تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۹  ، 
کد خبر : ۹۶۸۴۲

شوراى هماهنگى و سه نکته


گروه سیاسی - امیر محبیان: ساختار تشکیلاتى جناح ارزشگرا* به گونه‌اى طراحى شده است که احزاب و گروههاى تشکیل دهنده آن در آستانه هر انتخاباتى تحت پوشش “شورایی” از عناصر کلیدى به آماده سازى نیروها و ظرفیت‌هاى خود پرداخته و مى‌کوشند با یک “لیست واحد” به عرصه انتخابات وارد گردند.
عبور از چند انتخابات مهم- شوراها، مجلس و ریاست جمهوری- با بهره‌گیرى از چنین سیستمى سران جناح را وا مى‌دارد که با جمعبندى دستاوردهاى گذشته به ارزیابى نقاط قوت و ضعف این “ساز و کار تشکیلاتی” بپردازند و بر پایه همین جمعبندی، یا این روند را همچنان ادامه دهند، یا به اصلاح آن دست یازند و یا آن که روش نوینى را براى ساماندهى نیروها طراحى نمایند.
بررسى اجمالى کارکرد “شوراى هماهنگی” نشان از فراز و نشیب هایى مى‌دهد که همواره از یک انتخابات بدون جمعبندى جدى (حداقل مطرح شده در سطح لایه هاى تاثیرگذار) به انتخابات دیگر وارد شده ایم.
این نوشتار قصد ندارد تحلیل جامعى را در این مورد ارائه کند ولى اجمالا ذکر نکات ذیل شاید مفید واقع گردد.
1- باور کنیم جواب ها تغییر مى‌کنند:
مى‌گویند در سال 1951، معاون آلبرت اینشتین در راه بازگشت از دانشگاه (در حالى که از دانشجویان کلاسهاى فیزیک پیشرفته امتحان گرفته شده بود)، از اینشتین پرسید: پروفسور، آیا این همان سئوالات امتحانى نبود که سال قبل از همین کلاس فیزیک گرفتید؟ اینشتین پاسخ داد: بله، معاون پرسید، پس چرا یک نوع سئوال امتحانى را براى یک کلاس در دو سال متوالى داده‌اید؟ ، پاسخ اینشتین مهم بود، بله، سئوالها ثابت است، اما (در طى یکسال) جواب ها تغییر کرده است.”
اهل سیاست، گاهى گمان مى کنند که این پرسشها و اوضاع هستند که تغییر مى کنند در حالى که گاهى علیرغم آن که در دو فاز پرسش یکى است، جواب ها متفاوت خواهد بود.
حال پرسش آنست، آیا براى هر انتخاباتى باید همان یک روش و یک پاسخ را ارائه کرد؟ آیا نباید در یک جمعبندى دقیق، ضعفها را در ساختار و روابط حاکم بر “شوراى هماهنگی” شناسایى و برطرف نمائیم؟ اگر این کار صورت گرفته است، مبناى تحلیلى آن کدام است؟ و چرا شاهد دگرگونى در روابط و ساختار ( و نه فقط اعضاى تشکیل دهنده شورا) نیستیم؟
2- تجزیه و تحلیل رقیب ها بر استراتژى ما تاثیرگذار است:
یک ضرب المثل نظامى مى‌گوید:” هیچ استراتژى را نمى‌توان یافت که در اولین برخورد با رقیب (یا دشمن) پایدار باقى بماند” در عرصه رقابت سنگین سیاسى داخل کشور که در پرتو مردمسالارى دینى مجال عمل یافته است؛ هیچ گونه استراتژى و حتى ساختار سیاسى جناحى که مبتنى بر آن استراتژى شکل گرفته است، نمى‌تواند از محاسبه قدرت، استراتژى و ساز و کارهاى انتخابى رقیب غفلت ورزد.
