دنیاى اسلام درهزاره جدید با چالش هاى درونى و بیرونى مهمى مواجه است؛ چالش هایى که رویارویى با آن ها تلاش هاى مشترک و همبستگى بین کشورهاى اسلامى را مى طلبد. مسأله صهیونیزم یکى از بحران هایى است که کماکان در قلب خاورمیانه و جهان اسلام قرار دارد.
اعمال ننگین رژیم اسراییل در سرکوب وحشیانه مردم فلسطین و لبنان، بمباران، تخریب منازل،... نمونه هاى کوچکى از رفتارهاى غیرانسانى رژیم صهیونیستى در خاورمیانه است.
دولت هاى اسلامى در مقابل ظلم و جنایت صهیونیست ها نباید بى تفاوت و یا ساکت بمانند بلکه باید به نداى مظلومانه مسلمانان لبیک گویند و با امکانات خود فریاد مظلومیت آنان را به گوش جهانیان برسانند و هر چه زودتر در جهت اعاده حقوق از دست رفته آنان تلاش کنند. بدون تردید کشورهاى اسلامى با وحدت و همگرایى خود مى توانند قطب نیرومندى به وجود آورند و از قدرت عظیم اسلام براى سرنگونى رژیم تجاوزگر اسراییل و یا هر رژیم غاصبگرى استفاده نمایند و ریشه تجاوز و خشونت را بخشکانند. در حقیقت جهان اسلام باید یکپارچه و هم صدا یک شعار را در فضاى جهان طنین انداز کند که ریشه صهیونیسم باید خشکانده شود.
سران کشورهاى اسلامى با هوشیارى خود و حمایت ملت ها نباید فریب ترفندها و توطئه هاى رژیم صهیونیست و حامیان آن را بخورند و اجازه بدهند تا این رژیم به تجاوزات خود ادامه دهد.
هم اکنون مظلومیت لبنان در جنگ با رژیم صهیونیستى و حقانیت آن ها در این مبارزه بر کسى پوشیده نیست و مسلماً هر گونه یک سویه نگرى، تکروى و اقدامات ناهماهنگ که منجر به تشتت، شکاف و پراکندگى در صفوف واحد کشورهاى اسلامى انجام شود، خیانت بزرگ در حق این ملت مظلوم است. اگر وحدت نظر جهان اسلام در موضع گیرى ها و اقدامات عملى بروز عینى یابد به طور قطع و یقین منجر به دادن امتیاز به نفع مردم لبنان و احقاق حقوق از دست رفته شان خواهد شد و چنانچه این وحدت فقط در حرف و شعار خلاصه شود هیچگونه امتیازى نصیب لبنان نخواهد شد.
رژیم صهیونیست به جز قبول شکست در مقابل حزب الله چاره اى پیش روى ندارد و اگر امروز به حقوق لبنانیان تمکین ننماید باید در فردایى نه چندان دور در کنار میز محاکمه درباره جنایات متعدد خود پاسخگو باشد. چنین عاقبتى دور از دسترس نیست به شرط آن که کشورهاى اسلامى پشتوانه تحقق چنین سرنوشتى باشند و رژیم اشغالگر را به میز محاکمه بکشانند.
کشورهاى اسلامى با به کارگیرى اهرم هاى اقتصادى، سیاسى و نظامى مى توانند هر گونه چالشى که فراروى جهان اسلام قرار دارد از میان بردارند و چه چالشى مهم تر از بحران لبنان که باید هر چه سریع تر حل و فصل گردد.
کشورهاى اسلامى در سایه اتحاد با هم مى توانند از عناصر اقتصادى به عنوان اهرم هاى فشار در جهت حل مسأله لبنان استفاده کنند از جمله مسأله نفت و همچنین واردات کالا و خدمات.
دول اسلامى داراى ذخایر غنى نفتى و گاز مى باشند که در مجموع درصد بالایى را به خود اختصاص مى دهند این توان مى تواند تأثیرات بسیارى در جهت حل مسأله لبنان داشته باشد چرا که امروز جهانیان از نفت به عنوان کالایى استراتژیک نام مى برند چنین برداشتى به این معناست که نفت مانند هر کالاى استراتژیکى دیگر مى تواند در طرح هاى اقتصادى، سیاسى و نظامى جایگاه ویژه داشته باشد و به دلیل وابستگى زیاد حامیان اسراییل به نفت باید از این اهرم در جهت فشار وارد کردن و گرفتن امتیاز استفاده کرد.
در بعد نظامى نیز کشورهاى اسلامى خریدهاى نظامى بسیارى از کشورهاى حامى اسراییل دارند، خریدهایى که در واقع چرخ هاى اقتصادى این کشورهاى صنعتى را مى چرخاند. بنابراین در صورت عدم خرید تسلیحات نظامى، اقتصادى این کشورها با فاجعه روبه رو خواهند شد و تأثیر منفى براقتصاد، مسایل اجتماعى و به طور کلى زندگى در آن کشورها خواهد گذاشت در ابعاد سیاسى هم کشورهاى اسلامى مى توانند با اتحاد خود زمینه کمک هاى حامى اسراییل را به این کشور از بین ببرند و یا از طریق در انزوا قراردادن کشور اسراییل همراه باشد.
تمامى این مقولات در سایه اتحاد بین کشورهاى اسلامى و فراموشى اختلافات تحقق خواهد یافت. اگرچه باید اذعان داشت که تحقق این امر بسیار مشکل است زیرا سران اکثر کشورهاى اسلامى به دلیل وابستگى که دارند فلسفه وجودى آن ها وابسته به دولت هاى صنعتى است. اقتصاد این کشورها معمولاً بدون ارتزاق از واردات کشورهاى صنعتى دوامى ندارد. به همین دلیل هرگونه خطرى این کشورها را منفعل خواهد کرد و اتحاد و همگرایى آنان را زیر سوال خواهد برد. البته تحقق اتحاد و همگرایى بین این کشورها مشکل است ولى غیرممکن نیست و تحقق آن نیاز به فراموشى اختلافات، اتکا به دین، قبول ریاضت اقتصادى براى مدت کوتاهى، بالا بردن حس اعتماد بین همدیگر در همه ابعاد و مهم تر از همه همدردى با ملت مظلوم لبنان است.
اگر کشورهاى اسلامى تنها به این واقعیت توجه کنند که ممکن است زمانى خودشان در معرض حرص و زیاده خواهى کشورهاى بیگانه دیگر قرار بگیرند، مطمئناً تحقق این اتحاد سریع تر و قابل وصول تر خواهد شد.
بدون تردید مسأله تهاجم نظامى کشورهاى بیگانه به کشورهاى اسلامى مسأله اى نیست که نادیده گرفته شود به ویژه حملات امریکا به عراق این حقیقت را پررنگ تر ساخت که هیچ یک از کشورهاى اسلامى در امان نیستند و زمانى که قدرت هاى بزرگ تشخیص دهند منافعشان در منطقه به خطر افتاده است از حمله نظامى هم کوتاهى نمى کنند در حالى که در گذشته روى بعد نظامى کمتر تکیه مى شد و به جاى تهاجم نظامى به تهاجم فرهنگى و اقتصادى توسل مى جستند به همین دلیل کشورهاى اسلامى با همگرایى و هماهنگى قطب قدرتمندى را به وجود آوردند که جلو هرگونه تجاوز و تعدى را بگیرند از یاد نبریم که رزمندگان مقاومت اسلامى حزب الله در شرایط حاضر به حمایت و پشتیبانى مسلمانان جهان نیاز دارند تا لبنان را از یوغ اشغالگران نجات دهند. شاید برهه اى دیگر نوبت یک کشور اسلامى دیگر برسد و کشورى دیگر مورد تجاوز قرار بگیرد. بنابراین باید از امروز به فکر فردا بود و با ایجاد یک اتحاد قوى بین کشورهاى اسلامى ریشه هر تجاوزى را خشکانید و تومار کشور متجاوز را درهم پیچید.