فارغ از توهم تئورى توطئه باید به این واقعیت اذعان کرد که نظام جمهورى اسلامى از بدو تاسیس تاکنون با چالشهاى تحمیلى داخلى و بیرونى فراوانى روبهرو بوده است که بنابر اقتضائات هر دوره این توطئهها شکل و شمائى خاص داشتهاند.
در دهه اول انقلاب اسلامى اقدامات دشمن در مقابله با نظام در قالب “براندازى سخت” تعین مىیابد. در این دوره کشور شاهد جنگ تحمیلى و تحریمهاى اقتصادى بود.
در دو دهه بعدى توطئههاى دشمن بیشتر در قالب “براندازى نرم” خلاصه مىشود. “تهاجم فرهنگی” و “شبیخون فرهنگی” در این دوره در پیچیدهترین شکل خود، کشور را با چالشى جدى مواجه مىکند.
اما اقبال گسترده عمومى به دولت اصولگرا در اواسط دهه سوم انقلاب به یک باره تمام مخیلات دشمن پیرامون پروژه براندازى نرم را از هم پاشید و نشان داد که مردم ایران هنوز اصولگرا هستند.
اما با توجه به روى کارآمدن دولت اصولگرا نباید غفلت کرد که توطئههاى دیگرى در راه است که طبیعتا این چالشهاى تحمیلى پیچیدهتر از دو مرحله سابق خواهد بود. کالبدشکافى اقدامات احتمالى دشمن در این دوره حساس مىتواند کشور را از موضع انفعال خارج سازد و تصمیمسازىهاى نظام را در یک سطح فعال تعریف کند.
اولین و عینىترین چالش تحمیلى بر کشور موضوع مخالفت اروپا و آمریکا با فناورى صلحآمیز هستهاى است. تحریمهاى تسلیحاتى که گروه 1+5 سعى در اعمال آن دارد و یا هرگونه تحریم اقتصادى دیگر.
بدون تردید غرب حاضر نیست بر سر موضوع هستهاى در تقابل با ایران وارد فاز نظامى شود، زیرا هزینههاى این اقدام بسیار سنگین است. توطئه احتمالى دیگر دشمن در این دوره که برخى از مراحل آن نیز کلید خورده است بازى با سرمایههاى اجتماعى کشور است. البته این توطئه بیشتر توسط عوامل داخلى دشمن در حال اجراست. سرمایه اجتماعى عبارت است از مجموعه منابع نرمى که درون یک جامعه در حمایت از سیاستهاى کلان وجود دارد مثل اعتماد عمومى و اعتبار سیاسى دولت. از آنجا که دولت نهم از بدو شکلگیری، افزایش و جبران آن بخش از سرمایههاى اجتماعى کشور که در دورههاى گذشته از دست رفته بود را در اولویت اهداف خود قرار داده است، به نظر مىرسد دشمن بر همین موضوع فوکوس کند و با زیر سئوال بردن عقبه کارشناسى دولت و القاء تلقى شتابزدگى تصمیمگیرىها و رویکرد پویولیستى دولت در میان مردم به نوعى از اعتبار سیاسى دولت بکاهد و مانع اعتماد عمومى مردم نسبت به تصمیمگیرىهاى کلان کشور شود. در جهت خنثىسازى این توطئه در گام اول خود دولت نقش بىبدیلى را مىتواند بازى کند و باید بسیارى از منافذ را مسدود نماید. این چالش که بیشتر در فاز تئورىهاى جنگ روانى قرار دارد متاسفانه برخى از گروههاى همسو با دولت را نیز در دام خود گرفتار کرده است. بخش معظمى از این جنگ روانى سلب اعتماد از پایگاه اجتماعى دولت است. این جنگ در حالى کلید خورده است که مقام معظم رهبرى بارها از عقبه کارشناسى دولت دفاع کردهاند و رویکردشان نسبت به این دولت بسیار مثبتتر از دولتهاى سابق بوده است.
چالش احتمالى دیگر افزایش فشارهاى اقتصادى و معیشتى بر مردم است که مىتواند به واسطه تحریمهاى اقتصادى و یا شیطنتهاى کانونهاى ثروت و قدرت معاند با نظام در داخل کشور صورت بگیرد. به هر حال با توجه به حجم توقعات بهوجود آمده در میان مردم، دولت باید هم و غم خویش را مصروف کاهش این فشارها کند.
توطئه احتمالى دیگر دشمن در این دوره جنگ مجدد رژیم صهیونیستى با حزبالله لبنان و توسعه دامنه آن به سوریه و حتى ایران مىباشد. به هر حال نباید فراموش کرد، اسرائیل و حامیانش پس از شکست مفتضحانه از مقاومت اسلامى در لبنان ساکت نخواهند ماند و بدون شک این زخم روزى سر باز مىکند. اگر رژیم صهیونیستى بخواهد دامنه این جنگ را بگستراند شاید تحریمات تسلیحاتى 1+5 قابل توجیهتر باشد.
اما این وعده الهى است که “و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین”. کشور و نظام، این دوره را نیز با فضل و عنایت الهى و به مدد توجه صاحب امر (عج) به سلامت خواهند گذراند و رمز مصونیت در برابر همه این توطئهها به تعبیر مقام معظم رهبرى در سه فاکتور اتحاد، ایمان و بهکارگیرى عقل و علم خلاصه مىشود.