ.1861 م 1251، .1278 ق ، هشت بار وبا در تبریز شایع شد; و حال آنکه به سبب پایین بودن سطح بهداشت عمومی ، امکان ابتلا به بسیاری از بیماریهای دیگر مانند حصبه و ذات الریه و امثال آنها نیز در جامعه وجود داشت.
اگرچه در این دوران ، پزشکان ایرانی با روشهای سنتی ، مداوای بیماران را بر عهده داشتند ، اما با توجه به میزان تخصص آنها ، این گروه نمی توانستند جوابگوی تمامی بیماران باشند. درواقع ، در صورت وجود نیروی کافی برای درمان نیز ، روشهای آنان بسیار ابتدایی بود و نتایج مثبتی به دنبال نداشت . ازاین جهت ، مبلغان انجمن تبلیغی کلیسا در ایران ، در اولین گامهای تبلیغی خود ، رسیدگی به بیماران و قحطی زدگان را بر عهده گرفتند و در برخی مناطق مانند کرمان هیات پزشکی ، اولین مرکز و پایگاه تبلیغی مبلغان انگلیسی به شمار می رفت . مبلغان از ساعت شش صبح تا حدود ساعت هشت بعد از ظهر از بیماران عیادت می کردند و در برخی موارر پزشک مبلغ با دستیارش ، حدود چهل تا شصت بیمار را مداوا می کرد. برخی از پزشکان مانند دکتر کار ـ پس از مداوای بیماران یک جلد کتاب مقدس نیز به آنان اهدا می کردند.
6 ـ تاسیس مدرسه به سبک مسیحی:
بیشتر مبلغان مسیحی تلاش می کردند برنامه های تبلیغی خود را در قالب کلاسهای آموزشی در مدارس خودساخته دنبال کنند. در مدارس مسیحی ، علاوه بر آموزش عقاید مسیحی و زبان انگلیسی ، انواع فنون و هنرهای پسرانه و دخترانه نیز آموزش داده می شد. مبلغان ، ابتدا تلاش می کردند کودکان مسیحی ایرانی را به این مدارس بکشانند و در برخی موارد تلاش می کردند کودکان یهودی و مسلمان را نیز در این مدارس ثبت نام کنند. هدف آنان از ثبت نام کودکان مسلمان ، دعوت آنها به آیین مسیحی بود. البته بیشتر کودکانی که در خانواده های مذهبی تربیت شده بودندکمتر به آرای مبلغان توجه می کردند. از جمله این دانش آموزان می توان به میرزا محمد فرخی یزدی ، از شاعران قرن چهاردهم هجری قمری ، اشاره کرد . وی به سال .1888 م .1306، ق در یزد متولد شد و پس از فراگیری تحصیلات مقدماتی در مدرسه مبلغان انگلیسی ، در این شهر به تحصیل پرداخت . او مدتی بعد ، با تعلیمات آنها به مخالفت پرداخت و در پانزده سالگی اشعاری بدین مضمون بر ضد فعالیتهای آنان سرود:
سخت بسته با ما چرخ ، عهد سست پیمانی
                            داده او به هر پستی ، دستگاه سلطانی
دین ز دست مردم برد ، فکرهای شیطانی
                           جمله طفل خود بردند در سرای نصرانی
صاحب الزمان ! یک ره سوی مردمان بنگر
                           کز پی لسان گشتند ، جمله تابع کافر
پس از نمازشان خوانند ذکر عیسی اندر بر
                           پا رکاب کن از مهر ، ای امام بر و بحر
فرخی یزدی به خاطر سرودن این اشعار از مدرسه اخراج شد و تحصیلات او متوقف گردید. وی که از یک خانواده متوسط برخاسته بود ، پس از اخراج از مدرسه در کارگاه پارچه بافی و مدتی نیز در نانوایی به کار پرداخت ; اما همچنان از سرودن شعر غافل نبود. علاوه بر فرخی یزدی ، گروه دیگری از شاگردان مدارس مبلغان انگلیسی نیز آشکارا با ترجمه سرودهای مذهبی به زبان فارسی و خواندن آنها در مدارس مخالفت می کردند که در یادداشتهای برخی مبلغان انگلیسی به این امر اشاره شده است.
در مقابل این گروه از دانش آموزان ، برخی دیگر ، به ویژه کودکان بی سرپرستی که از سنین خردسالی در مدارس مبلغان تربیت می شدند ، به تدریج به پذیرش آرا و تعالیم مبلغان متمایل می شدند. برخی نیز به توصیه والدین خود که به نوعی تحت تاثیر تعالیم مبلغان قرار گرفته بود در این مدارس تحصیل می کردند و با توجه به جو حاکم بر محیط خانوادگی خود ، مبنی بر حمایت از آموزشهای مبلغان مسیحی ، به سلک پیروان عقاید آنان در می آمدند.
7 ـ ارتباط با عشایر ایرانی:
اکثر مبلغان مسیحی متمایل بودند با عشایر ارتباط برقرار کنند. ارتباط بین مبلغان انگلیسی و عشایر از یک نیاز دوجانبه نشات می گرفت ; بدین معناکه مبلغان مذهبی معتقد بودند به سبب بعد مسافت و دوربودن محل زندگی عشایر از جامعه شهری ، امکان توسعه فعالیت تبلیغی بیشتری را خواهند داشت و می توانند به دور از نظارت حکام محلی و عامه مردم ، به آسانی با عشایر ارتباط برقرار کنند; در مقابل ، عشایر که به سبب دوربودن از شهرها ، با کمبود امکانات آموزشی و پزشکی روبرو بودند ، از حضور پزشکان مبلغ در بین خود خشنود می شدند. خان های عشایر بختیاری و قشقایی حاضر بودند برای اقامت مبلغان آموزگار یا پزشک ، تمامی لوازم و امکانات مورد نیاز آنها را با حقوق مکفی در اختیار ایشان قرار دهند. طبیعی است مبلغان انگلیسی نیز از این امر استقبال می کردند. در دوره قاجاریه ، شماری از پزشکان انجمن تبلیغی کلیسا برای مدتی در بین عشایر ناحیه غرب و جنوب غربی ایران ، به فعالیت آموزشی و پزشکی پرداختند. دکتر الیزابت راس در کتاب خود به نام « با من به سرزمین بختیاری بیایید » شرحی از اقامت خود در ایل بختیاری را بیان کرده است . همچنین کلارا رایس در کتاب « ماری برد در ایران » به اعزام پزشکان بیمارستان انجمن تبلیغی کلیسا برای مداوای خان های بختیاری اشاره کرده و بخشی از کتاب دیگر خود « زنان ایرانی و رسوم آنها » را به توصیف وضع زنان قشقایی و بختیاری و جامعه آنها اختصاص داده است . لازم به ذکر است که برخی خان های عشایر ، فرزندان خود را پیش از تحصیل و اعزام آنان به اروپا ، به مدرسه مبلغان انگلیسی می فرستادند و الیزابت راس در کتاب خود به مواردی از این قبیل اشاره کرده است.
8 ـ تلاش برای جذب دربار و حکام محلی:
گروه های مذهبی برای رسمیت بخشیدن به فعالیتهای خود ، نه تنها به حمایت انجمنهای مذهبی و دولتهای غربی نیاز داشتند ، بلکه اعطای اجازه حکمرانان ایران مبنی بر آزادی مذهبی ، ضامن اجرای فعالیتهای تبلیغی آنان بود. ازاین جهت ، هیاتها و مبلغان مذهبی پس از اقامت در ایرا درصدد کسب فرامینی از مقامات دولتی برمی آمدند که متن آنها در کتب اسناد تاریخی موجود است .
بر طبق اسناد موجود در بایگانی هیات انجمن تبلیغی کلیسا در لندن ، در ماه ژوئن .1873 م .1290، ق ، اعضای این هیات و هیاتهای مذهبی دیگر ، تقاضانامه ای درباره استقرار آزادی مذهب در ایران به حضور ناصرالدین شاه تسلیم کردند. در تقاضانامه مزبور ، به وضع نابسامان مسیحیان نسطوری و ارمنی اشاره گردیده و از شاه درخواست شده است : « همان طورکه سی میلیون از رعایای مسلمان ملکه انگلستان در هندوستان ، همراه با رعایای هندو ، زرتشتی و پیروان سایر مذاهب ، از تساوی حقوق مدنی و آزادی کامل برخوردارند ، همان نوع آزادی ، نه به عموم مسیحیان ، بلکه به همه طبقات از یهودی و زرتشتی و هر فردی از افراد دیگر از رعایای شاه که به حقیقت مسیحیت معتقد بوده و بخواهد پیروی خود را آزادانه از آن دین اعلام نماید ، اعطا شود. » در همان گزارش ماهانه هیات انجمن تبلیغی کلیسا ، ترجمه نامه جوابیه میرزاملکم خان (مورخ پنجم ژوئیه .1873 م ) وجود دارد که با این عبارات آغاز می شود : « شاه به من فرمان داده اند که وصول تقاضانامه مبنی بر وضع پریشان نسطوریان و ارامنه را اعلام نمایم . » وی پس از تمهید مقدمات ، سخنان تفقدآمیزی در نامه خود می آورد مبنی براینکه رعایای نسطوری و ارمنی از آزادی کامل مذهبی و حقوق مدنی برخوردار خواهند شد و ناصرالدین شاه از وجود تبعیضات مذهبی و حقوقی بین رعایای خود بی خبر بوده است .
اما به رغم فرامینی که این مبلغان برای ادامه فعالیتهای مذهبی خود از شاه دریافت کردند ، آنان برای حفظ موقعیت خود در شهرهایی که مستقر بودند ، باید با حکام محلی نیز مناسبتهای مسالمت آمیزی برقرار می کردند و این امر در برخی اوقات مشکلاتی برای آنان به وجود می آورد چراکه در صورت بروز هرگونه نارضایتی ، حاکم محلی موسسات آنها را تعطیل می کرد و مبلغان نیز به هیچ وسیله ای نمی توانستند کار تبلیغی خود را دنبال کنند. به عنوان مثال ، اگرچه ظل السلطان ، حاکم اصفهان ، شخصا معلمی انگلیسی به نام اسپاروی را برای تعلیم کودکان خود استخدام کرده بود و به جانبداری از اتباع انگلستان نیز بی میل نبود ، اما آن گونه که آرتور آرنولد در کتاب خود ، « در ایران با کاروان » ، ذکر می کند ، وی پس از بروز نارضایتیهای عمومی ناشی از فعالیت مبلغان انگلیسی ، مدتی مدرسه این هیات را تعطیل کرده بود.
سند ذیل که ظل السلطان آن را خطاب به ناصرالدین شاه نوشته است ، این ادعا را تایید می کند : « تصدیق خاک پای همایونت شوم البته در نظر انور اقدس همایون (ارواح العالمین فداه ) است که غلام بعد از سفر سال دویم که از اصفهان شرف اندوز حضور مبارک گردیده ، مراجعت به اصفهان آمد ، کتابچه ای در باب کشیش پروسی ، به خاک پای همایون معروض داشت ، که ثبت آن کتابچه هنوز در نزد غلام موجود است . و شرحی از حالات و شیطنت او معروض داشتم که در ایام قحطی چه قدر پول به مردم اصفهان داده و حالا مدرسه باز کرده و جمعی از اطفال ارامنه جلفا را به اسم تحصیل علوم در آن مدرسه برده و جمعی از ارامنه جلفا را ثبت داده و هر سال چند نفر از این اشخاص را به همراه خود به هندوستان می برد و از جانشین هندوستان برای آنها نوشته می گیرد که تبعه انگلیس باشند و اکنون در جلفا ، جمعی پیدا شده اند که همه مذهب پروتستانی پیدا کرده و از تبعه دولت انگلیس اند و همه اینها که در اصفهان و جلفا ، ملک و علاقه و خانه و زندگی و عیال و قوم و خویش دارند ، رفته رفته یک جمع تبعه خواهند شد و این اخگر نیم سوخته وقتی مشتعل خواهد شد ، آتش آن اغلب جاها را خواهد سوزاند.
عرض نمی کنم که این کار به زودی خواهد شد ، بلکه تا بیست سی سال دیگر هم صورت نگیرد ، ولی این حضرات ، تخمی می کارند و می روند تا چه وقت ثمر کند. اکنون هم ریشه آن کار سخت شده و حالا به اختصار ، نمی توان قلع و قمع نمود و کاری است که چون موقع از دست رفته ، به سهولت نمی توان رفع کرد. اکنون نیز چندی است بعضی از انگلیسیها ، متواتر به ایران می آیند و از راه بنادر فارس ، از کشتی پیاده شده مختلفا کوهها را گردش می کنند و به اصفهان می آیند و اسم خود را سیاح می گذارند. از جمله ، چندی قبل شخصی انگلیسی که حاکم بریلی هندوستان بود ، از راه بندرعباس آمده در کوهستانات گرمسیرات فارس گردش کرده ، از راه کرمان و یزد به اصفهان آمد. واضح است که حاکم بریلی بدون ماموریت از طرف دولت ، به ایران نخواهد آمد ، ولی خودش در همه جا می گفت که من سیاحم و محض سیاحت آمده ام . چند دفعه هم مایل شد که نزد غلام بیاید ، ولی غلام چون از جنس انگلیسیها انزجار دارم ، به دفع الوقت گذراندم . »
ناصرالدین شاه در حاشیه گزارش ظل السلطان نوشته است : « ظل السلطان ! این عریضه را درست خواندم . در این فقرات خیلی باید دقت کرد. آنچه عمل کشیش است ، او را هم از ابتدا الی انتها و این که چه کارها کرده اند و می کنند و کدام یک از کارهای آنها حالا و مالا ضرر دولت است ، بنویسید برای وزیرخارجه محرمانه بفرستید. اینجا غور می شود و دستورالعمل صحیح برای شما فرستاده می شود ، هر طور حکم بشود شما رفتار بکنید. آنچه سیاحان انگلیسی هستند ، منع سیاحت آنها را که آشکارا نمی توان کرد ، اما دو کار می توان کرد و آن تکلیف شما است : اولا طوری باطنا رفتار بکنید که به آنها خوش نگذرد و یک اسباب وحشتی در سیاحت خود ملاحظه کرده ، دیگر میل به سیاحت نکنند. و این فقره را هم از الوار و اکراد بدانند نه از شما. ثانیا طوری روزنامه نویس مخفی داشته باشید که اعمالی که می کنند و حرفهایی که می زنند با ایلات و مردم ، هر خیالاتی که دارند ، فهمیده شود. این دو کار هر دو لازم است . »
فارغ از جوابیه ناصرالدین شاه به ظل السلطان ، از سند فوق به خوبی برمی آید که آن هنگام اگر یک حاکم محلی مثل ظل السلطان با مبلغان مسیحی درمی افتاد ، به راحتی می توانست از فعالیتهای آنها جلوگیری کند. اما جالب آنکه ظل السلطان خود نوکر انگلیس بود و با آنها کاملا همسویی داشت . درواقع این اختلاف میان وی و مبلغان مسیحی کاملا موردی بود.
چون ناصرالدین شاه گزارش ظل السلطان (حاکم اصفهان ) را از حرکت های مشکوک انگلیسی ها که به نام سیاح به ایران می آمدند و در میان عشایر تبلیغات وسیع می نمودند مطالعه کرد ، به ظل السلطان چنین دستور داد : شما دو کار می توانید انجام بدهید. یک کار این است باطنا (چون به طور آشکار نمی شود) کاری کنید به آنها خوش نگذرد و در ایران احساس وحشت و ناامنی نمایند تا دیگر میل به سیاحت نکنند. دوم اینکه مامور مخفی تعیین کنید تا از حرف هایی که به مردم و ایلات می گویند ، خبر داشته باشیم و نیت آن ها را بفهمیم
مبلغان مسیحی در پوشش کمک به مردم ، انجام دادن کارهای عام المنفعه ، درمان بیماران و... مسیحیت را در میان مردم ، به ویژه در میان عشایر و روستائیان تبلیغ می کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات