تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۴  ، 
کد خبر : ۹۶۸۰۳

آخرین حلقه بازیگران عصر لائیسم


محمد نوری
نسل پا به سن گذاشته ایرانى، خاطراتى شنیدنى از روزهاى پرهیجان رقابت رجال سیاسى در ترکیه به یاد دارند. ایامى که این کشور نیمه اروپایى ـ نیمه آسیایى، میدان نزاع پر دامنه و وقفه ناپذیر ژنرالها با سیاستمداران از یک سو و چپگرایان و لیبرالها از سوى دیگر بود. این منازعه که قریب سى ـ چهل سال، تاریخ این سرزمین را درنوردید همواره دو نماد و دو نماینده داشت سلیمان دمیرل که جریان لیبرالها را رهبرى مى کرد و بلنت اجویت که سرسلسله چپگرایان محسوب مى شد.
اکنون عصر و زمانه آن رشته نزاع ها به سر آمده است و ترکیه امروز با مردان جدیدش گونه اى دیگر از رقابت سیاسى را تجربه مى کند. چپگرایان آتشین مزاج و لیبرالهاى متعصب آن روزگار جاى خود را به شاخه ها و شعبه هاى جدید داده اند. گذشت و دگردیسى روزگار سیاسى سرزمین ترکیه را مى توان در خبر فوت قافله دار چپگرایان (بلنت اجویت) و خانه نشینى رهبر لیبرالها (دمیرل) باور کرد. به راستى عقربه زمان، اوضاع و احوال سیاست را در این نقطه تلاقى دو قاره و معبر دو اقلیم شرق و غرب دگرگون کرده است.
اجویت آخرین بازمانده عصر طلایى جنگ قدرت در ترکیه روز دوشنبه براى همیشه صحنه زندگى و سیاست ترکیه را وداع گفت، درحالى که شاهد رویش جوانه هاى جریانها و اندیشه هاى جدید بود صداى پاى این تحول به گوش مرشد چپگرایان رسیده بود چنان که آخرین سخنان او پیش از مرگش دلالت براین دارد که اجویت در وصیت گونه اى گفته بود که گردش زمان همه چیز را در ترکیه تغییر داده است و حتى اصول لایتغیرى مثل دخالت ژنرالها در سیاست نیز محکوم به تغییر است. با این پیش درآمد خطوط اندیشه و تفکرات اجویت را از نگاه گذراندیم.
محافظه‌کارى در کسوت چپگرایان
اجویت هیچگاه در پى اصلاحات بنیادین نرفت، او رفتار سیاسى خود را در چارچوب نظامى تنظیم مى کرد که میراث آتاتورک خوانده مى شود.
برهمین اساس بود که اجویت هیچ گاه با مبانى لائیسم در نیفتاد یا ترکیب بندى ساختار سیاسى ترکیه را که بر اصل برترى نظامیان استوار است به چالش نکشید.
او حامى و همراه ژنرالها در سال هاى سخت جنگ سرد و حتى پس از خاتمه دوران موسوم به عصر کودتاى ژنرالها بود. اجویت حتى زمانى که رقیب دیرینه اش سلیمان دمیرل، بحث تغییر ماده 35قانون اساسى (قانون وظایف نیروهاى مسلح ترکیه در داخل کشور) را به امید جلوگیرى از تکرار کودتاهاى نظامى پیش کشید حاضر نشد با آن همراه شود.
او در اظهاراتى صریح گفت: «حاضر نیستم وارد این بحث شوم.» اجویت این توجیه را پیش کشید که ترکیه در قبال امنیت خود و منطقه مسئولیت هاى جدى برعهده دارد و در وضعیت موجود افکار عمومى آماده پرداختن به این مسأله نیست. ترکیه در مسائل داخلى و خارجى مشکلاتى منحصر به فرد دارد که باید همواره آن را به خاطر داشت، لذا بحث در باره ارتش ضرورتى ندارد. البته اجویت خوشبین بود که گذشت زمان و بروز تحولات جدید خود به خود دست نیروهاى نظامى را براى دخالت در عرصه سیاست ترکیه خواهد بست و اعتقاد داشت که دیگر ساقط کردن دولت با کودتاى نظامى آسان نیست . چنان که در یکى از نشست ها با روزنامه نگارى مى گوید: « مى توان دریافت که دیگر ارتش ترکیه قصد دخالت در اوضاع سیاسى را ندارد نظامیان و ارتش، تحولات جارى در ترکیه و دنیا را دنبال مى کنند در صورتى که در گذشته چنین نبود. اکنون ارتش شناخت بسیار خوبى در باره ترکیه و جهان کسب کرده است. اینها تحولاتى مهم و سازنده است.»
سیاستمدارى با سه گرایش
اجویت در حیطه اندیشه سیاسى و ترکیب بندى ایدئولوژیک احزاب ترکیه، سه خصلت لائیک بودن، چپگرایى و ملى گرایى را در ظرف شخصیت خویش جمع کرده بود. او یک لائیک تمام عیار بود به این اعتبار که همواره به بنیان فکرى نظامى لائیسیته ترکیه ارادت مى ورزید و با مداخله مذهب در صحنه سیاست مخالفت مى کرد، پایبندى به مبانى لائیک، اجویت را وادار به رقابت و رودررویى با جناح اسلام گرایان و نماینده و نماد امروزین آن یعنى حزب عدالت و توسعه کشاند. او نه تنها در جرگه رقیبان سرسخت طیب اردوغان درآمد بلکه وجه مذهب گرایى دولت اعتدال و توسعه را بارها مورد انتقاد قرارداد.
اجویت یک ملى گراى چپ و یا ناسیونالیست سوسیال بود. رگه هاى ملى گرایى تفکر او را مى توان در سیاست خارجى اش به عینه دید.
اجویت با الهام از مکتب ملى گرایان ترک، خواستار حضور و نفوذ آنکارا در نواحى ترک نشین بود. فرمان فتح ناحیه ترک نشین قبرس را نیز برهمین مبنا صادرکرد. او تا آخرین لحظات زندگى سیاسى خویش از خواسته و اعتقادش دست نشست.
بر این اساس اجویت لقب «کارا اوغلان» گرفت و وقتى که فرمان حمله نظامى ترکیه به قبرس را داد، عکس هاى او با عنوان «کارا اوغلان» در کنار پرچم ترکیه در همه جا نصب شد.
«کارااوغلان» عنوان قهرمانى افسانه اى از ترکهاى اویغور است که در قرن دوازدهم میلادى در آسیاى مرکزى مى زیسته است و در فرهنگ ترکیه نماد «قهرمانى و قیام در مقابل ظلم» است.
گرایشهاى سوسیالیستى اجویت تفاوت بارز با نحله ها و محافل چپگرا داشت. او با ایجاد حزب چپ دموکراتیک کوشید تا در جامعه نیمه سنتى و نیمه مدرن ترکیه، گروه هاى پرجمعیت کارگرى را حول این حزب متحد سازد.
در آن سالها، مشى چپ گرایى، اجویت را به چالش و رقابتى پردامنه با طیف لیبرالهاى این کشور و در رأس شان سلیمان دمیرل کشاند، اجویت از فرصت هاى دوران نخست وزیرى خود نهایت بهره را برد تا قوانین و نظامات حقوقى ترکیه را در جهت حمایت از حقوق گروههاى کارگرى اصلاح کند. تلاشهاى او در این زمینه باعث شد که سندیکاها و تشکلهاى کارگرى ترکیه وفادارى خود به اجویت را همچنان حفظ کنند تا جایى که در ایام بیمارى و بسترى شدن اجویت گروههاى پرشمار کارگران با حضور در بیمارستان عواطف و دوستى خود با او را تجدید کردند. اما سیاستهاى چپگرایانه اجویت در جامعه اى که بر بنیاد تفکرات اقتصادى لیبرالهایى چون «کمال درویش» آهنگ ادغام در سیاستهاى سرمایه دارى داشت، نمى توانست دوام آورد. از همین رو بود که اجویت در آخرین دوره نخست وزیرى خود به دلیل مواجه شدن ترکیه با بحران شدید اقتصادى سال 2000و تشدید آن در سال 2001مجبور شد به اجراى نسخه هاى اصلاحات اقتصادى موردنظر صندوق بین المللى پول تن دهد.
لبخندهاى پنهان اجویت
اجویت برخلاف چهره نسبتاً خشنى که داشت بهره اى وافر از عاطفه و هنر داشت. تصور غالب افکار عمومى از بلنت شخصیتى مطلقاً سیاسى است که تمام لحظات جوانى و پیرى خود را به مبارزات سیاسى و نزاع با رقیبان به سر کرده است. اما واقعیت دنیاى درون او غیر از این بود.
همسنگرانش مى گویند او خلقى ملایم و متواضع در دنیاى روابط شخصى دارد.