آیا ما مى توانیم فرض کنیم که جبهه دوم خرداد ( جبهه اصلاحات یا هر نامى که بر خود مى نهد) ظرف ده سال گذشته هیچ تغییرى نکرده و همچنان استراتژیها و تاکتیکهاى پیشین را دنبال مى کند؟ قطعا پاسخ منفى است، آرایش سیاسى و صف بندیها و حتى رفتار سیاسى جبهه دوم خرداد ظرف ده سال گذشته گاهى در یکسال، چند بار تغییر کرده است. بنابراین آیا جناح ارزشگرا مى‌تواند براى پاسخگویى به همه این تحولات، از یک روش، استراتژى و ساختار واحد بهره گیرد؟ آیا شوراى هماهنگى با همان روش و ساختارى که در سال 1376 با ظهور خاتمى مواجه شد، مى‌توانست با خاتمى سال 1380 مواجه شود و یا از همان روش در انتخابات ریاست جمهورى نهم بهره گیرد؟ آرى مى‌تواند ولى مسلما بسیارى از فرصت‌ها را به دلیل نادیده انگاشتن بسیارى از تحولات و واقعیات از دست مى‌داد، که بعضى از تحلیلگران معتقدند از دست داد و این امر تا حدودى به شکنندگى ساختار شوراى هماهنگى کمک کرد.
از همین رو، جناح ارزشگرا دایما باید رقبا را جدى گرفته و رفتار و حتى ساختار تشکیلاتى آنها را رصد کند و بر پایه تحولات آنها، ساختار منعطف و استراتژى هاى نوین خود را شکل دهد والا غفلت از رقیب بیدار، در پایان فقط شکست یا حداقل عدم پیروزى مطلوب را به ارمغان خواهد آورد.
3- اعتبار جناح همان ارزشى است که هواداران براى تصمیمات جناح قائلند:
تقریبا پذیرفتنى است که بیش از آن که انسان مخلوق محیط باشد، محیط مخلوق انسانهاست. محیطى که “جناح ارزشگرا” در آن به فعالیت مى پردازد از یک سو، در مقابل رقبایى قرار دارد که جناح مى کوشد در چارچوب اخلاق و ارزشها و قانون به رقابت با آنها بپردازد، از سوى دیگر، در محیط داخلى جناح چیزى نیست جز اعتبارى که نزد هواداران خود دارد و این اعتبار براى رهبران و سران آن نوعى “اتوریته” ایجاد مى کند.
هر اندیشه اى که “هواداران جناح ارزشگرا” را انسانهایى منفعل و پیرو محض بداند، بى گمان به زودى درخواهد یافت که اشتباهى مهلک کرده است.
هواداران “جناح ارزشگرا” انسانهایى فعال و خلاق هستند که در پى اقناع ذهنى از تصمیمات تبعیت مى کنند، هر چند اکثر آنها ایثارگرانه در مواردى على‌رغم عدم اقناع ذهنی، فقط به دلیل حساسیت شرایط و نیز علایق دینى خود از تصمیمات سران جناح تبعیت مى کنند ولى این حساسیت شرایط، امرى همیشگى نیست، لذا بویژه در شرایط کنونى نمى توان با عنوان “حساسیت شرایط” تحولات ذهنى و دگرگونى ها در تمایلات هواداران فهیم جناح را در نظر نگرفت. تردیدى نباید کرد “اتوریته” تصمیم گیران جناح به میزان مقبولیت آراء و تصمیمات آنها در نزد هواداران بر مى گردد و مقبولیت نیز رابطه تام و تمامى با میزان معقولیت و مشروعیت این نظرات دارد.
از همین رو، دوستان و سران شوراى هماهنگى شایسته است بر نکات خیرخواهانه فوق تامل کرده و پیش از ورود به فاز انتخابات (که زمان آن دور نیست) حداکثر مقبولیت را از طریق جامع نگرى و بصیرت بیشتر براى تصمیمات خود پدید آورند، زیرا صرف رسیدن به لیست واحد نمى تواند و نباید هدف تلقى شود زیرا “لیست واحد و یکپارچه” آن گاه ارزشمند است که هواداران و همفکران جناح یکپارچه از آن حمایت نمایند، وضعیتى که خواست همه نیروهاى ارزشگراست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات