حسین رزمنده
همگان به ناتو به عنوان سازمانی می نگرند که همچنان از دوران بسیار سرد و شکننده یخی آمده است؛ به طوری که هنوز یخهای آن دوران یخ زده، آب نشده بلکه شکنندگی و آسیب پذیری آن در هوای تفتیده و داغ افغانستان نیز بیشتر از هر زمان دیگر شده است.
کشتار زنان، کودکان و پیرمردان پنجوین افغانستان که به ده ها کشته و زخمی انجامید، آسیب پذیری نیروهای ناتو را بیش از پیش در حفظ شعارهایی که برای استقرار صلح و ثبات و امنیت در خارج از مرزهای خود سر می دهند، به اثبات رساند.
مقامات افغانی می گویند، نیروهای ناتو با تمام توان و ساز و برگ جنگی به بهانه اینکه تعداد 500 مظنون به طالبان در روستای «مدوسا» پنهان شده اند به آن روستا حمله کردند و تعداد بسیاری را قتل عام کردند. آنها برای کنترل پنجوین که کانون سیاسی جنوب افغانستان می باشد و برای ناتو حیاتی و حیثیتی است بسیار تلاش می کنند.
ژنرال دیوید ریچاردز، فرمانده ناتو در افغانستان، از عملیات مدوسا به عنوان موفقیت باشکوه یاد کرد. اما کمتر از یکه هفته بعد، طالبان کنترل این منطقه را دوباره به دست گرفت.
علاوه بر آن، طالبان حملات پی درپی و سلسله واری را علیه سربازان ناتو انجام داد تا جایی که ناتو مجبور به عقب نشینی از مناطق تحت کنترل خود گردید و روستای «زنگوات» را با 25خانه ویران کرد. در این میان 85 کشته و 110تن زخمی شدند که اکثرشان زنان و کودکان و پیرمردها بودند. یکی از رؤسای قبایل که قبلاً از مقامات امنیتی قندهار بود، می گوید: به دلیل ناتوانی ناتو در برخورد با طالبان این گروه روز به روز قویتر و با نفوذتر می شوند؛ به ویژه ناتو پس از چهارماه مبارزه با طالبان همچنان در نقطه شروع قرار دارد. اکبر خاکریز وال در ادامه می گوید: زمانی که طالبان به نیروهای ناتو حمله می کنند، بدون انگیزه و سردرگم در مناطقی که هیچ گونه آشنایی ندارند، تنها با تیراندازی های بی هدف و سرگردان و بمبارانهای غیرحرفه ای، به فکر نجات جان خود و فرار از مهلکه هستند و این همان چیزی است که طالبان انتظار دارند، آنها می خواهند چهره ناتو را بیش از پیش خراب و در اذهان جهانیان بد جلوه دهند و تاکنون توانسته اند در این کار بخوبی موفق شوند.
یک دیده بان حقوق بشر در نیویورک می گوید: تهاجمات نظامی ناتو که صرفاً حملات هوایی است، به دلیل نداشتن نیروهای زمینی، نه تنها کارایی و تأثیرات لازم را ندارد، بلکه همواره علیه خود آنها به کار رفته و وجهه ناتو را در جهان کاملاً خدشه دار نموده است.
در این میان روسها با تلاشی که دارند، همچنان در سرکوب طالبان با شکست مواجه شده اند و تنها با قدرت آتش خود به دنبال نابودی طالبان هستند که امری غیرممکن است؛ زیرا نتایج این حملات معکوس بوده است.
سام ظریفی می گوید: تنها راه پیروزی روسها و ناتو، در این است که بر مردمی بودن طالبان پیروز شوند، نه آنکه مردم بی گناه را بکشند، آنها باید ابتدا اطمینان مردم منطقه را جلب کنند و به آنها به بباورانند که هدفشان از حضور در افغانستان ایجاد امنیت همراه با ثبات و رفاه برای آنان می باشد، نه آنکه برای کشتن طالبان، مردم بی گناه را بکشند و سپس از آنان انتظار همکاری داشته باشند.
اکنون ناتو در شرایطی قرار دارد که نتایج ناکامی در کوزوو، جنگهای 5 ساله بالکان و سایر مناطق درگیر در جهان، بر روی وضعیت کنونی آنها نیز تأثیر گذاشته و هنوز نتوانسته اند خود را با شرایط جدید جهانی و نیز حتی شرایط منطقه ای چون افغانستان وفق بدهند، لذا تا چنین رفتاری و سیاستهایی بر مأموریتهای ناتو حاکم باشد، قطعاً نمی توان چشم انداز روشنی را برای نیروهای آن در نظر داشت.
تشکیلات و تاریخچه ناتو
آنچه که امروز به نام ناتو، در جهان مطرح می باشد، همان پیمان آتلانتیک شمالی است که برای حمایت از منافع آمریکا و اروپا در دوران جنگ سرد به سال 1949 تأسیس گردید. در چهارم آوریل 1949، واشنگتن محل تولد این سازمان نظامی بین المللی شد و در ابعاد کوچکتر آن در بروکسل بلژیک نیز مقر اروپایی آن مستقر گردید.
ابتدا نام این سازمان «اتان» بود که بعدها از دل همین سازمان «ناتو» بوجود آمد. در 17مارس 1948 مرزهای جدید ناتو شکل گرفت و کشورهایی چون بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، فرانسه و انگلستان با حیطه عملیاتی آن موافقت کرده بودند. این پیمان چندی بعد به پیمان «اتحادیه اروپای غربی» تغییر نام داد و رسماً اعلام کرد با هدایت آمریکا به فعالیتهایش ادامه می دهد. اگرچه این پیمان در راستای ایجاد یک نیروی نظامی واحد شکل گرفت، اما پس از مدتی ماهیت اصلی آن فاش شد. سران آمریکایی ناتو اعلام کردند، از بین بردن قدرت نظامی اتحاد جماهیر شوروی سابق نخستین و مهمترین هدف ناتو به شمار می رود. نتیجه چنین گمانه زنی هایی، پس از مدتی در پیمان کشورهایی چون آمریکا، کانادا، پرتغال، ایتالیا، نروژ و ایسلند محور اصلی گفتگوها قرار گرفت و سه سال بعد در 18 فوریه 1953 یونان و ترکیه نیز به جمع کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی درآمدند.
در همان سال این مسأله مطرح شد که به دلیل جغرافیایی، استرالیا و نیوزیلند نمی توانند عضو این پیمان باشند. به جای این کار و در توجیه غیبت دو کشور یاد شده، پیمان «آنزوس» شکل گرفت تا کشورهای این منطقه نیز نیرویی نظامی و واحد داشته باشند. اتفاق جالب در سال 1945 روی داد. جایی که شوروی سابق پیشنهاد کرد به ناتو ملحق شود تا حامی صلح در اروپا باشد. انگلستان و آمریکا قویاً با این پیشنهاد به مخالفت برخاستند؛ زیرا پنداشتند، شوروی نیرویی بالقوه است که می تواند اروپا را تحت تأثیر قرار دهد. این پیمان با شروع جنگ سرد، فعالیت اصلی خود را به خواست آمریکا و انگلیس افزایش داد. از میان برداشتن شوروی و از هم فروپاشی این کشور قدرتمند در گفتگوهای محرمانه آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا و هارولد مک میلان نخست وزیر وقت انگلستان در 17سپتامبر 1958 مطرح شد. آنها در این گفتگو خواهان حضور بیشتر فرانسه در فعالیتهای ناتو شدند. اما نخستین حضور قدرتمندانه ناتو در قالب عملیاتی غیرضروری به سیزدهم فوریه 1960 بر می گردد که فرانسه توانست در حضور نیروهای ناتو، نخستین بمب اتم خود را با حساسیت پایین آزمایش کند. بیش از 200فروند از هواپیماهای ناتو در فرانسه فرود آمدند تا امنیت این عملیات را تضمین کنند، اما پیش از این مانورها زمزمه های ابزاری شدن ناتو به گوش می رسید؛ زیرا کشورهای اروپایی بلافاصله دریافتند آمریکا بی هیچ واسطه ای این لشکر تا دندان مسلح را در اختیار دارد و دیگر برای چانه زنی بر سر مرزهای عملیاتی ناتو دیر شده است. پس از آن تحقیقات نشان داد نیروهای پارتیزانی و چریکی که پس از جنگ جهانی دوم به دلایلی منفعل شده بودند، با تغییر هویت خود به فعالیت در ناتو مستقر شدند. از آن گروه ها می توان به سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و بریتیش ام آی اشاره کرد.
گرچه ناتو در خلال سالهای 1997- 1994 برنامه های همکاری برای ایجاد صلح (PFP) را مطرح می کند، اما هرگز چنین رویه ای در ساختار سیاسی آن به چشم نیامد. طی سالهای 2004- 1949 تعداد اعضای ناتو از 7 عضو به 36عضو رسید. تنها دو کشور از قاره آمریکا در میان فهرست اعضای ناتو دیده می شود که ایالات متحده و کانادا هستند. مقر این سازمان در بروکسل همان شهری که سنگ بنای آن بنیان نهاده شد، قرار دارد.
از آن زمان این پیمان سیاستهایی را دنبال می کند که با تأیید سران 36عضو آن همراه است. طی ملاقاتهایی که سران ناتو انجام می دهند، این خطوط سیاسی ترسیم می شود.
بدون شک باید در ساختار سیاسی ناتو به مشاور امنیتی ناتو هم توجه شود که تصمیماتش در سالهای مختلف، محور حرکتی این سازمان به شمار می رود. هر کشور یک نفر را به عنوان کاندیدای احراز این سمت معرفی می کند و پس از تأیید آمریکا و انگلستان او می تواند بر اریکه این پست تکیه زند. ژنرال «لرد ایزمای» از سال 1953 تا سال 1957 توانست عنوان نخستین فرمانده این سازمان را به خود اختصاص دهد تا انگلستان رکورددار احراز این سمت باشد. انگلستان تاکنون چهار بار فرماندهی ناتو را برعهده داشته است.
نیروهای ناتو که در مقایسه با نیروهای نظامی سایر کشورها از توانمندی بیشتری برخوردارند، امروز شاخه ای از نیروهای واکنش سریع آمریکا نیز محسوب می شوند. درواقع آمریکا با این ترفند هزینه های کلان نظامی خود را برای حمایت و حفاظت از منافع خود در سراسر جهان کاهش داده است. کماندوهای دوره دیده نیروهای واکنش سریع آموزش ناتو را برعهده می گیرند. پژوهشهای نظامی این سازمان در کشورهای عضو انجام می شود و گزارشهای آن به صورت محرمانه و طبقه بندی شده در اختیار سران این کشورها قرار می گیرد.