صحنه سیاسی لبنان طی روزهای اخیر شاهد گلایه ها و انتقادات و بعضاً هشدارهای نسبتاً تند مسئولان حزب الله و عناصر ملی این کشور به دولت فواد سینیوره و ائتلاف موسوم به 14 مارس در خصوص کارشکنی علیه مذاکرات وحدت ملی است.
این مذاکرات که به ابتکار نبیه بری رئیس شیعه مجلس ملی لبنان برای بررسی دو موضوع «تشکیل دولت وحدت ملی» و «تدوین قانون جدید انتخابات» پیشنهاد شده و قرار بود از هشتم آبان ماه به مدت پانزده روز برگزار شود، در حال حاضر بنابر درخواست سران ائتلاف 14مارس تا پانزدهم آبان (6 نوامبر) به تعویق افتاده است. ائتلاف 14 مارس خواستار اضافه شدن دو موضوع «خلع سلاح حزب الله» و «تعیین تکلیف ریاست جمهوری امیل لحود» به مسائل مورد بحث در مذاکرات وحدت ملی شده اند و این درخواست با مخالفت شدید نبیه بری مواجه شده است.
منابع خبری 28 اکتبر خبر داده بودند که چهره های اصلی ائتلاف 14 مارس نظیر فواد سینیوره نخست وزیر، سعدالدین حریری رئیس فراکسیون راه آینده در مجلس ملی لبنان و سمیر جعجع رئیس حزب مسیحی «نیروهای لبنانی» خواهان افزودن پیشنهاداتی به موضوع مذاکرات هستند اما تا قبل از مصاحبه وزیر خارجه آمریکا با شبکه ال بی سی لبنان، متن پیشنهادات کاملا مشخص نبود. رایس در مصاحبه 29 اکتبر خود با این شبکه تصریح کرده بود؛ دولت لبنان نباید در عرصه تصمیم گیری برای حزب الله نقشی قائل شود، جهان باید حزب الله را وادار به خلع سلاح کند و حزب الله اگرچه می تواند حضور سیاسی داشته باشد اما باید هرچه سریع تر سلاح خود را به زمین بگذارد.
این درحالی است که بلافاصله پس از ارائه طرح وحدت ملی نبیه بری، جنبش حزب الله روز جمعه با صدور بیانیه ای حمایت خود را از آغاز مذاکرات سران و گروه های سیاسی لبنان برای رسیدن به وحدت ملی اعلام کرد و در روزهای بعد هم شخصیت های شناخته شده ای مانند نعیم قاسم معاون دبیرکل حزب الله و عبدالامیر قبلان رئیس شورای عالی شیعیان لبنان از آن حمایت کردند.
افشای خواسته های غیرمنطقی ائتلاف 14 مارس و کارشکنی آن در آغاز مسیر مذاکرات با واکنش تند نیروهای ملی و مسئولان حزب الله مواجه شد. روزنامه البلد لبنان از قول محمد نیربک عضو شورای حزب الله اظهار داشت: 14 مارس به دنبال شکست طرح نبیه بری است. جبران باسیل از سران حزب اصلاح و تغییر لبنان به شبکه المنار گفت: 41 مارس در صدد توطئه چینی است و رژپم صهیونیستی را برای حمله هوایی به خانه میشل عون تشویق می کند. حسن یعقوب از نمایندگان این حزب در مجلس ملی لبنان ایده تشکیل دولت ملی را ایده ای نجات بخش نامید که مخالفانش دنبال فروپاشی کشور هستند و هشدار داد نیروهای 41 مارس با پیچیده تر ساختن موضوع گفت وگوها بر آینده خودشان تاثیر منفی می گذارند. سید هاشم صفی الدین رئیس شورای اجرایی حزب الله هم در مصاحبه 03 اکتبر (دوشنبه - 8 آبان) با روز نامه کویتی الرای العام تصریح کرد: نیروهای 41 مارس باید انتخاب قطعی و نهایی خود را میان منطق عقل و وحدت ملی یا تن دادن به فتنه انگیزی های آمریکا انجام دهند، زیرا کسانی که به منطق عقلی دولت وحدت ملی پاسخ مثبت نمی دهند، تحت تاثیر دستورات و آموزه های رایس وزیر خارجه آمریکا و جفری ویلتمن سفیر این کشور در لبنان هستند.
شاید در نگاه نخست رخدادهای هفته گذشته لبنان این نگرانی را ایجاد کند که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به رغم شکست نظامی در درگیری های 33 روزه تابستان امسال، در حال بازسازی فضای سیاسی به نفع خودشان هستند و از طریق عناصر خط وابستگی و سازش که در قالب ائتلاف 41 مارس در بدنه حاکمیت و سپهر سیاسی لبنان فعالیت می کنند، مشغول ایجاد تفرقه در این کشور ند، اما مروری به وضعیت امروز ائتلاف 41 مارس در قیاس با دو سال قبل، موقعیت تقریبا فرو پاشیده حاکمیت رژیم صهیونیستی، وضع اسف بار آمریکا و متحدان اندکش در عراق و فرجام پروژه موسوم به خاورمیانه بزرگ و بویژه طرح به اصطلاح نقشه راه، از انفعال و ناتوانی محض جریان استکبار در برابر رویش خاورمیانه نوین اسلامی حکایت می کند.
در روزهای بعد از کشته شدن مشکوک رفیق حریری و ترکتازی جریان 41 مارس به رهبری آمریکا، حتی با وجود اثبات مشروعیت مردمی گسترده حزب الله در میان ملت لبنان تا قبل از جنگ 33 روزه اخیر، اساساً صحبتی از موضوع وحدت ملی در صحنه سیاسی لبنان مطرح نبود و دولت سینیوره که با سقوط کابینه کرامی روی کار آمد خلع ید از سوریه و خلع سلاح حزب الله لبنان را از رئوس برنامه های خود اعلام کرد و بر آن پای فشرد، این خواسته که مورد علاقه و حمایت آمریکا و اسرائیل بود، در حالی مطرح می شد که نه تنها امیل لحود رئیس جمهوری مسیحی لبنان براساس منطق حکمرانی از فلسفه وجودی حزب الله و مسلح بودن آن حمایت می کرد، بلکه میشل عون نیز که ابتدا از سوی ائتلاف 41 مارس به عنوان آلترناتیو لحود تبلیغ می شد، از موضع یک شخصیت مسیحی ملی گرا، مشی دفاع از حزب الله را در پیش گرفت.
با پایان نبرد حماسی حزب الله لبنان در برابر هجوم 33 روزه وحشیانه اسرائیل، فصل جدیدی در تاریخ لبنان آغاز شده که پایان آن برای استکبار، صهیونیسم و خط سازش لبنان تلخ تر از حد تصور است.
نشریه انگلیسی ایندیپندنت این هفته فاش کرد وزارت دفاع و دانشمندان هسته ای این کشور در نمونه های گرفته شده از مناطق صور و خیام وجود ایزوتوپ های اورانیوم و تشعشعات بالا را تأیید کرده اند و این حکایت از استفاده ارتش اسرائیل از بمب های اورانیومی در جنگ 33 روزه دارد. با این حال شرایط پس از جنگ عرصه ای را فراهم آورد که در صحنه لبنان موضوع وحدت ملی از سوی سیدحسن نصرالله مطرح و از سوی نبیه بری پیگیری شد و در عرصه منطقه ای مقامات سوریه از احتمال حمله نظامی برای بازپس گیری بلندی های جولان سخن گفتند.
درست است که حزب الله لبنان بعد از جنگ 33روزه نزد آمریکا و رژیم صهیونیستی به مراتب مغضوب تر از گذشته است ولی خطر لبنان متحد و یکپارچه در خط مقدم جبهه ضدصهیونیستی برای کیان این رژیم کمتر از وجود یک حزب الله مقتدر و مسلح نیست. همین موضوع، منطق تحرکات جبرانی پس از جنگ 33روزه را در سپهر سیاسی لبنان- و آن هم از موضع کاملاً انفعالی- توجیه می کند. چرا که از سویی آرامش و ادامه روند دموکراتیک در لبنان می تواند نظام سیاسی غیرعادلانه این کشور را با خطر مواجه کند و معنای حاکمیت اکثریت شیعه و انقلابی لبنان چیزی جز اضمحلال کامل جریانات وابسته و سازشکار نیست؛ و از سوی دیگر دومینوی شکست عملیاتی و حیثیتی آمریکا به لبنان محدود نمی شود و کل پروژه «خاورمیانه بزرگ» را در بر می گیرد.
جرج بوش ممکن است از درک این روند عاجز باشد ولی هم برژینسکی این روزها با صدای بلند اعلان کرده که دولت آمریکا در مسیر یک فاجعه بزرگ قرار دارد و هم ریچاردهاوس رئیس شورای روابط خارجی این کشور به فارین افرز گفته است: دوره سلطه آمریکا در خاورمیانه سرآمده و دوره جدیدی در تاریخ معاصر منطقه آغاز شده است.