ترجمه: بهادر آذربهار
برخلاف تمامى تفکراتى که در غرب مطرح است، ولادمیرپوتین، رییس جمهور روسیه با صحبت کوتاه خود در رابطه با خطوط لوله نفتى موسوم به پایپلانستان (Pipelineistan) در اجلاس آخر هفته سران گروه هشت (G8) که در سنت پترزبورگ برگزار شد؛ همگان را به طور چشمگیرى شگفت زده کرد. در روز 15 ژوئن پوتین در شانگهاى اعلام کرد که شرکت گازپروم (Gazprom) آماده است تا از ساخت یک خط لوله گازى از ایران به پاکستان و هند حمایت مالى و فنى کند. وى به یک پروژه قدیمى و دور از ذهن 10 ساله به مساحت 2775 کیلومتر و ارزش 7 میلیارد دلار ـ به اعتقاد ایران ـ اشاره کرد، پروژه اى که باید تا سال 2009 میلادى، به اتمام برسد و مجرى آن شرکت گاز اکسپورت (Gazexport)، یکى از شرکت هاى زیرمجموعه و تابع گازپروم است. در نتیجه تا سال 2015، هر دو کشور هند و پاکستان باید سالانه دستکم 70 میلیون متر مکعب گاز طبیعى دریافت کنند.
بدین ترتیب ایران و روسیه، دو کشور صاحبنام تولید کننده گاز در سطح جهانى قرارداد مشارکت استراتژیکى را امضا مى کنند که نه تنها تمایلات هر دو طرف را در نظر مى گیرد، بلکه براى کشورهاى هند، پاکستان، چین و بخش آسیاى مرکزى نیز رضایت بخش است، قراردادى که کمترین نتیجه آن به ارمغان آوردن آینده اقتصادى روشن براى بخش گسترده اى از آسیا، البته به دور از هرگونه مداخله آمریکا است. واشنگتن به هیچ وجه از این موضوع خوشحال نشد. تعجبى ندارد که تمامى کشورهاى منطقه مخالفت خود را ابراز کردند. این موضوع براى ایران بیانگر تملک خط لوله Pipelineistan به سمت شرق است. هند مى تواند سالانه حداقل 300میلیون دلار ذخیره ارزى داشته باشد. پاکستان سالانه 600 میلیون دلار از هزینه انتقال و ترانزیت را کسب مى کنند. به طور حتم خط لوله تا استان یونان (Yunnan) کشور چین ادامه پیدا خواهد کرد. جاى تعجب نداشت که این خبر در نشست سالانه سازمان مشارکت داخلى شانگهاى چین (Sco) منتشر شد.
اقدام ماهرانه روسیه این است که حجم عظیمى از صادرات آتى گاز ایران را به سوى آسیا سوق دهد. در حالى که روسیه بر سر یک داد و ستد بسیار سودمند و پیچیده دیگر با بروکسل هم مشغول مذاکره است تا نیازهاى اتحادیه اروپا را برطرف سازد، تهران و مسکو به توافق قابل توجهى دست یافته اند. پوتین و رییس جمهور ایران محمود احمدى نژاد بى وقفه کار خواهند کرد.
در شانگهاى آن ها تقریباً به این نتیجه رسیدند که راجع به تمامى موضوعات مربوط به قیمت گاز و خطوط جدید گاز Pipelineistan رایزنى کنند. کنترل قیمت ها به همراه خطوط انتقال، به طور حتم و به زودى باعث رضایت سازمان کشورهاى صادر کننده نفت (OPEC) خواهد شد. با این وجود پوتین آنقدر محتاط بود که به جاى واژه معاهده، تنها از عبارت «داد و ستد مشترک» استفاده کند.
تحت چنین شرایطى به نظر مى رسد با گذشت 15 سال از پایان جنگ سرد، اختلاف نظرهاى روسیه و آمریکا به طرز نگران کننده اى همان موارد پیشین است: اروپاى شرقى، حوزه دریاى سیاه، اوکراین، مولداوى، گرجستان و ایران. شصت سال پیش، اتحاد جماهیر شوروى پیشنهاد همکارى در زمینه انرژى را به ایران ارایه کرده و اکنون نه تنها مسکو پیشنهاد همکارى هسته اى مطرح مىکند ـ ساخت نیروگاه هستهاى در بوشهر ـ بلکه هنوز هم برسر همکارى در زمینه انرژى نیز اصرار مى ورزد، به طورى که ذخایر گازى خود را به شکلى پرسود براى هر دو طرف به فروش برساند.
پوتین یک شطرنج باز ماهر است، از یک طرف در جوامع مدنى و سازمان انرژى، سرکوبگرى را متهم مى کند و از طرف دیگر اظهار مى دارد که کاخ کرملین نیازى به رودررویى با مهاجرنشینان کشورهاى عربى ندارد.
تنها نیاز کرملین، یافتن راهى است تا بتواند از جارى شدن همه جانبه سرمایه هاى عظیم مالى به سمت روسیه بهترین بهره را از آن خود کند. هفته نامه روسى زبان ولست (Vlast) بر این باور است که: «نفوذ تازه روس ها در غرب، ریاکارى و اشتباه است.» واکنش روسیه این است که غرب را به مبارزه و رویارویى بکشاند تا بدین وسیله بتواند این کشور را با شرایط خودش وفق دهد. کاخ کرملین، تجربه داخلى خود را «دموکراسى برتر» مى نامد. همان طور که کرملین هر روز اعلام مى کند: «غرب باید به یک سرى از هشدارها و اولتیماتوم هاى عنوان شده از سوى روسیه پاسخ دهد که شامل عدم پذیرش قوانین اروپایى درباره بازار انرژى است، به خصوص در رابطه با موقعیت ایران و اطمینان دادن این کشور درباره عدم مداخله در امور داخلى روسیه.»
پیام پوتین به گروه هشت واضح و روشن است. ما بازگشته ایم و گروه Gazprom نیز همین طور. شادمانى به خاطر نفت بشکه اى 75دلار و افزایش قیمت آن، همه و همه به معنى انجام کارها به روش درست است، مانند سرکوبى کاملاً حساب شده شامیل باسایف(Shamil Basayev)، رهبر شورشیان چچن و دشمن شماره یک دولت روسیه، یا نادیده گرفتن مرم بى خانمان، دوره گردها، روشنفکران و فریاد مخالفتى که از سوى سنت پترزبورگ بر سر سران گروه هشت به گوش مى رسد. به طور بالقوه غرب نمى تواند در این باره کارى از پیش ببرد. اکنون جدال و کشمکش روسیه براى این است که بخشى از غرب شود. این کشور با نظام و سیستم خودش رشد و تحول یافته است و احتمالاً مانند کشور چین، در مرکز نظامى که به کرملین دروغ مىگوید.
پیش دستى نامى است که روس ها براى این بازى انتخاب کرده اند. مشارکت استراتژیکى روسیه با چین، از طریق سازمان شانگهاى محکم و استوار گشته است. در مقابل پرونده هسته اى بسیار حساس ایران، بازى مسکو بسیار منعف و داراى ریزه کارى است، درست مانند روابطى که میان روسیه و جهان اسلام وجود دارد. این بازى هزینه بازار گاز را روانه کشورهاى اوکراین و گرجستان مى کند و به زودى ـ قبل از این که دیر شود ـ این احتمال مى رود که معامله با گاز اوپک ایران و آسیاى مرکزى، انجام شده قلمداد شود.