جیمی کارتر رئیس جمهوری اسبق آمریکا در تازه ترین کتاب خود رژیم صهیونیستی را عامل اصلی بحران خاورمیانه معرفی کرده است . این اعتراف اگرچه دیرهنگام است ولی از جانب کسی صورت میگیرد که چند سال بالاترین مسئولیت اجرایی را در کشور آمریکا یعنی اصلی ترین کشور حامی اسرائیل برعهده داشته و طبعا به ماهیت و طبیعت رژیم صهیونیستی آگاهی و اشراف کامل تری دارد و به این علت قابل تامل است . اگرچه اظهارات کارتر اشاره به یک واقعیت غیرقابل انکار است ولی مطمئنا این اظهارات خوشایند رژیم صهیونیستی و سازمان های متنفذ هوادار این رژیم در داخل آمریکا نیست .
به زبان آوردن این اعتراف در شرایط کنونی به این دلیل است که اکنون مردم آمریکا و سیاستمداران این کشور بیش از هر زمان دیگر به این واقعیت پی برده اند که آمریکائیها به دلیل حمایت های بی چون و چرا از رژیمی که اشغالگری و جنایت مشخصه اصلی آن است به گونه بی سابقه ای در دنیا منفور شده اند و مردم جهان به آمریکا به مثابه هیولایی بی شعور و عاری از تعقل می نگرند که حاضر است تا مرز بی آبرویی و نابودی خود و به آتش کشیدن جهان در راه دفاع از این رژیم فاسد و مجعول پیش برود.
تردیدی نیست که سیاستهای کلان آمریکا توسط عوامل صهیونیست حامی رژیم اسرائیل ترسیم می شود و بسیاری از اقدامات جنگ افروزانه واشنگتن در صحنه بین المللی صرفا با هدف تامین منافع صهیونیستها و تضمین بقا و موجودیت اسرائیل صورت می گیرد که لشکرکشی های غیرقانونی این کشور به افغانستان و عراق نیز دقیقا با همین انگیزه صورت گرفته است.
اکنون جهانیان با مشاهده این سیاست های نادرست و جنایتکارانه دولت آمریکا روزبه روز از این دولت منزجرتر می شود و آمریکائیهایی که پس از فروپاشی شوروی سابق و پایان دوره جنگ سرد انتظار مدیریت انحصاری بر جهان را داشتند به گونه بیسابقه ای به انزوا دچار شده اند به گونه ای که حتی در میان متحدین سنتی و سابق خود نیز جایگاهی ندارند. تفکر ضد آمریکایی تنها به خارومیانه و کشورها و جوامع اسلامی منحصر نیست . امروز تنفر از سیاستهای صهیونیستی آمریکا تا آفریقا آمریکای لاتین و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی نیز امتداد و گسترش یافته است . این هزینه ای است که صهیونیستها بردوش مردم آمریکا گذاشته اند.
اگر زمانی حضور رهبران آمریکا در برخی کشورها به ویژه کشورهای وابسته به غرب مایه اعتبار تلقی می شد اکنون حضور این مقامات در اکثر کشورها به مثابه حادثه ای مذموم و منحوس نگریسته می شود و بسیاری از دولت ها به پذیرش مقامات آمریکایی علاقه ای ندارند چرا که بیم دارند باعث بروز خشم ملت هایشان گردد.
این وضعیت و جو ضد آمریکایی امروزه تا پشت مرزهای آمریکا در آمریکای لاتین نیز گسترش یافته است و آمریکا که تا قبل از این به این قاره به عنوان حیات خلوت و پایگاه سنتی خود می نگریست و در آنجا فقط دولت کوبا را در برابر خود داشت اکنون به سرعت توسط یک به یک ملت ها از این منطقه طرد می شود.
به نظر می رسد زنگ خطر این بی حیثیتی بی سابقه آمریکا را حتی رای دهندگان آمریکایی نیز درک کرده اند و در انتخابات اخیر کنگره این کشور با رویگردانی از جنگ افروزانی که به طور آشکار و ننگینی ملعبه دست بازیگردانان صهیونیست و حامیان اسرائیل می باشند در واقع این پیام را اعلام کردند که از سرسپردگی بی چون و چرای سران و دولتمردان خود به صهیونیستها خشمگین هستند.
با توجه به این واقعیات . بی دلیل نیست که کارتر نیز در مقام انتقاد از اسرائیل برمی آید و این رژیم را به عنوان فتنه اصلی در خاورمیانه اعلام می کند فتنه ای که نه تنها منطقه را به آتش و بحران کشیده بلکه باعث بی آبرویی مردم آمریکا نیز شده است .
با اینحال بعید به نظر می رسد که حاکمان آمریکا به این اعتراف هشدارگونه کارتر وقعی بنهند و از آن عبرت بگیرند چرا که اصولا دولتمردان آمریکایی حتی اگر هم اعتقادی به واقعیت گفته های کارتر داشته باشند و بپذیرند رژیم صهیونیستی عامل فتنه در منطقه و جهان است قدرت و جرات ابراز آن را ندارند چرا که با خطر انتقام شبکه صهیونیستی آمریکا و کنار گذاشته شدن قرار دارند.
از اینرو باید همچنان انتظار بی آبرویی و بی اعتباری بیشتر آمریکا را داشت چرا که رژیم صهیونیستی و حامیان با نفوذ آن در آمریکا آنچنانکه نشان داده اند به هیچ چیزی جز بقای رژیم صهیونیستی نمی اندیشند و حاضر هستند در راه تحقق خواسته خود منافع نزدیکترین متحد خود را نیز قربانی کنند. با توجه به این نکته اظهارات کارتر اگرچه اعترافی مبتنی بر حقیقت است ولی این اعتراف تنها در متن کتاب وی خواهد ماند و امکان بازتاب عملی در صحنه سیاسی آمریکا پیدا نخواهد کرد و تاثیری در رفع شر عامل بحران از سر خاورمیانه و جهان ندارد.
عامل فتنه خاورمیانه تنها با اراده و همت ملت های مسلمان و آزاده منطقه و جهان و با دستان مبارزان فلسطینی به زانو درخواهد آمد و با توجه به شواهد و قرائن موجود زمان مرگ این رژیم بحران آفرین و فتنه گر چندان دور نیست.