از همین رو اجویت دوران جوانى خود را در روزنامه نگارى و شعر گذراند. بلنت روحیه شاعرانه داشت و حتى مجموعه اشعارى از خود بر جاى گذاشته است. دوستانش نقل مى کنند که ایام فراغت خود را صرف نوشتن مقاله و سرودن شعر سپرى مى کرد. همین خصوصیات اجویت رابه انتخاب همسرى هنرمند و نقاش ترغیب کرد. رخشان اجویت که ابتدا در وادى هنر با اجویت آشنا شده بود بعداً به یار سیاسى او در عرصه سیاست و احزاب تبدیل شد.
آرمان سیادت ترکیه
دیدگاه هاى اجویت در سیاست خارجى رنگ و صبغه تفکرات ژنرال هاى لائیک آنکارا را داشت. او نیز به حوزه هاى سنتى منافع ملى ترکیه تعصب مى ورزید، درباره عراق، قبرس و اروپا چنان مى اندیشید که نسل اول رهبران متعصب ترکیه فکر مى کنند. اما در میان موضوعات منطقه اى، قبرس کانون علاقه این سیاستمدار کهنه کار بود. او همواره در صف اول مدافعان نفوذ ترکیه در قبرس قرار داشت.
بر همین اساس بود که در دوران نخست وزیرى خود در 1974ارتش ترکیه را براى تسلط بر بخش ترک نشین قبرس راهى این منطقه کرد و با این حمله، قبرس به دو نیمه یونانى وترکى تجزیه شد. او علایق خود نسبت به حفظ نفوذ ترکیه بر قبرس راتا پایان حیات خود کنار نگذاشت و با هرگونه انعطافى در خط مشى آنکارا در این منطقه مخالفت ورزید. چنانکه در یکى از مصاحبه هایش گفت: این دولت بیش از حد در مسأله قبرس نرمش نشان داده است. این دولت تصور مى کند که اگر ترکیه در مسأله قبرس امتیازاتى جدى بدهد راه آن به سوى عضویت در اتحادیه اروپا هموار مى شود. واقعیت این است که اتحادیه اروپا قادر نیست ترکیه را به راحتى راضى و توجیه کند و همچنین نمى تواند بدون ترکیه کار چندانى از پیش ببرد، زیرا کشور ما داراى ویژگى هاى بسیار مهمى است. اجویت در این بخش از اندیشه هایش تنها نبود. او از حمایت محافل بسیارى برخوردار بود لذا مى گفت: افکار عمومى ترکیه در مورد مسأله قبرس بسیار حساس تر از افکار مردم بخش ترک نشین قبرس نسبت به این مسأله است. کاملاً واضح است که اگر ترکیه امتیازاتى بدهد، شمال قبرس از دست خواهد رفت. از دست رفتن قبرس فقط به ضرر جامعه ترک شمال قبرس نخواهد بود، زیرا این بخش جایگاه بسیار مهمى در شرق مدیترانه و خاورمیانه دارد. این امر تنها ترکهاى قبرس را نگران نمى کند. شرق مدیترانه براى ترکیه به همان اندازه مهم است که دو پایگاه آمریکا و انگلیس در شمال قبرس براى آنها اهمیت دارد.
همچون سایر سیاستمداران آنکارا اجویت، دغدغه دیگر خود را مسأله عراق قرار داده بود و اینکه مبادا تحولات این کشور به تجزیه آنجا منجر شود. مى گفت: مسأله عراق باید به هر شیوه اى که شده، حل شود. این وضعیت غیرقابل پذیرش است. آمریکا علیه تلاش هاى ما براى تأمین امنیت خود در شمال عراق، موضعى آشکار گرفته است. این مسأله از دوستان و متحدان ما پذیرفتنى نیست.
اجویت هر چند به عنوان یک سیاستمدار چپگرا شهرت داشت اما به صف طرفداران عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا پیوست. در سال1999تحت هدایت او بود که نامزدى ترکیه براى عضویت در اتحادیه اروپا پذیرفته شد. محافل سیاسى - اقتصادى غرب نیز غالباً از این چهره به عنوان یک دوست و شریک قابل اعتماد براى خویش یاد کرده اند.
البته اجویت سعى مى کرد میان عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا با سیاست هاى منطقه اى آمریکا تفکیک قایل شود. بر این اساس او منتقد خط مشى آمریکا بویژه در عراق و قبرس بود و بر این باور بود که آمریکاییها در مناقشه ها و بحران هاى پیرامون ترکیه، منافع ملى آنکارا را لحاظ نمى کنند حتى هشدار مى داد که روند سیاست هاى دولت بوش در صحنه عراق به استقلال کامل کردها ونهایتاً تهدید امنیت ملى ترکیه منجر خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات